سایه جنگ بر بالین کودکان مبتلا به سرطان/ واکاوی تخلیه بیمارستان شهید بقایی اهواز از منظر حقوق بین الملل
تحریریه آوش/ بر اساس ماده ۱۸ کنوانسیون چهارم ژنو، بیمارستانهای غیرنظامی که برای ارائه مراقبت به بیماران، مجروحان، معلولان و زنان باردار سازماندهی شدهاند، در هیچ شرایطی نباید هدف حمله قرار گیرند، بلکه باید در هر زمان توسط طرفهای درگیر محترم شمرده و محافظت شوند
تخلیه اضطراری بیمارستان کودکان مبتلا به سرطان شهید بقایی اهواز در ۲۴ تیرماه، فراتر از یک جابهجایی ساده پزشکی، تجسم عینی نفوذ وحشت جنگ به امنترین پناهگاههای انسانی است.
در پی حمله نظامی نیروهای آمریکایی به یک مرکز نظامی در مجاورت این مجتمع درمانی، کادر پزشکی ناچار شدند در میانه هراس و اضطراب شدید، کودکانی را که در حال مبارزه با بیماری جانکاه سرطان بودند، از تختهای خود جدا و منتقل کنند. این حادثه تلخ و آسیبهای روحی و روانی عمیق ناشی از آن بر بیماران خردسال و خانوادههایشان، بار دیگر ضرورت واکاوی چارچوبهای حقوق بینالملل بشردوستانه و بررسی مصداقی اصول ممنوعیت حمله به مجاورت مراکز غیرنظامی را به عنوان یکی از جدیترین چالشهای حقوقی معاصر پیش میکشد.

شرح ماوقع و ابعاد انسانی بحران در اهواز
در روز ۲۴ تیرماه، وقوع یک حمله نظامی توسط ایالات متحده آمریکا به یک موضع یا مرکز نظامی در نزدیکی بیمارستان کودکان مبتلا به سرطان شهید بقایی اهواز، موجی از انفجار، لرزش و ناامنی شدید را در منطقه ایجاد کرد. شدت این حادثه و خطرات احتمالی ناشی از ترکشها یا تداوم حملات، مسئولان بیمارستان و کادر درمان را در موقعیت اضطراری و پیچیدهای قرار داد که در نهایت به تصمیم فوری برای تخلیه موقت مرکز درمانی منجر شد.
این جابهجایی در شرایطی صورت گرفت که بسیاری از کودکان تحت درمانهای حساس شیمیدرمانی، مراقبتهای ویژه و سرمتراپی قرار داشتند و هرگونه وقفه در فرآیند درمانی آنها میتوانست خطرات جانی جبرانناپذیری به همراه داشته باشد.
بعد روانی این رویداد، جلوهای بسیار دردناکتر از آسیبهای لجستیکی آن داشت. بیمارانی که به خودی خود به دلیل دست و پنجه نرم کردن با بیماری سخت سرطان در شرایط روحی شکنندهای قرار دارند، ناگهان خود را در میانه غرش انفجارها، صدای آژیرهای خطر و فضای هراسانگیز تخلیه اضطراری دیدند. این شوک شدید روانی و ترس از مرگ، نه تنها روند بهبودی زیستی این کودکان را با اختلال مواجه میکند، بلکه خانوادههای آنان را که پیش از این تحت فشارهای شدید مالی و عاطفی ناشی از بیماری فرزندانشان بودند، دچار بحرانهای روحی مضاعف و درازمدت میکند. از منظر تحلیلهای روانشناختی نظامی، تحمیل چنین سطحی از استرس بر کودکان، مصداق بارز آسیب جانبی غیرقابل توجیه به شمار میرود.
اصل مصونیت مطلق مراکز درمانی در حقوق بینالملل بشردوستانه
از منظر حقوق بینالملل، بیمارستانها و مراکز ارائه دهنده خدمات پزشکی از مصونیت مطلق و ویژهای برخوردارند که تحت هیچ شرایطی نباید نادیده گرفته شود. ماده ۱۹ کنوانسیون اول ژنو به صراحت تاکید میکند که مراکز درمانی ثابت و واحدهای سیار خدمات پزشکی نباید در هیچ شرایطی مورد حمله قرار گیرند، بلکه باید در همه زمانها توسط طرفهای درگیر در جنگ محترم شمرده شده و محافظت شوند.
این مصونیت پایه و اساس مفهوم «بیطرفی پزشکی» است که مقرر میکند وظایف و اماکن پزشکی باید از گزند مخاصمات نظامی مصون بمانند تا دسترسی به مراقبتهای حیاتی برای غیرنظامیان تضمین شود.
توجیهاتی که گاه از سوی نیروهای مهاجم مبنی بر هدف قرار دادن اهداف نظامی مجاور مطرح میشود، بر اساس اسناد بینالمللی کاملا مردود است. کنوانسیونهای چهارگانه ژنو و پروتکلهای الحاقی آن تصریح کردهاند که وجود هدف نظامی در نزدیکی یک واحد درمانی، مجوز قانونی برای به خطر انداختن آن واحد محسوب نمیشود. مهاجمان موظفند اصول تفکیک، تناسب و اقدامات احتیاطی را به گونهای رعایت کنند که هیچ گونه آسیبی به ساختار، کادر درمان و پناهجویان حاضر در بیمارستان وارد نشود. اقدام به حمله در مجاورتی چنین نزدیک که منجر به تخلیه اجباری یک بیمارستان کودکان سرطانی شود، نقض فاحش مقررات ناظر بر پیشگیری از آسیبهای جانبی است.
بر اساس ماده ۱۸ کنوانسیون چهارم ژنو، بیمارستانهای غیرنظامی که برای ارائه مراقبت به بیماران، مجروحان، معلولان و زنان باردار سازماندهی شدهاند، در هیچ شرایطی نباید هدف حمله قرار گیرند، بلکه باید در هر زمان توسط طرفهای درگیر محترم شمرده و محافظت شوند.

قاعده تفکیک و تناسب و مصداق جنایت جنگی
یکی از ستونهای اصلی حقوق بینالملل بشردوستانه، «اصل تفکیک» است که بر مبنای آن، طرفین یک درگیری باید در هر زمان بین غیرنظامیان و رزمندگان، و همچنین بین اهداف غیرنظامی و اهداف نظامی تفکیک قائل شوند.
حملاتی که بدون تمایز انجام شوند یا به دلیل ماهیت خود، اهداف نظامی و غیرنظامی را بدون تفکیک هدف قرار دهند، ممنوع هستند. در حادثه بیمارستان شهید بقایی اهواز، حتی اگر هدف اولیه یک مرکز نظامی بوده باشد، صراحت و نزدیکی بیمارستان و آگاهی از وجود کودکان بیمار، ایجاب میکرد که عملیات به دلیل عدم امکان رعایت اصل تناسب متوقف شود.
«اصل تناسب» میگوید که تلفات جانی و خسارات مادی احتمالی وارده به غیرنظامیان نباید نسبت به مزیت نظامی مستقیم و ملموسی که از حمله انتظار میرود، بیش از حد و نامتناسب باشد. تحمیل آسیبهای روحی عمیق، به خطر انداختن جان دهها کودک مبتلا به سرطان و مجبور کردن یک نظام درمانی به تخلیه اضطراری بیمارستان، به وضوح نشان دهنده عدم تناسب فاحش میان اقدام نظامی و پیامدهای انسانی آن است. بر اساس اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی، هدایت عامدانه حملات به سمت اهداف غیرنظامی یا اقدام به حملاتی با آگاهی از اینکه منجر به آسیبهای گسترده و شدید به غیرنظامیان میشود، به عنوان مصداق بارز «جنایت جنگی» جرمانگاری شده است.
مسئولیت بینالمللی دولت مهاجم و ضرورت پاسخگویی
از نظر حقوقی، وقوع این واقعه بار مسئولیت بینالمللی سنگینی را متوجه دولت ایالات متحده آمریکا میکند. بر اساس قواعد عرفی حقوق بینالملل، هرگاه دولتی تعهدات بینالمللی خود را نقض کند و این نقض منجر به بروز خسارات مادی یا معنوی به اتباع یا زیرساختهای دولت دیگر شود، ملزم به جبران خسارت و پاسخگویی است. صدمات روحی شدیدی که به کودکان سرطانی اهواز وارد آمده و هزینههای مادی و لجستیکی که نظام سلامت برای مدیریت این بحران متحمل شده است، همگی در زمره خساراتی هستند که قابلیت پیگیری حقوقی در مجامع بینالمللی را دارند.
علاوه بر این، جامعه بینالمللی نباید نسبت به تضعیف تدریجی استانداردهای حقوق بشردوستانه بیتفاوت بماند. سکوت یا توجیه اینگونه حملات، کم ارزش جلوه دادن جان انسانها و به ویژه گروههای آسیب پذیری مانند کودکان بیمار است. مستند سازی دقیق ابعاد این حمله و ارائه گزارشهای مستدل به گزارشگران ویژه سازمان ملل متحد، گامهای ضروری حقوقی هستند که باید برای زنده نگه داشتن اصول انسانی در عرصه بینالمللی و ممانعت از تکرار چنین فجایعی در هر نقطهای از جهان برداشته شوند. بیمارستانها باید برای همیشه پناهگاهی امن و عاری از هراس جنگ باقی بمانند؛ خصوصا زمانی که پای کودکان در میان است.