EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۲۴۸۴

دست بالای ایران در هرمز

تنگه هرمز، گلوگاهی که این‌بار نه فقط به عنوان یک آبراه راهبردی، بلکه به صحنه اصلی چانه‌زنی بزرگ میان ایران و امریکا تبدیل شده، موجب گشته تا تهران و مسقط درباره مدیریت کشتی‌ها در این شاهراه به توافقی که گفته می‌شود 60 روزه است، نزدیک شوند

دست بالای ایران در هرمز
اعتماد

روزنامه اعتماد گفتگوئی را با سیدجلال ساداتیان منتشر کرده است:

تنگه هرمز، گلوگاهی که این‌بار نه فقط به عنوان یک آبراه راهبردی، بلکه به صحنه اصلی چانه‌زنی بزرگ میان ایران و امریکا تبدیل شده، موجب گشته تا تهران و مسقط درباره مدیریت کشتی‌ها در این شاهراه به توافقی که گفته می‌شود 60 روزه است، نزدیک شوند؛ توافقی که به نوشته نیویورک تایمز هم مسیر کشتیرانی احیا می‌شود و فشار بازار انرژی را کاهش می‌دهد و هم سطح بالایی از نقش و نفوذ ایران در مدیریت این شاهراه تثبیت خواهد شد؛ نقشی که پیش از جنگ به ‌صورت رسمی وجود نداشت. براساس برخی گزارش‌های منتشر شده ادعایی در خبرگزاری‌هایی چون سی‌ان‌ان، رویترز و الجزیره، سند در دست مذاکره سندی تک برگه است که پیش‌نویس آن نهایی شده بر پایه ورود کشتی‌ها از کانالی نزدیک ساحل ایران و خروج از مسیر عمان تعریف شده؛ طرحی که از نگاه مقام‌های ایرانی با سازوکاری برای «هزینه خدمات» ناوبری، امنیت و محیط‌زیست همراه است، هرچند  اما مقام‌های امریکایی مدعی‌اند روایت تهران «دقیق نیست» و مسیر موقت باید بدون عوارض و بدون نیاز به تایید ایران قلمداد شود. در همین راستا برخی رسانه‌ها مدعی‌اند که تهران راضی شده که از این آبراه عوارض دریافت نکند. هنوز این ادعا تایید یا رد نشده. همزمان برخی مقام‌های رسمی کشورمان صراحتا اعلام کرده‌اند که ایران از کریدور جنوبی تنگه هرمز چشم‌پوشی نخواهد کرد و اجازه نخواهد داد وضعیت به پیش از جنگ بازگردد. با این حال خبرگزاری المیادین به نقل از ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت امور خارجه قطر مدعی شد که تلاش‌ها برای حل‌وفصل درگیری بین امریکا و ایران در مراحل بسیار پیشرفته‌ای قرار دارد. به نوشته این خبرگزاری، الانصاری در پاسخ به پرسشی درخصوص اظهارات متناقض درباره جاری بودن مذاکرات بین ایران و امریکا، ادعا کرد: «می‌توانیم تایید کنیم که تلاش‌ها با همه طرف‌ها جاری است و در مراحل بسیار پیشرفته‌ای قرار دارد.»  به ادعای این مقام قطری، «متن یک توافق احتمالی تدوین شده و اکنون در حال تبادل میان طرف‌هاست.» با این حال در حال حاضر، مذاکره مستقیمی در جریان نیست و هیچ برنامه‌ای برای برگزاری مذاکرات مستقیم وجود ندارد و میانجی‌ها در تماس هستند.

همزمان خبرگزاری‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مواضع متفاوتی را رسانه‌ای کردند، در حالی که الجزیره از  احتمال لغو محاصره دریایی ایران و تجدید‌نظر درباره تحریم‌های نفتی در ازای توافق هرمز نوشته، سی‌ان‌ان به نقل از یکی از مقام‌های منطقه‌ای که در جریان رایزنی‌ها قرار دارد مدعی شد که احتمال دستیابی به توافق درباره تنگه هرمز تا روز جمعه «پنجاه-پنجاه» است؛ این ادعا درحالی رسانه‌ای شد که پیش‌تر ترامپ مدعی بود که توافق قریب‌الوقوع خواهد بود. در این میان رویترز به نقل از یک مقام ایرانی و  منابع منطقه‌ای ضمن اشاره به امتیازهای اساسی تعریف شده در این سند برای ایران بدون ورود به جزییات اعلام کرد که به واسطه توافق احتمالی فوق ایران قادر خواهد بود تا بر کشتی‌هایی که از طریق هرمز وارد خلیج‌فارس می‌شوند، کنترل داشته باشد؛ متغیری که به عنوان یکی از برجسته‌ترین دستاوردهای تهران قلمداد می‌شود. با این همه گروهی از ناظران می‌گویند تفاسیر ارایه شده درباره واژه «کنترل» متفاوت است و هنوز جزییاتی در این باره منتشر نشده و همین گزاره می‌تواند زمینه‌ساز اختلاف شود، چراکه کشورهای حاشیه خلیج‌فارس به دنبال آن هستند تا نظارت بر بازرسی کشتی‌ها و پرداخت عوارض داوطلبانه باشد.

 پیش‌تر اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، بارها تاکید کرد که محور گفت‌وگوهای تهران و مسقط «تعیین مسیرهای رفت و برگشت ایمن» است؛ مسیری که حقوق حاکمیتی و ملاحظات امنیتی ایران و عمان را حفظ کند و نتایج آن پس از پایان روند جمع‌بندی اعلام خواهد شد.  خبرگزاری‌های داخلی نیز به نقل از منابع نزدیک به هیات ایرانی گزارش دادند جمهوری اسلامی ایران فقط با عمان درباره ترتیبات آینده مدیریت هرمز مذاکره می‌کند و هیچ گفت‌وگویی با امریکا در جریان نیست؛ این منابع یادآور شدند: تلاش واشنگتن و برخی شرکای منطقه‌ای برای دایمی کردن مسیر جنوبی هرمز با مخالفت ایران روبه‌رو شده و تا زمانی که محاصره دریایی بنادر ایران و نقض تفاهم اسلام‌آباد ادامه یابد، بازگشت تنگه به وضعیت پیشین منوط به تحقق شروط تهران خواهد بود. در برابر این مواضع، واشنگتن می‌کوشد تصویر دیگری از توافق احتمالی ترسیم کند. یک مقام کاخ سفید به الجزیره گفت هر مسیر موقت ترسیمی کشتیرانی در هرمز «بدون مانع، مجوز، تاییدیه یا پرداخت عوارض» خواهد بود و گزارش‌ها درباره کنترل ایران بر عبور و مرور «دقیق نیست.»  وزیر خارجه امریکا از «پیشرفت بدون نهایی‌شدن» سخن گفت و وزیر خزانه‌داری امریکا نیز روز سه‌شنبه در گفت‌وگو با رسانه‌های اقتصادی مدعی شد «امکان دارد امروز یا فردا» توافقی برای بازگشایی هرمز حاصل شود؛ در حالی که داده‌های شرکت‌های ردیاب ترافیک دریایی نشان داد عبور روزانه از این آبراه به کمتر از ۱۰ کشتی رسیده و مدیرعامل آرامکو هشدار داد حتی با بازگشایی سریع هرمز، جبران کاهش ذخایر نفت ممکن است تا ۱۸ ماه طول بکشد و بازار جهانی هر هفته بیش از ۱۰۰ میلیون بشکه نفت از دست خواهد داد. در سطح فنی و امنیتی، روایت دیگری نیز از درون مذاکرات منتشر شده است. به نوشته رویترز، یک منبع بلندپایه ایرانی  در جریان مذاکرات و گفت‌وگوها گفته «تهران خواهان کنترل تردد ورودی و نظارت بر تردد خروجی» در هرمز است؛ یعنی مسیر ورود تحت مدیریت ایران و مسیر خروج از راهروی بین ایران و عمان با صدور مجوز ازسوی عمان پس از اطلاع به تهران انجام شود. این منبع تاکید کرده ایران از موضع اولیه خود -درخواست کنترل کامل در هر دو جهت- به شکلی مشروط کوتاه آمده اما «بعید است از موضع فعلی خود عقب‌نشینی کند»، در‌حالی که طرح تقسیم برابر مسیرها میان ایران و عمان به‌ دلیل تامین ‌نشدن نگرانی‌های امنیتی رد شده بود.  شبکه ام‌اس نیوز نیز گزارش داد: امریکا و برخی کشورهای اروپایی بر عمان فشار می‌آورند تا با شروط ایران برای توافق موقت همراه شود؛ طرحی که به ‌گفته یک دیپلمات خاورمیانه‌ای، در صورت نهایی‌ شدن «سطح کنترل ایران بر این آبراه نسبت به قبل از جنگ افزایش خواهد یافت» و از دید برخی کارشناسان، اهرم فشار مهمی دراختیار تهران قرار می‌دهد. در کنار محور ایران‌-‌عمان، نقش میانجی‌ها همچنان پررنگ است. دفتر امیر قطر از تماس تلفنی شیخ تمیم بن حمد آل ثانی با دونالد ترامپ خبر داد که در جریانش دوطرف درباره تلاش‌ها برای کاهش تنش میان امریکا و ایران و نزدیک کردن دیدگاه‌ها گفت‌وگو کردند. امیر قطر بر ادامه گفت‌وگو، استفاده از راه‌حل‌های دیپلماتیک و پایبندی همه طرف‌ها به مفاد تفاهم اسلام‌آباد تاکید و ترامپ از نقش دوحه در حمایت از میانجیگری‌ها قدردانی کرد. همزمان، قطر و پاکستان در بیانیه‌ها و نشست‌های خبری تایید کردند تلاش میانجی‌ها با همه طرف‌ها ادامه دارد و تمرکز بر «راه‌حلی کوتاه‌مدت» است که بتواند گفت‌وگوها را احیا و مسیر بازگشت به چارچوب میانجیگری را هموار کند، هر چند هنوز گفت‌وگوی مستقیمی میان نمایندگان تهران و واشنگتن برنامه‌ریزی نشده است. در این فضای چندلایه، طرح‌های جایگزین نیز روی میز است. روزنامه تلگراف از مدلی الهام ‌گرفته از سازوکار تنگه مالاکا نوشت که براساس آن، کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و شماری از دولت‌های اروپایی از طریق صندوقی داوطلبانه، هزینه خدمات ناوبری، حفاظت از محیط‌زیست و جست‌وجو و نجات در هرمز را تامین کنند؛ طرحی که می‌تواند بدون تعریف «عوارض مستقیم» از کشتی‌ها، بخشی از نگرانی‌های طرف‌ها را پاسخ دهد. بلومبرگ نیز به نقل از دیپلمات‌ها گزارش داد تهران در دیدارهای خصوصی اخیر موضع خود درباره مشارکت خارجی در مین‌روبی را تاحدی «نرم‌تر» کرده و احتمال داده می‌شود اجازه محدود عملیات مین‌روبی به اروپا، در صورت گره‌ خوردن آن به توافق بازگشایی و کاهش تنش، بررسی شود. به گفته شماری از تحلیلگران، مجموعه این تحولات نشان می‌دهد هرمز به‌تدریج از یک موضوع صرفا فنی به پاشنه‌آشیل دیپلماسی ایران-امریکا تبدیل شده؛ گرهی که در آن بحث محاصره دریایی، حقوق حاکمیتی ایران، میانجیگری منطقه‌ای و فشار بازار انرژی به‌هم تنیده شده‌اند و هر راه‌حل موقتی اگر نتواند توازن میان این عناصر را رعایت کند یا با مقاومت یکی از طرف‌ها روبه‌رو خواهد شد یا دوام چندانی نخواهد داشت.  در همین راستا و با هدف بررسی و واکاوی آخرین تحولات مربوط به تنگه هرمز و سناریوهای پیش‌رو در دیپلماسی تهران و واشنگتن، روزنامه اعتماد در گفت‌وگویی با سیدجلال ساداتیان، دیپلمات پیشین و کارشناس روابط بین‌الملل به ارزیابی این وضعیت پرداخته است. مشروح گفت‌وگو در ادامه آمده است. 

 

سیدجلال ساداتیان، سفیر سابق کشورمان در انگلیس در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره سازوکار تعریف شده در تفاهم احتمالی ایران و عمان درباره تنگه هرمز با لحاظ کردن قدرت و توان بازدارندگی کشورمان ابتدا به سابقه «تفاهمنامه اسلام‌آباد» اشاره کرد و گفت: این تفاهم با ابتکار ترکیه و قطر آغاز شد، سپس به پاکستان سپرده شد و اسلام‌آباد نیز در هماهنگی با چین آن را پی گرفت تا درنهایت به متنی برسند که برمبنای آن برای مدت دو ماه آتش‌بس برقرار شود. در این دوره، ترددها از تنگه هرمز بدون دریافت عوارض و با اجازه ایران انجام شود، اما شاهراه تحت کنترل ایران باقی بماند و در همین بازه زمانی، طرف‌ها درباره سایر موضوعات اختلافی -از پرونده هسته‌ای تا مسائل دیگر-  گفت‌وگو کنند. 

به گفته ساداتیان، چند روز بیشتر از اجرای این تفاهم نگذشته بود که ایران به این جمع‌بندی رسید امریکایی‌ها قصد «تقلب» دارند؛ یعنی می‌خواهند از این فرصت برای گشودن «کریدور جنوبی» و آوردن کشتی‌های جنگی و تجدید تجهیز پایگاه‌هایشان استفاده کنند و در واکنش چند کشتی حامل گاز مایع (LNG) را که در مسیر صادرات بودند، هدف قرار داد؛ اقدامی که با خسارت همراه شد و سپس با پاسخ جدی‌تر ایران به تلاش امریکا برای واکنش نظامی، نشان داد تهران بر منطق خود در مورد هرمز کوتاه نمی‌آید.  او یادآور شد: منطق ایران این است که اینجا «آبراه بین‌المللی» نیست، بلکه آب‌های ساحلی مشترک ایران و عمان است و بر همین اساس، از دو، سه ماه پیش از تفاهم اخیر، گفت‌وگوهایی در سطح وزیر خارجه و معاون وزیر (کاظم غریب‌آبادی) میان تهران و مسقط جریان داشته تا سازوکار استفاده از این آبراه، نحوه نظارت و چگونگی تقسیم منافع و خدمات میان دو کشور مشخص شود.  این کارشناس روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره برخی ادعاها درباره عبور تهران از برخی خطوط قرمز خود درباره این شاهراه حیاتی که توسط رسانه‌های غربی برجسته شده و اینکه آیا این تفاهمنامه می‌تواند تاثیر این شاهراه را به عنوان «برگ برنده» ایران کاهش دهد، تصریح کرد: هیچ‌کدام از ادعاها قابل اعتنا نیست. در خود متن بحث، مساله «کنترل» به‌صراحت به نفع ایران تعریف شده است. او توضیح داد: نگرانی اصلی تهران این است که امریکایی‌ها از مسیر تنگه، کشتی‌های جنگی یا حامل ادوات و نیازمندی‌های پایگاه‌هایشان را وارد کنند و دوباره آنها را تجهیز کرده و از همان مسیر، زمینه حمله مجدد به ایران را فراهم سازند. بر این اساس، قرار بر این است که «ورود» به خلیج‌فارس و منطقه از طریق مسیر تحت نظارت ایران انجام شود، یعنی کشتی‌هایی که وارد می‌شوند -‌چه خالی، چه حامل کالاهای خاص-  تحت کنترل ایران باشند تا اطمینان حاصل شود حامل تجهیزات نظامی و ادوات جنگی نیستند. آنچه «خارج» می‌شود، سوخت، نفت یا هر کالای دیگری است که از منطقه خارج می‌شود و ایران قبلا هم پذیرفته که این آب میان ایران و عمان است و باید با توافق دوطرف اداره شود. ساداتیان در ادامه تاکید کرد: با حصول این تفاهم، اتفاقا «کنترل این شاهراه در دست ایران است» و تهران کنترل خود را از دست نداده؛ سخن ایران دقیقا این است که نباید اجازه داده شود امریکایی‌ها از این وضعیت استفاده کنند تا کشتی‌های حامل امکانات جنگی را وارد کرده و پایگاه‌ها را دوباره تجهیز کنند.  او افزود: وقتی کنترل ورود کشتی‌های سنگین و حامل تجهیزات دراختیار ایران باشد، این تفاهم به معنای عقب‌نشینی نیست، بلکه توافقی میان دو کشوری است که خود را صاحب حق در این آبراه می‌دانند و برای تنظیم سازوکار مشترک به نتیجه رسیده‌اند؛ به این ترتیب، مکانیزم مشترک با عمان نه «واگذاری» هرمز، بلکه چارچوبی است که نظارت و کنترل را برای تهران حفظ و در عین حال مسیر اداره عملی تنگه را با مشارکت عمان سامان می‌دهد. سید جلال ساداتیان در پاسخ به پرسش دیگر که همزمان با توافق میان ایران و عمان مطرح شده و درباره رایزنی‌های احتمالی ایران و امریکا ذیل تفاهم اسلام‌آباد توسط قطری‌ها پیش می‌رود، گفت: در ابتدا باید تاکید کرد پرسش مهم این است که اسراییل «آیا می‌تواند» و «تا امروز توانسته» در این فرآیند خللی ایجاد کند یا نه. به باور ساداتیان، این بازیگر تاکنون موفقیتی به دست نیاورده است. این کارشناس روابط بین‌الملل در ادامه با اشاره به طیف وسیع موضوعاتی که ممکن است در صورت احیای رایزنی‌ها در کانون توجه قرار بگیرد ابتدا به قدرت دفاعی و موشکی اشاره کرد و گفت: این حوزه از ابتدا «قابل مذاکره» نبوده و در وضعیت کنونی، تهران به هیچ‌وجه حاضر نیست درباره آن گفت‌وگو کند؛ زیرا نقطه قوت، همین توان دفاعی و موشکی و عملیات‌هایی است که انجام داده و هرچه زمان گذشته، این توان پیشرفته‌تر و امکانات بهتر شده است. به گفته او، طبیعی است ایران چنین ظرفیت‌هایی را کنار نگذارد و درباره آن معامله نکند. ساداتیان در ادامه و در واکنش به ادعای ترامپ درباره غیرهسته‌ای کردن کشورمان پس از توافق ایران با عمان یادآور شد: در بازه زمانی ایران پذیرفت بخشی از غنی‌سازی را رقیق کند، اما اینکه امروز دوباره به چنین ضرورتی رسیده باشد یا نه، محل بحث است و باید جداگانه بررسی شود.  دیپلمات پیشین کشورمان در جمع‌بندی این محور خاطرنشان کرد: مجموعه این عوامل، نوعی «تعادل» در صحنه عمل ایجاد کرده؛ تعادلی که در برخی ابعاد به دستاوردهایی برای ایران منجر شده و اکنون پرسش اصلی این است که تهران چگونه می‌تواند این دستاوردها را «نقد» کند و به امتیازات مشخص تبدیل سازد. او تاکید کرد: تبدیل دست برتر به امتیاز، تنها از مسیر مذاکره و گفت‌وگو امکان‌پذیر است و نه صرفا از طریق ادامه جنگ و درگیری؛ چراکه عقلانیتی که در سطح تصمیم‌گیری کشور حاکم است، دقیقا به همین نتیجه رسیده که باید از برتری‌های میدانی و دفاعی برای کسب امتیازات سیاسی و اقتصادی در میز مذاکره استفاده شود نه آنکه صرفا بر گزینه «زدن و جنگیدن» تکیه شود. سفیر سابق ایران در انگلیس در پاسخ به پرسش دیگر درباره ارزیابی استراتژی رییس‌جمهور امریکا -باتوجه به اینکه ترامپ برای چندمین بار از تهدید ادعایی خود مبنی بر تهاجم به ایران عقب‌نشینی کرده و اینکه آیا او همچنان بر راهبرد «ابهام» تکیه می‌کند یا به‌دنبال تعریف تله فریب و حمله غافلگیرانه است یا نه-  توضیح داد که باید به رفتار دیگران با امریکا نگاه کرد: «دیگر کشورها همراهی لازم را با او ندارند»، زیرا استراتژی روشنی در کار نیست و اهدافش بیش از آنکه محقق شده باشد، در حد ذهنیات باقی مانده است.  به‌ گفته ساداتیان، ترامپ در ذهن خود اهداف بزرگی را ترسیم کرده بود؛ از «از بین بردن ایران» و مسلط شدن بر منطقه تا کنترل مسیرهای راهبردی برای مهار چین، اما این اهداف تاکنون محقق نشدند و خود او نیز در پی آن است که اگر فرصتی فراهم شود، از هر میزان اهدافی که به باورش محقق شده به عنوان «پیروزی» یاد کند و بگوید در این یا آن زمینه دستاورد مهمی داشته؛ در حالی که تا این لحظه نتوانسته چنین دستاوردهایی را به‌ طور واقعی محقق سازد.این کارشناس روابط بین‌الملل در ادامه یادآور شد که ترامپ در صورت فراهم شدن شرایط، «دنبال آن است که هر اقدام ممکن» را برای رسیدن به اهداف خود انجام دهد و در این تردیدی نیست؛ اما تاکنون ناکامی او ناشی از مجموعه‌ای از عوامل است که پیش‌تر شرح داده شده و شاید مهم‌ترین آنها نقش لابی عربی باشد؛ همان کشورهایی که برای حفظ منافع خود و جلوگیری از فروپاشی نظم اقتصادی و امنیتی‌شان بر اثر تنش، فشار می‌آورند تا سطح درگیری کنترل شود. ساداتیان با اشاره به تلاش این کشورها برای کاهش اهمیت استراتژیک تنگه هرمز -‌ازجمله طرح‌های انتقال نفت از مسیرهای زمینی، تقویت بنادر جایگزین یا فعال‌سازی مسیرهای جدید-  تاکید کرد: این پروژه‌ها «زمان‌بر و هزینه‌بر» هستند و در کوتاه‌مدت پاسخ نمی‌دهند، هر چند نشان می‌دهد اعراب به فکر راه‌هایی برای دور زدن وابستگی کنونی به این شاهراه حیاتی افتاده‌اند. ساداتیان در جمع‌بندی گفت: در این میان، ایران در مقطع فعلی «دست بالا» را دارد و عقلانیت حکم می‌کند از این موقعیت به بهترین شکل بهره‌برداری کند؛ یعنی این برتری میدانی و ژئوپلیتیک را «نقد» کرده و به امتیازات مشخص برای کشور تبدیل کند. به ‌تعبیر ساداتیان، وظیفه تهران این است که از وضعیت کنونی، که نتیجه ناکامی امریکا در تحقق کامل تهدیداتش و نگرانی متحدان عربی از گسترش جنگ است، بیشترین بهره را در راستای منافع ملی ببرد و اجازه ندهد که صرفا به عنوان یک فرصت گذرا از دست برود. ساداتیان در ادامه با اشاره به رفتار شخص ترامپ در ارتباط با ایران و نوع ادبیاتش گفت که از رییس‌جمهوری امریکا هیچ چیز بعید نیست.

 او بارها همین مسیر پارادوکسیال را طی کرده و هر جا احساس کرده در تنگنا قرار دارد یا نیاز به «وقت‌کشی» دارد، از مذاکره گفته، اما هرگاه موقعیتش تثبیت شده، بدعهدی‌ها آغاز شده و صرفا منافع و مصالح خاص خود را درنظر گرفته است.  به گفته دیپلمات ساق کشورمان، طرف ایرانی نیز باید دقیقا براساس همین منطق عمل کرده و با همین لنز منافع خود را بسنجد. 

این کارشناس روابط بین‌الملل در ادامه، بدون استفاده از ادبیات شعاری درباره «شکست ترامپ»، به مجموعه عواملی اشاره کرد که به‌نظر او در عقب‌نشینی اخیر واشنگتن از تشدید حملات نظامی موثر بوده؛ مواردی چون اذعان پنتاگون و افسران ارشد به مصرف بخش قابل‌توجهی از موشک‌های پدافندی دقیق، مقاومت ایران در برابر حملات و فشار کشورهای عربی منطقه مانند عربستان و امارات که به‌خوبی میزان آسیب‌پذیری خود را در شرایط تنش فزاینده درک کرده‌اند. ساداتیان توضیح داد: این مجموعه عوامل، تردید جدی در محاسبات ترامپ ایجاد کرده؛ اینکه آیا واقعا قادر است تهدیداتی را که مطرح کرده به ‌طور کامل اجرا کند و وارد مرحله «شدت عمل» در حملات نظامی شود یا نه. او یادآور شد: ترامپ بارها روایت عقب‌نشینی خود را تغییر داده؛ از ادعاهای تازه در گزارش‌های رسانه‌ای مانند گزارش اخیر نیویورک تایمز درباره وضعیت سیاسی‌اش تا این ادعا که «اعراب خواستند حمله را متوقف کنم» و تعیین ضرب‌الاجل‌های متعدد برای ایران. این تکرار الگو نشان می‌دهد که ترامپ با مجموعه‌ای از محدودیت‌ها روبه‌رو است و زیر فشار لابی‌های عربی و صهیونیستی در حال تلاش برای حفظ توازن میان آنهاست؛ لابی‌هایی که صرفا منافع خود را درنظر دارند، نه منافع ایران. ساداتیان در پایان این محور تاکید کرد: در چنین شرایطی، ایران باید بکوشد با اتکا به «دست بالای» خود در میدان و دیپلماسی، امتیازات خاص خود را در هر روند احتمالی گفت‌وگو به دست آورد و تصمیم درباره استفاده از فرصت‌های دیپلماتیک را صرفا بر پایه سنجش دقیق منافع و هزینه‌ها اتخاذ کند نه براساس اعتماد به طرف مقابل. این کارشناس مسائل خاورمیانه در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره نقش کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس در جلوگیری از حمله ادعایی ترامپ به ایران و اینکه در عین حال منطقه همچنان شاهد آرایش نظامی و ائتلاف عربی علیه تهران است، این رویکرد پارادوکسیکال را ناشی از موقعیت شکننده و آسیب‌پذیر این کشورها دانست. این دیپلمات پیشین گفت به ‌تعبیر او «اعراب در آکواریوم نشسته‌اند»؛ یعنی در معرض دید و ضربه‌اند و مثال زد که عربستان با دو موشک شلیک‌ شده ازسوی حوثی‌ها به‌ شدت دچار هراس شد و وقتی تلاش کرد با حمله به مواضع یمنی‌ها فشار در باب‌المندب را کاهش دهد، به سرعت دریافت که خود به‌مراتب آسیب‌پذیرتر است؛ کافی است تشکیلات آرامکو هدف قرار گیرد و چند میلیون بشکه از صادرات نفت عربستان از دست برود تا آنها عملا با بحران بزرگی مواجه شوند. ساداتیان در ادامه توضیح داد: کشورهای عربی در این وضعیت «تابع منافع خود» هستند و فشار می‌آورند تا سطح تنش کاهش یابد، زیرا پذیرش مقاومت ایران و روایت‌های مطرح ‌شده درباره شکست قطعی امریکا برای آنها آسان نیست و همزمان نگران پیامدهای ادامه جنگ‌اند. او با اشاره به شخصیت ترامپ و «دروغ‌هایی» که در ذهن او شکل گرفته، گفت: پذیرش این واقعیت‌ها برای رییس‌جمهوری امریکا نیز ساده نیست و در کنار آن، تحریکات و فشارهای لابی صهیونیستی -چه نتانیاهو و چه چهره‌های بانفوذ در کنگره، رسانه‌ها و بخش سرمایه-  طناب‌کشی و تلاش برای ایجاد تعادل میان منافع عربی و صهیونیستی را تشدید و وضعیت را شکننده‌تر کرده است.  این کارشناس روابط بین‌الملل تاکید کرد: در چنین شرایطی موقعیت چندان استواری وجود ندارد که بتوان با اطمینان گفت «هیچ مشکلی در کار نیست»؛ آرایش نظامی در منطقه همچنان جدی است و ایران باید «تمام حواس خود را جمع کند» و از احتمال حملات غافلگیرانه غفلت نکند. در عین حال، به ‌گفته او، تهران باید بتواند از همین موقعیت شکننده و فشار متقابل بر امریکا و متحدانش برای کسب امتیازات خود استفاده کرده و دست بالای خود را در معادلات منطقه‌ای حفظ نماید.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار