مساله کودک در بحران جنگ/ بررسی وضعیت حقوقی کودکانی که والدین خود را از دست میدهند
تحریریه آوش/ در بحرانهای انسانی مانند جنگ، کودکان از آسیب پذیرترین گروههای اجتماعی محسوب میشوند. از دست دادن والدین، آوارگی، جابهجایی اجباری یا از هم پاشیدن خانوادهها میتواند کودکان را در معرض آسیبهای جدی روانی و اجتماعی قرار دهد. به همین دلیل در بسیاری از کشورها، قوانین حمایتی ویژهای برای حمایت از کودکان بیسرپرست پیشبینی شده
جنگها تنها زیرساختها و شهرها را ویران نمیکنند؛ گاه خانوادهها را نیز از هم میپاشند. در چنین شرایطی یکی از مهمترین پرسشها این است که سرنوشت کودکانی که در اثر جنگ والدین خود را از دست میدهند چه میشود. با افزایش نگرانیها درباره احتمال بیسرپرست شدن کودکان در شرایط جنگی، سازمان بهزیستی از شهروندان خواسته است در قالب «طرح میزبان» به صورت موقت از برخی کودکان نگهداری کنند تا از آسیبهای زندگی در مراکز شبانهروزی جلوگیری شود. اما قانون در چنین شرایطی چه سازوکاری برای حضانت، سرپرستی و نگهداری موقت کودکان در نظر گرفته است؟
کودک در بحران؛ مسالهای فراتر از امدادرسانی
در بحرانهای انسانی مانند جنگ، کودکان از آسیب پذیرترین گروههای اجتماعی محسوب میشوند. از دست دادن والدین، آوارگی، جابهجایی اجباری یا از هم پاشیدن خانوادهها میتواند کودکان را در معرض آسیبهای جدی روانی و اجتماعی قرار دهد. به همین دلیل در بسیاری از کشورها، قوانین حمایتی ویژهای برای حمایت از کودکان بیسرپرست در شرایط بحران پیشبینی شده است.
در ایران نیز چارچوب اصلی حمایت از این کودکان در «قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست» مصوب سال ۱۳۹۲ تعریف شده است. طبق این قانون، رسیدگی به وضعیت کودکانی که سرپرست موثر ندارند بر عهده سازمان بهزیستی قرار میگیرد و هرگونه واگذاری سرپرستی آنها باید با حکم دادگاه صالح انجام شود. هدف این قانون فراهم کردن شرایطی است که کودک حتی در نبود خانواده زیستی، در محیطی امن و پایدار رشد کند.

اگر پدر و مادر در جنگ جان خود را از دست بدهند چه میشود؟
در نظام حقوقی ایران اصل بر این است که کودک تا حد امکان در محیط خانواده باقی بماند. به همین دلیل در صورت فوت یکی از والدین، حضانت معمولا به والد دیگر سپرده میشود. برای مثال اگر پدر فوت کند، در اغلب موارد مادر مسئول نگهداری از کودک خواهد بود.
اما اگر هر دو والد فوت کنند یا امکان نگهداری از کودک وجود نداشته باشد، وضعیت حقوقی کودک تغییر میکند. در این حالت کودک ممکن است در زمره کودکان بیسرپرست قرار گیرد. در چنین شرایطی دادگاه با همکاری سازمان بهزیستی وضعیت کودک را بررسی میکند تا مشخص شود چه فرد یا نهادی باید مسئول نگهداری از او باشد.
در این مرحله قانون ابتدا بستگان نزدیک کودک را بررسی میکند. اگر پدربزرگ، مادربزرگ یا سایر خویشاوندان نزدیک توانایی و صلاحیت نگهداری از کودک را داشته باشند، دادگاه میتواند سرپرستی را به آنها بسپارد. این رویکرد با هدف حفظ پیوندهای خانوادگی و کاهش آسیبهای روانی کودک اتخاذ شده است.
نقش سازمان بهزیستی در حمایت از کودکان بیسرپرست
در صورتی که هیچ یک از بستگان امکان نگهداری از کودک را نداشته باشند یا صلاحیت آنها تایید نشود، کودک تحت حمایت سازمان بهزیستی قرار میگیرد. این سازمان مسئول نگهداری، حمایت و در نهایت تعیین تکلیف سرپرستی کودکان بیسرپرست است.
کودکان در این مرحله ممکن است در مراکز نگهداری بهزیستی یا مراکز شبهخانواده اسکان داده شوند. با این حال سیاست جدید سازمان بهزیستی در سالهای اخیر کاهش اقامت طولانی مدت کودکان در این مراکز و واگذاری آنها به خانوادهها در قالب طرحهای مختلف حمایتی است.
یکی از مهمترین این طرحها «فرزند خواندگی» است که در آن خانوادههای واجد شرایط میتوانند با حکم دادگاه سرپرستی دائمی کودک را بر عهده بگیرند. متقاضیان فرزند خواندگی باید شرایطی مانند سلامت جسمی و روانی، نداشتن سوپیشینه کیفری، توانایی مالی و صلاحیت اخلاقی را داشته باشند. همچنین در بسیاری از موارد ابتدا دوره سرپرستی آزمایشی برای بررسی وضعیت کودک در خانواده جدید در نظر گرفته میشود.
سرپرستی موقت؛ راهکاری برای شرایط اضطراری
در کنار فرزند خواندگی دائم، در سالهای اخیر سازوکاری با عنوان «سرپرستی موقت» یا «طرح میزبان» نیز در ایران اجرا شده است. این طرح بر اساس آیین نامه اجرایی قانون حمایت از کودکان بیسرپرست و بدسرپرست از آذر سال ۱۴۰۲ آغاز شده و هدف آن فراهم کردن امکان زندگی کودکان در محیط خانوادگی به صورت موقت است.
در این طرح، کودک به طور موقت به خانوادهای که صلاحیت آن از سوی سازمان بهزیستی تایید شده است سپرده میشود. برخلاف فرزندخواندگی، در این حالت پیوند حقوقی دائمی میان کودک و خانواده میزبان ایجاد نمیشود و شناسنامه یا هویت حقوقی کودک نیز تغییر نمیکند. هدف از این طرح آن است که کودکان به جای اقامت طولانی مدت در مراکز شبانه روزی، در محیطی گرم و خانوادگی زندگی کنند و از حمایت عاطفی بیشتری برخوردار شوند.
«طرح میزبان» چگونه اجرا میشود؟
به گفته سیدحسن موسوی چلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی، خانوادههای داوطلب برای شرکت در طرح میزبان ابتدا باید در سامانه ملی فرزند خواندگی ثبتنام کنند. پس از آن مراحل بررسی صلاحیت شامل ارزیابی سلامت جسمی و روانی، بررسی نداشتن سوپیشینه و گذراندن دورههای آموزشی انجام میشود.
پس از تایید کارگروه استانی بهزیستی، خانوادهها میتوانند کودک را به صورت موقت به عنوان «مهمان» در خانه خود بپذیرند. مدت اولیه این میزبانی معمولا سه ماه است و در صورت نیاز قابل تمدید خواهد بود. هر دوره تمدید میتواند تا شش ماه ادامه داشته باشد و در مجموع این فرایند میتواند تا حدود یک سال و سه ماه ادامه پیدا کند.
در این مدت، سازمان بهزیستی و مراجع قضایی تلاش میکنند وضعیت نهایی کودک را مشخص کنند؛ به این معنا که یا کودک به خانواده زیستی خود بازگردد یا شرایط فرزندخواندگی برای او فراهم شود.
تجربه اجرای طرح در شرایط بحران
مقامات سازمان بهزیستی میگویند طرح میزبان در برخی شرایط بحرانی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. به گفته معاون سلامت اجتماعی این سازمان، در جریان «جنگ ۱۲ روزه»، ۱۵۹ کودک از مراکز نگهداری به خانوادههای میزبان واگذار شدند؛ خانوادههایی که پیشتر صلاحیت آنها بررسی شده بود.
بر اساس گزارشهای منتشر شده از سوی سازمان بهزیستی، اجرای این طرح در برخی استانها نتایج قابل توجهی داشته است. به عنوان مثال در استان کردستان اعلام شده که دیگر کودکی در شیرخوارگاهها نگهداری نمیشود. در استان کرمانشاه نیز تنها پنج کودک در شیرخوارگاه باقی ماندهاند و در استان سیستان و بلوچستان حدود ۱۰ کودک در این مراکز حضور دارند.
به گفته مسئولان بهزیستی، سیاست اصلی این سازمان حرکت به سمت «خانوادهمحور» شدن نظام نگهداری از کودکان است؛ به این معنا که کودکان تا حد امکان در خانوادهها زندگی کنند و نه در مراکز بزرگ نگهداری.

چالشهای عاطفی و حقوقی سرپرستی موقت
با وجود مزایای این طرح، برخی کارشناسان به چالشهای احتمالی آن نیز اشاره میکنند. یکی از مهمترین نگرانیها ایجاد وابستگی عاطفی میان کودک و خانواده میزبان است؛ موضوعی که میتواند در صورت پایان دوره میزبانی برای هر دو طرف دشوار باشد.
با این حال مسئولان بهزیستی معتقدند که تجربه اجرای طرح نشان داده است که سرپرستی موقت میتواند مرحلهای برای ورود کودک به یک خانواده دائمی باشد. در برخی موارد نیز همین خانوادههای میزبان در ادامه برای فرزند خواندگی دائم کودک اقدام میکنند.
آینده کودکان در سایه بحران
در شرایطی که جنگ و بحرانهای انسانی میتوانند خانوادهها را از هم جدا کنند، وجود سازوکارهای قانونی برای حمایت از کودکان اهمیت بیشتری پیدا میکند. قوانین مربوط به حضانت، فرزند خواندگی و سرپرستی موقت در ایران تلاش کردهاند چارچوبی برای حفاظت از حقوق این کودکان فراهم کنند.
در نهایت هدف اصلی این قوانین آن است که حتی در سختترین شرایط، کودکان بتوانند در محیطی امن، خانوادگی و همراه با حمایت عاطفی رشد کنند. تجربه طرحهایی مانند «میزبان» نیز نشان میدهد که مشارکت خانوادهها و جامعه میتواند نقش مهمی در کاهش آسیبهای ناشی از بحران برای کودکان ایفا کند.