EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۳۰۵۲
گزارش روز

بحران خاموش پشت نیمکت‌های خالی/ ماجرای ۳ میلیون دانش‌آموز ثبت‌نام نکرده، چیست؟

تحریریه آوش/ آمار جاماندگان و تاخیرکنندگان در ثبت‌نام مدارس بار دیگر زنگ خطری جدی را برای نظام آموزشی و ساختار اجتماعی کشور به صدا درآورده است. بر اساس آخرین اظهارات مسئولان سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، حدود ۳ میلیون دانش‌آموز هنوز پروسه ثبت‌نام خود را در مدارس نهایی نکرده‌اند

بحران خاموش پشت نیمکت‌های خالی/ ماجرای ۳ میلیون دانش‌آموز ثبت‌نام نکرده، چیست؟

آمار جاماندگان و تاخیرکنندگان در ثبت‌نام مدارس بار دیگر زنگ خطری جدی را برای نظام آموزشی و ساختار اجتماعی کشور به صدا درآورده است. بر اساس آخرین اظهارات مسئولان سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، حدود ۳ میلیون دانش‌آموز هنوز پروسه ثبت‌نام خود را در مدارس نهایی نکرده‌اند. این عدد قابل توجه، نشان‌دهنده گسستی عمیق در روند تحصیل کودکان و نوجوانانی است که باید سرمایه‌سازان فردای جامعه باشند.

بررسی‌های کارشناسی و آمارهای رسمی نشان می‌دهند که سالانه بخش مهمی از دانش‌آموزان پس از پایان یک مقطع تحصیلی، از ورود به مقطع بعدی بازمی‌مانند یا ثبت‌نام خود را به دلایل گوناگون به عقب می‌اندازند. این پدیده نه صرفا یک تاخیر اداری ساده، بلکه برآیندی از درهم‌تنیدگی چالش‌های ساختاری، فقر اقتصادی، زمینه‌های سنتی و فرهنگی و گسست‌های آموزشی است که اگر تدبیری ریشه‌ای برای آن اندیشیده نشود، تبعات جبران‌ناپذیری بر جای خواهد گذاشت.

مدارس

گره‌های سردرگم در مقاطع انتقالی و تردید در انتخاب مسیر

یکی از نقاط عطف در آمار دانش‌آموزان ثبت‌نام‌ نشده، به مقاطع انتقالی به ‌ویژه ورود به پایه دهم و دوره متوسطه دوم مربوط می‌شود. مسئولان وزارت آموزش‌وپرورش پیش‌تر نیز اشاره کرده بودند که در برخی سال‌ها بیش از یک میلیون دانش‌آموز دبیرستانی تا روزهای پایانی تابستان موفق به ثبت‌نام در مدارس نمی‌شوند. بخش عمده‌ای از این گروه، دانش‌آموزان ورود به پایه دهم هستند که در برزخ تصمیم‌گیری برای انتخاب رشته تحصیلی، تردید میان هدایت تحصیلی و ظرفیت مدارس، یا پیدا نکردن مدرسه مناسب گرفتار می‌مانند.

سردرگمی خانواده‌ها و دانش‌آموزان در گام اول ورود به دبیرستان، غالبا ناشی از عدم اطلاع‌ رسانی دقیق، تعویق در اخذ هدایت تحصیلی و نبود مشاوره تخصصی در زمان مناسب است. وزارت آموزش‌وپرورش همواره از خانواده‌ها خواسته است تا فرایند ثبت‌نام را به روزهای پایانی سال تحصیلی موکول نکنند و در صورت بروز هرگونه مشکل یا عدم یافتن مدرسه، مستقیما به مناطق آموزش‌وپرورش مراجعه کنند تا با مشاوره و راهنمایی، مانع از جا ماندن فرزندانشان از گردونه تحصیل شوند. با این حال، نبود زیرساخت‌های یکپارچه و تراکم مدارس در برخی مناطق شهری، این فرایند را برای خانواده‌ها پیچیده‌تر می‌کند.

جاده آموزش به روستاها نمی‌رسد

خارج از کلان ‌شهرها و در ابعاد منطقه‌ای، داستان دانش‌آموزان ثبت‌نام ‌نشده رنگ و بوی محرومیت ساختاری به خود می‌گیرد. بخش قابل توجهی از بازماندگان از تحصیل مربوط به روستاها و شهرستان‌های کم ‌برخوردار است؛ مناطقی که در آن‌ها مدارس متوسطه به تعداد کافی وجود ندارد یا مقاطع جدید تحصیلی به ‌ویژه برای دختران ارائه نمی‌شود. در بسیاری از روستاهای دورافتاده، آموزش ابتدایی پایان راه مدرسه است و برای ادامه تحصیل در مقطع متوسطه، دانش‌آموزان مجبورند مسافت‌های طولانی را تا شهرهای مجاور یا روستاهای مرکز دهستان طی کنند.

این جابه‌جایی روزانه نه‌تنها هزینه‌های سنگین رفت‌وآمد را بر دوش خانواده‌ها می‌گذارد، بلکه در بستر جوامع سنتی به یک چالش بزرگ فرهنگی تبدیل می‌شود. خانواده‌های روستایی به دلیل نبود سرویس‌های رفت‌وآمد ایمن و متناسب یا فقدان مدارس شبانه‌ روزی دخترانه، ترجیح می‌دهند دختران خود را از ادامه تحصیل منع کنند. این نگرش‌های سنتی در کنار فقدان امکانات آموزشی بومی، موجی از ترک تحصیل ناخواسته را میان دختران نوجوان در مناطق محروم رقم می‌زند و آنان را در سنین پایین به سمت خانه نشینی یا ازدواج زودهنگام سوق می‌دهد.

فشار فقر و سایه سنگین معیشت بر آینده فرزندان

در کنار موانع زیرساختی، متهم ردیف اول در تحلیل آمار ترک تحصیل و بازماندگی از تحصیل، فقر و تنگناهای شدید اقتصادی خانواده‌ها است. گزارش‌های پژوهشی، از جمله بررسی‌های مرکز پژوهش‌های مجلس و مرکز آمار ایران، حاکی از آن است که همراه با افزایش فشارهای معیشتی و نرخ تورم، پدیده ترک تحصیل نیز روندی صعودی به خود گرفته است. وقتی درآمد خانوار کفاف هزینه‌های اولیه زندگی را نمی‌دهد، تامین پوشاک، لوازم‌التحریر، کتاب‌های درسی و هزینه‌های پنهان ثبت‌نام به اولویت‌های چندم تبدیل می‌شوند.

در چنین شرایطی، دانش‌آموزانِ خانواده‌های کم‌درآمد و دهک‌های پایین، ناچار می‌شوند کلاس درس را رها کرده و برای کمک به معاش خانواده وارد بازار کار شوند. این مسئله به ‌ویژه در مقطع متوسطه شدیدتر است؛ جایی که نوجوانان احساس می‌کنند کار کردن و کسب درآمد، سودمندی ملموس‌تری نسبت به نشستن بر نیمکت‌های مدرسه دارد. ورود زود هنگام به بازار کار ناایمن و مشاغل کاذب، این کودکان را در دور باطل فقر و بازماندگی آموزشی محبوس می‌کند و شانس دست‌یابی به موقعیت‌های شغلی و اجتماعی بهتر را در آینده از آنان می‌گیرد.

زنگ خطر جمعیتی و افت انگیزه تحصیلی در سیستم آموزشی

تحولات جمعیتی و تغییرات جامعه ‌شناختی نیز بعد دیگری از چالش‌های نظام آموزش و پرورش را تشکیل می‌دهند. از یک سو، نوسانات جمعیتی در سنین دانش‌آموزی و عدم پراکندگی متوازن امکانات، بستر آموزشی را دچار اختلال کرده است. از سوی دیگر، افت شدید انگیزه تحصیلی در میان نوجوانان به یک چالش نوظهور تبدیل شده است. ناکارآمدی برخی متون درسی در پاسخگویی به نیازهای واقعی بازار کار، کاهش کارکرد اقتصادی مدرک تحصیلی و تضعیف نقش آموزش در ارتقای طبقه اجتماعی موجب شده تا گروهی از دانش‌آموزان حتی در مناطق متوسط شهری، ادامه تحصیل را نوعی اتلاف وقت تلقی کنند.

وقتی دانش‌آموز ارتباط ملموسی میان آموزش‌های مدرسه و آینده شغلی خود نمی‌یابد، میل به ادامه تحصیل در او فروکش می‌کند. این افت انگیزه در کنار عوامل اجتماعی مانند وابستگی شدید به فضای مجازی و گسست میان خانه و مدرسه، نرخ ترک تحصیل‌های پنهان و تاخیر در ثبت‌نام‌ها را افزایش داده است. آموزشی که نتواند جذابیت، مهارت ‌آموزی و امید به آینده را به دانش‌آموز تزریق کند، به‌ مرور قافیه را به جذابیت‌های کاذب و زودگذر بیرون از مدرسه واگذار خواهد کرد.

مدرسه2

راهکارهای مواجهه با بحران

حل معضل ۳ میلیون دانش‌آموز ثبت‌نام‌ نشده و کاهش آمار ترک تحصیل، فراتر از توان و وظایف یک وزارتخانه به تنهایی است و نیازمند یک عزم ملی و همکاری بین‌ دستگاهی است.

در وهله اول، وزارت آموزش‌وپرورش باید با بهبود سامانه‌های الکترونیکی و فعال ‌سازی ستادهای هدایت تحصیلی، فرایند تعیین رشته و ثبت‌نام دانش‌آموزان ورود به مقطع متوسطه دوم را تسهیل و شفاف کند تا تعویق‌های اداری به حداقل برسد.

در گام بعدی، دولت باید توسعه مدارس شبانه ‌روزی، تامین سرویس‌های رفت‌وآمد رایگان یا ارزان ‌قیمت در مناطق روستایی و ایجاد فضاهای آموزشی ویژه دختران در نقاط دورافتاده را در اولویت بودجه‌ای قرار دهد. همچنین ارائه بسته‌های حمایتی معیشتی و تحصیلی به خانواده‌های نیازمند و شناسایی چهره‌به‌چهره کودکان بازمانده از تحصیل با همکاری نهادهای حمایتی می‌تواند مانع از افتادن آنان در دام کار کودک شود. در نهایت، بازنگری در محتوای آموزشی با محوریت مهارت ‌محوری و منطبق‌ سازی آن با نیازهای بازار کار، شاداب ‌سازی فضای مدارس و ارائه خدمات مشاوره روان‌شناختی، گام‌هایی ضروری برای بازگرداندن شوق آموختن به نسل نوجوان و حفظ آنان در گردونه آموزش کشور است.

ارسال نظر

آخرین اخبار