EN
به روز شده در
گزارش روز

سرنوشت متفاوت لاله های واژگون در دو سوی جهان/ تاج امپراتوری در اروپا و اشک زاگرس در ایران

تحریریه آوش/ چهار قرن پس از سفر لاله واژگون از زاگرس به اروپا، سرنوشت این گل در دو سوی جهان مسیر متفاوتی پیدا کرده است

چهارصد سال پیش، جهانگردان و گیاه‌شناسان اروپایی از میان کوهستان‌های ایران و آناتولی عبور کردند و سوغاتی عجیبی با خود بردند؛ پیاز گلی که در دامنه‌های زاگرس می‌رویید و گل‌های سرخ و نارنجی‌اش همچون زنگوله‌هایی واژگون از ساقه آویزان بود. لاله واژگون پس از ورود به اروپا به سرعت راه خود را به باغ‌های سلطنتی و باغ‌های گیاه‌شناسی باز کرد و آن‌چنان ارزش یافت که لقب «تاج امپراتوری» گرفت. اما چهار قرن بعد، سرنوشت این گل در دو سوی جهان به شکلی متضاد رقم خورده است؛ در حالی که اروپا با بانک‌های بذر، باغ‌های گیاه‌شناسی و قوانین حفاظتی از آن مراقبت می‌کند، جمعیت‌های طبیعی لاله واژگون در زاگرس زیر فشار چرای دام، گردشگری بی‌ضابطه، برداشت غیرقانونی و تغییرات اقلیمی کوچک‌تر می‌شوند. گویی گلی که روزی از ایران به اروپا رفت، امروز در آن سوی جهان امنیت بیشتری دارد تا در زادگاه خود.

از زاگرس تا باغ‌های سلطنتی اروپا

داستان لاله واژگون تنها داستان یک گل نیست؛ روایت مهاجرت یکی از مشهورترین گونه‌های گیاهی خاورمیانه به اروپاست. در قرن شانزدهم میلادی و همزمان با گسترش سفرهای اروپایی به شرق، پیاز این گیاه از قلمرو ایران و آناتولی به اروپا منتقل شد. گیاهی که بعدها با نام Crown Imperial یا «تاج امپراتوری» در میان اشراف اروپایی شهرت یافت و به یکی از محبوب‌ترین گیاهان زینتی باغ‌های سلطنتی تبدیل شد.امروز نیز بسیاری از ارقام زینتی موجود در باغ‌های اروپا ریشه در جمعیت‌های طبیعی خاورمیانه دارند؛ جمعیت‌هایی که بخش مهمی از آن‌ها در دامنه‌های زاگرس ایران زندگی می‌کنند.

ایران؛ سرزمین اصلی لاله واژگون

اگرچه زیستگاه طبیعی لاله واژگون از شرق ترکیه تا افغانستان و دامنه‌های هیمالیا گسترده شده، اما ایران یکی از مهم‌ترین خاستگاه‌های این گونه در جهان محسوب می‌شود.یاسم خانمحمدیان، مدیرکل منابع طبیعی استان ایلام، می‌گوید از حدود ۶۰ گونه شناخته‌شده فریتیلاریا در جهان، ۱۵ گونه در ایران رویش دارند. تراکمی که ایران را به یکی از مهم‌ترین مراکز تنوع ژنتیکی این گیاه تبدیل کرده است.بخش عمده رویشگاه‌های لاله واژگون در ارتفاعات زاگرس، از آذربایجان غربی و کردستان تا لرستان، چهارمحال و بختیاری، اصفهان، ایلام و کرمانشاه قرار گرفته‌اند؛ جایی که هر بهار هزاران گردشگر برای تماشای دشت‌های سرخ و نارنجی آن راهی کوهستان می‌شوند.

گل یا قطعه‌ای از اکوسیستم؟

یکی از اشتباهات رایج درباره لاله واژگون آن است که تنها به عنوان یک گل زیبا دیده می‌شود. در حالی که این گونه بخشی از شبکه پیچیده حیات در کوهستان‌های زاگرس است.گل‌های لاله واژگون منبع تغذیه حشرات گرده‌افشان محسوب می‌شوند. زنبورها و بسیاری از حشرات از گرده و شهد آن تغذیه می‌کنند و همین فرآیند در تداوم چرخه تولیدمثل گیاهان کوهستانی نقش دارد.کارشناسان هشدار می‌دهند که کاهش جمعیت این گونه تنها به معنای از دست رفتن یک منظره زیبا نیست؛ بلکه می‌تواند بر جمعیت گرده‌افشان‌ها، تولید بذر، پوشش گیاهی و در نهایت پایداری کل اکوسیستم زاگرس اثر بگذارد.

اروپا چگونه از «تاج امپراتوری» محافظت می‌کند؟

شاید مهم‌ترین بخش این روایت، مقایسه شیوه برخورد با لاله واژگون در اروپا و ایران باشد.در بسیاری از کشورهای اروپایی، نیاز بازار از طریق تولید گلخانه‌ای و کشت تجاری تأمین می‌شود. بانک‌های بذر و باغ‌های گیاه‌شناسی ذخایر ژنتیکی این گونه را نگهداری می‌کنند و برداشت گیاهان وحشی از طبیعت با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است.در بریتانیا و برخی کشورهای دیگر، رویشگاه‌های طبیعی گونه‌های مختلف فریتیلاریا تحت حفاظت قرار دارند. مدیریت چرای دام، ممنوعیت چیدن گل‌ها، احیای زیستگاه‌ها و آموزش عمومی بخشی از سیاست‌های حفاظتی است که طی دهه‌های اخیر دنبال شده است.در واقع اروپا تلاش کرده میان بهره‌برداری زینتی از گیاه و حفاظت از ذخایر طبیعی آن تعادل برقرار کند.

زادگاهی که هر سال کوچک‌تر می‌شود

در مقابل، وضعیت لاله واژگون در ایران تصویر دیگری را نشان می‌دهد.میلاد نصرتی، کارشناس محیط زیست، معتقد است مجموعه‌ای از عوامل همزمان بقای این گونه را تهدید می‌کنند؛ از تغییر کاربری اراضی کوهستانی و توسعه کشاورزی گرفته تا چرای بی‌رویه دام، برداشت غیرقانونی پیاز گیاه، تغییرات اقلیمی و حضور فزاینده گردشگران.هر سال با آغاز فصل شکوفایی، تصاویر متعددی از چیدن گل‌ها، ورود خودروها به دشت‌ها و تخریب رویشگاه‌ها منتشر می‌شود؛ رفتارهایی که شاید در نگاه اول بی‌اهمیت به نظر برسند اما در بلندمدت به کاهش توان بازسازی جمعیت‌های طبیعی منجر می‌شوند.

پارادوکس تلخ لاله واژگون

شاید هیچ چیز به اندازه سرنوشت لاله واژگون نتواند تناقض رابطه ایران با میراث طبیعی خود را نشان دهد. گلی که قرن‌ها پیش از زاگرس به اروپا رفت، امروز در باغ‌های آن سوی جهان تکثیر می‌شود، بانک بذر دارد، تحت حفاظت قرار می‌گیرد و به عنوان یک سرمایه طبیعی ارزشمند شناخته می‌شود. اما در زادگاهی که یکی از مهم‌ترین مراکز تنوع ژنتیکی آن در جهان است، همچنان با تهدیدهای روزافزون روبه‌رو است.این پرسش اکنون بیش از هر زمان دیگری مطرح است؛ آیا ایران می‌تواند پیش از آنکه دشت‌های لاله واژگون تنها به خاطره‌ای در عکس‌ها تبدیل شوند، از مهم‌ترین میراث گیاهی زاگرس حفاظت کند؟ یا روزی خواهد رسید که برای دیدن «تاج امپراتوری» باید به باغ‌های اروپا سفر کرد؛ نه به کوهستان‌های ایران.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار