EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۸۳۹۹

شوهرکشی خیانت‌آلود زن ۲۷ ساله

زن جوانی که پس از کشف جسد شوهر گمشده‌اش دستگیر شده بود، در تحقیقات پلیس به قتل او و همدستی یک مرد متأهل اعتراف کرد.

شوهرکشی خیانت‌آلود زن ۲۷ ساله

 چهارم اردیبهشت امسال پرونده‌ای در پلیس آگاهی مشهد تشکیل شد که محتویات آن نشان می‌داد مرد ۳۵ ساله سوم اردیبهشت از منزل خارج شده و دیگر بازنگشته است.

برادر این مرد به کارآگاه‌های پلیس آگاهی اظهار داشت: گوشی تلفن برادرم خاموش شده است و هیچ اطلاعی از او نداریم.

وی به نقل از همسر مرد گمشده نیز ادعا کرد: برادرم شب‌هنگام و در حالی که مست بود، به خانه‌اش در بولوار شاهنامه رفته، اما بعد برای کاری از منزل خارج شده و دیگر بازنگشته است.

به دنبال دریافت این گزارش، ماجرای گم شدن این مرد با دستور مستقیم سرهنگ جواد بیگی رئیس پلیس آگاهی مشهد در دایره فقدانی‌های آگاهی مورد بررسی های کارشناسی قرار گرفت، اما در ردزنی‌های پلیسی هیچ سرنخی از وی پیدا نشد و بدین ترتیب فرضیه وقوع جنایت قوت گرفت.

اینگونه بود که پرونده مذکور با نظر سرهنگ محمدباقر پهلوان رئیس اداره جنایی آگاهی به(دایره ویژه قتل عمد ارسال شد تا کارآگاهان زبده جنایی آن را بررسی کنند.

 هنوز تحقیقات جنایی در این باره آغاز نشده بود که یازدهم اردیبهشت خبر کشف جسدی در جاده روستایی آبقد واقع در۱۰ کیلومتری روستای انداد در بیسیم‌های پلیس پیچید و بدین ترتیب با حضور قاضی دکتر صادق صفری قاضی ویژه قتل عمد و کارآگاهان پلیس آگاهی در صحنه کشف جسد، تحقیقات برای رازگشایی از این معمای جنایی آغاز شد.

جسد در بیابان‌های حاشیه جاده روستایی رها شده بود و هیچ‌گونه مدارک هویتی نیز به همراه نداشت. خیلی زود جلسه تحلیلی و کارشناسی جرم با راهنمایی‌های قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در پلیس آگاهی به سرپرستی سرهنگ ولی نجفی رئیس دایره قتل عمد آگاهی برگزار شد.

ماجرای کشف جسد در حالی مورد واکاوی تخصصی قرار گرفت که سرهنگ نجفی براساس تجربیات پلیسی خود پیشنهاد کرد خالکوبی روی بازوی مرد جوان به عنوان نشانه‌ای خاص درروزنامه انتشار یابد و شهروندان نیز برای شناسایی هویت جسد کشف‌شده به یاری پلیس بیایند.

اینگونه بود که خبر منتشر شد و صبح روز بعد جوانی با پلیس تماس گرفت و ادعا کرد برادرش چنین خالکوبی‌ای را روی بازوی خود داشته، ولی از چند روز قبل ناپدید شده که پرونده گم شدن وی نیز در پلیس آگاهی تشکیل شده است.

با این سرنخ مهم، تحقیقات کارآگاهان وارد مرحله جدیدی شد و با دعوت از مرد جوان به پلیس آگاهی دیگر تردیدی باقی نماند که مرد ۳۵ ساله افغانستانی به نام «نجیب» به قتل رسیده است و عامل یا عاملان جنایت، جسد او را در حاشیه جاده روستایی رها کرده‌اند.

در همین حال گروه زبده‌ای از افسران جنایی با هدایت سروان آرمین منفرد (افسر پرونده) در حالی بررسی‌های جنایی را ادامه دادند که همچنان همسر این مرد اولین مظنون جنایت بود، اما او ادعا می‌کرد اختلافی با شوهرش نداشته و از ۱۳سالگی با او زندگی می‌کند و اکنون نیز۴ فرزند دارد.

این زن ۲۷ساله که «عاطفه» نام دارد ادعاهای قبلی خود را تکرار کرد و مدعی شد شوهرش آن شب مست از خانه بیرون رفته و دیگر بازنگشته است.

از سوی دیگر، کارآگاهان با آنکه یقین داشتند «عاطفه» موضوعی را پنهان می‌کند، با دستور قاضی صفری او را آزاد کردند و به بررسی‌های پلیسی خود ادامه دادند تا اینکه سرنخی از یک سیم‌کارت دیگر وی به دست آمد که هیچ‌کس از آن خط پنهانی خبر نداشت. بررسی این ماجرا به ارتباط «عاطفه»با مرد جوان دیگری رسید که در شب حادثه با یکدیگر گفتگوی تلفنی داشتند.

طولی نکشید که دوباره زن جوان به پلیس آگاهی احضار شد و این بار از پسری سخن گفت که در یکی ازروستاهای تربت حیدریه زندگی می‌کرد. او مدعی شد همسرم آن شب با آن پسر جوان بیرون رفت. بنابراین کارآگاهان با هماهنگی قاضی ویژه قتل عمد عازم تربت حیدریه شدند و جوان مورد ادعای او را دستگیر کردند، اما بررسی‌های تخصصی افسران کارآزموده پلیس جنایی مشهد بیانگر آن بود که پسر جوان فقط به صورت تلفنی و در فضای مجازی با آن زن جوان (عاطفه) ارتباط داشته و در جریان قتل شوهر او نبوده است.

زن ۲۷ ساله که حالا می‌دانست کارآگاهان خودش را متهم اصلی جنایت می‌دانند، ناگهان لب به اعتراف گشود و گفت: «کودکی خردسال بودم که پدرم مرا به عقد «نجیب» درآورد. او هم مانند پدرم در کوره‌های آجرپزی کار می‌کرد، اما من چیزی از ازدواج نمی‌دانستم و علاقه‌ای هم به او نداشتم.

وقتی زندگی مشترکمان آغاز شد، او مدام مرا کتک می‌زد و هیچ توجهی به خواسته‌ها و علایق من نداشت. در واقع او اصلا مرا نمی‌دید و هیچ‌گونه ابراز محبتی هم نمی‌کرد. عقده‌ کمبود محبت در من تا آنجا پیش رفت که چند سال قبل با مرد متأهلی به نام «حمید» به صورت تلفنی آشنا شدم و با او به درددل پرداختم. این روابط ادامه داشت تا اینکه از رفتارهای شوهرم خسته شدم و تصمیم به قتل گرفتم.

آن شب وقتی مست به خانه آمد، قرص‌های خواب‌آور را درون چای به او خوراندم و سپس با کارد آشپزخانه آنقدر به سرش کوبیدم تا غرق در خون جان داد و اینگونه انتقام محبت نکردن‌هایش را از او گرفتم. بعد هم با «حمید» تماس گرفتم و او هم با یکی از دوستانش به خانه‌ام آمدند و جسد «نجیب» را با پراید بیرون بردند تا اینکه تصویر خالکوبی او درروزنامه منتشر شد.

تحقیقات کارآگاهان با دستورهای ویژه قاضی صفری برای ریشه‌یابی این ماجرای جنایی در حالی همچنان ادامه دارد که کارآگاهان در عملیاتی غافلگیرانه «حمید»را نیز دستگیر و به پلیس جنایی منتقل کردند.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار