گراند هتل؛ از تولد تجدد در قلب لالهزار تا آتشی که شعله کشید
تحریریه آوش/ گراند هتل تنها یک بنا نبود؛ هسته شکلگیری هویت مدرن لالهزار بود. در دهههای ۱۳۰۰ و ۱۳۱۰ خورشیدی، این خیابان به مرکز کافهها، تئاترها و سینماهای تهران بدل شد و به «شانزهلیزه تهران» شهرت یافت. حضور گراند هتل در میانه این محور شهری، تمرکز فعالیتهای فرهنگی را تثبیت کرد. لالهزار به محل رفتوآمد اشراف، رجال سیاسی، دیپلماتها و روشنفکران تبدیل شد. حتی روایتهایی وجود دارد که یکی از اتاقهای هتل مدتی به عنوان محل استقرار سفارت ژاپن مورد استفاده قرار گرفته است؛ نشانهای از اعتبار بینالمللی آن
شبی را تصور کنید در حوالی سال ۱۳۰۵ خورشیدی؛ لالهزار هنوز تازهنفس است، کالسکهها یکییکی مقابل ساختمانی آجری توقف میکنند، مردان با کلاه و قبای رسمی و زنانی با لباسهای فاخر از درِ ورودی بالا میروند. نور چراغهای تالار از پنجرههای بلند به خیابان میریزد. درون سالن، صدای ارکستر بالا میآید و پرده نمایش کنار میرود. اینجا گراند هتل است؛ بنایی که نه فقط یک هتل، بلکه نماد ورود ایران به جهان مدرن بود.
آغاز یک ایده در واپسین سالهای قاجار
در واپسین سالهای حکومت قاجار، تهران پایتختی بود در حال تغییر؛ که رفتوآمد مستشاران خارجی، تجار روس و انگلیسی، دیپلماتها و هیأتهای سیاسی افزایش یافته بود، اما پایتخت ایران هنوز فاقد هتلی به معنای مدرن کلمه بود.
اقامتگاهها عمدتاً کاروانسراها، باغهای اعیان یا ساختمانهای وابسته به سفارتخانهها بودند؛ وضعیتی که با تصویری که دولت وقت میخواست از ایرانِ رو به توسعه ارائه دهد، همخوانی نداشت.
در چنین فضایی، حدود سال ۱۳۰۰ خورشیدی، مهاجری قفقازی به نام باقرخان (که در برخی منابع «باقراف» نیز نوشته شده) تصمیم گرفت الگویی اروپایی از هتلداری را به تهران بیاورد. او زمینی حدود ۱۳۰۰ متر مربع در خیابان لالهزار جنوبی که پیشتر بخشی از املاک سیفالدوله، از نوادگان فتحعلیشاه قاجار بود را خرید و ساخت بنایی را آغاز کرد که خیلی زود به یکی از شاخصترین نمادهای شهری پایتخت بدل شد. گراند هتل، نخستین تجربه معماری و مدیریت هتل به سبک اروپایی در ایران بود. ساختمانی دو طبقه با نمای آجری ظریف، پنجرههای قدی، بالکنهایی رو به خیابان و ورودی باشکوهی که از همان ابتدا آن را از دیگر بناهای اطراف متمایز میکرد.
معماری و خدمات؛ جلوتر از زمانه خود
گراند هتل ۲۵ اتاق داشت؛ اتاقهایی با سقفهای بلند و نورگیر که برای نخستینبار در تهران، خدمات منظم اقامتی ارائه میدادند. در دورانی که شهر هنوز از لولهکشی سراسری آب محروم بود، این هتل با استفاده از مخازن اختصاصی، آب گرم و سرد را به حمامها و اتاقها میرساند؛ امکانی که برای بسیاری از مهمانان خارجی نشانهای از پیشرفت محسوب میشد. شیوه اداره هتل نیز الگوبرداری مستقیم از مدلهای اروپایی بود همراه با پذیرش رسمی، امکان رزرو از طریق تماس تلفنی یا نماینده حضوری، خدمات پذیرایی منظم و تفکیک فضاهای اقامتی و عمومی. در آن زمان، کمتر شهری در منطقه خاورمیانه دارای چنین مجموعهای با این سطح از سازمانیافتگی بود. گراند هتل در واقع ویترین مدرنیته پایتخت بود؛ جایی که دولت و جامعه میتوانستند چهرهای متفاوت از ایران به جهان نشان دهند.
تالار ۶۰۰ نفره؛ جایی که تاریخ اجتماعی ایران ورق خورد
اما آنچه گراند هتل را از یک اقامتگاه ممتاز فراتر برد، سالن بزرگ ۶۰۰ نفره آن بود؛ تالاری که خیلی زود به کانون هنر و فرهنگ نوین ایران تبدیل شد. این سالن میزبان اجرای موسیقی، تئاتر، سخنرانی و بعدها نمایش فیلم شد و به «گراند سینما» شهرت یافت. در این تالار، عارف قزوینی اشعار میهنی خود را خواند، میرزاده عشقی نمایش «رستاخیز سلاطین ایران» را روی صحنه برد و قمرالملوک وزیری کنسرتهایی اجرا کرد که نقطه عطفی در تاریخ اجتماعی ایران به شمار میرود. نخستین اجرای بدون حجاب قمر در همین سالن برگزار شد؛ رویدادی که نه فقط یک اتفاق هنری، بلکه نشانهای از تغییرات عمیق فرهنگی در جامعه شهری ایران بود.
در سال ۱۳۰۷، مدیریت سالن برای سامان دادن به حضور همزمان زنان و مردان، بالکن را به بانوان و سالن اصلی را به آقایان اختصاص داد؛ تغییری که خود بازتابی از تحولات تدریجی اجتماعی بود.

گراند هتل؛ بیش از یک ساختمان در لالهزار یا شانزهلیزه تهران
گراند هتل تنها یک بنا نبود؛ هسته شکلگیری هویت مدرن لالهزار بود. در دهههای ۱۳۰۰ و ۱۳۱۰ خورشیدی، این خیابان به مرکز کافهها، تئاترها و سینماهای تهران بدل شد و به «شانزهلیزه تهران» شهرت یافت.
حضور گراند هتل در میانه این محور شهری، تمرکز فعالیتهای فرهنگی را تثبیت کرد. لالهزار به محل رفتوآمد اشراف، رجال سیاسی، دیپلماتها و روشنفکران تبدیل شد. حتی روایتهایی وجود دارد که یکی از اتاقهای هتل مدتی به عنوان محل استقرار سفارت ژاپن مورد استفاده قرار گرفته است؛ نشانهای از اعتبار بینالمللی آن.
در سال ۱۳۱۹ خورشیدی، سیدعلی نصر سالن گراند هتل را برای توسعه فعالیتهای نمایشی اجاره کرد و «تماشاخانه دائمی ایران» را بنیان گذاشت؛ سالنی که بعدها به نام تئاتر نصر شناخته شد. او با الگوبرداری از سالنهای پاریس، ساختاری حرفهای برای اجرای نمایش ایجاد کرد و برای نخستینبار به بازیگران حقوق ماهیانه پرداخت؛ اقدامی که نقطه عطفی در تاریخ تئاتر حرفهای ایران بود.
گراند هتل، در دهههای نخست قرن چهاردهم خورشیدی، محل تلاقی سه جریان بود: سیاست، فرهنگ و اقتصاد. دیپلماتها در اتاقهایش اقامت میکردند، هنرمندان در تالارش میدرخشیدند و شهر در اطرافش شکل تازهای به خود میگرفت.
این بنا، نخستین تجربه شهروندی مدرن در فضای عمومی تهران را شکل داد؛ جایی که اقشار مختلف جامعه در یک فضای شهری گرد هم میآمدند. از همین رو، گراند هتل نه فقط قدیمیترین هتل ایران، بلکه یکی از مهمترین نمادهای گذار تهران از شهری سنتی به پایتختی مدرن به شمار میرود. از افول لالهزار تا آتش اسفند ۱۴۰۴؛ روایت فرسایش یک میراث ملی در سایه بیتوجهی نهادی
اگر لالهزارِ دهه ۱۳۰۰ خورشیدی قلب تپنده تجدد بود، لالهزارِ دهههای بعد آرامآرام ضربانش کند شد. تغییر مسیر توسعه شهری تهران، مهاجرت طبقه متوسط و مرفه به شمال شهر، ظهور سینماها و هتلهای مدرنتر در خیابانهای تازهساز، و دگرگونی الگوهای فرهنگی، محور تاریخی لالهزار را از مرکزیت انداخت. گراند هتل نیز از این قاعده مستثنا نبود. هتلی که روزگاری محل اقامت دیپلماتها و رجال سیاسی بود، از اواسط دوره پهلوی دوم به تدریج کارکرد اقامتی خود را از دست داد. با گسترش شهر و ساخت هتلهای بزرگتر و مجهزتر، نقش پیشگامانه گراند هتل کمرنگ شد.
تغییر کاربری؛ از تالار هنر تا انبار کالا
دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی، لالهزار بهتدریج از محور فرهنگی به محور تجاری بدل شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷، این روند سرعت گرفت. بسیاری از سالنهای تئاتر و سینما تعطیل شدند یا کاربریشان تغییر کرد. گراند هتل نیز به سرنوشت مشابهی دچار شد. بخشهایی از آن به مغازههای فروش لوازم الکتریکی، کارگاههای خیاطی و تریکوبافی تبدیل شد. تالار باشکوه ۶۰۰ نفره که زمانی میزبان عارف قزوینی و قمرالملوک وزیری بود، به فضایی برای انبار و تفکیک واحدهای تجاری بدل شد.
آجرکاریهای ظریف بنا زیر لایههای سیمان پنهان شد. سقفهای بلند اتاقها با سازههای دوبلکس فلزی شکافته شد. بالکنهایی که زمانی چشمانداز لالهزار بودند، به انبار کالا تبدیل شدند. حیاط داخلی که روزگاری باغچهای مصفا بود، به بارانداز اجناس بدل شد.
آنچه باقی ماند، پوستهای تاریخی بود که زیر فشار دخلوتصرفهای غیرکارشناسی، اصالتش را از دست میداد.

لالهزار چرا سقوط کرد؟
افول گراند هتل را نمیتوان جدا از افول لالهزار تحلیل کرد. انتقال مرکز فعالیتهای فرهنگی به خیابانهایی چون ولیعصر و مناطق شمالی، تغییر بافت جمعیتی، گسترش بیضابطه فعالیتهای تجاری و نبود سیاست مشخص برای حفاظت از محورهای تاریخی، لالهزار را از «شانزهلیزه تهران» به بازاری تخصصی برای لوازم صوتی و الکتریکی تبدیل کرد.
برای درک این سقوط باید به جغرافیای این خیابان نیز توجه ویژه کرد. خیابان لالهزار یکی از خیابانهای قدیمی و مرکزی شهر تهران است، این خیابان از جنوب به میدان امام خمینی (توپخانه) و از شمال به خیابان انقلاب اسلامی منتهی میشود، لالهزار در اواخر دوره قاجار زمان احمد شاه قاجار و اوایل پهلوی، نماد نوگرایی و هنر ایران بود و «شانزهلیزه تهران» لقب گرفته بو، بسیاری از تئاترها، سینماها، رستورانها، تجارتخانهها، خیاطخانهها، سینماها و فروشگاههای معروف ایران در این خیابان قرار داشتند، لاله زار و بناهای واجد ارزش کمیته میراث فرهنگی و گردشگری شورای شهر تهران در خصوص تصمیمسازی و سیاستگذاری و با رویکرد توسعه و توجه به میراث فرهنگی، گردشگری و بافتهای تاریخی شهرتهران فعالیت دارد.
در نبود طرح جامع حفاظت شهری، ساختمانهای تاریخی یکی پس از دیگری تغییر کاربری یافتند. هویت فرهنگی جای خود را به کارکرد اقتصادی کوتاهمدت داد.
ثبت ملی؛ حفاظتی روی کاغذ
در سال ۱۳۸۱ خورشیدی، گراند هتل در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید؛ اقدامی که میتوانست آغاز دورهای تازه برای حفاظت و مرمت باشد. ثبت ملی به معنای شناسایی رسمی ارزش تاریخی و معماری بنا بود. اما ثبت، بهتنهایی ضامن احیا نبود. چالش مالکیت چنددانگی، محدودیت منابع مالی میراث فرهنگی، پیچیدگیهای حقوقی و نبود الگوی مشارکت مؤثر میان مالک، شهرداری و وزارت میراث فرهنگی، باعث شد این ثبت به اقدامی نمادین محدود شود.
در سالهای بعد، کارشناسان میراث فرهنگی بازدیدهای دورهای انجام دادند، مکاتباتی برای ایمنسازی صورت گرفت، اما روند فرسایش متوقف نشد. مالک بخشی از بنا بارها نسبت به وضعیت ایمنی هشدار داد و حتی به حکمی از دیوان عدالت اداری اشاره کرد که مسئولیت برخی اقدامات را متوجه نهادهای دولتی میدانست. با این حال، بلاتکلیفی ادامه یافت.

اسفند ۱۴۰۴؛ آتش در قلب تاریخ
عصر سهشنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴، حریق از یک انبار لوازم الکترونیکی در دل ساختمان «پاساژ گراند هتل» آغاز شد. طبقات بالایی که محل دپوی حجم زیادی از اجناس الکتریکی بود، شعلهور شد. دود غلیظ بر فراز لالهزار پیچید؛ خیابانی که روزگاری نور تالارش نماد امید به مدرنیته بود، این بار با بوی سوختگی شناخته شد.
طبقات پایین آسیب جدی ندیدند، اما بخشهای فوقانی سیاه و تخریبشده باقی ماندند. پنجرههای شکسته، دیوارهای دودگرفته و نوارهای آبی هشدار، صحنهای ساخت که بیشتر به محل وقوع جرم میمانست تا یک حادثه ساده.
سخنگوی سازمان آتشنشانی تهران اعلام کرد علت آتشسوزی هنوز مشخص نیست. معاون میراث فرهنگی استان تهران نیز از تدوین گزارش آسیبشناسی و انتظار برای نتیجه بررسیها خبر داد.
مالک سهدانگ بنا خواستار تعیین تکلیف شفاف مسئولیت ایمنی شد و به بلاتکلیفی چندساله اشاره کرد. میراث فرهنگی نیز تأکید کرد که نگهداری بناهای ثبت ملی، وظیفهای مشترک میان مالک و دستگاههای اجرایی است.
پرسشهای بیپاسخ درباره یک اثر ثبت ملی
آتش اسفند ۱۴۰۴ تنها یک حادثه فنی نبود؛ نمادی بود از سالها تعلل. چرا بنایی با بیش از یک قرن قدمت و ثبت ملی، به انبار کالای قابل اشتعال تبدیل شد؟ چرا سازوکار ایمنسازی برای چنین اثری بهطور کامل اجرا نشد؟ و چرا محور تاریخی لالهزار، با وجود ظرفیت گردشگری و فرهنگی، به حال خود رها شد؟
گراند هتل، نخستین هتل مدرن ایران، بنایی که در آغاز قرن چهاردهم خورشیدی ایران را در صف کشورهای پیشرو منطقه قرار داده بود، حالا در میانه قرن پانزدهم خورشیدی با خطر نابودی جدی روبهرو است.

میراثی که هنوز نفس میکشد
با وجود آسیبها، گراند هتل هنوز ایستاده است. دیوارهای دودگرفتهاش همچنان حامل خاطره تالاریاند که زمانی صدای ارکستر در آن میپیچید. ثبت ملی آن همچنان پابرجاست. پرسش اصلی این است که آیا این آتش، نقطه پایان خواهد بود یا آغاز یک بازاندیشی جدی در سیاست حفاظت شهری؟
تجربه شهرهای دیگر نشان داده که احیای محورهای تاریخی میتواند به موتور توسعه فرهنگی و گردشگری بدل شود. لالهزار نیز، اگر با رویکردی جامع بازآفرینی شود، میتواند دوباره به کانون هنر و هویت شهری تهران تبدیل شود.
اما اگر این بار هم حادثه به چند گزارش اداری محدود شود، گراند هتل تنها یک نمونه دیگر از میراثی خواهد بود که در سکوت فرسوده شد و در دود از یاد رفت.
گراند هتل از سال ۱۳۰۰ خورشیدی تا امروز، مسیری را پیموده که خود بازتاب تاریخ معاصر ایران است از قاجاری و پهلوی اول، تا تغییرات اقتصادی و مهاجرت شهری؛ و از ثبت ملی امیدبخش، تا آتش اسفند ۱۴۰۴.
سرنوشت این بنا اکنون آزمونی برای سیاستهای میراث فرهنگی و مدیریت شهری تهران است. پرسش این است که آیا شهر، حافظه خود را حفظ خواهد کرد، یا اجازه میدهد تاریخش در میان دود و سیمان محو شود؟