جنگ رمضان و شگفتانههای آن
سید حمید حسینی - فعال اقتصادی
در حالی که آمریکا و اسرائیل حملهای همهجانبه علیه ایران آغاز کردند، در روز نخست جنگ توانستند شوک بزرگی ایجاد کنند. در این حملات، رهبر انقلاب و تعدادی از فرماندهان عالیرتبه به شهادت رسیدند.
با این حال، ایران توانست از این مرحله عبور کند و به سرعت آرایش جنگی خود را بازسازی نماید.ایران با تکیه بر راهبرد جنگ نامتقارن و تمرکز بر نقاط قوت خود، به تدریج شرایط میدان را تغییر داد. حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه و سرزمینهای اشغالی با استفاده از موشک و پهپاد، و همچنین ایجاد اختلال در عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز، بخشی از این اقدامات بوده است.
روزنامه نیویورک تایمز مدعی شده است که جنگ ایران عملاً به شوکی بزرگ برای اقتصاد و نظم جهانی تبدیل شده است. به نوشته این رسانه در کمتر از دو هفته، الگوی سفر، قیمت انرژی، مسیرهای تجارت و حتی توازن سیاسی جهان تحت تأثیر این جنگ قرار گرفته است.با این حال، برخی کارشناسان از شکلگیری یک «بنبست استراتژیک» سخن میگویند.
به اعتقاد آنان، هر دو طرف از بخش عمده ظرفیتهای خود استفاده کردهاند و گزینه تعیینکنندهای برای تغییر موازنه جنگ باقی نمانده است. حتی دونالد ترامپ نیز در گفتوگو با پایگاه خبری اکسیوس اعلام کرده است که جنگ با ایران به زودی پایان خواهد یافت زیرا عملاً هدف مهمی برای حمله باقی نمانده است.
اما این پرسش مطرح است که آیا ایران واقعاً از تمام ظرفیتهای خود استفاده کرده و دیگر توان افزایش فشار بر منافع آمریکا را ندارد؟به نظر میرسد ایران هنوز همه ابزارهای خود را به کار نگرفته است.
برخی از این ظرفیتها عبارتند از:نخست، عدم ورود کامل حوثیهای یمن به جنگ. این موضوع حتی موجب شگفتی نشریه فارن پالیسی نیز شده است. حوثیها نه تنها توانایی حمله موشکی و پهپادی به اسرائیل را دارند، بلکه میتوانند عبور و مرور کشتیها در تنگه بابالمندب را نیز مختل کنند. چنین اقدامی میتواند صادرات نفت از این مسیر راهبردی را با چالش جدی مواجه سازد.
دوم، ایران میتواند در صورت باز نگه داشتن تنگه هرمز برای عبور کشتیهای حامل مواد غذایی و مواد اولیه صنعتی، همچنان صادرات نفت، فرآوردههای نفتی، گاز LNG و مواد معدنی را هدف قرار دهد. چنین اقدامی میتواند قیمت انرژی را افزایش داده و اثر آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک نفت را تا حد زیادی خنثی کند. این در حالی است که صادرات ماهانه کشورهای حوزه خلیج فارس حدود ۴۵۰ میلیون بشکه برآورد میشود.
سوم، با توجه به حملاتی که علیه زیرساختهای بانکی، مخازن نفتی و شرکتهای فناوری ایران صورت گرفته، ایران میتواند اقدام متقابل انجام داده و زیرساختهای اطلاعاتی آمریکا و مراکز داده (دیتاسنترها) را هدف قرار دهد.
در مقابل، آمریکا نیز گزینههایی مانند تلاش برای تصرف برخی جزایر ایران، حمایت از گروههای مسلح کرد، یا ایجاد زمینه برای ناآرامیهای داخلی را مطرح کرده است. با این حال، عملیاتی شدن این گزینهها با تردیدهای جدی مواجه است و شانس موفقیت بالایی برای آنها متصور نیست.بر این اساس، به نظر میرسد آمریکا ناگزیر از حرکت به سمت یک استراتژی خروج از جنگ باشد. تحقق چنین راهبردی نیز بدون موافقت ایران امکانپذیر نخواهد بود.
در همین چارچوب، رئیسجمهور ایران سه شرط اصلی کشور برای پایان جنگ را اعلام کرده است:نخست، دریافت تضمینهای معتبر برای عدم تکرار جنگ، از جمله در قالب توافق عدم تعارض.
دوم، دستیابی ایران به چرخه کامل سوخت هستهای. سوم، دریافت غرامت خسارات جنگ.رهبری نیز بر این اصول تأکید کرده است. همزمان، حضور مردم در صحنه و فداکاری نیروهای نظامی این امیدواری را تقویت کرده است که ایران بتواند از این جنگ با سربلندی خارج شود و همچون ققنوس، از دل بحران برخیزد و به یک قدرت مؤثر منطقهای تبدیل گردد.