«تفاهم اسلام آباد»؛ پیماننامه خیانت یا سند پیروزی ایران؟
پس از امضای تفاهمنامه اسلامآباد، واکنشهای گسترده و متفاوتی در داخل و خارج از ایران نسبت به این سند شکل گرفت.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
پس از امضای تفاهمنامه اسلامآباد، واکنشهای گسترده و متفاوتی در داخل و خارج از ایران نسبت به این سند شکل گرفت. این تفاهمنامه که بنا بر گزارشها با هماهنگی نهادهای ذیربط و پس از انجام گفتوگوها و تفاهمات لازم تدوین و برای امضا آماده شده بود، در نهایت به امضای رؤسای جمهور ایران و آمریکا رسید. در سطح بینالمللی، این تفاهمنامه از سوی برخی تحلیلگران بهعنوان «سند پیروزی» ایران توصیف شد؛ سندی که به اعتقاد آنان نشان میدهد ایران با دست برتر ناشی از جنگ ۴۰ روزه، توانسته خواستههای خود را به آمریکا تحمیل کرده و امتیازات قابل توجهی به دست آورد.
در همین زمینه، محمدرضا باهنر نیز با اشاره به این موضوع اظهار داشت که همانند یک مسابقه فوتبال، پیروزی حتی با اختلاف یک گل نیز پیروزی محسوب میشود. بر همین اساس، این تفاهمنامه نتیجه یک تعامل و بدهبستان میان دو طرف بوده است؛ هرچند ایران نیز امتیازاتی داده، اما کفه ترازو به نفع جمهوری اسلامی ایران سنگینی میکند. به گفته وی، این برداشت در میان بسیاری از ناظران بینالمللی نیز وجود داشته است. در داخل کشور نیز واکنشها متفاوت بود. در حالی که گروهی این تفاهمنامه را دستاوردی مهم ارزیابی کردند، برخی جریانهای اقلیت تلاش داشتند آن را بهعنوان «سند خیانت» معرفی کنند. همچنین عملکرد رسانه ملی در تبیین ابعاد این تفاهمنامه مورد انتقاد قرار گرفت و عنوان شد که فرصت کافی برای حضور کارشناسان موافق و تشریح ابعاد آن فراهم نشده است. از سوی دیگر، عملکرد دولت، وزرا و استانداران در اطلاعرسانی و اقناع افکار عمومی نیز ناکافی ارزیابی شد. بر همین اساس، هنوز برای بخشی از افکار عمومی این پرسش مطرح است که مفاد این تفاهمنامه چیست، ایران چه امتیازاتی داده و چه دستاوردهایی کسب کرده و در نهایت، آیا این توافق به سود کشور بوده یا خیر.
بر اساس این تحلیل، آنچه این تفاهمنامه را به یک «سند پیروزی» تبدیل کرده، دست برتر ایران ناشی از توان نظامی، انسجام داخلی، راهبردهای مؤثر دفاعی و ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و جغرافیایی کشور بوده است؛ عواملی که زمینه تحمیل این تفاهمنامه به آمریکا را فراهم کرد. همچنین شجاعت رئیسجمهور در پیشبرد مذاکرات و حمایت رهبر معظم انقلاب از اصل مسئولیتپذیری دولت در این مسیر، از دیگر عوامل مؤثر در دستیابی به این توافق عنوان میشود.
در عین حال تأکید شده است که بیاعتمادی به آمریکا همچنان پابرجاست، اما این تفاهمنامه پس از طی مراحل لازم و با پشتوانه حقوقی به تصویب رسیده و از این منظر، دستاوردی قابل توجه به شمار میرود. در این چارچوب، طبیعی است که هر دو طرف در یک تفاهمنامه امتیازاتی بدهند و امتیازاتی بگیرند، اما معیار اصلی، سنگینی کفه دستاوردها به سود یکی از طرفین است. از این رو، در صورتی که دستاوردهای ایران بیش از امتیازات دادهشده باشد، اطلاق عنوان «سند خیانت» به این تفاهمنامه، محل تأمل خواهد بود.
**عارف نجیبزاده، استاد دانشگاه و کارشناس سیاسی، در گفتوگو با روزنامه آرمان امروز** با اشاره به روند شکلگیری افکار عمومی درباره تفاهمنامه اسلامآباد اظهار کرد: در مقطع کنونی ممکن است به دلیل ابهامات و فضای رسانهای، بخشی از جامعه هنوز ارزیابی روشنی از این توافق نداشته باشد، اما با آشکار شدن نتایج عملی آن، نگاه افکار عمومی نیز واقعبینانهتر خواهد شد.
وی افزود: اگر مفاد این تفاهمنامه به کاهش فشارهای خارجی، افزایش ثبات اقتصادی و تأمین منافع ملی منجر شود، طبیعی است که میزان استقبال و حمایت افکار عمومی از آن افزایش پیدا کند. نجیبزاده تأکید کرد: تجربه نشان داده است که مردم بیش از شعارها، عملکرد و دستاوردهای ملموس را ملاک قضاوت قرار میدهند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: قضاوت نهایی درباره هر توافق سیاسی را باید به آثار و پیامدهای آن سپرد، نه صرفاً فضای احساسی روزهای نخست. به گفته وی، هرچه نتایج مثبت این تفاهمنامه در زندگی مردم نمایانتر شود، احتمال پذیرش و حمایت عمومی از آن نیز بیشتر خواهد شد. همچنین اطلاعرسانی شفاف و تبیین دقیق ابعاد توافق میتواند نقش مهمی در شکلگیری اعتماد و اقناع افکار عمومی ایفا کند.