EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۰۸۷۵

دلایل سرمایه گذاری در ملک به جای تولید و نوآوری

یک پژوهشگر اقتصاد سیاسی و توسعه معتقد است در فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲، مسکن به‌جای تولید، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان به‌عنوان لکوموتیو اقتصاد ایران معرفی شد؛ رویکردی که به گفته او، سرمایه را از فعالیت‌های مولد دور کرد و آثار مخرب آن در قالب نفوذ اقتصادی، ممکن است سال‌ها بعد آشکار شود.

دلایل سرمایه گذاری در ملک به جای تولید و نوآوری
آرمان امروز

آرمان امروز گفتگوئی را با کمال اطهاری منتشر کرده است:

یک پژوهشگر اقتصاد سیاسی و توسعه معتقد است در فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲، مسکن به‌جای تولید، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان به‌عنوان لکوموتیو اقتصاد ایران معرفی شد؛ رویکردی که به گفته او، سرمایه را از فعالیت‌های مولد دور کرد و آثار مخرب آن در قالب نفوذ اقتصادی، ممکن است سال‌ها بعد آشکار شود. کمال اطهاری با اشاره به محدود شدن امکان استفاده از سیاست‌های کوتاه‌مدت برای حل مشکلات اقتصادی کشور، اظهار کرد: اقتصاد ایران در شرایطی قرار گرفته که تقریباً تمام ظرفیت‌های سیاست‌گذاری کوتاه‌مدت برای مدیریت مشکلات آن مصرف شده و دیگر نمی‌توان برای حل مسائل ساختاری اقتصاد به راهکارهای مقطعی تکیه کرد.

وی با بیان اینکه کاهش فشار تورمی و جلوگیری از تحمیل هزینه‌های بیشتر به معیشت مردم، نیازمند توجه به ریشه‌های مشکلات اقتصادی است، گفت: مسئله اقتصاد ایران را نمی‌توان صرفاً در چارچوب تصمیم‌های کوتاه‌مدت بررسی کرد؛ زیرا بخشی از مشکلات کنونی، ریشه در جهت‌گیری‌هایی دارد که طی سال‌های گذشته مسیر تخصیص منابع و اولویت‌های توسعه کشور را تغییر داده‌اند.

اطهاری با اشاره به فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲، اظهار کرد: در این دوره، ایران حدود ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد ارزی به دست آورد؛ رقمی که تقریباً با مجموع درآمدهای ارزی کشور در دوره‌های پیش از آن برابری می‌کرد.

این پژوهشگر اقتصاد سیاسی و توسعه معتقد است چنین منابعی می‌توانست فرصتی برای تغییر ساختار اقتصاد ایران و حرکت به سمت اقتصاد دانش‌بنیان باشد، اما جهت‌گیری اقتصادی اتخاذشده، سرمایه را از مسیر تولید و نوآوری دور کرد و مسکن به‌عنوان لوکوموتیو اقتصاد معرفی شد.

مسکن چگونه به لکوموتیو اقتصاد ایران تبدیل شد؟

اطهاری با انتقاد از این ایده که «لکوموتیو اقتصاد ایران مسکن است»، گفت: در شرایطی که کشور می‌توانست از درآمدهای ارزی خود برای توسعه فناوری، تقویت تولید و ایجاد زیرساخت‌های اقتصاد دانش‌بنیان استفاده کند، مسکن به‌عنوان محور اصلی تحرک اقتصادی مطرح شد؛ درحالی‌که این انتخاب با نیازهای بلندمدت توسعه کشور هم‌خوانی نداشت.

وی توضیح داد: سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های مولد می‌تواند به تولید کالاها و خدمات جدید، توسعه فناوری، افزایش بهره‌وری و ایجاد ظرفیت‌های تازه اقتصادی منجر شود؛ اما هنگامی که ملک به مقصد اصلی سرمایه تبدیل می‌شود، منابع مالی به‌جای آنکه در مسیر ایجاد ظرفیت‌های تولیدی و فناورانه قرار گیرند، در دارایی‌های ملکی متمرکز می‌شوند.

به گفته این پژوهشگر اقتصاد سیاسی و توسعه، مسئله صرفاً افزایش ساخت‌وساز یا گسترش بازار مسکن نبود، بلکه به اولویتی مربوط می‌شد که در سیاست‌گذاری اقتصادی به این بخش داده شد.

از نگاه او، منابعی که می‌توانستند به توسعه فعالیت‌های دانش‌بنیان و افزایش توان رقابتی اقتصاد ایران کمک کنند، به سمت فعالیت‌های ملکی رفتند و فرصت استفاده از آنها برای تقویت بخش‌های مولد محدود شد. اطهاری معتقد است در چنین شرایطی، افزایش سرمایه‌گذاری در ملک لزوماً به معنای تقویت متناسب ظرفیت تولیدی کشور نیست؛ زیرا ارزش دارایی‌های ملکی می‌تواند افزایش یابد، بدون آنکه اقتصاد به همان نسبت از فناوری‌های جدید، بهره‌وری بالاتر یا ظرفیت‌های تازه تولید برخوردار شود.

وی در این چارچوب، سیاست‌هایی را که مسکن را به موتور اصلی رشد اقتصادی تبدیل می‌کنند، از منظر فرصت‌های از دست‌رفته توسعه مورد انتقاد قرار داد و تأکید کرد که اقتصاد ایران در آن دوره می‌توانست مسیر دیگری را برای استفاده از درآمدهای ارزی خود انتخاب کند. در همین چارچوب، سیاست‌هایی مانند اجرای طرح مسکن مهر نیز در کنار اولویت یافتن ساخت‌وساز مسکونی، بخشی از فضای سیاست‌گذاری مسکن در آن سال‌ها را شکل می‌دادند.

با این‌حال، نقد اصلی اطهاری در این گفت‌وگو متوجه تبدیل مسکن به محور اصلی رشد اقتصادی و غفلت از توسعه فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان است، نه صرفاً ساخت واحدهای مسکونی.

منطقه ۲۲ تهران؛ قرار بود قطب فناوری شود

وی برای توضیح پیامدهای این جهت‌گیری، به طرح تبدیل منطقه ۲۲ تهران به یک «تکنوپل» یا قطب فناوری اشاره کرد؛ طرحی که با هدف فراهم کردن زمینه ورود ایران به اقتصاد دانش‌بنیان مطرح شده بود. دانشگاه‌های برتر کشور عمدتاً در تهران متمرکز بودند و این شهر از ظرفیت‌های علمی و صنعتی قابل‌توجهی برخوردار بود. از این‌رو، می‌شد با ایجاد پیوند میان دانشگاه‌ها، صنایع، سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های فناورانه، منطقه ۲۲ تهران را به مرکزی برای توسعه فناوری‌های پیشرفته تبدیل کرد.

این پژوهشگر اقتصاد سیاسی و توسعه با اشاره به مجاورت منطقه ۲۲ با منطقه ۲۱ تهران که ظرفیت‌های صنعتی دارد، اظهار کرد: ایده این بود که منطقه ۲۲ به تکنوپل تبدیل شود تا زمینه توسعه فعالیت‌های فناورانه و حرکت تهران به سمت اقتصاد دانش فراهم شود؛ اما مسیر توسعه این منطقه به سمت فعالیت‌های مسکونی تغییر کرد.

اطهاری که در شکل‌گیری این پیشنهاد مشارکت داشته است، این تغییر مسیر را نمونه‌ای از کنار گذاشتن یک فرصت توسعه‌ای دانسته و معتقد است منطقه‌ای که می‌توانست با استفاده از ظرفیت دانشگاه‌ها و صنایع، به ایجاد فعالیت‌های نوآورانه و اشتغال تخصصی کمک کند، به‌جای ایفای چنین نقشی، در مسیری متفاوت قرار گرفت.

وی تأکید کرد: موضوع منطقه ۲۲ صرفاً به انتخاب یک کاربری شهری مربوط نیست، بلکه باید آن را در چارچوب اولویت‌های اقتصادی کشور بررسی کرد؛ زیرا توسعه یک قطب فناوری می‌توانست ارتباط میان دانش، سرمایه و تولید را تقویت کند و زمینه ایجاد ارزش افزوده در بخش‌های پیشرفته اقتصاد را فراهم آورد. هنگامی که چنین ظرفیت‌هایی به سمت فعالیت‌های ملکی سوق داده می‌شوند، کشور بخشی از امکان خود را برای ایجاد مراکز نوآوری، توسعه فناوری و شکل‌گیری کسب‌وکارهای دانش‌بنیان از دست می‌دهد.

فرصت جذب سرمایه و فناوری از دست رفت

این پژوهشگر اقتصاد سیاسی و توسعه با اشاره به شرایط بین‌المللی ایران در سال‌های مورد بحث، اظهار کرد: در آن دوره، تحریم‌ها هنوز به اندازه دوره‌های بعد محدودکننده نبودند و امکان بیشتری برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی وجود داشت.

وی گفت: ایران می‌توانست از طریق مناطق آزاد و دیگر ظرفیت‌های اقتصادی، سرمایه‌گذاری خارجی را با هدف ورود هم‌زمان سرمایه و فناوری جذب کند؛ الگویی که در ادبیات اقتصادی از آن با عنوان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی یاد می‌شود.

اطهاری با تأکید بر اینکه اهمیت این نوع سرمایه‌گذاری تنها به ورود منابع مالی محدود نمی‌شود، توضیح داد: سرمایه‌گذاری خارجی می‌تواند زمینه انتقال فناوری، دانش فنی و روش‌های نوین تولید را فراهم کند و به توسعه ظرفیت‌های اقتصادی کشور میزبان بیانجامد.

به گفته او، ایران می‌توانست در دوره برخورداری از درآمدهای ارزی قابل‌توجه، زیرساخت‌های لازم را برای جذب سرمایه‌گذاری فناورانه فراهم کند و منابع داخلی خود را نیز در همین مسیر به کار گیرد؛ اما جهت‌گیری اقتصادی آن دوره نتوانست این فرصت را به‌درستی مورد استفاده قرار دهد. اهمیت این موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که شرایط آن سال‌ها با دوره‌های بعد مقایسه شود؛ زیرا تشدید تحریم‌ها، محدودیت‌های بیشتری را در مسیر دسترسی اقتصاد ایران به منابع مالی و فناوری خارجی ایجاد کرد.

وی تأکید کرد که توسعه فناوری و تقویت ظرفیت‌های تولیدی می‌توانست به افزایش توان اقتصاد ایران برای مقابله با محدودیت‌های خارجی کمک کند اما اولویت یافتن فعالیت‌های ملکی مانع از استفاده مناسب از بخشی از ظرفیت‌های موجود شد.

از تضعیف اشتغال مولد تا بیکاری فارغ‌التحصیلان

اطهاری در ادامه با اشاره به پیامدهای این جهت‌گیری اقتصادی، وضعیت اشتغال را یکی از نشانه‌های ناکامی مسیر انتخاب‌شده دانست و اظهار کرد: در دوره مورد بحث، با وجود درآمدهای ارزی قابل‌توجه، رشد اشتغال در کشور نزدیک به صفر بود.

وی با اشاره به نقش کلان‌شهرها در توسعه اقتصادی گفت: شهرهایی مانند تهران و شیراز می‌توانستند به موتورهای محرک اقتصاد کشور تبدیل شوند؛ به‌ویژه اگر ظرفیت‌های علمی، صنعتی و انسانی آنها در مسیر توسعه فناوری و فعالیت‌های دانش‌بنیان به کار گرفته می‌شد. در بسیاری از اقتصادها، کلان‌شهرها محل تمرکز فعالیت‌های نوآورانه، بنگاه‌های دانش‌بنیان، خدمات تخصصی و مشاغل با بهره‌وری بالاتر هستند. ازاین‌رو، اگر قرار باشد شهرهای بزرگ چنین نقشی ایفا کنند، باید زمینه فعالیت‌های مولد و فناورانه در آنها فراهم شود. این پژوهشگر اقتصاد سیاسی و توسعه معتقد است هنگامی که سرمایه به‌جای تولید و نوآوری به سمت فعالیت‌های ملکی هدایت می‌شود، ظرفیت اقتصاد برای ایجاد مشاغل تخصصی و پایدار نیز محدود خواهد شد.

وی با اشاره به وضعیت اشتغال فارغ‌التحصیلان دانشگاهی توضیح داد: یکی از پیامدهای چنین شرایطی، دشواری ورود نیروی کار تحصیل‌کرده به مشاغلی است که با تخصص و مهارت‌های او تناسب دارند. برای توضیح این وضعیت به گسترش فعالیت‌هایی مانند کار در پلتفرم‌های حمل‌ونقل اینترنتی می‌توان اشاره کرد؛ بخشی از نیروی کار، به‌جای اشتغال در فعالیت‌های تخصصی متناسب با تحصیلات خود، به مشاغلی روی می‌آورد که الزاماً از دانش و مهارت‌های او استفاده نمی‌کنند.

به اعتقاد اطهاری، مسئله را نباید صرفاً به انتخاب شغلی افراد تقلیل داد؛ بلکه باید بررسی کرد که چرا اقتصاد ایران نمی‌تواند به اندازه کافی فرصت‌های شغلی متناسب با ظرفیت نیروی انسانی تحصیل‌کرده ایجاد کند. توسعه اقتصاد دانش‌بنیان می‌توانست زمینه ایجاد مشاغل تخصصی، افزایش بهره‌وری و استفاده بهتر از ظرفیت نیروی انسانی را فراهم کند؛ اما مسیر انتخاب‌شده برای تخصیص سرمایه، به تقویت کافی این ظرفیت‌ها منجر نشد.

توسعه فناوری چگونه هزینه دستیابی به قابلیت‌های پیشرفته را کاهش می‌دهد؟

اطهاری در بخش دیگری از گفت‌وگو، توسعه فناوری را با توانایی کشورها در کاهش هزینه دستیابی به قابلیت‌های پیشرفته مرتبط دانست و اظهار کرد: فناوری‌های پیشرفته تنها در حوزه نظامی کاربرد ندارند، بلکه در صنایع مختلف، از خودرو و تجهیزات الکترونیکی تا دیگر محصولات صنعتی، مورد استفاده قرار می‌گیرند.

وی با اشاره به فناوری‌هایی مانند تراشه‌ها و حسگرها توضیح داد: هنگامی که یک کشور از ظرفیت تولید این فناوری‌ها برخوردار باشد، امکان استفاده از آنها در بخش‌های مختلف اقتصاد فراهم می‌شود و توسعه فناوری می‌تواند به افزایش توان تولیدی صنایع متعدد کمک کند. این پژوهشگر اقتصاد سیاسی و توسعه برای توضیح این موضوع به شرکت انویدیا و فعالیت آن در حوزه تراشه‌ها اشاره کرد و گفت: فناوری‌های پیشرفته می‌توانند کاربردهایی گسترده‌تر از یک صنعت مشخص داشته باشند و به همین دلیل، توسعه آنها برای ساختار کلی اقتصاد اهمیت دارد.

اطهاری با مقایسه وضعیت کشورهایی که از ظرفیت فناوری پیشرفته برخوردارند با کشورهایی که در این زمینه عقب‌مانده‌اند، توضیح داد: کشورهایی که توان توسعه و تولید فناوری را در بخش‌های مختلف اقتصاد دارند، می‌توانند از این ظرفیت‌ها در حوزه‌های گوناگون استفاده کنند؛ درحالی‌که کشورهای عقب‌مانده از نظر فناوری، برای دستیابی به برخی قابلیت‌های پیشرفته، به‌ویژه در حوزه نظامی، ممکن است با هزینه‌های بیشتری روبه‌رو شوند.

از نگاه او، تقویت تولید و نوآوری تنها به افزایش اشتغال یا رشد اقتصادی محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند توان کشور را برای توسعه فناوری‌های پیشرفته و کاهش وابستگی به منابع و فناوری خارجی افزایش دهد. در همین چارچوب، فاصله گرفتن سرمایه از فعالیت‌های مولد مسئله‌ای فراتر از بازار مسکن است، این جهت‌گیری می‌تواند بر توان فناورانه و ظرفیت‌های اقتصادی کشور در بلندمدت اثر بگذارد.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار