آینده فوتبال زنان در آستانه سوختن!
تیم ملی فوتبال زنان ایران در شرایطی مسیر خود در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۶ را به پایان رساند که صرف حضور در این رقابتها، آنهم برای دومین بار در تاریخ، دستاوردی مهم محسوب میشد. با این حال، آنچه پس از بازگشت از استرالیا رخ داد، بیش از نتایج داخل زمین، آینده این تیم را در هالهای از ابهام فرو برد.
در روزهایی که وعده حمایت و قدردانی از ملیپوشان مطرح میشد، خیلی زود نشانههایی از فراموشی همان وعدهها نمایان شد. حالا در شرایطیکه بازیهای آسیایی ناگویا در پیش است، تصمیمی اتخاذ شده که میتواند یکی از بحثبرانگیزترین رویکردهای مدیریتی در سالهای اخیر لقب بگیرد: انصراف از حضور در رقابتها، صرفاً به این دلیل که شانس مدالآوری پایین ارزیابی شده است.
حذف فرصت، به بهانه نتیجه
منطق «اعزام کیفی» اگرچه در نگاه اول قابل دفاع به نظر میرسد، اما در مورد تیمی که هنوز در مسیر رشد قرار دارد، معنایی متفاوت پیدا میکند. برای فوتبال زنان ایران، حضور در تورنمنتهایی مانند بازیهای آسیایی، بیش از آنکه به مدال ختم شود، فرصتی برای تجربهاندوزی، افزایش اعتمادبهنفس و نزدیک شدن به سطح رقباست. حذف این فرصت، عملاً به معنای توقف یک روند در حال شکلگیری است.
این در حالی است که تیم ملی مردان، با وجود ناکامی در کسب مدال در دورههای گذشته، هیچگاه از چنین چرخهای کنار گذاشته نشده است. همین تفاوت در رویکرد، پرسشهایی جدی درباره عدالت در تصمیمگیریها ایجاد میکند و نگاه تبعیضآمیز به فوتبال زنان را بیش از پیش برجسته میسازد.
ابهام در برنامهریزی؛ وقتی مسیر هم مشخص نیست
در کنار این تصمیم، اظهاراتی درباره برنامههای آینده تیم ملی نیز مطرح شده که با واقعیتهای تقویم مسابقات همخوانی ندارد. برخلاف برخی ادعاها، تیم ملی زنان ایران بهدلیل عدم قرار گرفتن در جمع تیمهای برتر قاره، اساساً جایی در رقابتهای انتخابی المپیک ۲۰۲۸ ندارد. این موضوع نشان میدهد که حتی در سطح تصمیمگیری، تصویر روشنی از مسیر پیشروی تیم ملی وجود ندارد.
در چنین شرایطی، تقویم پیشروی تیم ملی عملاً خالی است. در بهترین حالت، برگزاری تورنمنتهای منطقهای مانند کافا میتواند بخشی از این خلأ را پر کند، آن هم در صورتی که چنین رقابتهایی برگزار شود. در غیر این صورت، فاصلهای طولانی تا رقابتهای رسمی بعدی ایجاد خواهد شد؛ فاصلهای که میتواند به رکود فنی و حتی افت جایگاه بینالمللی منجر شود.
خطر یک وقفه بلندمدت
با کنار گذاشتن بازیهای آسیایی و عدم حضور در مسیر انتخابی المپیک، تیم ملی زنان ایران با چشماندازی نگرانکننده مواجه است؛ دورانی که ممکن است تا چند سال از رقابتهای جدی دور بماند. چنین وقفهای برای تیمی که تازه در حال تثبیت جایگاه خود در سطح قاره است، میتواند بسیار پرهزینه باشد و حتی روند رو به رشد آن را معکوس کند.
در این میان، نقش نهادهای بالادستی اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر قرار است فوتبال زنان ایران مسیر توسعه را ادامه دهد، نیازمند تصمیماتی است که بر پایه آیندهنگری و ایجاد فرصت باشد، نه حذف آنها.
نقطهای برای بازنگری
فوتبال زنان ایران در مقطعی حساس قرار گرفته؛ جایی که یک تصمیم میتواند مسیر چند سال آینده را تعیین کند. انصراف از رقابتهای مهم، آن هم به دلیل پیشبینی نتیجه، بیش از آنکه یک انتخاب مدیریتی باشد، نشانهای از نگاه کوتاهمدت به یک پروژه بلندمدت است.
اگر هدف، پیشرفت واقعی است، این مسیر بدون حضور در میدانهای بینالمللی طی نخواهد شد. حذف فرصتها، شاید در کوتاهمدت هزینهها را کاهش دهد، اما در بلندمدت، بهای سنگینتری برای فوتبال زنان ایران به همراه خواهد داشت.