ایثار آتشنشانها در میان شعله و آوار/ روایتی از فرشتگان نجات در شبهای پرالتهاب تهران
تحریریه آوش/آتشنشانها نشان دادهاند در هر شرایطی کنار مردم ایستادهاند. فرقی دارد یک عملیات ساده باشد یا یک آتشسوزی بزرگ یا حتی بمباران؛ آنها ایستادهاند تا حافظ جان مردم ایران باشند.
در حالی که لرزش شیشهها و طنین مهیب انفجار در دل سیاهی شب، لرزه بر اندام خانوادهها میاندازد و کودکان در آغوش مادرانشان از ترس آوار پناه میگیرند، مردانی از جنس پولاد و اراده، مسیر معکوس را طی میکنند. وقتی همه از مرکز واقعه میگریزند، آنها با گامهایی استوار به سوی کانون خطر میشتابند. در روزهایی که سایه جنگ و هجوم نابرابر آمریکا و اسرائیل بر سر شهر سنگینی میکند، آتشنشانها جان خود را در طبق اخلاص گذاشته و در میان تلی از آهن و سنگ، به دنبال تپش یک قلب یا نجوای یک بازمانده میگردند؛ آن هم در شرایطی که هر لحظه بیم انفجار مجدد و فروریختن سقفهای نیمهجان وجود دارد. ما در خانههایمان از صدای دیوارها میترسیم، اما آنها در همان لحظه، سینه آوار را میشکافند.
صحنههایی که این روزها در محلههای آسیبدیده تهران به چشم میخورد، فراتر از یک ماموریت اداری و سازمانی است؛ این یک حماسه تمامعیار از شجاعت است. بر اساس گزارشهایی که «آوش» به دست آورده، سازمان آتشنشانی تهران در این بازه زمانی با بیش از ۳۰۰ عملیات ارجاعی سنگین مواجه شده است. نکته خیرهکننده در این آمار، تناظر میان عملیاتها و نجات یافتگان است؛ تقریبا به همان تعداد عملیات، یعنی حدود ۳۰۰ نفر، توسط این دلاوران از میان شعلهها و زیر آوار بیرون کشیده شده و به زندگی بازگشتهاند. این یعنی نرخ موفقیتی که در شرایط جنگی، چیزی شبیه به معجزه است.

تقابل «پروتکلهای بینالمللی» با «شجاعت ایرانی»
در عرف جهانی و طبق استانداردهای انجمن ملی حفاظت از حریق (NFPA) و سازمانهای بینالمللی امداد و نجات (INSARAG)، پروتکلهای بسیار سختگیرانهای برای ورود نیروهای امدادی به مناطق جنگی وجود دارد. بر اساس این استانداردها، تا زمانی که «امنیت پایدار» در منطقه برقرار نشود و احتمال حملات ثانویه یا انفجار مجدد مهمات عمل نکرده منتفی نباشد، نیروهای امدادی نباید وارد منطقه خطر شوند. این پروتکلها برای حفظ جان امدادگران طراحی شدهاند تا حادثه به یک فاجعه دوچندان تبدیل نشود.
اما در شبهای تهران، ورق به گونه دیگری برگشت. آتشنشانان ما با نگاهی به ساعتهای طلایی نجات، منتظر تاییدات امنیتی نماندند. آنها آگاهانه و با اشراف به اینکه هر لحظه ممکن است موج انفجار دیگری آنها را در میان ستونهای بتنی دفن کند، به دل حادثه زدند. گزارشهای میدانی نشان میدهد که در بسیاری از این ۳۰۰ عملیات، آتشنشانان در حالی مشغول خارج کردن مصدومان بودند که پهپادهای دشمن همچنان در آسمان منطقه پرسه میزدند. این نقض آگاهانه پروتکل به نفع انسانیت، مرز میان یک کارمند عملیاتی و یک قهرمان ملی را مشخص میکند. آنها به جای انتظار برای ایمن شدن محیط، خود را سپر کردند تا محیط برای خروج مردم ایمن شود.
جدال با غبار و مرگ در قلب ویرانهها
عملیاتهای نجات در شرایط جنگی، تفاوت فاحشی با حوادث عادی شهری دارد. در اینجا دشمن نه یک اتصال برقی ساده است و نه نشت گاز؛ بلکه پرتابههایی هستند که ویرانی را به قصد کشتار حداکثری به ارمغان میآورند. در یکی از گزارشهای واصله، آتشنشانی توصیف شده است که ماسک اکسیژن خود را در میان غبار غلیظ ناشی از فروپاشی ساختمان، به دهان کودکی گذاشته که ریههایش پر از خاکستر شده بود، در حالی که خودش با هر نفس، مرگ را به درون سینهاش میکشید.
این ۳۰۰ عملیات، ۳۰۰ قصه از بازگشت به زندگی است. هربار که شهروندی سالم از زیر آوار بیرون میآید نبض یک شهر دوباره میزند. آنها در زیر آوارهایی که بوی تند باروت و خاک میدهند، دستهایی را میگیرند که از همه جا قطع شده است. این مردان، قهرمانان بیمدالی هستند که در غبار نبرد، پاکترین چهره انسانیت را به نمایش گذاشتهاند؛ کسانی که لباس رزمشان نه جلیقه ضدگلوله، که پیراهنهای خیس از عرق و غباری است که نشان از وفاداری به سوگندی دارد که برای حفاظت از جان مردم یاد کردهاند.

فرجام سرفرازی و مدال شجاعت بر سینه شهر
در پایان باید گفت که تاریخ این سرزمین، نام این مردان نترس را در کنار بزرگترین مدافعان میهن ثبت خواهد کرد.
اگرچه سایه تهدیدهای خارجی و هجمههای نظامی دشمنان ادامه دارد، اما وجود چنین ستونهای استواری در قلب پایتخت، آرامشی نسبی را به جامعه تزریق میکند. ۳۰۰ انسانی که امروز دوباره نفس میکشند، مدیون پوتینهای خاکی و دستهای تاولزدهای هستند که در میان آتش و آوار، امید را جستجو کردند.
آتشنشانان ما ثابت کردند که شجاعت، نه نترسیدن، بلکه غلبه بر ترس برای هدفی والاتر است. آنها در شبهایی که آسمان بوی مرگ میداد، بوی زندگی را در کوچه و خیابانها منتشر کردند. تقدیر از این جانبرکفان، تنها یک وظیفه اخلاقی نیست؛ بلکه ارج نهادن به روحی است که هیچ بمب و موشکی قادر به تخریب آن نیست. آنها نگهبانان بیدار این شهرند که نشان دادند حتی در تاریکترین لحظات جنگ، چراغ انسانیت با دستهای پینهبسته آنها روشن خواهد ماند. این گزارش، کمترین ادای دین به مردانی است که مرگ را به بازی گرفتند تا زندگی در رگهای تهران و ایران جاری بماند.