EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۱۴۴۷

آیا کشور پول ندارد؟

اگر وضعیت تخصیص ‌منابع در کشور اصلاح شود شاهد بهبود وضعیت اقتصادی خواهیم بود، اما این کار بسیار دشواری است و عزم ملی می‌طلبد

 آیا کشور پول ندارد؟
اطلاعات

دکتر علی سرزعیم در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:

اگر وضعیت تخصیص ‌منابع در کشور اصلاح شود شاهد بهبود وضعیت اقتصادی خواهیم بود، اما این کار بسیار دشواری است و عزم ملی می‌طلبد

 امروزه بی‌پولی صدای بلندی است که همه‌جا شنیده می‌شود. دولت می‌گوید پول ندارد تا زیرساخت بسازد و حقوق کارکنان خود را به‌زحمت می‌دهد. سازمان‌ها پولی ندارند تا کار جدیدی انجام دهند. شرکت‌ها گرفتار کمبود سرمایه در گردش هستند و  پایین‌تر از ظرفیت خود کار می‌کنند، لذا چالشی از این دست بر کشور مستولی شده است. ذهنیت رایج این است که پول نداریم پس باید راهی بیابیم که از خارج پولی به اقتصاد تزریق شود. آیا حقیقت این است؟ آیا کشور پول ندارد یااینکه درگیر تخصیص بد و نادرست منابع است؟ برای یافتن پاسخ باید تمام فرض ها را بررسی کرد.

فرض اول این است که مشکل کشور ما، تخصیص بد منابع است نه تخصیص کم منابع. توضیح این موضوع با چند مثال قابل‌فهم است. آیا با کمبود برق روبرو هستیم؟ احتمالا می‌گویند بله ولی واقعیت این است که ما با کمبود برق روبرو نیستیم بلکه با بدمصرفی شدید انرژی مواجهیم. مصرف غیرعادی خانوارها موجب می‌شود برق برای صنایع نرسد. خانه‌های ما طوری ساخته نشده‌اند که عایق حرارتی باشند و در تابستان هوای خنک را در داخل نگهدارند و در زمستان هوای گرم را. لذا بیش‌ازحد وسایل حرارتی و برودتی را روشن می‌کنیم. عادت نداریم در زمستان لباس گرم بپوشیم و شب‌ها دو پتو بگذاریم بلکه با مصرف بیشتر وسایل گرمایش، این ضعف خودمان را جبران می‌کنیم. وسایل مصرف‌کننده برق روزآمد نیستند و مصرف بالایی دارند و ما هم به مصرف بی‌مبالات عادت کرده‌ایم. نتیجه این وضعیت این است که با کمبود برق روبرو شده‌ایم و اکنون پول نداریم تا نیروگاه بسازیم. اسمش را گذاشته‌ایم کمبود منابع.

آیا اتوبان‌ها نیاز به بازسازی ندارند؟ پاسخ این است که چرا، دارند. حجم بالای خرابی آسفالت اتوبان‌ها به هر مسافری گوشزد می‌کند که زیرساخت‌ها نیازمند نوسازی دارند. آیا دولت بابت نوسازی پول دارد؟ پاسخ این است که ندارد. پس نتیجه می‌گیریم دچار بی‌پولی هستیم؛ اما واقعیت این است که این وضعیت مرهون سیاست های خودمان است. نوسازی هر اتوبان باید از محل عوارض همان اتوبان صورت گیرد. اگر فشارهای اجتماعی موجب می‌شود تا عوارض تعطیل شود، باید منتظر چنین روزی باشیم. ما جاده‌ها را اصولی نمی‌سازیم و برای همین عمر مفید آن‌ها کمتر از استاندارد می‌شود. همچنین تعمیر و نگهداری بموقع انجام نمی‌دهیم وبه همین دلیل نرخ فرسایش آن‌ها شدید می‌شود. اگر همه این کارها را درست انجام می‌دادیم امروز با بی‌پولی بازسازی اتوبان‌ها که نمادی از زیرساخت‌ها هستند روبرو نمی‌شدیم.

یا در نمونه‌ای دیگر، امروز با بیکاری جوانان تحصیلکرده روبرو هستیم و گفته می‌شود ایجاد هر شغل برای آن‌ها نیازمند منابع زیادی است و کشور فاقد منابع لازم برای هزینه کردن در این موارد است. در مقام ارزیابی باید گفت درست است. کشور در شرایط رکود است و حتی اگر رکود نبود رشد بالایی هم نمی‌داشت و در چنین شرایطی شغل برای این‌همه مهندس و افراد با تحصیلات بالا خلق نمی‌شد، اما واقعیت این است که اکنون کشور با کمبود تکنسین فنی روبروست. کافی است کولر شما خراب شده باشد. خواهید دید چقدر طول می‌کشد تا یک تعمیرکار بیاید و چه هزینه گزافی را بابت یک ساعت کار دریافت می‌کند. پس با مازاد نیروی با تحصیلات بالا و کمبود نیروی با مهارت فنی روبرو هستیم. در واقع یک عدم تطابق بین عرضه و تقاضا شکل گرفته و ریشه آن این است که در گذشته نظام دانشگاهی ما رشد شدیدی داشته که به‌مراتب بیشتر از نیاز کشور فارغ‌التحصیلان مهندس، کارشناس ارشد و حتی دکترا تحویل داده است. اما اگر در گذشته نظام فنی حرفه‌ای به‌جای دانشگاه گسترش می‌یافت امروز با این معضل روبرو نبودیم. پس منابع زیادی در گذشته تخصیص یافته بود اما این تخصیص بهینه نبود بلکه نابهینه یا نادرست بود.

نمونه بنزین

نمونه دیگر بنزین است. کشور با مصرف روزانه ۱۴۰ میلیون لیتر بنزین سازگار شده است و نرخ مصرف از تولید بیشتر شده و برای همین سالانه بیش از ۵ میلیارد دلار صرف واردات بنزین می‌شود. غیر از اینکه بخشی از آن به خارج قاچاق می‌شود مابقی توسط خودروها سوزانده می‌شود که پیامد آن آلودگی شدید هوا و ترافیک است. از طرفی رواج سفر با خودروهای شخصی موجب تصادفات زیاد و کشته و مجروح شدن تعداد زیادی از هموطنان می‌شود. این امر نمونه روشنی از تخصیص بد منابع است. حال راه بدیل این است که به‌جای صرف هزینه هنگفت بابت بنزین، حمل‌ونقل شهری غیر آلاینده توسعه یابد و راه‌آهن بین‌شهری گسترش پیدا کند تا مردم از سفر با خودروی شخصی پرهیز کنند. بازهم در اینجا می‌بینیم که به‌جای تخصیص بهینه منابع، تخصیص بد منابع صورت گرفته است.

شناسایی مسأله اصلی

با توضیحاتی که داده شد مشخص می‌شود مسأله اصلی کشور تخصیص بد منابع است. اگر تخصیص‌ها اصلاح شود شاهد بهبود وضعیت اقتصاد و کاهش مشکلات یادشده خواهیم بود. حرکت از تخصیص بد به تخصیص بهینه و حرکت از تعادل بد موجود به تعادل خوب مطلوب کار بسیار دشواری است و در بسیاری موارد نیازمند پول یا منابع جدید است وتامین آن عزم ملی می‌طلبد. مثلا اگر خانه‌ها بخواهند عایق و دست‌کم شیشه‌ها و پنجره‌ها دوجداره شوند خانوارها باید هزینه کنند و معلوم نیست بخش‌های فقیر بتوانند از پس آن برآیند. لذا لازم است دولت حمایت‌های مالی از نصب پنجره دوجداره برای این اقشار انجام دهد. آیا دولت پولش را دارد تا این حمایت را انجام دهد؟ بعید است.

برای رفع نیاز به کارگران ماهر باید مراکز فنی حرفه‌ای گسترش و نظام دانشگاهی که با کمبود دانشجو روبرو شده کوچک شود اما آیا تبدیل یک دانشگاه به یک مرکز فنی و حرفه‌ای کار ساده و بدون هزینه‌ای است؟ پاسخ این است که قطعاً خیر. آیا دولت پول لازم برای تبدیل مراکز دانشگاهی به مراکز فنی و حرفه‌ای را دارد؟ پاسخ منفی است. در قضیه بنزین هم برای حرکت از تعادل بد به تعادل خوب نیازمند پول و منابع مالی زیادی هستیم اما فعلا فاقد آن منابع هستیم. اگر به‌جای رشد مصرف خودرو شخصی، مردم از حمل‌ونقل عمومی استفاده کنند، درمجموع پول زیادی ذخیره خواهد شد و مازادی به‌وجود خواهد آمد.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار