جامعه ایرانی، همدلی و عبور از بحران
«دلهای مردم سنگینی میکند، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ آرامش، تقویت وحدت و پاسداشت انسجام اجتماعی است. جامعهای که در لحظات سخت بتواند خویشتنداری کند، به یکدیگر تکیه دهد و از هیجانهای مخرب فاصله بگیرد، از هر بحرانی عبور خواهد کرد. آرامش، انفعال نیست؛ بلکه نشانه بلوغ اجتماعی و اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان است.»
سید محمد بطحایی، معاون وزیر آموزش و پرورش در یادداشتی نوشته است: در ساعات آغازین این حمله ددمنشانه، جلوههایی روشن و امیدبخش از این آرامش و همدلی در سطح شهر دیده شد؛ صحنههایی که نشان میداد ریشههای مسئولیتپذیری اجتماعی در میان مردم عمیق و زنده است. وقتی چراغهای راهنمایی رانندگی خاموش شد، شهر در هرجومرج فرو نرفت؛ مردمی که شاید هرگز آموزش رسمی ندیده بودند، خودجوش نقش پلیس راهنمایی را بر عهده گرفتند تا عبور و مرور با کمترین تنش انجام شود. این رفتار ساده اما معنادار، نماد درک مشترک از مسئولیت عمومی بود.
فروشندگان و مغازهدارانی که در همان لحظات ابتدایی، به جای بستن کرکرهها و افزودن بر اضطراب عمومی، مغازههای خود را باز نگه داشتند تا مایحتاج مردم تأمین شود، تصویری دیگر از اعتماد و همراهی را رقم زدند. آنان نشان دادند که در شرایط دشوار، سود شخصی را بر آرامش عمومی ترجیح نمیدهند و میدانند امنیت روانی جامعه، سرمایهای ارزشمندتر از هر منفعت کوتاهمدت است.
و چه صحنهای دلگرمکنندهتر از «بابای مدرسهای» که با دقت و آرامش، دانشآموزان مضطرب را یکییکی تا آغوش پدران و مادرانشان همراهی میکرد؛ با لبخندی مطمئن و رفتاری حسابشده که ترس را به اطمینان تبدیل میکرد. در آن لحظات، او فقط یک خدمتگزار مدرسه نبود؛ نماد مسئولیتی بود که هر شهروند در قبال نسل آینده بر عهده دارد.
این جلوهها به ما یادآوری میکند که انسجام اجتماعی، شعاری انتزاعی نیست؛ در کنشهای روزمره مردم معنا مییابد. جامعهای که در بحران، به جای هجوم به شایعات، به جای انتشار اخبار تأییدنشده و به جای رفتارهای هیجانی، به همکاری و خویشتنداری روی میآورد، جامعهای زنده و امیدوار است.
در چنین شرایط سختی، برای تقویت این روحیه و همکاری اجتماعی باید چند اصل را جدی بگیریم: نخست، مدیریت صحیح اطلاعرسانی و پرهیز از بازنشر اخبار غیرموثق که اضطراب عمومی را تشدید میکند. دوم، تقویت اعتماد میان مردم و نهادهای مسئول از طریق شفافیت و پاسخگویی بهموقع. سوم، تشویق و برجستهسازی رفتارهای مسئولانه شهروندان در رسانهها تا الگوهای مثبت تکثیر شود. چهارم، توجه به حمایتهای روانی بهویژه برای کودکان و نوجوانان که بیش از دیگران در معرض اضطراب قرار دارند.
در عین حال، باید به یک حقیقت مهم نیز توجه داشت: انتقادهای درون خانواده، گلایهها از شیوه اداره امور کشور، و حتی کدورتهایی که درست یا نادرست بر دلها نشسته است، همه و همه در برابر تجاوز دشمن رنگ میبازد. در چنین لحظاتی، آنچه در صدر اولویتهای جامعه قرار میگیرد، «مام میهن» و «ایران» است. اختلاف سلیقهها طبیعی است، نقدها میتواند سازنده باشد، اما هنگامی که پای امنیت و تمامیت سرزمین در میان است، وحدت ملی معنایی عمیقتر پیدا میکند.
یاد محمد نوری گرامی باد که چه زیبا خواند:
ما برای آنکه ایران
گوهری تابان شود
خون دلها خوردهایم
خون دلها خوردهایم
این سرزمین با همدلی و ایستادگی مردمانش پابرجا مانده است؛ و امروز نیز، بیش از هر زمان دیگر، آرامش، وحدت و انسجام، سرمایههای راهبردی ما برای عبور از این روزهای سخت است.
منبع: ایسنا