روایت نصب سه تندیس از فردوسی در تهران
تحریریه آوش/ پیکره ای از فردوسی در حالتی ایستاده با دستی برافراشته به سوی آسمان و شاهنامهای در بغل ،این مجسمه تا۱۳۵۰ میهمان میدان فردوسی تهران بود و پس از آن به میدان فردوسی مشهد منتقل شد
خرداد ۱۳۳۸ ، جشن تولد یکی از خاطره سازترین مجسمه های ایران و تهران است، روز نصب مجسمه فردوسی در تقاطع خیابانهای انقلاب، سپهبد قرنی و فردوسی .داستان از هزارمین سال تولد فردوسی آغاز میشود، در۱۳۱۹ شمسی، پارسیان هند تصمیم گرفتند تندیسی از فردوسی به ایران هدیه دهند. این اثر را راس بهادر ماترا، هنرمند هندی، ساخت و در مهر ۱۳۲۴ ، تندیس به تهران رسید و در میدان فردوسی نصب شد. پیکرهای از فردوسی در حالت نشسته. مجسمه هندی تا ۱۳۳۸ در میدان باقی ماند و سپس به دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران منتقل شد.
پس از آن، دومین تندیس در میدان نصب شد. این مجسمه برنزی، ساخته غلامرضا ارژنگ بود و طبق گزارش روزنامه اطلاعات در ۱۷ خرداد ۱۳۳۸، با ارتفاع سه و نیم متر، عرض ۱۲۰ سانتیمتر و وزنی حدود پنج تن بر روی پایهای سنگی به ارتفاع ۸ متر نصب شد. پیکره ای از فردوسی در حالتی ایستاده با دستی برافراشته به سوی آسمان و شاهنامهای در بغل ،این مجسمه تا۱۳۵۰ میهمان میدان فردوسی تهران بود و پس از آن به میدان فردوسی مشهد منتقل شد.
تندیس کنونی اما، اثر استاد ابوالحسن صدیقی است؛ میکل آنژ شرق و از شاگردان کمالالملک انجمن آثار ملی، ساخت تندیس را در اواخر دهه چهل به استاد صدیقی که آن زمان در ایتالیا بود سپرد و او طی یک سال مجسمهای باشکوه از سنگ مرمر کارارا که سنگی کمیاب از معادن شمال ایتالیا بود تراشید.
این پیکره سهمتری پس از انتقال از بندر جنوا به خرمشهر و سپس به تهران، در پنجم مهر ۱۳۵۰ در میدان فردوسی نصب شد.در این اثر، حکیم فردوسی، شاهنامهای در دست ، بر فراز صخرهای ایستاده که نمادی است از کوه قاف ، در پایین پای او، پیکره کودکی حجاری شده که به گفته سازنده اش، زال است؛ قهرمانی که بر کوه قاف پرورش یافت. پایه مجسمه، از تختهسنگی طبیعی و نتراشیده از کوه الوند همدان ساخته شده که با وزنی حدود ۵۹ تن به تهران منتقل شد تا مجسمه بر روی آن نصب شود. مسئولیت نصب این اثر نیز بر عهده فریدون صدیقی، فرزند استاد ابوالحسن خان بود که در آن زمان در ایتالیا بود.شاید در شلوغی میدان فردوسی، حداقل تقدیر از حکیم شیرین سخن فارسی و عالیجناب ابوالحسن خان صدیقی این باشد که این بار که از این میدان عبور می کنیم ، این شاهکار بزرگ را با دقتی بیشتر نگاه کنیم.