بازگشت به خانه؛ وقتی ایرانیان معادلات مهاجرت را برهم زدند/ ایران در انتظار ایرانیان است
تحریریه آوش/ با پایان یافتن دوران تهدید و تثبیت اقتدار ملی، حالا زمانی فرا رسیده است که پتانسیلهای علمی، اقتصادی و تخصصی انباشته شده در خارج از مرزها، به عنوان بزرگترین سرمایههای اجتماعی به کشور بازگردند
در حالی که کلیشههای سنتی و الگوهای بینالمللی جامعهشناسی جنگ، همواره بر فرار نخبگان و خروج شهروندان از مناطق بحران زده تاکید دارند، آمارهای اخیر و مواضع تئوریسینها نشان از یک روند شگفتانگیز در فضای پسابحران ایران دارد و آن چیزی جز مهاجرت معکوس نخبگان و سرمایههای انسانی نیست.
با پایان یافتن دوران تهدید و تثبیت اقتدار ملی، حالا زمانی فرا رسیده است که پتانسیلهای علمی، اقتصادی و تخصصی انباشته شده در خارج از مرزها، به عنوان بزرگترین سرمایههای اجتماعی به کشور بازگردند. نمایندگان مجلس، کارشناسان و تحلیلگران سیاسی بر این باورند که بسترهای حقوقی و ساختاری برای این بازگشت محترمانه بیش از هر زمان دیگری فراهم است و ماموریت بزرگ بازسازی و پیشرفت مادی و معنوی کشور، جز با تکیه بر این بازوهای توانمند تحقق نخواهد یافت.
وقتی عشق به وطن محاسبات مادی را به هم میریزد
بر اساس الگوهای جهانی که در منازعات بینالمللی اخیر نظیر بحران سوریه یا جنگ اوکراین دیده شد، سیل مهاجرت همواره رو به بیرون و به سمت کشورهای توسعه یافته روانه میشود. اما گزارشهای آماری و پایشهای مرزی در ایران پرده از پدیدهای شگفتانگیز برمیدارند. به طوری که حتی در دورههای اوج بحران و پس از آن، حجم ورود ایرانیان از مرزهای هوایی و زمینی به مراتب از خروج آنان پیشی گرفته است. این پدیده، تحلیلگران غربی را که پیشبینی میکردند شرایط جنگی به خروج گستردهتر سرمایهها منجر شود، دچار شگفتی کرده است.
بسیاری از هموطنانی که از کشورهای اروپایی نظیر بلژیک و فرانسه، یا کشورهای همسایه مانند ترکیه و گرجستان مسیرهای طولانی را طی کرده و به وطن بازگشتهاند، در اظهارات خود یک انگیزه مشترک را عنوان میکنند و آن این است که «در روزهای سخت و دوران ساختن، میخواهیم در کنار مردم و روی خاک سرزمین خودمان باشیم».
این روحیه ملی همان عاملی است که جامعهشناسان آن را فراتر از محاسبات مادی و نفعگرایی شخصی توصیف میکنند؛ بستری از جنس غیرت، عزت و هویت دینی و ملی که پایداری اجتماعی جامعه ایران را تضمین کرده و نشان میدهد که پیوند عاطفی و عرق ملی، در بزنگاههای تاریخی بر هر منفعت اقتصادی دیگری غلبه میکند.

سرمایههای اجتماعی که باید به ثمر بنشینند
مفهوم «سرمایه اجتماعی» در ادبیات توسعه مدرن، نقشی به مراتب کلیدیتر از منابع طبیعی یا سرمایههای مالی ایفا میکند. ایرانیان خارج از کشور، شبکه عظیمی از متخصصان، اساتید دانشگاه، کارآفرینان و تکنوکراتها را تشکیل میدهند که سالها در پیشرفتهترین مراکز علمی و تجاری دنیا تجربه اندوختهاند. این پتانسیل ساختاری، ثروتی است که متعلق به این آب و خاک است و اکنون در دوران پس از جنگ، بهترین زمان برای بهرهبرداری از آن در راستای جهش اقتصادی و تکنولوژیک کشور فرا رسیده است. عدم بهرهبرداری از این شبکه عظیم علمی، به معنای هدررفت فرصتهایی است که میتواند روند توسعه کشور را چند دهه جلو بیندازد.
تئوریسینهای توسعه بر این باورند که بازگشت این افراد، نه تنها خلاهای ریاضتی و تخصصی بخشهای صنعتی و علمی را پر میکند، بلکه پیوندها و همبستگیهای ملی را در سطوح بینالمللی بازتعریف خواهد کرد. این افراد سرمایههایی هستند که جامعه برای پرورش و به ثمر نشستن ایدههایشان مستقیم یا غیرمستقیم سرمایهگذاری کرده و حالا زمان آن است که دانش خود را در خدمت توسعه بومی قرار دهند. ورود هر یک از این متخصصان به چرخههای مدیریتی و اجرایی، به معنای تزریق خون تازه به رگهای بیوتکنولوژی، نانو و صنایع سنگین کشور خواهد بود.
اکنون زمان بازگشت است
در ماههای اخیر، ضرورت فراخوان ملی و تسهیل روند بازگشت ایرانیان به موضوع محوری سخنان نمایندگان مجلس، مسئولان دولتی و نظریه پردازان سیاسی تبدیل شده است. بخش وسیعی از جریانهای سیاسی داخل کشور همصدا معتقدند که شرایط کنونی کشور، پایدارترین و مناسبترین بستر را برای سرمایهگذاری و فعالیت علمی و هنری ایرانیان مقیم خارج فراهم آورده است. این همگرایی بیسابقه در میان ارکان مختلف حاکمیت، نشاندهنده یک عزم جدی برای گشودن درهای کشور به روی فرزندان خود است.
بسیاری از تحلیلگران تاکید دارند که نباید اجازه داد تبلیغات منفی رسانههای بیگانه، دیواری میان هموطنان خارج از کشور و سرزمین مادریشان ایجاد کند. نمایندگان مجلس با اشاره به بررسی لایحهها و طرحهای تسهیل کننده حقوقی، اعلام کردهاند که آغوش وطن به روی تمامی کسانی که دلشان برای این مرز و بوم میتپد باز است.
حاکمیت موظف است امنیت قضایی، اقتصادی و اجتماعی این افراد را به طور کامل تضمین کند تا روند انتقال سرمایه و دانش با بالاترین ضریب اطمینان انجام شود. تئوریسینها بر این نکته پافشاری میکنند که پنجره فرصت کنونی همیشگی نیست و باید با سرعت جلب اعتماد متقابل صورت گیرد.
فراهم شدن زمینه بازگشت محترمانه و قانونی به وطن
حق بازگشت به میهن، از اساسیترین حقوق قانونی و شهروندی هر فرد ایرانی است که در قوانین بالادستی و بینالمللی بر آن تاکید شده است. در همین راستا، دستگاههای اجرایی و قضایی کشور با درک اهمیت این موضوع، گامهای عملی بزرگی را برای رفع موانع اداری و امنیتی برداشتهاند. راه اندازی سامانههای تردد، اعطای تسهیلات ویژه برای معافیتهای خاص و تضمین حقوق مالکیت و آزادیهای مدنی در چارچوب قانون، پیام رواداری و دعوت رسمی نظام به جامعه مهاجران است.
این رویکرد ساختاری نشان میدهد که نگاه به ایرانیان خارج از کشور، دیگر یک نگاه امنیتی یا حاشیهای نیست، بلکه نگاهی مبتنی بر احترام، کرامت انسانی و نیاز متقابل ملی است. بسترهای ایجاد شده تضمین میکنند که نخبگان و حتی چهرههای فرهنگی و هنری برجسته که پیشتر به دلایلی کشور را ترک کرده بودند، بتوانند به دور از دغدغههای گذشته و به شکل محترمانه به وطن بازگشته و فعالیتهای خود را در داخل کشور از سر بگیرند. این اقدامات قانونی، راه را بر هرگونه کارشکنی یا برخوردهای سلیقهای در مبادی ورودی میبندد.
از میدان رزم تا میدان علم
تجربه تاریخی نشان داده است افرادی که در دورههای مختلف از تمامیت ارضی و اقتدار ملی کشور حمایت کردند، لزوما تنها کسانی نبودند که در خطوط مقدم سلاح به دست گرفتند؛ بلکه بخش بزرگی از ایرانیان در اقصینقاط جهان با حمایتهای معنوی، دیپلماسی عمومی، علمی و اقتصادی خود، سپر دفاعی مستحکمی برای کشور ساختند. آنها در مجامع بینالمللی صدای مظلومیت و حقانیت ملت خود بودند و مانع از انزوای کامل نام ایران شدند.
در روزهای پیش رو که کشور از شوک بحرانها خارج میشود و با تکیه بر فداکاریها به ثبات خواهد رسید، نوبت به همآوایی و همافزایی همه نیروها میرسد. وفاق ملی زمانی کامل میشود که میان تخصص نخبگان بازگشته و وفاداری نیروهای داخلی پیوندی عمیق برقرار شود. این همافزایی بزرگ میتواند ایران پس از بحران را به کارگاهی عظیم از نوآوری، سازندگی و توسعه پایدار تبدیل کند. ما به تجربهای علمی نیاز داریم که با واقعیتهای بومی پیوند بخورد و این امر تنها با ترکیب پتانسیل داخلی و خارجی ممکن است.

شکست پروژههای ایران هراسی در بستر واقعیتهای جدید
یکی از بزرگترین دستاوردهای این موج بازگشت، خنثی شدن طرحهای طولانی مدت ایران هراسی در خارج از مرزها است. رسانههای معاند سالها تلاش کردند تا فضایی تاریک، ناامن و غیرقابل زیست از داخل کشور ترسیم کنند تا مانع از هرگونه تعامل نخبگان با وطنشان شوند. با این حال، حضور عینی ایرانیان مهاجر در کوچه و خیابانهای شهرهای مختلف و مشاهده امنیت و پویایی جامعه از نزدیک، خط بطلانی بر این سناریوها کشید.
بازگشت چهرههای مطرح، پزشکان حاذق و مهندسان ارشد به کشور، پیامی آشکار به جامعه جهانی دارد که ایران مقتدر، بستری امن و جذاب برای کار و زندگی است. این تحول، موازنه قدرت نرم را به نفع جمهوری اسلامی ایران تغییر داده و نشان میدهد که قدرت جذب درونی کشور، بسیار قویتر از جاذبههای کاذب و موقت سرزمینهای بیگانه است.
ماموریت بزرگ نسل امروز برای فردا
بازگشت ایرانیان مهاجر به کشور، صرفا یک جابهجایی جغرافیایی یا آماری نیست؛ بلکه بازسازی شبکه عصبی تخصص و دانش در پیکره جامعه است. امروز، هم تئوریسینها بر این ضرورت پافشاری میکنند، هم نمایندگان و مسئولان زمینههای ساختاری آن را چیدهاند و هم اشتیاق به وطن در دل جامعه مهاجر موج میزند. این حرکت یک رستاخیز علمی و مدیریتی است که میتواند پایههای اقتصاد بدون نفت را مستحکم کند.
اگر قرار است ایران آینده، کشوری مستقل، توسعه یافته و پیشرو در علم و فناوری باشد، کلید این قفل در دست سرمایههای اجتماعی است که اکنون زمان بازگشتشان فرا رسیده است. تکیه بر این ظرفیت بیبدیل، گام نهایی در تثبیت پیروزیها و ورود به عصر جدیدی از شکوفایی ملی است؛ عصری که در آن هیچ ایرانی در غربت، از تماشای توسعه و عظمت مامن اصلی خود، یعنی ایران، محروم نخواهد ماند و همه دست در دست هم، کشوری آبادتر برای نسلهای بعدی خواهند ساخت.