الزیدی معجزه می کند؟!
عراق از سال گذشته که ایران درگیر جنگ تحمیلی از سوی آمریکا و اسرائیل بوده، حوادث و رویدادهایی توام با فراز و نشیب را پشت سر گذاشته که به ترتیب مهمترین این رویدادها برگزاری انتخابات پارلمانی، تشکیل دولت جدید، مبارزه جنجالی با فساد مقامات سیاسی و در نهایت، سفر نخست وزیر جدید این کشور به آمریکا بوده است. ا
روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت:
عراق از سال گذشته که ایران درگیر جنگ تحمیلی از سوی آمریکا و اسرائیل بوده، حوادث و رویدادهایی توام با فراز و نشیب را پشت سر گذاشته که به ترتیب مهمترین این رویدادها برگزاری انتخابات پارلمانی، تشکیل دولت جدید، مبارزه جنجالی با فساد مقامات سیاسی و در نهایت، سفر نخست وزیر جدید این کشور به آمریکا بوده است. اگرچه اینها مربوط به یک کشور مستقل منطقه است، اما هر بخش آن را که مرور می کنیم، ارتباطش با مسائل منطقه بخصوص جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران مشهود است.
انتخابات عراق
ششمین دوره انتخابات پارلمانی عراق آبان ماه سال گذشته برگزار شد و کشمکشها و نزاع های سیاسی، کار تشکیل دولت جدید را تا ۲۴ اردیبهشت امسال به تعویق انداخت. جریان های شیعه با ۱۷۸ کرسی همچنان پیشتاز انتخابات پارلمانی ماندند و امتیاز معرفی و تعیین نخست وزیر و تشکیل کابینه را برای خود حفظ کردند؛ روندی که از سال ۲۰۰۳ میلادی و تشکیل حکومت جدید عراق بعد از سقوط دیکتاتوری صدام حسین، تغییر نکرده است. با این حال روند تعیین نخست وزیر همانند همه دوره های پنجگانه گذشته، نیز با چالش های سخت روبرو شد، بهطوری که در این دوره علاوه بر رقابتهای داخلی در اردوگاه شیعیان، تهدید دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا نیز به یک چالش جدی تبدیل شد.
سرانجام با کناره گیری نوری المالکی، نخست وزیر سال های دور، پارلمان عراق ۲۴ اردیبهشت امسال به کابینه «علی فالح کاظم الزیدی» رای داد که جوان ترین نخست وزیر ۲۳ سال گذشته عراق است. وی تاجر و سرمایه دار است و سابقه سیاسی و مدیریتی ندارد.
تعیین نخست وزیر زیر فشار ترامپ
علی الزیدی شخصیتی که بیشترین سابقه اش در حوزه بانکداری بوده، سال ۱۳۹۹ تلویزیون دجله (با گرایش اماراتی) را از برادران کربولی خرید؛ حرکتی که معمولا در چارچوب احزاب سیاسی زده می شود. این تلویزیون بسیار جنجال برانگیز بود، زیرا عملکرد فرقه ای و ضد شیعی داشت.
آخرین اقدام اهانت آمیز این تلویزیون منتسب به جریان بعثی ها، پخش برنامه های رقص و آواز در شب های محرم و بهخصوص تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۹۹ بود که منجر به حمله عزاداران خشمگین و آتش زدن ساختمان این شبکه تلویزیونی و بازداشت مالک و مدیران شبکه شد و اینگونه بود که الزیدی این شبکه را خریداری کرد تا آتش التهابات خیابانی بخوابد. سئوال این است چگونه این شخصیت ناشناخته، از جریان ائتلاف چارچوب هماهنگی (فراکسیون اصلی شیعیان) عراق بیرون کشیده شد؟ و آیا جریان های بزرگ شیعه عراق، گزینه دیگری جز او بهجای نوری المالکی
نداشتند؟!
در عراق برخی اعتقاد دارند الزیدی گزینه خود ترامپ بوده که به ائتلاف شیعیان تحمیل شده است. این درحالی است که این گزینه را ائتلاف شیعیان معرفی کرد و او را به کاخ نخست وزیری در الخضراء فرستاد. محسن مدنی، خبرنگار و نویسنده و تحلیلگر عراقی درباره تناقضات موجود در این خصوص بهویژه اینکه در انتخاب الزیدی نشانه هایی از مماشات و پذیرش خواست آمریکا از سوی ائتلاف شیعه دیده می شد، می گوید: «این نگاه برخی محافل در عراق است، نه همه؛ چراکه اولا گزینه اصلی چارچوب هماهنگی، نوری المالکی بود که درباره او به جمع بندی رسیده بودند و دوم اینکه الزیدی ابتدا انتخاب ائتلاف نبود و به نوعی تحمیل آمریکا بوده است. در واقع ابتدا قرار بود نوری المالکی نخست وزیر شود، اما با وقوع جنگ ۴۰ روزه علیه ایران و توئیت ترامپ که عراقی ها را در صورت انتخاب المالکی تهدید کرد، ائتلاف از تصمیم خود عقب نشست تا وضعیت جنگ مشخص و درباره آن تصمیم گیری شود؛ اما پس از پایان جنگ در فروردین ماه نیز تصمیم بر این شد که بجای سرشاخ شدن، با آمریکایی ها مدارا
کنند.»
در خصوص درست یا غلط بودن تصمیم ائتلاف چارچوب هماهنگی در انتخاب الزیدی به عنوان رئیس کابینه و فرمانده کل قوای عراق نیز نظرات و دیدگاه های مختلفی وجود دارد.
مدنی می گوید: «برخی معتقدند حرکت ائتلاف چارچوب هماهنگی در اعلام الزیدی به عنوان نخست وزیر، تاکتیکی عقلانی و هوشمندانه بوده تا دوره ترامپ پایان یابد و با کمترین خسارت سپری شود. در همین پیوند، این دیدگاه وجود دارد که ائتلاف شیعه نمی خواست وارد درگیری مستقیم با آمریکا شود و منافع عراق و امنیت کشور را به خطر بیندازد. به همین دلیل به گزینه الزیدی رضایت داد و این نشان میدهد که روند تحولات مربوط به تشکیل دولت عراق، بی تاثیر از جنگ علیه ایران
نبود.»
جریان شیعی ریسک نکرد
تحلیل روند تحولات در عراق به این نکته اشاره دارد که جریان شیعی نمی توانست بر سر قدرت سیاسی و اقتصادی جبهه عراق که برخی عراقی ها باور دارند می تواند محورهای لبنان و دیگر محورهای شیعی منطقه را پشتیبانی کند، ریسک کند. در این خصوص هنوز بحث و جدل ها در عراق ادامه دارد، اما فارغ از بحث انتخاب نخست وزیر، آنچه بیش از سایر موارد برجسته بود، اینکه سیاستمداران شیعه عراق با عدم اصرار و سماجت در نامزدی نوری المالکی، کشور را از افتادن در ورطه خلاء دولت و حکمرانی نجات دادند.
جالب است نوری المالکی، شخصیتی که سال ها او را با برچسب دیکتاتوری می نواختند، برای دومین بار به نفع منافع ملی و تحکیم حاکمیت اکثریت شیعه کنار کشید؛ اولین بار سال ۲۰۱۴ و در بحبوحه یورش داعش و سقوط موصل بود که باوجود کسب آرای اکثریت مردم در انتخابات پارلمانی، به نفع دیگر همحزبی اش یعنی حیدر العبادی کنار کشید تا قفل در کابینه باز شود. آن سال، داعش پشت دروازه های بغداد خیمه زده بود و جریان های سیاسی نیز تهدید کرده بودند در صورت ورود نوری المالکی به قدرت، از دولت و پارلمان خارج خواهند شد. کار تشکیل دولت جدید آنقدر به تاخیر افتاده بود که همه نگران آینده خطرناک کشور بودند.
جنجال تازه با ورود نخست وزیر جدید
اوایل تیرماه امسال، به دنبال بستن دروازههای منطقه سبز بغداد توسط نیروهای امنیتی و عملیات جستجوی خانههای برخی اعضای پارلمان، برخی سیاستمداران و حتی تجار بزرگ عراقی، جنجال تازه ای به پا شد که نتایج اولیه آن بازداشت بیش از ۴۰ سیاستمدار و نماینده پارلمان و مدیران دولت سابق بود. این عملیات با دستور علی الزیدی، در کمتر از ۴۰ روز از آغاز به کارش بهعنوان نخست وزیر، در منطقه سبز و با استفاده از یگان های ضدتروریسم و عملیات ویژه انجام شد. در میان بازداشت شدگان، مقام های برجسته دولت محمد شیاع السودانی، نخست وزیر سابق دیده می شد که به فساد، اختلاس و پولشویی در وزارتخانه های نفت، برق و سرمایه گذاری متهم شده بودند.
بسیاری در عراق از این موضوع به عنوان بزرگترین کارزار مبارزه علیه فساد یاد کردند. در میان دستگیر شدگان اسامی شناخته شده زیادی، ازجمله معاون سابق وزیر نفت عراق به چشم می خورد. در روزهای نخست این کارزار، برخی تحلیل می کردند که این حرکت الزیدی اقدامی علیه ایران
است.به ویژه که برخی شخصیت های بازداشتی بهطور مشهود و علنی از مواضع ایران در سطوح منطقه ای و بین المللی حمایت می کردند. با این همه، برخی فعالان سیاسی در عراق این جریان را بیشتر از آنکه واقعی باشد، یک مانور قدرت در ارتباط با سفر الزیدی به واشنگتن تلقی کردند و برخی نیز آن را اقدامی جهت مهار رهبران مقاومت داشتند.
پوششی برای خلع سلاح گروه های مقاومت
محسن مدنی می گوید: «مانور مبارزه با فساد توسط الزیدی را باید در چارچوب برنامههای مربوط به مهار و خلع سلاح گروههای مقاومت ارزیابی کرد. درعراق این اعتقاد وجود دارد که ماجرای کارزار مبارزه با فساد، بیشتر پوششی برای یک برنامه گسترده بوده است، بهطوری که قصد داشتند در پوشش این کارزار، برخی شخصیت های مقاومت را بازداشت کنند و تحویل آمریکا بدهند؛ مانند حسین یونس، نماینده پارلمان از کتائب حزب الله که همان صبح عملیات دستگیری قصد داشتند او را نیز بازداشت کنند، در حالی که اتهام های یونس متفاوت از دیگران بود. حتی احمد الاسدی، سخنگوی الحشدالشعبی را نیز قصد داشتند دستگیر کنند و اتهاماتی نیز به او زدند.»
در واقع، این بخش ماجرا نیز بی ارتباط با تنش های ایران و آمریکا نبود، بهطوری که مدنی به وجود گزارش هایی اشاره کرد که حکایت از نقش «اف بیآی» در ماجرای بازداشت ها داشت. او معتقد است، در عراق این کارزار مبارزه با فساد را زیاد جدی نمی گیرند و اعتقاد عمومی بر این است که این جریان، پوششی برای مقاومتزدایی در عراق است.
سفر سئوال برانگیز الزیدی به واشنگتن
دولت های عراق از سال ۲۰۰۳ و پس از سقوط صدام همواره تلاش کرده اند یک توازن مثبت در روابط خود با آمریکا و ایران ایجاد کنند، بطوری که سیاست های منطقه ای و بین المللی خود را به گونه ای تنظیم کرده اند که کشورشان مبادا صحنه جنگ میان دو کشور ثالث شود؛ اگرچه در جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه مشخص شد این سیاست بی طرفی از اراده دولت عراق خارج
است.
علاوه بر آن، در دوره هایی نیز تلاش کرده اند به عنوان میانجی عمل کنند. نگرانی عراقی ها از ادامه خصومت و جنگ میان ایران و آمریکا، چیزی نیست که بتوان آن را انکار کرد و حتی در افکار عمومی عراق هم محسوس است، چنانکه هربار تنش ها در روابط ایران و آمریکا کاهش می یابد، عراقی ها خوشحالی و خرسندی خود را پنهان نمی کنند. حال این سئوال مطرح است که آیا الزیدی توان برقراری این توازن را دارد و در سفر به واشنگتن توانست دولت آمریکا را در این خصوص متقاعد کند؟ در پاسخ باید گفت بعید است؛ با این حال به نظر می رسد الزیدی در سفر آمریکا توانسته است اطمینان هایی کسب کند و قرار است بعد از واشنگتن به تهران بیاید. معنای این سفرهای زنجیره ای، احتمالا کسب اختیاراتی در خصوص میانجیگری
است.
در خصوص سفر الزیدی به آمریکا، یکی از موضعگیری ها که مورد توجه رسانه های عراقی قرار گرفت، بیانیه منتسب به خانواده ابومهدی المهندس بود که هدف از سفر نخست وزیر جدید به واشنگتن را برنامه ریزی برای انحلال الحشدالشعبی و خلع سلاح مقاومت و همچنین استیلا بر نفت عراق قلمداد کرد. محسن مدنی در این باره میگوید: «واقعیت این است که انحلال الحشدالشعبی کار ساده ای نیست و آمریکا نیز با فشارهایش نمی تواند کاری کند. به همین دلیل تصور غالب این نیست که تنها محور سفر الزیدی به آمریکا مساله انحلال الحشدالشعبی بود، زیرا اساسا اگر این شدنی بود، نیازی به انجام سفر رسمی نداشت.»
بحث انحلال نیروهای مقاومت از مجموعه الحشدالشعبی، در تمامی دولت های عراق از العبادی به این سو مطرح بوده است و هیچکدام هم نتوانستند آن را محقق کنند، بهویژه آنکه این نیروها درپی فتوای تاریخی آیت الله سیستانی تشکیل شدهاند و مشروعیت خود را از آن فتوا و به دنبال آن، تصویب قانون الحشدالشعبی در پارلمان عراق دریافت کرده اند؛ شاید به همین دلیل کار در این حوزه نیز برای الزیدی چندان ساده نباشد.
اکثر کارشناسان عراقی معتقدند الزیدی شانس بیشتری نسبت به السودانی، الکاظمی، عبدالمهدی، العبادی و نوری المالکی نخواهد داشت؛ چرا که میدان مانور در روند سیاسی عراق آنقدر نیست که او بتواند معجزه کند؛ اما تنها چیزی که شاید بتواند روی آن حساب کند، گرفتن یک نقش منطقه ای و ایجاد پلی میان تهران و واشنگتن است که فعلا درباره احتمال موفقیت او در کسوت میانجی نمی توان با قطعیت حرف زد و باید منتظر گذر زمان ماند.