EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۳۳۹۰
روایت فقر از بازاری که تارهای مو را به پول تبدیل می‌کند

وقتی مو هم خرج زندگی می‌شود/ تارهای موی زنان در برابر پولِ نان و بازار ناامیدی در سایه تورم

تحریریه آوش/در کشوری که زمانی به منابع سرشار طبیعی و ثروت‌های پنهان و آشکارش می‌بالید، اینک زیر پوست شهرها و در اعماق لایه‌های خط فقر، بازار تازه‌ای رونق گرفته که نشانه‌ای آشکار از انحطاط قدرت خرید مردم و ناتوانی در تامین ابتدایی‌ترین نیازهای زیستی است.

وقتی مو هم خرج زندگی می‌شود/ تارهای موی زنان در برابر پولِ نان و بازار ناامیدی در سایه تورم

در کشوری که زمانی به منابع سرشار طبیعی و ثروت‌های پنهان و آشکارش می‌بالید، اینک زیر پوست شهرها و در اعماق لایه‌های خط فقر، بازار تازه‌ای رونق گرفته که نشانه‌ای آشکار از انحطاط قدرت خرید مردم و ناتوانی در تامین ابتدایی‌ترین نیازهای زیستی است.
گزارش‌ها پرده از واقعیتی تلخ و تکان ‌دهنده برمی‌دارد؛ معامله‌ای که در آن زلف‌های بلند و طبیعی به ناچار بریده می‌شوند تا شاید هزینه‌های اولیه زنده ماندن، از اجاره‌ خانه گرفته تا سفره خواربار و نسخه‌های درمان، برای چند هفته تامین شود. بازار خرید و فروش موی طبیعی که سال‌ها تجارتی حاشیه‌ای در سالن‌های زیبایی و اکستنشن به شمار می‌رفت، امروز به پناه‌گاهی ناامید کننده برای شهروندان کمرخم‌ کرده زیر بار تورم تبدیل شده است.
این پدیده بیش از آن که حاصل مد یا آرایش باشد، آیینه تمام‌ نمای فروپاشی تمکن مالی، سقوط کرامت انسانی و تسلیم شدن در برابر فشارهای ساختاری اقتصاد در برهه‌ای از بحران ناپایدار تورمی است.

مو2

آخرین سنگر در برابر سقوط اقتصادی

تامین حداقل‌های معیشتی که بر اساس قانون و تکالیف حاکمیتی باید از حقوق اولیه و دست‌ یافتنی هر شهروند باشد، امروز به چنان چالش سنگینی مبدل شده که افراد را به سمت نقد کردن موی خود سوق داده است. داده‌های رسمی مرکز آمار ایران و گزارش‌های بودجه خانوار نشان می‌دهند که وزن هزینه‌های مسکن و خوراک به ارقام بی‌سابقه‌ای در سبد مصرفی خانوارهای ایرانی رسیده است. بر اساس آمارهای منتشرشده، شاخص تورم سالانه اجاره ‌بها در سال‌های اخیر مرزهای ۴۰ درصد را رد کرده و سهم مسکن در سبد هزینه خانوارهای شهری را به نزدیک ۵۰ درصد رسانده است. از سوی دیگر، گزارش‌های رسمی خط فقر سرانه را به ارقامی رسانده‌اند که طبق محاسبات، حداقل دستمزد مصوب پرداختی به کارگران و حقوق‌ بگیران تنها پاسخگوی کمتر از نیمی از هزینه‌های ضروری زندگی یک خانوار سه تا چهار نفره است. در چنین شرایطی که بیش از یک‌سوم جمعیت کشور زیر خط فقر مطلق دستپاچه درگیر تامین مایحتاج اولیه هستند، موهای سر که زمانی سمبل زیبایی و مراقبت شخصی بودند، در قالب یک دارایی نقد شونده سریع ارزیابی می‌شوند. فروشندگان این بازار دیگر تنها با هدف تنوع یا تن دادن به آرایش‌های نوین دست به قیچی نمی‌برند، بلکه هدف آنان تسویه اجاره‌بهای معوقه برای جلوگیری از حکم تخلیه، پرداخت شهریه‌های دانشگاهی فرزندان، تهیه داروی بیماران و یا پر کردن خالی سفره‌هایی است که با تورم بیش از ۴۰ درصدی مواد غذایی روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شوند.


صنعت زیبایی یا پناهگاه ناچاری

بررسی مناسبات مالی و مراودات اقتصادی این بازار پرهیاهو ابعاد شگفت‌انگیز و تاسف‌باری را برملا می‌سازد. قیمت ‌گذاری در بازار خرید و فروش مو بر اساس سنجه‌های کاملا فنی و سخت‌گیرانه‌ای چون طول، حجم، عدم وجود رنگ و دکلره و میزان سلامت تارهای مو انجام می‌شود. بر اساس آمارهای موجود در بازار، موهای زنده، شاداب و بلندی که طولی بیش از ۶۰ سانتی ‌متر داشته و دست ‌نخورده باشند، گاه تا ۳۰ میلیون تومان ارزش ‌گذاری می‌شوند؛ در حالی که موهای ضعیف‌تر، کوتاه‌تر یا رنگ ‌شده ممکن است با قیمت‌های نازلی در حدود ۲ میلیون تومان خریداری شوند. این فاصله قیمت ‌گذاری عمیق، تصویری کامل و عریان از شکاف گسل‌گونه طبقاتی در جامعه‌ای را ترسیم می‌کند که در آن طبقات مرفه برای زیباتر شدن و اکستنشن مو حاضرند ارقام چند ده میلیونی بپردازند و در مقابل، طبقات آسیب ‌پذیر و فرودست مجبورند سرمایه چند سال مراقبت و رشد موهای خود را به مبلغی واگذار کنند. مبالغی که شاید برای گروه‌های متمول هزینه یک بار مراجعه معمولی به سالن‌های زیبایی بالای شهر باشد، برای یک فروشنده نیازمند، حکم سررسید اقساط معوقه، تسویه معوقات مالیاتی یا خرید چند کیلوگرم گوشت و ارزاق پایه را دارد که ماه‌ها از سفره‌اش حذف شده‌اند.

چرخه دلالی و سواستفاده از اضطرار معیشتی

هرجا که ناچاری و نیاز مبرم خریدار و فروشنده را به هم پیوند بزند، زمینه برای رشد دلالان و دامن ‌زدن به سواستفاده‌های اخلاقی و ساختاری فراهم می‌شود. بازار موی طبیعی نیز از این قاعده مستثنی نیست و واسطه‌ها در آن نقش پررنگ و سود جویانه‌ای ایفا می‌کنند. سودجویانی که تنها برای معرفی فروشنده به سالن ‌داران یا خریداران عمده، حق‌العمل‌های تا حدود ۲ میلیون تومان دریافت می‌کنند، بخشی از همان حداقل درآمد حاصل از قیچی کردن موها را به جیب می‌زنند. از سوی دیگر، روایت‌های متعدد از بی‌اخلاقی خریداران، زوایای تاریک‌تری از این معامله اضطراری را آشکار می‌سازد.

در نمونه‌ای تکان ‌دهنده و ملموس، زنی پس از توافق اولیه برای فروش موهایش به مبلغ ۱۸ میلیون تومان، زیر قیچی آرایشگر می‌رود؛ اما خریدار درست پس از کوتاه شدن موها و در شرایطی که هیچ راه بازگشتی برای فروشنده باقی نمانده، با تراشیدن بهانه‌های واهی نظیر وجود موخوره یا یکدست نبودن تارها، مبلغ پرداختی را ناگهان به ۵ میلیون تومان کاهش می‌دهد. فروشنده‌ای که در موقعیت اضطرار شدید مالی قرار دارد و موهایش را نیز از دست داده، چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر این اجحاف ساختاری و باج‌خواهی آشکار ندارد.

مو3


عمیق‌تر شدن گسل طبقاتی

تبدیل شدن موی سر به کالا برای تامین هزینه‌های بقا، مرحله‌ای نگران ‌کننده از کالایی‌ سازی بدن انسان در یک اقتصاد بحران ‌زده است. پیش از این، اخبار معامله اعضای بدن مانند کلیه و کبد، یا حتی اجاره شناسنامه و کارت ملی برای ثبت‌نام خودرو و سهمیه‌های ارزی، زنگ خطرهای جدی را در اجتماع به صدا درآورده بود. اما ورود موی سر به عنوان یک دارایی قابل فروش خانگی نشان می‌دهد که خط فقر به لایه‌های ظاهری و هویتی افراد نیز نفوذ کرده است. جامعه‌شناسان اقتصادی بر این باورند که وقتی یک جامعه به مرحله‌ای می‌رسد که در آن افراد برای جابه‌جایی حداقل‌های خط فقر مجبور به فروش بخشی از بدن خود می‌شوند، انگیزه کار و تولید آسیب دیده و احساس ناامنی روان‌شناختی به حداکثر می‌رسد. در واقع، بازاری که تحت عنوان «اکستنشن و زیبایی» شکل گرفته، در اصل خروجی ناظر بر یک انتقال ثروت معکوس از فقیر به غنی است؛ جایی که طبقه مرفه، متقاضی زیبایی خریده ‌شده از تنِ طبقه محروم است و واسطه‌ها از این تبادل حاصل از ناچاری، سودهای بادآورده به جیب می‌زنند.


ذبح کرامت انسانی در غیاب مسئولیت ‌پذیری حاکمیتی

رشد قارچ ‌گونه آگهی‌های فروش مو در پلتفرم‌های آنلاین، دیوار و نیازمندی‌های شهری را نباید به اشتباه، نشانه رونق اقتصادی صنعت زیبایی یا تحول در الگوی مصرف جامعه قلمداد کرد. این آگهی‌ها در حقیقت فریادی خاموش و مستند از عمق بحران اجتماعی و معیشتی است. طبق اصول صریح قانون اساسی، مسئولیت بنیادین هر حکومتی ایجاد بسترهای شغلی پایدار، حفظ ارزش پول ملی، ثبات اقتصادی و تامین کرامت انسانی آحاد جامعه است. هنگامی که ساختار اجرایی کشور در مهار تورم مزمن و جبران قدرت خرید مردم ناکام می‌ماند و شاخص‌های فقر به بالاترین حد خود در دهه‌های اخیر می‌رسند، افراد برای تامین اولیه‌ترین نیازهای غذایی و مسکن به فروش اجزای بدن یا دارایی‌های فردی رو می‌آورند و کرامت انسانی به مسلخ برده می‌شود. این روند نگران‌ کننده نشان می‌دهد که خط فقر نه تنها سفره‌ها، بلکه کرامت فردی و روان جامعه را هدف قرار داده است؛ جریانی که اگر با اصلاحات بنیادین اقتصادی و حمایت‌های واقعی اجتماعی مهار نشود، ابعاد تاریک‌تر و مخرب‌تری از فروپاشی زیست شرافتمندانه را به نمایش خواهد گذاشت.

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار