سیل مرگبار نپال چگونه اتفاق افتاد؟
گرمشدن هیمالیا در نتیجه تغییرات اقلیمی، یخچالهای طبیعی و لایههای منجمد دائمی این رشتهکوه را تحت فشار قرار داده و خطر رانش زمین، فروپاشی یخچالها و سیلابهای ناگهانی را افزایش داده است.
رشتهکوه هیمالیا یکی از حساسترین مناطق جهان در برابر تغییرات اقلیمی است. افزایش دمای زمین که عمدتاً به دلیل انتشار گازهای گلخانهای ناشی از سوزاندن سوختهای فسیلی رخ داده، در دهههای اخیر بر یخچالهای طبیعی، برف و لایههای منجمد دائمی این منطقه اثر گذاشته است.
اکنون دانشمندان هشدار میدهند که گرمتر شدن هیمالیا میتواند زمینه را برای وقوع برخی بلایای طبیعی خطرناکتر فراهم کند؛ از جمله رانش زمین، ریزش سنگ و یخ، فروپاشی یخچالهای طبیعی و سیلابهای ناگهانی.
سیل مرگباری که این هفته در منطقهای از شمال نپال و نزدیک مرز تبت رخ داد، بار دیگر توجه دانشمندان را به این مسئله جلب کرده است. هنوز مشخص نیست که تغییرات اقلیمی دقیقاً چه نقشی در وقوع این حادثه داشته، اما شواهد موجود نشان میدهد که افزایش دما در حال تغییر شرایط فیزیکی کوهستانهای هیمالیا است و میتواند برخی از دامنهها را در برابر فروپاشی آسیبپذیرتر کند.
احتمالاً سقوط سنگ و یخ آغازگر سیل بود
گروهی از یخچالشناسان و زمینشناسان اعلام کردهاند که بر اساس اطلاعات اولیه، احتمالاً این فاجعه با فروپاشی بخش بزرگی از سنگ بستر در زیر یک یخچال طبیعی و سپس وقوع رانش زمین آغاز شده است.
همزمان، بخشی از یخ موجود در یخچال طبیعی نیز جدا شده و هزاران فوت به سمت پایین دره سقوط کرده است.
در ادامه، میلیونها تن سنگ و یخ از دامنه کوه پایین آمده و در مسیر خود با آب و گلولای ترکیب شدهاند. حاصل این فرآیند، جریان بسیار سریع و قدرتمندی از آب، گل، سنگ و یخ بوده که به مناطق پاییندست سرازیر شده است.
حادثه در جبهه شمالی لانگتانگ لیرونگ، کوهی در شمال نپال و نزدیک مرز تبت، رخ داده است. محل وقوع رانش زمین و فروپاشی یخچال در ارتفاع حدود ۱۷ هزار فوت قرار داشته است.
شدت این حادثه به اندازهای بوده که صدها نفر جان خود را از دست دادهاند و بیش از ۱۴۰۰ نفر همچنان مفقود گزارش شدهاند. با وجود این ابعاد گسترده، دانشمندان هنوز برای اعلام علت نهایی حادثه محتاط هستند.
لایه منجمد دائمی هیمالیا در حال ذوب شدن است
یکی از مهمترین نگرانیهای دانشمندان، ذوب شدن لایهای است که به آن «پرمافراست» یا لایه منجمد دائمی گفته میشود. پرمافراست ترکیبی از خاک، سنگ و مواد آلی است که برای هزاران سال به صورت منجمد باقی مانده است. این لایه در بسیاری از مناطق کوهستانی مانند یک نوع چسب طبیعی عمل میکند و سنگها، خاک، یخ و یخچالهای طبیعی را در کنار یکدیگر نگه میدارد.
اما با افزایش دمای زمین، این لایه منجمد نیز در حال گرم شدن و ذوب شدن است. زمانی که خاک و سنگی که برای مدت بسیار طولانی منجمد بوده، شروع به ذوب شدن کند، ساختار دامنههای کوهستانی میتواند ضعیفتر شود.
در نتیجه، احتمال شکست دامنهها، رانش زمین و فروپاشی تودههای سنگ و یخ افزایش پیدا میکند.
آلتون سی. بایرز، پژوهشگر ارشد مؤسسه تحقیقات قطب شمال و آلپ در دانشگاه کلرادو در بولدر، پرمافراست را نوعی «چسب کرایوسفری» توصیف کرده است؛ لایهای که طی هزاران سال سنگ، یخ و یخچالهای طبیعی را در کنار یکدیگر نگه داشته است.
به گفته او، اکنون شواهد بیشتری به دست آمده که نشان میدهد این چسب طبیعی در نتیجه روند گرمایش در حال ضعیف شدن است.
بایرز حتی با اشارهای طنزآمیز به شرایط جدید، اصطلاح «خاک منجمد نهچندان دائمی» را برای توصیف وضعیت پرمافراست پیشنهاد کرده است؛ زیرا لایهای که قرار بود برای مدت بسیار طولانی منجمد باقی بماند، اکنون تحت تأثیر گرمایش زمین در حال از دست دادن پایداری خود است.
تغییرات اقلیمی چگونه دامنههای هیمالیا را ناپایدار میکند؟
گرم شدن هوا در ارتفاعات بالا میتواند چند فرآیند را همزمان تغییر دهد. با افزایش دما، یخچالهای طبیعی عقبنشینی میکنند و یخهای دائمی و برفهای فصلی نیز سریعتر ذوب میشوند.
این تغییرات میتواند ساختار دامنههای کوهستانی را تحت تأثیر قرار دهد. سنگها و خاکهایی که برای هزاران سال در شرایط یخزده قرار داشتهاند، با گرم شدن میتوانند ثبات خود را از دست بدهند.
آشیم ستار، استادیار مؤسسه فناوری هند بوبانسوار که روی یخچالهای طبیعی هیمالیا مطالعه میکند، میگوید هنوز برای کنار گذاشتن سایر عوامل احتمالی زود است، اما افزایش دمای ناشی از تغییرات اقلیمی میتواند یکی از عواملی باشد که دامنه کوه را بیثبات کرده است.
او با اشاره به عقبنشینی یخچالهای طبیعی و ذوب پرمافراست میگوید دامنههای کوهستانی در چنین شرایطی بیشتر در معرض شکست قرار میگیرند و میان تغییرات اقلیمی و افزایش خطر چنین بلایایی میتوان ارتباطی مستقیم مشاهده کرد.
با این حال، این ارتباط به معنای آن نیست که هر رانش زمین یا سیل در هیمالیا مستقیماً ناشی از تغییرات اقلیمی است.
دانشمندان هنوز علت دقیق فاجعه نپال را نمیدانند
اگرچه افزایش دما میتواند شرایط را برای وقوع حوادثی از این دست مساعدتر کند، دانشمندان هشدار دادهاند که نمیتوان فاجعه اخیر را تنها به تغییرات اقلیمی نسبت داد.
گروههای تحقیقاتی هنوز در حال بررسی مجموعه گستردهای از اطلاعات شامل تصاویر ماهوارهای و سایر دادههای مربوط به شرایط منطقه هستند.
بررسی کامل این اطلاعات ممکن است ماهها طول بکشد تا مشخص شود دقیقاً چه زنجیرهای از اتفاقات باعث سقوط حجم عظیم سنگ و یخ و شکلگیری سیل شده است.
استوارت دانینگ، استاد ژئومورفولوژی کاربردی در دانشگاه نیوکاسل انگلستان، نیز تأکید کرده است که نمیتوان به سادگی گفت این حادثه نتیجه تغییرات اقلیمی بوده است.
به گفته او، احتمالاً مجموعهای از عوامل بلندمدت در شکلگیری شرایط منطقه نقش داشتهاند و در کنار آنها ممکن است عوامل کوتاهمدتی مانند ذوب شدید برف طی چند روز گذشته نیز در وقوع حادثه مؤثر بوده باشند.
این دیدگاه از نظر علمی اهمیت زیادی دارد، زیرا تغییرات اقلیمی معمولاً به عنوان عاملی که احتمال یا شدت برخی پدیدهها را تغییر میدهد بررسی میشود، نه اینکه الزاماً علت مستقیم هر حادثه خاص باشد.
سابقه طولانی فروپاشی یخچالها در منطقه
بررسی دادههای تاریخی نیز نشان میدهد حوادث مرتبط با فروپاشی یخچالها پدیدهای کاملاً جدید در مرز چین و نپال نیست.
از سال ۱۹۰۰ تاکنون، دهها مورد از رویدادهایی که در اصطلاح علمی زیر عنوان «شکست یخچالهای طبیعی» قرار میگیرند، در منطقه مرزی چین و نپال ثبت شده است.
این عنوان مجموعهای از پدیدهها را دربرمیگیرد که شامل بهمنهای یخی، جدا شدن بخشهایی از یخچالهای طبیعی و بهمنهای ترکیبی سنگ و یخ میشود.
بنابراین، کوهستانهای این منطقه ذاتاً محیطهایی پرخطر هستند. آنچه تغییرات اقلیمی میتواند انجام دهد، تغییر شرایط زمینهای و افزایش آسیبپذیری برخی مناطق است.
به بیان ساده، گرم شدن زمین لزوماً به این معنا نیست که یک حادثه مشخص حتماً به دلیل تغییرات اقلیمی رخ داده است؛ اما میتواند شرایطی ایجاد کند که وقوع برخی انواع رانش زمین و فروپاشی یخچالها آسانتر یا پیامد آنها شدیدتر شود.
تغییرات اقلیمی و سیل نپال
هزاران دریاچه یخچالی در هیمالیا شکل گرفتهاند
یکی دیگر از خطرات مهم مرتبط با گرم شدن هیمالیا، افزایش تعداد و اندازه دریاچههایی است که در کنار یخچالهای طبیعی شکل میگیرند.
با عقبنشینی یخچالها، آب حاصل از ذوب یخ میتواند در فرورفتگیهای طبیعی پشت تودههای یخ و سنگ جمع شود و دریاچههای یخچالی ایجاد کند.
امروزه هزاران دریاچه یخچالی در سراسر هیمالیا وجود دارد.
این دریاچهها در شرایط عادی میتوانند پایدار باشند، اما برخی از آنها به دلیل موقعیت جغرافیایی و ساختار سد یخی یا سنگی خود بسیار آسیبپذیر هستند.
اگر یک بهمن، زمینلرزه یا ریزش سنگ و برف وارد چنین دریاچهای شود، ممکن است آب با سرعت زیادی از آن خارج شود و سیلی عظیم به سمت پاییندست شکل بگیرد. این نوع حادثه در علم با عنوان سیل ناشی از طغیان دریاچه یخچالی یا GLOF شناخته میشود.
GLOF میتواند روستاها و نیروگاهها را نابود کند
خطر سیلهای ناشی از طغیان دریاچههای یخچالی بسیار جدی است، زیرا حجم بزرگی از آب میتواند در مدت کوتاهی آزاد شود. چنین سیلی ممکن است هر چیزی را که در مسیر خود قرار دارد با خود ببرد؛ از روستاها و خانهها گرفته تا مراکز گردشگری و نیروگاههای برقآبی.
به همین دلیل، در نخستین ساعات پس از آغاز سیل اخیر در روز چهارشنبه، برخی دانشمندان احتمال داده بودند که یک دریاچه یخچالی دچار طغیان شده و عامل اصلی حادثه بوده است. اما بررسیهای اولیه تصاویر ماهوارهای روایت دیگری ارائه کرده است.
اومش کی. هاریتاشیا، مدیر برنامه پایداری در دانشگاه دیتون، اعلام کرده است که دادههای اولیه ماهوارهای ظاهراً نشان میدهد سرریز شدن یک دریاچه یخچالی در وقوع این حادثه نقش نداشته است.
این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد در هیمالیا نباید تمام سیلابهای ناگهانی را به GLOF نسبت داد. این منطقه مجموعهای از خطرهای طبیعی مختلف دارد که ممکن است در برخی موارد به صورت مستقل یا همزمان عمل کنند.
سیل اخیر هشداری درباره خطرهای کمتر شناختهشده است
هاریتاشیا معتقد است هر زمان حادثهای از این نوع در هیمالیا رخ میدهد، توجه عمومی و حتی بخشی از بحثهای علمی به سمت دریاچههای یخچالی میرود.
با این حال، او تأکید میکند که خطرهای دیگری نیز در کوهستان وجود دارند و پس از حوادث اخیر باید با دقت بیشتری بررسی شوند.
یکی از همین خطرها، ناپایداری دامنههای کوهستانی در نتیجه ذوب یخهای دائمی و تغییر ساختار زمین است.
این مسئله اهمیت زیادی دارد، زیرا ممکن است یک منطقه بدون وجود دریاچه یخچالی خطرناک، همچنان در معرض رانش زمین، سقوط سنگ و یخ یا سیلاب ناگهانی قرار داشته باشد.
سامانه هشدار سیل نپال برای چنین حادثهای طراحی نشده بود
نپال برای مقابله با برخی خطرهای ناشی از دریاچههای یخچالی، یک شبکه نظارتی در اختیار دارد. اداره هیدرولوژی و هواشناسی نپال شبکهای از حسگرها و تجهیزات اندازهگیری را اداره میکند که سطح آب برخی دریاچههای یخچالی و رودخانههای مرتبط با آنها را کنترل میکنند.
اگر این سامانه نشانهای از افزایش خطر طغیان آب را شناسایی کند، مقامهای مسئول میتوانند به جوامع پاییندست هشدار دهند. اما مشکل اینجاست که سامانه موجود اساساً برای تشخیص تمام انواع سیلابهای ناگهانی طراحی نشده است.
آستین لرد، عضو ارشد برنامه انرژی، آب و پایداری در مرکز استیمسون، یک سازمان تحقیقاتی غیرانتفاعی، میگوید سامانههای هشدار موجود برای تشخیص نوع سیلی که این هفته رخ داد، آمادگی کافی نداشتند.
دلیل اصلی این مسئله سرعت بسیار بالای حرکت چنین سیلابی است. زمانی که یک حجم عظیم سنگ، یخ، آب و گل ناگهان از ارتفاعات به سمت دره حرکت میکند، ممکن است فرصت بسیار کمی برای شناسایی حادثه، تحلیل خطر و ارسال هشدار به مردم وجود داشته باشد.
چرا پیشبینی این نوع سیل دشوار است؟
سیلابهای ناگهانی ناشی از فروپاشی دامنههای کوهستانی با سیلابهایی که به تدریج در نتیجه بارندگی یا افزایش سطح یک رودخانه شکل میگیرند، تفاوت زیادی دارند.
در یک سیل معمولی، ممکن است افزایش سطح آب طی چند ساعت یا حتی چند روز قابل مشاهده باشد و سامانههای هشدار فرصت بیشتری برای واکنش داشته باشند.
اما در یک حادثه کوهستانی، ممکن است ابتدا یک توده عظیم سنگ و یخ سقوط کند و سپس در فاصله کوتاهی با آب و گل ترکیب شود. در چنین شرایطی، سرعت حرکت جریان میتواند بسیار بالا باشد.
به همین دلیل، حتی اگر سامانههای پایش دریاچههای یخچالی به خوبی کار کنند، نمیتوانند تمام انواع خطرهایی را که ممکن است در ارتفاعات هیمالیا رخ دهد، پیشبینی کنند.
تغییرات اقلیمی، خطرهای جدیدی را به هیمالیا اضافه میکند
مشکل اصلی این است که هیمالیا همزمان با گرم شدن زمین در حال تغییر است. یخچالهای طبیعی در حال عقبنشینی هستند، لایههای منجمد دائمی در حال ذوب شدناند و دریاچههای یخچالی نیز در بسیاری از مناطق گسترش یافتهاند.
این تغییرات میتواند مجموعهای از خطرهای بههمپیوسته ایجاد کند. ذوب یخ ممکن است یک دریاچه جدید ایجاد کند، در حالی که ذوب پرمافراست میتواند یک دامنه سنگی را ناپایدار کند. سپس یک زمینلرزه، بارش شدید، ذوب سریع برف یا سقوط سنگ میتواند این شرایط را به یک حادثه بزرگ تبدیل کند.
به همین دلیل، دانشمندان تأکید میکنند که برای کاهش خطر، توجه به یک عامل واحد کافی نیست و باید کل سامانه کوهستانی را در نظر گرفت.
هیمالیا به سامانههای هشدار جدید نیاز دارد
فاجعه اخیر در شمال نپال بار دیگر نشان داد که جوامع ساکن هیمالیا با مجموعهای پیچیده از خطرهای طبیعی روبهرو هستند. در این حادثه، رانش زمین و فروپاشی تودههای سنگ و یخ در ارتفاع حدود ۱۷ هزار فوت باعث ایجاد جریانی عظیم از آب، گل، سنگ و یخ شد و صدها نفر جان خود را از دست دادند و بیش از ۱۴۰۰ نفر مفقود شدند.
هنوز مشخص نیست تغییرات اقلیمی دقیقاً چه میزان در این حادثه نقش داشته است. تصاویر ماهوارهای و دادههای علمی همچنان در حال بررسی هستند و نتیجه نهایی ممکن است ماهها زمان ببرد. دانشمندان نیز هشدار میدهند که عوامل کوتاهمدتی مانند ذوب شدید برف در روزهای پیش از حادثه میتوانند در کنار عوامل بلندمدت نقش داشته باشند.
با این حال، یک واقعیت علمی روشن است: هیمالیا در حال گرم شدن است. یخچالهای طبیعی عقبنشینی میکنند، پرمافراست در حال ذوب شدن است و هزاران دریاچه یخچالی در این منطقه وجود دارد. همچنین از سال ۱۹۰۰ تاکنون دهها مورد فروپاشی یخچالی در منطقه مرزی چین و نپال ثبت شده است.
بنابراین، حتی اگر نتوان تغییرات اقلیمی را علت مستقیم سیل اخیر دانست، گرمتر شدن منطقه میتواند شرایطی ایجاد کند که برخی از انواع رانش زمین، فروپاشی یخچالها و سیلابهای ناگهانی در آینده خطرناکتر شوند.
از سوی دیگر، حادثه اخیر نشان داد که سامانههای هشدار موجود نیز برای تمام انواع خطرهای کوهستانی کافی نیستند. شبکه پایش اداره هیدرولوژی و هواشناسی نپال برای شناسایی خطر طغیان برخی دریاچههای یخچالی طراحی شده، اما همانطور که آستین لرد اشاره کرده است، برای سیل ناگهانی و بسیار سریع ناشی از فروپاشی سنگ و یخ، کارایی محدودی دارد.
در نتیجه، با تغییر شرایط اقلیمی هیمالیا، کشورهایی مانند نپال و سایر مناطق کوهستانی باید علاوه بر پایش دریاچههای یخچالی، سیستمهای جدیدی برای شناسایی ناپایداری دامنهها، ذوب پرمافراست، رانش زمین و فروپاشی یخچالها ایجاد کنند.
پیام اصلی این فاجعه را شاید بتوان اینگونه خلاصه کرد: تغییرات اقلیمی لزوماً هر سیل یا رانش زمین را ایجاد نمیکند، اما میتواند زمین را برای وقوع و تشدید برخی از خطرناکترین حوادث کوهستانی آمادهتر کند. با ادامه گرمایش زمین، شناخت این تغییرات و توسعه سامانههای هشدار سریع میتواند برای نجات جان جوامعی که در پاییندست هیمالیا زندگی میکنند، اهمیت حیاتی داشته باشد.