EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۲۱۸۸

تیر خلاص ایران به استراتژی تهاجمی متجاوزان

ایران با ابتکارعمل‌های خود از جمله بستن تنگه هرمز واشنگتن و تل‌آویو را غافلگیر کرده و هم‌صدایی میدان و دیپلماسی موجب شده تا این رویارویی برای متجاوزان چند‌لایه و پیچیده‌تر شود.

تیر خلاص ایران به استراتژی تهاجمی متجاوزان
اعتماد

روزنامه اعتماد گفتگوئی را با حسین ربیعی منتشر کرده است:

ایران با ابتکارعمل‌های خود از جمله بستن تنگه هرمز واشنگتن و تل‌آویو را غافلگیر کرده و هم‌صدایی میدان و دیپلماسی موجب شده تا این رویارویی برای متجاوزان چند‌لایه و پیچیده‌تر شود. با این حال با توجه به ادعاهای اخیر ترامپ مبنی بر تجاوز به زیرساخت‌های کشورمان نباید نیت شوم رییس‌جمهوری امریکا را نادیده گرفت بلکه می‌بایست هزینه این تجاوز را برای متجاوزان افزایش داد. با گذشت بیش از یک ماه و شش روز از آغاز تهاجم آشکار رژیم صهیونیستی و ایالات متحده امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، صحنه نبرد به واسطه ابتکار عمل‌های نیروهای نظامی کشومان به نفع ایران تغییر کرده و برای متجاوزان چند‌لایه و پیچیده‌تر شده است.به بیانی بهتر ایران با اتخاذ راهبرد دفاع فعال و اقدام راهبردی در مسدود‌سازی «تنگه هرمز »، معادلات نظامی و امنیتی بازیگران متجاوز را بر هم زده است. 

این پاسخ کوبنده، واشنگتن را در وضعیتی بحرانی قرار داده؛ تا جایی که ناظران بین‌المللی معتقدند دولت ترامپ تحت فشارهای خردکننده ناشی از بحران انرژی و شکاف‌های عمیق داخلی میان حزب دموکرات و جمهوری‌خواه (و حتی چند‌صدایی در حزب جمهوری‌خواه و نارضایتی‌های برخی از چهره‌های ماگا)، ترامپ را بی‌اعتبار کرده و موجب گشته تا رییس‌جمهوری امریکا سراسیمه به دنبال راهی برای خروج و رهایی از این تله خودساخته باشد.همزمان جبهه مقاومت وارد عمل شده است. گروه‌های جبهه مقاومت از جمله حزب‌الله لبنان، انصارالله یمن و حشدالشعبی عراق و گروه‌هایی که در زیرمجموعه‌اش تعریف شده‌اند، با حضور میدانی خود، مقرهای نظامی امریکا و قلب تل‌آویو را با موشک‌های نقطه‌زن هدف قرار داده‌اند. 

حالا آنگونه که رسانه‌ها می‌گویند انصارالله یمن می‌تواند با مسدود کردن راهبردی «باب‌المندب » و تغییر آرایش نظامی، امنیت دریایی متجاوزان را به‌کلی سلب کند. در حالی که دونالد ترامپ با لفاظی‌های سیاسی از احتمال یک «توافق ادعایی » سخن می‌گوید، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و سخنگوی وزارت خارجه کشورمان، با قاطعیت هرگونه آتش‌بس بدون در نظر گرفتن حقوق حقه ملت ایران را رد کرده‌اند. دستگاه دیپلماسی تأکید کرده که هرگونه توافق مشروط به پذیرش شرایط پنج‌گانه جمهوری اسلامی شامل: ۱. خروج کامل نیروهای بیگانه از منطقه، ۲. شناسایی و تنبیه متجاوز، ۳. لغو بی‌قید و شرط تمامی تحریم‌های اقتصادی، ۴. پرداخت غرامت کامل بابت خسارات جنگی، و ۵. تضمین کتبی برای عدم تکرار هرگونه تعرض به حریم هوایی و زمینی ایران است. در همین راستا با توجه به شکست آرایش نظامی دشمن و هم‌صدایی میدان و دیپلماسی در ایران که زمینه‌ساز اشتباهات استراتژیک پی در پی دشمنان شده، «اعتماد» با هدف واکاوی آینده پیش روی این رویارویی و سناریوهای احتمالی با حسین ربیعی، استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه گفت گو کرده است.  مشروح این گفت‌وگو در ادامه آمده است: 

حسین ربیعی در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره ادعای ترامپ مبنی بر توافق ادعایی با توجه به شرایط و خطوط قرمز ایران گفت از پیش از آغاز جنگ و حتی پیش از جنگ دوازده‌روزه، فاصله میان خواسته‌های دو‌طرف و آنچه هر یک به عنوان خطوط قرمز خود مطرح می‌کرد، بسیار زیاد بود. از همین رو روشن بود که برای دستیابی به توافق، هر دو طرف باید به‌طور قابل‌توجهی از خطوط قرمز و مطالبات خود عقب‌نشینی کنند تا امکان رسیدن به یک توافق فراهم شود. ایران بر حق غنی‌سازی هسته‌ای تأکید داشت و ایالات متحده اعلام می‌کرد که غنی‌سازی نباید انجام شود و سطح آن در ایران باید به صفر برسد. همین شرط اساسی موجب شد که نه رایزنی‌های پیش از جنگ دوازده‌روزه و نه در مذاکرات دور دوم، توافقی حاصل شود؛ زیرا این دو موضع کاملا در تضاد با یکدیگر قرار داشتند. به گفته ربیعی حال مطالباتی که اکنون از سوی هر دو طرف مطرح می‌شود چه پانزده خواسته اعلام‌شده از سوی ایالات متحده و چه درخواست‌هایی که ایران پیگیری می‌کند در امتداد همان مواضع پیشین است. 

بنابراین به نظر می‌رسد که همچنان فاصله و شکاف عمیقی میان خواسته‌های دو طرف وجود دارد و رسیدن به نقطه تفاهم نیازمند امتیازدهی‌های قابل‌توجه است. این کارشناس مسائل خاورمیانه در ادامه خاطرنشان کرد، با توجه به رویدادهای اخیر و تجربه‌هایی که ایران طی یک سال گذشته در روند مذاکره با امریکا به دست آورده، چشم‌انداز دستیابی به نتیجه روشن به‌ویژه در کوتاه‌مدت چندان خوش‌بینانه نیست. در دو دور مذاکره گذشته، با وجود ادعای نزدیک‌شدن به نقاط تفاهم، ایالات متحده دوباره وارد جنگ با ایران شد و در درگیری اخیر، خسارت‌هایی وارد شد که جبران آنها امکان‌پذیر نیست. 

از این رو، اگر ایران بخواهد از شروط اصلی خود عقب‌نشینی کند، این اقدام نوعی پذیرش شکست بدون دریافت جبران خسارت تلقی می‌شود. طرح مساله غرامت نیز در حقوق و عرف بین‌الملل موضوعی پذیرفته‌شده است و به عنوان مطالبه‌ای غیرمتعارف شناخته نمی‌شود؛ زیرا هر کشوری که آغازگر تجاوز باشد، موظف به جبران خسارت‌هاست.هرچند به باور ربیعی ایالات متحده با توجه به توان و ساختار نظامی گسترده خود و شرایطی که در خلال جنگ ایجاد شده، رویکردی حداکثری نسبت به مطالباتش از ایران دارد. بنابراین، دستیابی به توافق با وجود همه ادعاها در شرایط فعلی امری دشوار به نظر می‌رسد.

این کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه در ادامه و با توجه به مسدود کردن تنگه هرمز توسط ایران خاطرنشان کرد: این کنش راهبردی، دستاوردی برای ایران در جنگ محسوب می‌شود که ممکن است در محاسبات اولیه رژیم صهیونیستی اسراییل و امریکا لحاظ نشده باشد یا حداقل، انتظار آن را به این شدت نداشته‌اند. اکنون که مدت قابل توجهی از جنگ سپری شده و تبعات بستن تنگه هرمز آشکارتر شده، مشخص شده که اروپا و آسیا آسیب‌پذیری بیشتری در این زمینه دارند. از ابتدا نیز روشن بود که ایالات متحده امریکا واردات نفتی زیادی از خلیج فارس ندارد و بخش عمده نفت خود را از آفریقا و داخل امریکا تأمین می‌کند. دونالد ترامپ حتی ادعا می‌کند که امریکا صادرکننده نفت است. بنابراین، طبیعی است که بسته شدن تنگه هرمز یا ایجاد محدودیت در عبور و مرور در آن، آسیب جدی به ایالات متحده امریکا و حتی رژیم صهیونیستی اسراییل وارد نکند. شاید هدف ایران از این اقدام، ایجاد فشارهای جهانی برای منصرف کردن ایالات متحده امریکا و رژیم صهیونیستی اسراییل از ادامه جنگ یا پایان دادن به آن بوده باشد. این هدف تا حدی عملیاتی شده است؛ زیرا بسیاری از کشورهای اروپایی، برخلاف انتظار ترامپ، اعلام کردند که به دلیل تنگه هرمز وارد این معرکه نخواهند شد.

 اگرچه فشارهایی بر ایران وارد کردند یا ادعاهایی مبنی بر لزوم بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران مطرح ساختند، اما آنچه در عمل رخ داده، آسیب دیدن شدید اتحادیه اروپا و کشورهای شرق آسیا است.به باور ربیعی، در یکی دو هفته اخیر که فشارها افزایش یافته، به نظر می‌رسد شکاف‌هایی میان اروپا و امریکا پدیدار شده است. ایالات متحده امریکا به نوعی اعلام کرده که اروپا مطابق انتظارش عمل نکرده و اروپا نیز متقابلا بیان داشته که امریکا وارد جنگی فاقد توجیه شده و اروپا تمایلی به ورود در این جنگ ناموجه ندارد. بنابراین، تنش‌هایی وجود دارد. اخیرا ترامپ نیز اعلام کرده است که هر کشوری به تنگه هرمز نیاز دارد، باید شخصا برای باز کردن آن اقدام کند. این موضع، نوعی فاصله میان اروپا و امریکاست، و همه می‌دانند که وابستگی امریکا به تنگه هرمز به اندازه اروپا و شرق آسیا نیست.

 به باور این کارشناس مسائل خاورمیانه و در پاسخ به سوال «اعتماد» درباره چند صدایی فراآتلانتیکی و تاثیر آن بر رویارویی کنونی خاطرنشان کرد: به نظر می‌رسد اگر جنگ، آنگونه که ترامپ اخیرا ادعا کرده، در آینده نزدیک (این هفته یا هفته آینده) خاتمه یابد.  با این حال، بستن تنگه هرمز در کوتاه‌مدت، مسائل فعلی تنش‌ها را افزایش داده و باعث مشاجراتی میان سران اروپا و امریکا شده است.این کارشناس مسائل خاورمیانه در بررسی تأثیرات جنگ و سیاست‌های دونالد ترامپ بر فضای داخلی ایالات متحده افزود: مساله تورم داخلی در ایالات متحده، به‌ویژه در بخش انرژی و سوخت مصرفی مردم، شکافی را در میان سیاست‌مداران این کشور ایجاد کرده است. این شکاف تا حدی ریشه در مسائل اقتصادی و تا حدی نیز به رویکردهای متفاوت دو حزب اصلی امریکا بازمی‌گردد؛ چرا که دموکرات‌ها به‌طور سنتی رویکرد آرام‌تری در قبال مسائل بین‌المللی اتخاذ کرده‌اند، در حالی که جمهوری‌خواهان همواره طرفدار رویکردهای قاطعانه‌تر و گاه نظامی بوده‌اند.در نتیجه به باور ربیعی دو دسته شکاف قابل مشاهده است: نخست، شکاف میان مردم و دولت ترامپ؛ و دوم، شکاف میان دو حزب اصلی ایالات متحده. شکاف میان مردم و دولت ترامپ نمود بیشتری یافته است، زیرا هم نخبگان سیاسی و هم عموم مردم، اشکال مختلفی از مخالفت با سیاست‌های ترامپ، به‌ویژه در مورد جنگ ایران، را ابراز کرده‌اند. تظاهرات گسترده‌ای در شهرهای مختلف امریکا، کانادا و حتی اروپا در مخالفت با جنگ و رویه‌ای که دونالد ترامپ در پیش گرفته، برگزار شده است. این کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه در ادامه گفت: سیاست‌مداران امریکایی نگران وجهه بین‌المللی کشورشان، احتمال بروز شکاف میان امریکا و اروپا، و همچنین هزینه‌های جنگ هستند که بر اقتصاد و معیشت مردم امریکا تأثیر منفی گذاشته است. بنابراین، به نظر می‌رسد هرچه دامنه و مدت جنگ افزایش یابد، شکاف‌های چندگانه‌ای در جامعه و میان نخبگان امریکا تشدید خواهد شد. این وضعیت ممکن است به نفع دموکرات‌ها در انتخابات آتی (که پاییز امسال برگزار خواهد شد) تمام شود و منجر به از دست دادن موقعیت فعلی حزب جمهوری‌خواه گردد. البته، تمامی این پیش‌بینی‌ها به مدت زمان ادامه جنگ و اقدامات آتی ترامپ در سطح منطقه و داخل امریکا بستگی دارد. 

با این حال، آنچه مسلم است، رفتار سیاسی ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش نیز تنش‌زا بود و در نهایت به اعتراضات داخلی که به پیروزی بایدن منجر شد، کشیده شد. این‌بار نیز قطعا شکاف‌های داخلی امریکا، هم در بعد سیاسی و هم در رابطه میان ملت و دولت، تشدید خواهد شد.

ربیعی همچنین در خصوص گسترش و افزایش دامنه حملات گفت: واقعیت این است که به خصوص در هفته اخیر، حملات از اهداف نظامی به زیرساخت‌های انرژی و صنعتی شیفت پیدا کرده است و این اقدام بسیار خطرناکی محسوب می‌شود. تهدیداتی که اخیرا ترامپ مطرح کرده مبنی بر اینکه ایران را به عقب بازمی‌گرداند و تمامی زیرساخت‌های اقتصادی و انرژی آن را نابود می‌کند، بسیار خطرناک است.

این کارشناس مسائل خاورمیانه در ادامه تاکید کرد:  این تصور وجود دارد که در صورت ادامه این وضعیت، ایران البته می‌تواند به پایگاه‌های امریکا در منطقه و شرکت‌هایی که سهام امریکایی دارند یا متعلق به امریکایی‌ها هستند، آسیب و خسارت وارد کند.اما اینکه اعلام شده در صورتی که به زیرساخت‌ها حمله شود یا اقدامی تروریستی صورت پذیرد، ایران شرکت‌های امریکایی موجود در منطقه را از بین خواهد برد. به باور این استاد دانشگاه، استراتژی‌ای که ایران می‌تواند در پیش بگیرد، در مقابل حملات ایالات متحده امریکا و رژیم صهیونیستی اسراییل، که تاکنون نیز ادامه داشته است، این است که جنگ را فرسایشی کند؛ یعنی آن را به درازا بکشاند. این امر، به همراه فشارهای بین‌المللی، در نهایت باعث خواهد شد که امریکا و رژیم صهیونیستی اسراییل کوتاه بیایند و حداقل از گسترش دامنه جنگ به زیرساخت‌ها خودداری کنند. 

 

ارسال نظر

آخرین اخبار