EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۹۷۱۳
عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت در گفت‎‌وگو با آوش:

نمی‌توانیم تاریخی برای پایان خصومت میان ایران و آمریکا تعیین کنیم

عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت گفت: درباره اینکه روزگاری با آمریکایی‌ها جنگیدیم و به نقطه آتش‌بس رسیدیم، آیا الان هم می‌توانیم به آتش‌بس برسیم؟ من معتقدم خیر، به این ‌زودی‌ها نمی‌توانیم امید ببندیم که به نقطه رفع خصومت تاریخی و بلندمدت برسیم.

نمی‌توانیم تاریخی برای پایان خصومت میان ایران و آمریکا تعیین کنیم

محمد عطریانفر، عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت، در گفت‌وگو با آوش در پاسخ به اینکه این جنگ تا کجا ادامه دارد، گفت: ما باید بر این باور پافشاری کنیم که آمریکایی‌ها و دنیای غرب اصالتاً دشمن استراتژیک ایران هستند. ریشه این دشمنی هم ربطی به مسائل هسته‌ای یا مناسبات قدرت منطقه‌ای امروز ندارد و پایه‌های آن به تحول در سال ۱۳۵۷ یعنی ابتدای انقلاب ایران برمی‌گردد. در این شرایط وابستگی ایران به کشور آمریکا، شکسته شد و ایران استقلال خود را به دست آورد، آن را حفظ و روزبه‌روز تقویت کرد. انقلاب موفق شد حکومت پهلوی را سرنگون کند و جنگی که از ناحیه عراقی‌ها به ایران تحمیل شد، ما را در یک فرآیند هفت، هشت‌ساله آموزش داد، تربیت کرد و برای رهبران ایران اثبات کرد که برای ماندگاری و حفظ استقلال، باید به سمت توازن قدرت برویم.

۶۰ درصد GDP جهان بر پایه دلار می‌چرخد

او افزود: بر پایه این نگاه تاریخی طبعاً آمریکایی‌ها دشمن استراتژیک ما هستند، بودند و خواهند بود. در دنیای موجود بر روی کره زمین زندگی می‌کنیم که بخش بزرگی از قدرت اقتصادی، قدرت سیاسی و قدرت جنگاوری متعلق به آمریکایی‌هاست کمااینکه ۶۰ درصد GDP جهان بر پایه دلار می‌چرخد. ما با چنین واقعیت تلخی روبه‌رو هستیم و دنیای پیرامونی ما خیلی بر پایه گفت‌وگوی منطقی و اخلاقی رابطه برقرار نمی‌کند. از این جهت، ارتباط ما با دنیای پیرامون و با دشمن در این دنیای پرآشوب، واجد پایه اخلاقی نیست که براساس گفتمان اخلاقی، منطقی و عقلانی بتوانیم با قدرت مسلط جهانی به توافق برسیم.

عطریانفر تصریح کرد: براین اساس معتقدم آمریکایی‌ها به عنوان قدرت متقابل و قدرت متخاصم، روابط اخلاقی را در حوزه عقلانیت سیاسی رعایت نمی‌کنند، لاجرم باید ایرانی‌ها و رهبران ایران به سمت این بروند که موازنه قدرت را به گونه‌ای طراحی و تنظیم کنند که آمریکا، با هر میزان قدرتی هم که داشته باشد، قدرت ایران را به رسمیت بشناسد و عملاً متواضع شود. فکر می‌کنم در نبرد ۱۲ روزه و ۴۰ روزه رمضان که هر دو در سال ۱۴۰۴ رخ داد، یکی در خردادماه و یکی هم در اسفندماه، حداقل استعداد موازنه قدرت ملی ایران نشان داده شد و افزایش پیدا کرد. به این معنا که دنیا در نقطه اعجاب قرار گرفت و نهایتاً این موقعیت را برای ایران، خواسته یا ناخواسته فراهم کرد که خوشبختانه یا بدبختانه باید به رسمیت می‌شناخت که شناخت.

به این زود‌ی به آتش‌بس با آمریکا نمی‌رسیم

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی اظهار کرد: در فرآیند پذیرش این واقعیت، آمریکایی‌ها در جریان قرار گرفتند؛ به این معنا که قدرت مسلط جهانی و مستکبر آمریکایی از منظر استیصال، موازنه قدرت با ایران را لاجرم پذیرفت؛ نه اینکه ما آمریکا را به استیصال مطلق کشانده باشیم بلکه امید آمریکا در رابطه با اینکه در هر گوشه جهان که اراده می‌کند می‌تواند قدرتی را از سلطه، استقلال و حاکمیت ساقط کند و برای ایران هم چنین امیدی بسته بود، به استیصال کشیده و شکسته شد. استیصال آمریکا در رابطه با به زیر کشیدن قدرت نظامی ایران و در رابطه با مردم، عملاً به چشم دیده شد. درباره اینکه روزگاری با آمریکایی‌ها جنگیدیم و به نقطه آتش‌بس رسیدیم، آیا الان هم می‌توانیم به آتش‌بس برسیم؟ من معتقدم خیر، به این ‌زودی‌ها نمی‌توانیم امید ببندیم که به نقطه رفع خصومت تاریخی و بلندمدت برسیم.

در این نقطه با آمریکایی‌ها در یک دومینوی جنگ-آتش‌بس، آتش‌بس-جنگ قرار گرفته‌ایم

عطریانفر ادامه داد: در این نقطه با آمریکایی‌ها در یک دومینوی جنگ-آتش‌بس، آتش‌بس-جنگ قرار گرفته‌ایم. ما همچنان در افق پیش روی خود باید این دوگانه جنگ و آتش‌بس را متصور باشیم و تصورمان این باشد که این رابطه همچنان ادامه خواهد داشت و در هر مرحله‌ای یا آمریکا به دنبال این است که دستاورد بیشتری در برابر ایران به دست بیاورد و همچنین دولتمردان، مسئولان و حاکمان ایران هم دنبال این هستند که در این دومینو سهم بیشتری از قدرت به دست بیاورند و جا پای محکم‌تر خودشان را در دنیای غرب و در منطقه نشان دهند و این ماجرا ادامه خواهد داشت. طبیعتاً ما نمی‌توانیم تاریخ مشخصی برای پایان خصومت تاریخی با آمریکا تعیین کنیم. اگر قدرت برابری نظامی و قدرت برابری سیاسی و دیپلماتیک ما در حد و اندازه آمریکا بود، می‌توانستیم به این جمع‌بندی برسیم که جنگ پایان یافته است و به یک توافق پایدار دست پیدا می‌کنیم اما چون این رابطه، متوازن نیست و عملاً آن‌ها، به‌عنوان یک قدرت اقتصادی بزرگ به جنگ با کشوری مثل ایران می‌پردازند، پس این وضعیت همچنان ادامه خواهد داشت.

او افزود: نه می‌توانیم پایانی برای این نبرد متصور باشیم، نه می‌توانیم امید اخلاقی برای رسیدن به توافق داشته باشیم. همچنین نباید امید ببندیم که کشورهای منطقه یا جهان، در سمت درست تاریخ، یعنی کنار ایران بایستند و آمریکایی‌ها را در برابر ما به یک عقلانیت وادار کنند. ما باید از مجموعه ظرفیت موجودمان در نبرد، مصالحه، مذاکره و دفاع سرزمینی به گونه‌ای عمل کنیم که این دو مؤلفه را ذیل منافع ملی تعریف کنیم.

هیچ‌گاه مذاکره در برابر جنگ نیست و جنگ هم در برابر مذاکره نیست

عطریانفر تصریح کرد: هیچ‌گاه مذاکره در برابر جنگ و نبرد نیست و هیچ‌گاه نبرد در برابر مذاکره و مصالحه نیست. این دو مؤلفه به اقتضای زمان در مقام تأمین منافع ملت ایران در اختیار رهبران تمام‌عیار نظامی، سیاسی، امنیتی، اطلاعاتی و اقتصادی قرار می‌گیرد. امروز مرکزیتی تحت عنوان شورای عالی امنیت ملی در ایران وجود دارد که از گذشته هم بوده است. این شورا خوشبختانه به یک بالندگی و افقی از فهم مشترک میان اعضای رسیده که آنها می‌توانند مجموعه‌ای از مشکلات و توانمندی‌ها را در کنار هم ببینند و درست‌ترین تصمیم را بگیرند. از این جهت است که امروز می‌بینیم کسانی که در صحنه مقاومت هستند و یا کسانی که در صحنه مذاکره هستند، هر دو به سلاح ضرورت مقابله و هم ضرورت مصالحه دست پیدا کرده‌اند. لذا توصیه ما باید این باشد که این زمینه داخلی را تقویت کنیم.

در ایران دوقطبی وجود ندارد/  وضعیت به این صورت نیست که دولت یک ماجرا را دنبال کند و نظام چیز دیگری را

عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت اظهار کرد: برای تقویت زمینه داخلی دو، سه توصیه دارم. جامعه شهروندی ما به‌خصوص طبقه متوسط شهری باید باور کند که در ایران دوقطبی و دوگانگی وجود ندارد؛ این‌گونه نیست دولت یک ماجرا را دنبال کند و نظام چیز دیگری را. به هیچ عنوان چنین بحثی مطرح نیست. امروز نظامیان، سیاستمداران، دولتمردان و رهبران غیردولتی ما و در صدر آن، رهبری جدید تا لایه‌های پایین‌تر و لایه‌های پنهان امنیتی و عملیاتی، یکپارچه از یک رویکرد و از یک الگوریتم تبعیت می‌کنند و همه مصالحه‌ها و گفت‌وگوها را باهم تنظیم می‌کنند.  

مبانی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد همچنان پایدار است

عطریانفر در واکنش به اینکه به این نکته اشاره کردید که فعلاً در وضعیت جنگ و آتش‌بس هستیم، آیا امکان دارد که ایران و آمریکا در شرایط فعلی به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد برگردند یا اینکه آن تفاهم‌نامه کارکرد خود را از دست داده است؟ ادامه داد: فکر می‌کنم مبانی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، مبانی مستمر و پایداری است و چیزی نیست که بهم بخورد چراکه کلیه موضوعات محل مناقشه ما با آمریکایی‌ها در درون آن دیده شده است اما جنبه‌های عملیاتی و اجرایی آن ممکن است دچار آسیب شده باشد. اگر از منظر آسیب‌شناسی بگوییم چرا مجدداً جنگ شروع شد، ناشی از تخلف در انجام تعهدات آمریکایی‌ها بود به این ترتیب که براساس بندهای ۱۴‌گانه که پنج مورد آن در مقدمه راستی‌آزمایی طرفین قرار گرفته بود و در مواردی از آن تخلف کردند که روشن‌ترین تخلفات آمریکایی‌ها، یکی نبرد در منطقه جنوب لبنان و بمباران کردن آن منطقه است. مورد دیگر اینکه از آن توافقی که درباره تنگه هرمز بود، مبنی بر اینکه کلیه ترددهای دریایی زیر چتر نظارتی ایران انجام شود، تخلف کردند و خودشان آبراه دیگری کشیدند که از سیطره نظارت ایران خارج شود.

مبانی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد یک شبه به دست نیامده است/ بازگشت به مبانی تفاهم‌نامه می‌تواند ما را از این شرایط خارج کند

او خاطرنشان کرد: این موارد تخلف است. اگر آمریکایی‌ها این تخلف را متوقف کنند و به روز اول برگردند، طبیعتاً تفاهم‌نامه اسلام‌آباد پایدار می‌ماند چراکه تفاهم‌نامه ۱۴ بندی، موضوعی نیست که یک‌شبه به دست آمده باشد بلکه ماه‌های متمادی و متوالی بر روی آن گفت‌وگو شده و ظرفیت‌های فکری، سیاسی، استراتژیک، دیپلماتیک و قابلیت‌های دو کشور را در این رابطه سنجیده شده، در برابر هم نشستند و به یک نقطه توافق و فصل مشترک رسیدند. تنها در صورتی از این شرایط خارج می‌شویم که همه طرف‌های درگیر این ماجرا شامل آمریکا، حزب‌الله، اسرائیل و کشورهای منطقه عربی به آنچه در تفاهم‌نامه با امضای رؤسای جمهور ایران و آمریکا رسیده‌اند، در عمل پایبند باشند.

عطریانفر تاکید کرد: می‌توانیم به تفاهم‌نامه برگردیم اما چنانچه یکی از طرف‌های تفاهم، به تعهدات خود عمل نکرد و تخلف کرد، این حق مشروع برای طرف مقابل ایجاد می‌کند که او هم از التزام خود دست بکشد. یکی از الزاماتی بود که ما را به هم نزدیک می‌کرد؛ این بود که طرفین به هم حمله نکنند. وقتی آمریکا شروع به بمباران جنوب و شهرهای ایران می‌کند یا مراکز دفاعی و نظامی ما را می‌زند، طبیعتاً ایران هم از آن الزام خودش دست خواهد کشید و متقابلاً می‌زند. هر زمانی که آن طرف ماجرا، که اولین بار تخلف کرده، دست از تخلف خود بردارد و به مفاد عهدنامه مورد تفاهم‌نامه پیشین برگردد، طبیعتاً طرف مقابل هم این مسیری که در تقابل در پیش گرفته را متوقف می‌کند و به روز اول بازمی‌گردد.

ارسال نظر

آخرین اخبار