قربانیان کوچک و بیگناه جنگ/ روایت تلخ دانشآموزانی که قربانی نقض کنفوانسیون حقوق کودک شدند
تحریریه آوش/ بر اساس «کنوانسیون حقوق کودک» سازمان ملل، که ایران نیز به آن پیوسته است، در ماده ۳۸ تاکید شده دولتها باید در زمان درگیریهای مسلحانه از کودکان محافظت کنند و همه اقدامات ممکن را برای جلوگیری از آسیب دیدن آنها انجام دهند. «کنوانسیون چهارم ژنو» و پروتکلهای الحاقی آن نیز بر اصل حمایت از غیرنظامیان تاکید میکنند و حمله به اهداف غیرنظامی، از جمله مدارس و مراکز آموزشی، را ممنوع میدانند
جنگ همیشه پیش از آن که مرزها را تغییر دهد، زندگی انسانها را دگرگون میکند و در میان همه قربانیان، کودکان بیدفاعترین آنها هستند. کودکانی که باید در کلاس درس، کنار همکلاسیهایشان آینده را تصور کنند، گاهی ناگهان در میانه صدای انفجار و آژیر خطر، به بخشی از آمارهای تلخ جنگ تبدیل میشوند. تازهترین گزارشهای رسمی از پیامدهای حملات اخیر نشان میدهد که دانشآموزان و معلمان نیز از این خشونت در امان نماندهاند و مدارس، که باید امنترین مکان برای کودکان باشند، در برخی مناطق آسیب جدی دیدهاند.
بر اساس اعلام مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، تا کنون ۱۹۲ نفر از دانشآموزان و فرهنگیان در پی این حملات جان خود را از دست دادهاند و ۱۵۴ نفر نیز مجروح شدهاند. در کنار این تلفات انسانی، ۶۶ مدرسه در نقاط مختلف کشور آسیب دیده یا به طور کامل تخریب شدهاند؛ آماری که نشان میدهد جنگ تنها جان انسانها را نمیگیرد، بلکه زیرساختهای آموزشی و آینده کودکان را نیز هدف قرار میدهد.
کلاسهایی که به سوگ نشستند
مدرسه برای کودکان، نماد امنیت، دوستی و امید به آینده است. جایی که صدای زنگ مدرسه و خنده دانشآموزان فضای آن را پر میکند. اما در شرایط جنگی، همین مکانهای امن نیز ممکن است به صحنهای از غم و سوگ تبدیل شوند.
بر اساس آمار اعلام شده، استان هرمزگان بیشترین آسیب انسانی را در میان دانشآموزان و فرهنگیان تجربه کرده است. طبق این گزارش، ۱۶۸ دانشآموز و معلم در این استان جان خود را از دست دادهاند و در شهر میناب نیز ۱۱۰ نفر مجروح شدهاند. هرچند بیشتر مجروحان پس از درمان از بیمارستان ترخیص شدهاند، اما برای بسیاری از خانوادهها، بازگشتی در کار نیست.
این اعداد تنها آمار نیستند؛ هر کدام از آنها نامی، چهرهای و داستانی از یک زندگی ناتمام دارند. کودکانی که صبح با امید به مدرسه رفتند اما دیگر هرگز به خانه بازنگشتند.

ردپای جنگ در مدارس از هرمزگان تا تهران
گزارش وزارت آموزش و پرورش نشان میدهد دامنه تلفات و آسیبها تنها به یک استان محدود نبوده است. در استان فارس نیز یک معلم و ۴ دانشآموز در شهرستان لامرد جان باختهاند و یک دانشآموز دیگر در شهر شیراز کشته شده است. علاوه بر این، ۳۲ دانشآموز در این استان مجروح شدهاند که بیشتر آنها دختران دانشآموز هستند.
در استان کرمانشاه نیز یک دانشآموز در شهرستان روانسر جان خود را از دست داده است. در استان ایلام نیز یک معلم و ۲ دانشآموز در شهرستان چرداول در میان قربانیان این حملات قرار دارند.
در شمال غرب کشور نیز گزارشها از جان باختن دانشآموزان حکایت دارد. در استان آذربایجان شرقی یک دانشآموز در تبریز و یک دانشآموز دیگر در مراغه کشته شدهاند و در همین استان یک دانشآموز نیز مجروح شده است.
پایتخت نیز از این خسارتها در امان نبوده است. در تهران یک معلم در منطقه یک و ۳ دانشآموز در منطقه ۱۴ جان باختهاند. همچنین ۲ دانشآموز در منطقه ۷ مجروح شدهاند.
کودکان و معلمانی که دیگر به کلاس بازنمیگردند
در استان قزوین هم دو دانشآموز در مدارس امام رضا (ع) آبیک و گلهای انقلاب شهرستان بوئینزهرا جان باختهاند. در شهرستانهای استان تهران نیز یک معلم شاغل، یک دانشآموز در دبیرستان دخترانه نرجس کهریزک و یک معلم بازنشسته در قرچک ورامین در میان قربانیان این حملات قرار دارند.
در استان کردستان نیز یک دانشآموز در شهرستان کامیاران جان خود را از دست داده و در استان اصفهان نیز یک معلم در میان جانباختگان ثبت شده است.
وقتی نام این شهرها در کنار هم قرار میگیرد، تصویر گستردهتری از تاثیر جنگ بر زندگی کودکان نمایان میشود؛ کودکانی از نقاط مختلف کشور که با وجود فاصله جغرافیایی، سرنوشتی مشترک پیدا کردهاند.
مدرسههایی که ویران شدند
در کنار تلفات انسانی، مدارس نیز آسیبهای گستردهای دیدهاند. به گفته مسئولان آموزش و پرورش، برخی واحدهای آموزشی به طور جدی تخریب شدهاند.
مدرسه «شجره طیبه» در شهرستان میناب هرمزگان از جمله آسیب دیدهترین مراکز آموزشی است که صد درصد تخریب شده است. همچنین چند مدرسه در تهران از جمله مدرسه هدایت منطقه چهار، مدرسه فرهنگ آل یاسین منطقه چهار، مدرسه علامه حلی پنج منطقه شش، مدرسه شهید همدانی منطقه هفت و مدرسه شهید محلاتی منطقه دوازده آسیبهای جدی دیدهاند.
در دیگر استانها نیز مدارس مختلفی دچار خسارت شدهاند؛ از مدرسه عصمت در ارومیه گرفته تا اردوگاه دانشآموزی امام خمینی در شهر خمین. همچنین مدارس سیاح مقدم، پیامبر اعظم، ولایت در پرند و مدرسه نمونه دولتی حجاب در شهرستان سقز نیز در میان مراکز آموزشی آسیبدیده قرار دارند.
هر مدرسهای که تخریب میشود، تنها یک ساختمان از بین نمیرود؛ بلکه بخشی از فضای یادگیری، خاطرات کودکی و امید به آینده نیز از دست میرود.

مکانهایی که باید امن بمانند
در حقوق بینالملل بشردوستانه، کودکان و مراکز آموزشی از جمله گروهها و مکانهایی هستند که باید در زمان جنگ از بیشترین سطح حمایت برخوردار باشند.
بر اساس «کنوانسیون حقوق کودک» سازمان ملل، که ایران نیز به آن پیوسته است، در ماده ۳۸ تاکید شده دولتها باید در زمان درگیریهای مسلحانه از کودکان محافظت کنند و همه اقدامات ممکن را برای جلوگیری از آسیب دیدن آنها انجام دهند.
همچنین «کنوانسیون چهارم ژنو» و پروتکلهای الحاقی آن نیز بر اصل حمایت از غیرنظامیان تاکید میکنند و حمله به اهداف غیرنظامی، از جمله مدارس و مراکز آموزشی، را ممنوع میدانند. بر اساس اصول بنیادین حقوق بشردوستانه، طرفهای درگیر در جنگ موظفاند میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شوند و از حمله به مکانهایی که کاربری غیرنظامی دارند خودداری کنند.
به گفته کارشناسان حقوق بینالملل طبق قوانین بینالمللی، مدارس باید در شرایط جنگی بهعنوان مناطق غیرنظامی کاملا محافظت شوند. حمله به این مراکز نه تنها نقض حقوق بینالملل است، بلکه پیامدهای روانی و اجتماعی بلندمدت برای نسل آینده به همراه دارد.
زخم قدیمی کمبود مدرسه که عمیقتر شد
تخریب یا آسیب دیدن مدارس در حملات اخیر، تنها یک خسارت مقطعی نیست؛ بلکه در شرایطی رخ داده که نظام آموزشی ایران پیش از این نیز با کمبود فضای آموزشی مواجه بوده است.
گزارشهای داخلی آموزش و پرورش نشان میدهد که در برخی مناطق کشور، به ویژه در شهرهای پرجمعیت، کمبود کلاس درس به یکی از چالشهای جدی تبدیل شده است. برای مثال، مدیران آموزش و پرورش استان تهران اعلام کردهاند که این استان برای رسیدن به استانداردهای آموزشی به بیش از ۱۳ هزار کلاس درس جدید نیاز دارد.
همچنین گزارشهای رسمی نشان میدهد که در برخی مناطق، تراکم دانشآموزان در کلاسها بسیار بالاتر از استاندارد است؛ به گونهای که در بعضی مدارس تهران تعداد دانشآموزان در یک کلاس به ۴۸ نفر نیز رسیده است.
در چنین شرایطی، آسیب دیدن یا تخریب دهها مدرسه در جریان حملات اخیر، تنها به معنای از بین رفتن چند ساختمان نیست؛ بلکه به معنای عمیقتر شدن بحرانی است که نظام آموزشی پیش از این نیز با آن روبهرو بوده است. هر مدرسهای که از دست میرود، میتواند به افزایش تراکم کلاسها، کاهش کیفیت آموزش و محدود شدن دسترسی دانشآموزان به فضای آموزشی استاندارد منجر شود.

جنگ و نسلی که زخم میخورد
کارشناسان اجتماعی میگویند کودکان در جنگ تنها قربانیان مستقیم نیستند؛ حتی آنهایی که از انفجارها جان سالم به در میبرند، ممکن است سالها با پیامدهای روانی آن زندگی کنند. تجربه ترس، از دست دادن دوستان یا معلمان و دیدن ویرانی مدرسه میتواند اثرات عمیقی بر ذهن کودکان بگذارد.
بازسازی مدارس تخریب شده تنها یک پروژه عمرانی نیست؛ بلکه بخشی از بازسازی آینده یک نسل محسوب میشود. کارشناسان آموزشی معتقدند هرچه بازگشت دانشآموزان به محیط امن مدرسه سریعتر انجام شود، احتمال کاهش آسیبهای روانی و اجتماعی جنگ بیشتر خواهد بود.
اما در کنار بازسازی ساختمانها، توجه به نیازهای آموزشی، کمبود کلاسها و حمایت از دانشآموزانی که تجربه تلخ جنگ را پشت سر گذاشتهاند نیز اهمیت دارد. زیرا آنچه در این میان آسیب میبیند تنها دیوارهای مدرسه نیست؛ بلکه رویاهای کودکانی است که قرار بود آینده را در همان کلاسها بسازند.