شالیزارها زیر آوار ویلاسازی/ آیا شمال ایران را به ویلاسازها و تخریبگران خواهیم باخت؟
تحریریه آوش/ جنگلهای هیرکانی، با قدمتی بین ۲۵ تا ۵۰ میلیون سال، از کهنترین اکوسیستمهای جنگلی جهان به شمار میروند؛ پهنهای که برآوردهای مختلف، وسعت باقیمانده آن را در محدودهای حدود ۱.۶ تا بیش از ۲ میلیون هکتار قرار میدهند. حال در چنین شرایطی تغییر کاربری اراضی کشاورزی و شالیزارهای شمال ایران که از منابع مهم جنگل های هیرکانی ایران نیز هستند خطری جدی برای محیط زیست در پی دارد، بهویژه که ساخت خانههای دوم، ویلا و خانهباغ، به یکی از تهدیدهای جدی اراضی مولد منطقه تبدیل شده و مسئولان حوزه کشاورزی و منابع طبیعی نیز بارها نسبت به گسترش این روند هشدار دادهاند.
جنگلهای هیرکانی، با قدمتی بین ۲۵ تا ۵۰ میلیون سال، از کهنترین اکوسیستمهای جنگلی جهان به شمار میروند؛ پهنهای که برآوردهای مختلف، وسعت باقیمانده آن را در محدودهای حدود ۱.۶ تا بیش از ۲ میلیون هکتار قرار میدهند.حال در چنین شرایطی تغییر کاربری اراضی کشاورزی و شالیزارهای شمال ایران که از منابع مهم جنگل های هیرکانی ایران نیز هستند خطری جدی برای محیط زیست در پی دارد، بهویژه که ساخت خانههای دوم، ویلا و خانهباغ، به یکی از تهدیدهای جدی اراضی مولد منطقه تبدیل شده و مسئولان حوزه کشاورزی و منابع طبیعی نیز بارها نسبت به گسترش این روند هشدار دادهاند.
بررسی دادههای رسمی نشان میدهد که طی چهار دهه گذشته، مساحت جنگلهای هیرکانی از بیش از ۳.5 میلیون هکتار به کمتر از ۱.5 میلیون هکتار کاهش یافته است؛ رقمی نگران کننده که از تخریب نزدیک به ۵۰ درصد از این میراث باستانی چند میلیون ساله حکایت دارد.در این میان، روند تغییر کاربری شالیزارها نیز با سرعتی بیسابقه در حال پیشروی است.سالانه بیش از ۳ هزار هکتار از اراضی کشاورزی و شالیزارهای شمال کشور به صورت غیرمجاز زیر ساخت و سازهای بتنی میروند.
بیش از ۷۰ درصد از تغییر کاربریهای صورت گرفته در این اراضی مولد، توسط مالکان غیربومی و سرمایه گذاران شهری انجام میشود که به دنبال ساخت خانه دوم یا برج ویلاها هستند.این پدیده باعث شده تا استانهای شمالی سالانه با افت چند صد هزار تنی تولید برنج مواجه شده و وابستگی کشور به واردات محصولات غذایی افزایش یابد.از سوی دیگر، تبعات زیست محیطی این تخریبها چشمگیر و مرگبار است.
کاهش پوشش گیاهی و فرسایش خاک در عرصههای شمالی، خطر وقوع سیلابهای ویرانگر را تا ۳ برابر افزایش داده و سالانه دهها هزار تن خاک حاصلخیز را نابود میکند.علاوه بر این، ساخت و سازهای بی ضابطه فشار بی سابقهای بر زیرساختها وارد کرده، به طوری که بیش از ۶۰ درصد از منابع آب زیرزمینی منطقه با خطر افت شدید و شور شدن مواجه شدهاند و تولید روزانه صدها تن پسماند و فاضلاب ناشی از خوش نشینی، زیست بوم منطقه را تا آستانه خفگی پیش برده است.پیامد این روند تنها از بین رفتن زمین کشاورزی نیست؛ کاهش پوشش گیاهی و تبدیل اراضی طبیعی و زراعی به سطوح ساختمانی، رواناب و فرسایش خاک را افزایش داده و میتواند شدت خسارتهای ناشی از سیلاب را تشدید کند.تغییر کاربری شالیزارها نیز به معنای کاهش ظرفیت بالقوه تولید برنج و دیگر محصولات کشاورزی و در نتیجه افزایش آسیبپذیری امنیت غذایی است؛ روندی که اگر مهار نشود، شمال ایران را بیش از پیش از یک پهنه تولیدی و زیستمحیطی به بازاری برای زمین، ساختمان و سرمایهگذاری ملکی تبدیل خواهد کرد.نجات از این وضعیت تنها با برخورد قاطع قانونی، توقف کامل زمین خواری و حمایت همه جانبه از کشاورزان بومی میسر است؛ پیش از آنکه آخرین قطعه از این سرزمین سبز زیر سنگ و بتن جان سپارد.