EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۳۳۱۹
آیا نفت ۹۶ دلاری آرامش قبل از طوفان رسیدن به ۲۰۰ دلار است؟

سقوط ۲۵ درصدی در قلب هرمز/ قمار بزرگ واشنگتن روی بشکه‌های باروت و نفت

تحریریه آوش/ اکنون توافقی حاصل شده که دونالد ترامپ آن را مشروط می‌خواند و ایران آن را به بازگشایی موقت رگ حیاتی جهان یعنی تنگه هرمز پیوند زده است. اما سوال طلایی اینجاست: آیا این سقوط قیمت، یک فرصت خرید برای معامله‌گران است یا نشانه‌ای از فروکش کردن تب جنگی که می‌توانست نفت را به بشکه‌ای ۲۰۰ دلار برساند؟ بازار اکنون در برزخِ میان صلح سرد و جنگ گرم معلق مانده است

سقوط ۲۵ درصدی در قلب هرمز/ قمار بزرگ واشنگتن روی بشکه‌های باروت و نفت

در حالی که عقربه‌های ساعت جهانی نشان از وقوع یک انفجار بزرگ در بازارهای انرژی داشت، ناگهان دیپلماسی اضطرار ورق را برگرداند. روز چهارشنبه ۱۹ فروردین، جهان شاهد یکی از دراماتیک‌ترین چرخش‌های تاریخ بازار نفت بود؛ جایی که قیمت شاخص برنت در چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای، از قله ۱۲۰دلاری به دره ۹۶ دلاری سقوط کرده است. این ریزش ۲۵درصدی که از آن به عنوان سومین سقوط بزرگ قیمت نفت از سال ۱۹۹۰ یاد می‌شود نه ناشی از کشف میادین جدید بود و نه افزایش تولید اوپک؛ بلکه معلول یک آتش‌بس لرزان میان تهران و واشنگتن بود.
این تحول که به سرعت فضای روانی بازار را تغییر داد، بخشی از پرمیوم ریسک جنگ را از قیمت‌ها حذف کرد. اکنون توافقی حاصل شده که دونالد ترامپ آن را مشروط می‌خواند و ایران آن را به بازگشایی موقت رگ حیاتی جهان یعنی تنگه هرمز پیوند زده است. اما سوال طلایی اینجاست: آیا این سقوط قیمت، یک فرصت خرید برای معامله‌گران است یا نشانه‌ای از فروکش کردن تب جنگی که می‌توانست نفت را به بشکه‌ای ۲۰۰ دلار برساند؟ بازار اکنون در برزخِ میان صلح سرد و جنگ گرم معلق مانده است.

وقتی سیاست جای اقتصاد را می‌گیرد

بازار نفت از دیرباز با متغیرهای عرضه و تقاضا شناخته می‌شد، اما آنچه در هفته دوم آوریل ۲۰۲۶ رخ داد، خط بطلانی بر تمامی تئوری‌های کلاسیک اقتصادی بود. قیمت نفت برنت که تحت تاثیر سایه سیاه جنگ و بسته شدن تنگه هرمز به ۱۲۰دلار رسیده بود، تنها در عرض چند ساعت با از دست دادن نزدیک به ۲۵درصد از ارزش خود، به محدوده ۹۶ دلار بازگشت.

این ریزش به گفته رسانه‌های معتبر اقتصادی، یکی از شدیدترین نوسانات دهه‌های اخیر محسوب می‌شود، مستقیما نتیجه تغییر انتظارات بازار نسبت به آینده بحران بود. معامله‌گران که تا روز قبل خود را برای نفت ۱۵۰ دلاری آماده کرده بودند، با شنیدن خبر توافق موقت به سرعت موقعیت‌های خرید خود را بستند. این سقوط نشان داد که قیمت فعلی نفت، بیش از آنکه به لوله‌های نفت وابسته باشد به بیانیه‌های کاخ سفید و پاستور گره خورده است.

نفت برنت

دو هفته نفسگیر

بر اساس گزارش‌های واصله، این آتش‌بس که با میانجی‌گری‌های فشرده حاصل شده، یک سازوکار پیچیده و دو مرحله‌ای است. دونالد ترامپ با ادبیات خاص خود آن را یک توافق دو طرفه مشروط نامیده است. ارکان این توافق موقت شامل سه محور اصلی است: 

نخست؛ آمریکا متعهد شده است که به مدت دو هفته، هرگونه اقدام نظامی یا تهدید علیه زیرساخت‌های غیرنظامی و انرژی ایران را متوقف کند. 
دوم؛ ایران در مقابل، یک نقشه راه ۱۰ ماده‌ای را برای آغاز مذاکرات جدی ارائه داده که نشان‌دهنده تمایل به کاهش تنش در صورت تامین منافع ملی است.
و سوم؛ کلیدی‌ترین بند این توافق، بازگشایی موقت تنگه هرمز است. ایران موافقت کرده که به مدت ۱۴ روز، اجازه تردد نفتکش‌ها را صادر کند؛ مشروط بر اینکه تمام حملات متوقف شده و ترددها با هماهنگی نیروهای نظامی این کشور انجام شود.
این آرامش اجاره‌ای، اگرچه قیمت‌ها را به زیر ۱۰۰ دلار کشاند، اما به دلیل ماهیت کوتاه‌مدتش، بازار را در یک وضعیت آماده‌باش دائمی نگه داشته است.

تنگه هرمز؛ از بن‌بست انرژی تا شریان صلح

نمی‌توان از نفت صحبت کرد و نامی از هرمز نبرد. عبور روزانه حدود ۲۰درصد از نفت مصرفی جهان از این آبراهه، آن را به قدرتمندترین ابراز ژئوپلیتیک منطقه تبدیل کرده است. در هفته‌های گذشته، بسته شدن تقریبی این تنگه باعث شده بود تا زنجیره تامین جهانی با سکته ناقص مواجه شود و نگرانی از جهش تورم و رکود جهانی، خواب را از چشم سیاست‌مداران برباید.

تحلیلگران معتقدند شوکی که از ناحیه هرمز به بازار وارد شد، یک شوک چندلایه بود؛ نه تنها نفت خام، بلکه جریان گاز طبیعی، فرآورده‌های پالایشی و محصولات پتروشیمی نیز در پشت دیوارهای این بحران گرفتار شده بودند. بازگشایی موقت این مسیر حتی با ظرفیت محدود، مانند تزریق اکسیژن به ریه‌های اقتصاد جهانی بود که بلافاصله تورم انتظاری را در کشورهای مصرف‌کننده کاهش داد. اما همگان می‌دانند که این کاهش قیمت لزوما به معنای پایان بحران نیست.

از بهشت ۷۰ دلاری تا جهنم ۲۰۰ دلاری

در حالی که قیمت روی تابلوها ۹۶ دلار را نشان می‌دهد، غول‌های مالی جهان با بازنگری در پیش‌بینی‌های خود، سناریوهایی متنوع و گاه متضاد را ترسیم کرده‌اند. شکاف میان پیش‌بینی‌ها هرگز تا این حد عمیق نبوده است.
جی‌پی مورگان هشدار داده که در صورت شکست آتش‌بس و تداوم اختلال در تنگه هرمز، قیمت نفت می‌تواند تا سطح ۱۵۰ دلار جهش کند. این بانک در عین حال معتقد است در صورت تثبیت شرایط سیاسی، قیمت‌ها تا پایان سال به محدوده ۸۰ دلار بازمی‌گردد.
گلدمن ساکس با رویکردی مشابه، میانگین قیمت برنت را ۸۵ دلار برآورد کرده، اما تاکید دارد که بازگشایی سریع و قطعی هرمز می‌تواند قیمت‌ها را تا ۷۰ دلار کاهش دهد.
مورگان استنلی دیدگاه بدبینانه‌تری دارد. تحلیلگران این شرکت معتقدند پیامدهای جنگ از جمله آسیب به زیرساخت‌ها و افزایش هزینه‌های نظامی و بیمه‌ای، باعث می‌شود قیمت نفت در ادامه سال ۲۰۲۶ بالای ۸۰ دلار باقی بماند.

اما تندترین پیش‌بینی متعلق به موسسه استرالیایی مک‌کواری است. آن‌ها از یک سناریوی شبح سخن می‌گویند که در آن، اگر آتش‌بس فروپاشیده و جنگ تا ماه ژوئن ادامه یابد، قیمت نفت به سطح بی‌سابقه ۲۰۰ دلار در هر بشکه خواهد رسید؛ رقمی که می‌تواند کل اقتصاد جهانی را با شوکی ویرانگر مواجه کند.

سایه رکود بر اقتصاد جهانی

نفت گران تنها یک عدد نیست؛ بلکه تازیانه‌ای بر پیکر اقتصادهای جهان است. مدیرعامل بلک‌راک، غول خدمات مالی آمریکا، صراحتا هشدار داده که نفت بالای ۱۵۰ دلار به معنای یک رکود شدید و ناگهانی در سطح جهانی خواهد بود. افزایش هزینه‌های انرژی و حمل‌ونقل، مستقیما به رشد قیمت کالاها و خدمات منجر می‌شود و فشار مضاعفی بر مصرف‌کنندگان وارد می‌کند.

جی‌پی مورگان نیز برآورد کرده که تداوم قیمت‌های بالا می‌تواند رشد اقتصاد جهانی را در همین نیمه نخست سال ۲۰۲۶ تا ۰.۶درصد کاهش دهد؛ رقمی که در مقیاس کلان به معنای از دست رفتن میلیاردها دلار ثروت و هزاران فرصت شغلی است. گلدمن ساکس نیز به همین دلیل، احتمال وقوع رکود در اقتصاد ایالات متحده را به ۳۰درصد افزایش داده است.

نفت به مثابه اسلحه

آنچه امروز در بازار مشاهده می‌شود، نوعی آرامش شکننده است. سقوط اخیر قیمت نفت از ۱۲۰ به ۹۶ دلار نشان داد که بازار جهانی تا چه اندازه به تحولات سیاسی حساس شده است. در واقع، طلای سیاه بیش از هر زمان دیگری به یک دارایی ژئوپلیتیک تبدیل شده است. بازار اکنون در وضعیتی قرار دارد که هر خبر سیاسی، چه در جهت تشدید تنش و چه در جهت کاهش آن، می‌تواند در عرض چند ساعت مسیر قیمت‌ها را تغییر داده و میلیاردها دلار ارزش بازار را جابه‌جا کند.

درحالی‌که آتش‌بس موقت توانسته بخشی از فشار قیمتی را کاهش دهد، اما سایه سناریوهای پرریسک همچنان بر بازار سنگینی می‌کند. قیمت‌ها اکنون نه در میدان‌های نفتی و نه بر اساس تقاضای پالایشگاه‌ها، بلکه در میزهای مذاکره تعیین می‌شوند.

فرصتی برای دیپلماسی یا تنفس برای جنگ؟

سقوط قیمت نفت به ۹۶ دلار را نباید به معنای پایان قطعی بحران تلقی کرد. این کاهش قیمت نه یک پیروزی اقتصادی، بلکه یک فرصت زمانی است که دیپلماسی اضطراری در اختیار بازیگران قرار داده است. واقعیت این است که زیر پوست بازار، لایه‌های تنش همچنان ملتهب باقی مانده‌اند و پایداری این آتش‌بس، تنها عامل تعیین‌کننده در روزهای آتی است.

تنگه هرمز به عنوان قلب تپنده این بحران، همچنان مهم‌ترین متغیر جهت‌دهنده به بازار باقی خواهد ماند. اگر میز مذاکرات در این دو هفته خروجی ملموسی نداشته باشد، فنر فشرده قیمت نفت با شدتی دوچندان رها خواهد شد. جهان به نظاره ایستاده است تا ببیند آیا این آرامش لرزان مقدمه‌ای بر یک صلح پایدار است یا صرفا تنفسی برای جنگی بزرگتر که نفت ۲۰۰ دلاری را به واقعیت جدید اقتصاد جهانی تبدیل خواهد کرد. صلح یا جنگ؛ حالا برنده این بازی را نه دکل‌های نفتی، بلکه تصمیمات سیاسی تعیین می‌کنند.

ارسال نظر

آخرین اخبار