ابهام بزرگ در کادر فنی تیم ملی شمشیربازی؛ بائو کجاست؟
تیم ملی شمشیربازی ایران پس از پشت سر گذاشتن یک اردوی ۴۵ روزه در ایتالیا، در مسابقات قهرمانی آسیا نتوانست حتی به مدال انفرادی نزدیک شود. اما شاید مهمترین سؤال بعد از این ناکامی، درباره وضعیت مبهم کادر فنی تیم ملی باشد؛ جایی که هنوز مشخص نیست سرمربی واقعی تیم چه کسی است و کریستین بائو دقیقاً چه نقشی در برنامههای فدراسیون دارد.
اعضای تیم ملی سابر ایران با امید به تغییر شرایط، بیش از یک ماه و نیم را در ایتالیا و زیر نظر کریستین بائو، مربی فرانسوی، سپری کردند. اردویی که بارها از سوی مسئولان فدراسیون به عنوان یکی از مهمترین برنامههای آمادهسازی تیم ملی معرفی شد و قرار بود نتایج آن در رویدادهای پیش رو دیده شود.
با این حال نخستین ضربه زمانی وارد شد که تیم ملی به دلیل صادر نشدن ویزا، مسابقات جام جهانی مصر را از دست داد؛ اتفاقی که عملاً فرصت مهمی برای محک خوردن ملیپوشان و ادامه روند آمادهسازی را از بین برد.
پس از آن، امیدها به مسابقات قهرمانی آسیا در هند دوخته شد؛ رقابتی که قرار بود نخستین خروجی واقعی این اردوهای طولانی و همکاری با مربی فرانسوی باشد. اما نتیجه چیزی نبود که انتظار میرفت. سابریستهای ایران در بخش انفرادی یکی پس از دیگری حذف شدند و حتی نتوانستند خود را به جمع مدعیان مدال برسانند.
ناکامی فنی البته بخشی از ماجراست. آنچه بیش از هر چیز سؤالبرانگیز شده، وضعیت نامشخص کادر فنی تیم ملی است.
چندی پیش علیرضا پورسلمان، رئیس فدراسیون شمشیربازی، در برنامه «ورزش و مردم» اعلام کرد قرارداد فدراسیون با کریستین بائو نهایی شده است. او همچنین در مصاحبههای مختلف بارها تأکید کرده بود که تلاش میکند این مربی در مسابقات رسمی کنار تیم ملی حضور داشته باشد و هدایت فنی سابریستها را بر عهده بگیرد.
اما مسابقات قهرمانی آسیا آغاز شد و خبری از کریستین بائو نبود؛ نه روی نیمکت تیم ملی دیده شد، نه در زمان مسابقات انفرادی وظیفه کوچینگ را بر عهده داشت و نه در لحظات حساس کنار ملیپوشان حضور داشت.
در چنین شرایطی چند سؤال اساسی مطرح میشود؛ اگر قرارداد با این مربی واقعاً امضا شده، چرا در مهمترین مسابقه قارهای کنار تیم حضور ندارد؟ اگر قرار نیست در رقابتهای رسمی هدایت تیم را بر عهده بگیرد، اساساً فلسفه این قرارداد چیست؟ و اگر محمد رهبری سرمربی تیم ملی است، جایگاه کریستین بائو در ساختار فنی تیم دقیقاً کجاست؟
ابهامها زمانی بیشتر میشود که به هزینههای انجامشده نگاه کنیم. اعزام به کمپ بائو در ایتالیا و ترکیه، برنامهریزی برای اردوهای خارجی و صرف بودجه برای همکاری با این مربی زمانی قابل دفاع است که خروجی مشخصی در مسابقات رسمی داشته باشد. اما اگر قرار باشد حضور او تنها به برگزاری اردوهای تمرینی محدود شود و در رویدادهای اصلی تیم ملی را همراهی نکند، طبیعی است این پرسش مطرح شود که اساساً این همکاری چه ارزش افزودهای برای شمشیربازی ایران ایجاد کرده است.
بدیهی است که مسئولیت نتایج تنها متوجه یک نفر یا یک مسابقه نیست و عملکرد فنی سابریستها نیز نیازمند بررسی دقیق کارشناسی است. اما پیش از هر تحلیل فنی، انتظار میرود فدراسیون درباره ساختار کادر فنی شفافسازی کند. امروز مشخص نیست فرمانده نیمکت تیم ملی چه کسی است، تصمیمگیر نهایی چه کسی است و مربیای که بارها از او به عنوان برگ برنده شمشیربازی ایران یاد شده، چرا در روز مسابقه غایب است.
شاید مهمتر از شکست در مسابقات قهرمانی آسیا، همین سردرگمی مدیریتی باشد؛ وضعیتی که اگر ادامه پیدا کند، نه اردوهای خارجی، نه قراردادهای پرهزینه و نه تغییر نام مربیان، هیچکدام تضمینی برای بازگشت شمشیربازی ایران به روزهای موفق گذشته نخواهند بود.