EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۰۹۵۳

کارنامه ماندگار مرد هزار نقش سینما

درگذشت اکبر عبدی، فقط خبر از دست رفتن یک بازیگر نیست، پایانی است بر کارنامه هنری و حرفه‌ای یکی از متفاوت‌ترین چهره‌های سینمای ایران.

 کارنامه ماندگار مرد هزار نقش سینما
اطلاعات

روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت:

درگذشت اکبر عبدی، فقط خبر از دست رفتن یک بازیگر نیست، پایانی است بر کارنامه هنری و حرفه‌ای یکی از متفاوت‌ترین چهره‌های سینمای ایران. بازیگری که طی بیش از چهار دهه فعالیت، آن‌قدر نقش‌های مختلف را تجربه کرد که به سختی می‌توان او را در یک قالب مشخص تعریف کرد. عبدی که بسیاری به او لقب مرد هزار چهره یا هزار نقش سینمای ایران را داده بودند، برای عده‌ای همان دانش‌آموز بازیگوش «باز مدرسه‌ام دیر شد» بود، برای گروهی بازیگر «مادر» و «دلشدگان»، برای نسل دیگری چهره ماندگار «آدم برفی» و برای مخاطبان سال‌های اخیر، بازیگری که با «اخراجی‌ها»، «خوابم میاد» و حتی حضورش در «جوکر» دوباره دیده شد.

سخت است درباره اکبر عبدی بنویسی و فقط از یک نقش یا یک فیلم نام ببری. او از آن بازیگرانی نبود که با یک شخصیت در ذهن مخاطب بماند. شاید همین ویژگی، مهم‌ترین تفاوت اکبر عبدی با بسیاری از هم‌نسلانش بود، بازیگری که هیچ‌وقت خودش را در یک قالب نگه نداشت و از کمدی گرفته تا جدی و تاریخی به معنای واقعی کلمه، خوش درخشید و بی راه نیست اگر بگوییم او به زعم بسیاری از منتقدان، بازیگری غریزی بود و نقل قول‌هایی از همکارانش درباره بداهه پردازی‌های او سر صحنه فیلم‌ها نیز گواه این ادعاست. 

او بازیگری بود که یک روز در فیلم «مادر» علی حاتمی ایفای نقش می کرد و روز دیگر در «آدم برفی» نقش زنی را بازی می‌کرد که هنوز هم بعد از سال‌ها یکی از متفاوت‌ترین نقش‌آفرینی‌های سینمای ایران محسوب می‌شود. کارنامه او فقط مرور چند فیلم پرفروش یا چند نقش ماندگار نیست، مرور مسیری است که نشان می‌دهد چرا بسیاری از مهم‌ترین فیلمسازان سینمای ایران، از داریوش مهرجویی و علی حاتمی گرفته تا ناصر تقوایی، داوود میرباقری و محسن مخملباف، در مقطعی از فعالیتشان ترجیح دادند یکی از نقش‌های مهم فیلمشان را به اکبر عبدی بسپارند.

در سینمای ایران کم نبوده‌اند بازیگرانی که در کمدی موفق بوده‌اند یا در نقش‌های جدی درخشیده‌اند، اما کمتر پیش آمده بازیگری بتواند در هر دو مسیر، آن هم در کنار فیلمسازانی با جهان‌های کاملاً متفاوت، جای خودش را پیدا کند. کارنامه اکبر عبدی دقیقاً از همین زاویه اهمیت پیدا می‌کند. او فقط یک بازیگر محبوب نبود، بازیگری بود که فیلمسازان به او اعتماد داشتند و این را می‌توان از کاربلدی و حرفه‌ای بودن او دانست.

اولین نقش ماندگار در تلویزیون 

«باز مدرسه‌ام دیر شد» برای خیلی‌ها اولین تصویر از اکبر عبدی است، نوجوانی پرجنب‌وجوش که بازی‌اش آن‌قدر طبیعی بود که انگار او بازی نمی‌کند و دوربین فقط بخشی از زندگی روزمره او را ثبت کرده است.

ورود او به سینما هم اتفاقات و تجربه‌های مثبت زیادی را از همان ابتدا برای او رقم زد. شاید مهم‌ترین اتفاق کارنامه عبدی، همکاری با فیلمسازانی باشد که هر کدام سبک منحصر به فرد خودشان را در سینمای ایران داشتند. داریوش مهرجویی، علی حاتمی، ناصر تقوایی، محسن مخملباف یا داوود میرباقری هر کدام در یک فیلم یا   بیشتر با عبدی همکاری کردند و او نیز به وضوح نشان داد آنقدر توانمند است که می‌تواند خودش را با جهان هر کارگردان تطبیق دهد.

همکاری با علی حاتمی 

«اجاره‌نشین‌ها» داریوش مهرجویی را هم می‌توان یکی دیگر از نقاط عطف کارنامه بازیگری عبدی به حساب آورد، فیلمی که هنوز هم یکی از بهترین کمدی‌های اجتماعی سینمای ایران به حساب می‌آید و با وجود حضور جمعی از بازیگران شناخته‌شده سینما، هر شخصیت فرصت پیدا می‌کند سهم خودش را در روایت داشته باشد. عبدی هم در همین فضا نشان داد که کمدی را فقط با گفتن دیالوگ‌های بامزه تعریف نمی‌کند و برگ برنده ‌های خودش را دارد.

 همکاری با علی حاتمی، تصویر دیگری از اکبر عبدی ساخت.حاتمی در انتخاب بازیگر وسواس زیادی داشت و کمتر پیش می‌آمد نقش مهمی را به بازیگری بسپارد که مطمئن نباشد از پس آن برمی‌آید. حضور عبدی در «مادر» اتفاق کوچکی نبود و او با تکیه بر تجربه و همان استعداد غریزی اش توانست بدون تلاش برای جلب توجه، شخصیت پسر شیرین عقل قصه را در فیلم تثبیت کند. همکاری اکبر عبدی با علی حاتمی در «دلشدگان» هم ادامه پیدا کرد، فیلمی که بیش از هر چیز به ظرافت، موسیقی و فضای شاعرانه‌اش شناخته می‌شود و باز هم عبدی نشان داد می‌تواند خودش را با لحن متفاوت فیلمساز هماهنگ کند.

«آدم برفی» و جسارتی فراموش نشدنی

همین اعتماد را در همکاری او با ناصر تقوایی در «ای ایران» و محسن مخملباف در «ناصرالدین‌شاه آکتور سینما» هم می‌توان دید. کمتر بازیگری فرصت همکاری با چنین طیف متنوعی از کارگردانان را پیدا می‌کند و کمتر کسی می‌تواند در جهان متفاوت هر کدام، جای خودش را پیدا کند. با این حال، اگر قرار باشد تنها یک ویژگی را به عنوان مشخصه منحصر به فرد بازیگری اکبر عبدی معرفی کنیم، احتمالاً باید از جسارتش در انتخاب نقش‌ها حرف بزنیم. 

او از معدود بازیگرانی بود که حاضر می‌شد نقش‌هایی را بپذیرد که بسیاری از 

هم ‌نسلان و همکارانش حتی به آنها فکر هم نمی‌کردند. «آدم برفی» مهم‌ترین نمونه این جسارت است. فیلمی که سال‌ها توقیف ماند و بعد از اکران هم بحث‌های زیادی درباره آن شکل گرفت. اما فارغ از حاشیه‌ها، یک نکته غیرقابل انکار بود، اکبر عبدی در یکی از سخت‌ترین نقش‌های کارنامه‌اش، کاری را ارائه داد که هنوز هم درباره آن صحبت می‌شود.بازی در نقش زن، آن هم در سینمای آن سال‌ها، فقط به یک گریم سنگین محدود نمی‌شد، تعادلی که در بازی او دیده می‌شد، باعث شد شخصیت برای مخاطب باورپذیر از آب دربیاید، البته موفقیت اکبر عبدی را علاوه بر استعداد بازیگری اش باید به فیزیکش هم نسبت داد.

 چهره منحصربه‌فرد و به‌شدت گریم‌پذیر او، این امکان را در اختیار کارگردانان قرار می‌داد که در هر نقش، شخصیتی کاملاً متفاوت خلق کنند، از پیرمرد و جوان گرفته تا نقش‌های زنانه که به یکی از امضاهای کارنامه او تبدیل شد.

سال‌ها بعد، وقتی در «جوکر» بار دیگر در هیبت یک زن در کنار مجید مظفری ظاهر شد، بسیاری از مخاطبان همان تصویر «آدم برفی» را به خاطر آوردند. شاید این دو تجربه از نظر جنس اثر قابل مقایسه نباشند، اما هر دو یک ویژگی مشترک داشتند، یادآوری توانایی بازیگری که زیر سنگین‌ترین گریم‌ها هم برای مخاطب جذاب بود. 

«اخراجی ها» و تغییر مسیر عبدی

دهه ۸۰ برای اکبر عبدی، دوره دیگری بود. نسلی که شاید آثار دهه ۶۰ و ۷۰ او را ندیده بود، با «اخراجی‌ها» دوباره با او آشنا شد. فیلم مسعود ده‌نمکی، چه موافقانش را راضی کرده باشد و چه مخالفانش را، در گیشه موفق بود و عبدی یکی از چهره‌هایی بود که بخش مهمی از بار طنز فیلم را بر دوش داشت. البته که 

خیلی ها حضور عبدی در این فیلم را نوعی تغییر مسیر بازیگری او دانستند و به همین خاطر   بعد از اکران این فیلم ده نمکی،عبدی هم از تیغ تند انتقادها دور نماند. 

چند سال بعد، همکاری با رضا عطاران در «خوابم میاد» بار دیگر یادآوری کرد که چرا اکبر عبدی هنوز هم یکی از متفاوت‌ترین بازیگران سینمای ایران است. نقش پیرزنی که او در این فیلم بازی کرد، به راحتی می‌توانست به یک تیپ صرف تبدیل شود، اما جزئیاتی که به شخصیت اضافه کرده بود، نقش را از یک شوخی فراتر برد. تغییر صدا، نوع راه رفتن، نگاه‌ها و حتی مکث‌های کوتاهش نشان می‌داد که پشت این نقش، طراحی و شناخت دقیقی وجود دارد.

البته مثل هر بازیگر دیگری، کارنامه او هم فراز و فرود داشت و همه انتخاب‌هایش به یک اندازه موفق نبودند و بعضی فیلم‌های سال‌های اخیر نتوانستند از ظرفیت واقعی او استفاده کنند، اما این اتفاق، چیزی از اهمیت کارنامه‌اش کم نمی‌کند. واقعیت این است آنچه اکبر عبدی را از بسیاری از بازیگران همدوره‌اش متمایز می‌کند، تعداد فیلم‌های موفق اش نیست، بلکه طیف متنوع و متفاوت نقش‌هایی است که تجربه کرد.کمتر بازیگری را می‌توان پیدا کرد که هم در آثار علی حاتمی حضور داشته باشد، هم با داریوش مهرجویی همکاری کند، هم مقابل دوربین 

ناصر تقوایی برود، هم در فیلمی از محسن مخملباف بازی کند و هم سال‌ها بعد، با رضا عطاران و مسعود ده‌نمکی به نسل تازه‌ای از مخاطبان معرفی شود. این تنوع، اتفاقی نیست. حاصل اعتماد فیلمسازانی است که می‌دانستند

 اکبر عبدی از پس نقش برمی‌آید، حتی اگر آن نقش، با همه تجربه‌های قبلی‌اش فرق داشته باشد.

شاید اگر بخواهیم کارنامه او را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم 

اکبر عبدی هیچ‌وقت اجازه نداد مخاطب بداند قرار است در فیلم بعدی چه چهره‌ای از او ببیند. یک بار فرزند خانواده‌ای سنتی بود، یک بار شخصیتی کمدی، یک بار نقش خودش را بازی کرد و بار دیگر لباس زنانه پوشید و زن شد و یک بار دیگر هم پیرزنی که بخش مهمی از بار داستان را به دوش می‌کشد. این تغییر، همان ویژگی ای است که او را به یکی از توانمندترین و در عین حال منعطف‌ترین بازیگران سینمای ایران تبدیل کرد، بازیگری که هیچ‌وقت به تکرار خودش راضی نشد و همین مشخصه، مهم‌ترین دلیل ماندگاری او در حافظه تاریخی سینمای ایران   است.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار