نشستن ترکشهای جنگ بر اتاقهای عمل/ بحران کمبود به تجهیزات پزشکی رسید
تحریریه آوش/ گزارشها و تحلیلهای رسانههای معتبر داخلی نشان میدهد که کمبود ملزومات ابتدایی نظیر نخ بخیه، دستکشهای جراحی و استنتهای قلبی، دیگر یک هشدار نیست، بلکه به واقعیتی روزمره در راهروهای بیمارستانهای دولتی و خصوصی تبدیل شده است
صنعت تجهیزات پزشکی ایران در حالی به سال ۱۴۰۵ رسید که ترکیبی از ناترازی ارزی، بدهیهای انباشته دولتی و تشدید فشارهای بینالمللی ناشی از درگیریهای منطقهای، لبه تیز خود را متوجه حیاتیترین بخش سلامت مردم کرده است. گزارشها و تحلیلهای رسانههای معتبر داخلی نشان میدهد که کمبود ملزومات ابتدایی نظیر نخ بخیه، دستکشهای جراحی و استنتهای قلبی، دیگر یک هشدار نیست، بلکه به واقعیتی روزمره در راهروهای بیمارستانهای دولتی و خصوصی تبدیل شده است. این وضعیت که با نوسانات شدید بازار ارز در پی جنگ اخیر و آسیب دیدن زیرساختهای تولیدی تشدید شده، اکنون سیستم درمانی را در موقعیتی قرار داده که انتخاب بین بیمار بدحال و بیمار بدحالتر برای استفاده از امکانات محدود، به یک چالش اخلاقی برای پزشکان تبدیل شده است.
گزارشها و تحلیلهای رسانههای معتبر داخلی نشان میدهد که کمبود ملزومات ابتدایی نظیر نخ بخیه، دستکشهای جراحی و استنتهای قلبی، دیگر یک هشدار نیست، بلکه به واقعیتی روزمره در راهروهای بیمارستانهای دولتی و خصوصی تبدیل شده است.

وقتی نقدینگی در رگها خشک میشود
نخستین و جدیترین عامل بحران فعلی، فرسودگی توان مالی شرکتهای تامینکننده است. خبرگزاری ایرنا در فروردین ۱۴۰۵ طی گزارشی به نقل از مدیرعامل سازمان بیمه سلامت ایران اعلام کرد که بدهیهای انباشته این سازمان به موسسات طرف قرارداد تنها در دو سال گذشته به رقمی بالغ بر ۸۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. اگرچه در بودجه سال جاری تلاشهایی برای تسویه این بدهیها پیشبینی شده، اما فاصله زیاد میان تخصیص بودجه و پرداخت واقعی باعث شده تا شرکتهای وارد کننده دیگر توانایی خرید نقدی از کمپانیهای خارجی را نداشته باشند. به گزارش خبرگزاریهای داخلی، کمبود نقدینگی در معاونتهای غذا و دارو باعث شده است که حتی در صورت موجود بودن کالا در انبارها، فرآیند ترخیص و توزیع با بازپرداختهای طولانی مدت گره بخورد که نتیجه آن افزایش سرسامآور قیمت تمامشده ملزومات مصرفی نظیر ستهای جراحی و پانسمانهای نوین است.
این بحران مالی تنها به دارو محدود نمیشود و تجهیزات سرمایهای را نیز به شدت تحت تاثیر قرار داده است. روزنامه دنیای اقتصاد در تحلیلهای اخیر خود به این نکته اشاره کرده است که حذف ارز ترجیحی در بخشهای کلیدی و جایگزینی آن با ارزهای نیمایی یا توافقی، باعث جهش قیمتی در قطعات یدکی دستگاههای حیاتی مانند سیتیاسکن و امآرآی شده است. این رسانه تاکید میکند که وقتی هزینه تعمیر یک قطعه از دستگاه تصویربرداری با تورم چندصد درصدی مواجه میشود، بیمارستانهای دولتی ترجیح میدهند دستگاه را از چرخه خدمت خارج کنند که این امر صفهای انتظار برای جراحیهای حیاتی را به چندین ماه افزایش داده است.
تخریب زیرساختها و انسداد مسیرهای تامین
یکی از ابعاد کمتر دیده شده در بحران فعلی، تاثیر مستقیم درگیریهای نظامی اخیر بر بدنه صنعت سلامت است. بر اساس برخی گزارشهای تکان دهنده که توسط رئیس سازمان غذا و دارو بیان شده، در پی تنشهای نظامی اخیر، بیش از ۴۴ شرکت دارویی و تجهیزات پزشکی دچار آسیبهای جدی زیرساختی شدهاند. تخریب بخشهایی از مراکز استراتژیک مانند انستیتو پاستور و اختلال در فعالیت کارخانجات تولید تجهیزات مصرفی در مناطق درگیر، ضربهای جبرانناپذیر به زنجیره تولید داخلی وارد کرده است. این گزارشها همچنان نشان میدهند که هرچند عملکرد سازمانهای حیاتی مانند انتقال خون در این دوران «شاهکار» توصیف شده، اما فشار ناشی از مجروحان جنگی بر ذخایر تجهیزات مصرفی نظیر نخ بخیه و کیسههای خون، باعث شده تا سهمیه جراحیهای غیراورژانسی در بیمارستانهای بزرگ به شدت کاهش یابد.
در کنار تخریب فیزیکی، مفهوم جنگ اقتصادی ابعاد پیچیدهتری به خود گرفته است. تابناک در تحلیل آبان ۱۴۰۴ که آثار آن همچنان در سال ۱۴۰۵ مشهود است، به پدیدهای به نام «بیشانطباقی» اشاره میکند. این رسانه توضیح میدهد که حتی در مواردی که کالاها مشمول تحریمهای رسمی نیستند، بانکها و شرکتهای حملونقل بینالمللی به دلیل ترس از جریمههای ناشی از نقض مقررات تحریمی در شرایط جنگی، از همکاری با طرف ایرانی خودداری میکنند. این وضعیت باعث شده است که واردات سادهترین ملزومات مانند نخ بخیه که وابستگی ۹۰ درصدی به مواد اولیه خارجی دارد، با دور زدن مسیرهای عادی و صرف هزینههای گزاف حملونقل انجام شود که در نهایت فشار آن بر دوش بیمار منتقل میشود.

تحلیل رفتهرفته ملزومات مصرفی
وضعیت در اتاقهای عمل به مراتب بحرانیتر گزارش شده است. به نقل از منابع تخصصی مانند آیمد ۹۰، بسیاری از جراحان در ماههای اخیر نسبت به کیفیت پایین برخی ملزومات جایگزین یا نبود اقلامی نظیر کارتریجهای استپلر جراحی هشدار دادهاند. در حالی که در سالهای گذشته تمرکز بر خودکفایی در تولید تجهیزات بود، اما گزارشهای میدانی رسانهها نشان میدهد که مواد اولیه تولید همین اقلام داخلی نیز در گمرکات به دلیلعدم تخصیص ارز به موقع دپو شده است.
بنا بر گزارش تحلیلی این رسانه، پایش وضعیت اتاقهای عمل نشاندهنده یک بحران خاموش است؛ جایی که جراحان مجبورند بین استفاده از ملزومات جایگزین با کیفیت پایینتر یا تعویق عملهای حیاتی یکی را انتخاب کنند. این در حالی است که به گزارش خبرگزاریهای اقتصادی، حتی کارخانجات داخلی نیز به دلیل رسوب مواد اولیه در گمرکات، با ظرفیت کامل فعالیت نمیکنند.
ایلنا در فروردین ۱۴۰۵ به نقل از مقامات سازمان غذا و دارو اعلام کرد که اگرچه تخصیص ۳ میلیارد دلار ارز برای حوزه سلامت در نظر گرفته شده، اما به نظر میرسد نوسانات ناشی از ناامنیهای منطقهای باعث شده تا اولویت تامین به سمت داروهای اورژانسی سوق پیدا کند و تجهیزات پزشکی در اولویت دوم قرار گیرند.
دو لبه یک قیچی در مسیر واردات
پرسش اساسی اینجاست که آیا صرفا مدیریت داخلی عامل این وضعیت است یا فشارهای خارجی نقش اصلی را ایفا میکنند؟ واقعیت این است که این دو عامل به صورت همافزا عمل میکنند. خبرگزاری ایرنا در گزارشهای بودجهای خود اشاره کرده است که تحریمها نه تنها خرید کالا، بلکه ترانسفر مالی را غیرممکن کرده است. در شرایطی که ایران درگیر تنشهای نظامی است، ریسک تجاری برای طرفهای خارجی به حداکثر رسیده و خطوط اعتباری بینالمللی عملا مسدود شدهاند. این یعنی حتی اگر نقدینگی در داخل موجود باشد، امکان انتقال آن برای خرید یک دستگاه شتاب دهنده خطی برای بیماران سرطانی یا میکروسکوپهای پیشرفته جراحی اعصاب وجود ندارد.
از سوی دیگر، با بررسی وضعیت بدهیهای بیمارستانی انتظار میرود در شرایطی که کشور در وضعیت آمادهباش نظامی قرار دارد، بخشی از منابع مالی به سمت بخشهای دفاعی سوق یابد و سهم سلامت از سفره عمومی کوچکتر شود. تداوم این روند میتواند منجر به خروج گسترده شرکتهای دانشبنیان از حوزه تجهیزات پزشکی شود، چرا که هزینه تولید در داخل به دلیل تورم مواد اولیه، دیگر با قیمتهای دستوری سازمان غذا و دارو همخوانی ندارد.

ضرورت بازنگری در دیپلماسی سلامت
بحران کمبود تجهیزات پزشکی در سال ۱۴۰۵، برآیند مستقیم تلاقی اقتصاد تحریمی و تنشهای نظامی است. آنچه امروز در بیمارستانها شاهد آن هستیم، فرسایش تدریجی سیستمی است که سالها تحت فشار بوده و اکنون با شوکهای جدیدی روبهرو شده است. طبق گزارشهای تحلیلی خبرگزاریهای معتبر داخلی، تا زمانی که گره نقدینگی بیمارستانها از طریق تسویه بدهیهای ۸۰ همتی بیمهها باز نشود و از سوی دیگر، کریدورهای امن و تضمین شده برای تبادلات مالی حوزه سلامت در سطح بینالمللی ایجاد نشود، نمیتوان انتظار بهبود داشت.
در نهایت، واقعیت غیرقابل انکار این است که تحریمها در شرایط جنگی، به جای هدف قرار دادن ساختارهای سیاسی، مستقیما «جان» افراد را در اتاقهای عمل نشانه رفتهاند. گزارشهای مستمر رسانههای معتبر به روشنی نشان میدهند که بدون یک دیپلماسی فعال در حوزه سلامت و تامین ارز پایدار، حتی نخ بخیه نیز میتواند به یک کالای لوکس و نایاب تبدیل شود که دسترسی به آن، مرز بین مرگ و زندگی یک بیمار را تعیین میکند.