دنیامالی شمشیر را کشید؛ این بار فدراسیون فوتبال عقب مینشیند؟
حرفهای احمد دنیامالی درباره «فدراسیون جهانیهراسی» دیگر شبیه یک گلایه معمولی از فدراسیونها نیست؛ وزیر ورزش این بار مستقیم سراغ فدراسیون فوتبال رفته و سؤال مهم این است که آیا این موضع تا نقطه تغییرات مدیریتی ادامه خواهد داشت یا باز هم همهچیز به چند مصاحبه و چند هشدار ختم میشود؟
فدراسیون فوتبال ایران در یکی از پرحاشیهترین مقاطع سالهای اخیر قرار گرفته است. ناکامی تیم امید در بازیهای آسیایی ناگویا، نتایج نهچندان امیدوارکننده تیم ملی در مسابقات پس از جام جهانی و البته حواشی حقوقی اخیر، مجموعهای از اتفاقات را کنار هم قرار داده که دیگر نمیتوان آنها را صرفاً با یک نتیجه بد یا یک تصمیم فنی توضیح داد.
در چنین شرایطی، احمد دنیامالی هم موضعی متفاوت از گذشته گرفته است. وزیر ورزش این بار نه با ادبیات کلی و محافظهکارانه، بلکه با عباراتی صریح درباره عملکرد فدراسیونها صحبت کرده و حتی از ایستادن مقابل تهدید تعلیق سخن گفته است.
اما مسئله اصلی همینجاست؛ آیا دنیامالی واقعاً تا آخر این مسیر خواهد رفت؟
«فدراسیون جهانی هراسی» دیگر کافی نیست
سالهاست یکی از جدیترین سپرهای دفاعی فدراسیون فوتبال در برابر دخالت یا نظارت نهادهای بیرونی، بحث استقلال فدراسیون و احتمال ورود فیفا بوده است.هر زمان بحث نظارت بیشتر، پروندههای حقوقی یا عملکرد مدیریتی مطرح میشود، یک نگرانی قدیمی هم به میان میآید؛ اینکه ورود نهادهای دولتی یا قضایی میتواند به دخالت در امور فدراسیون تعبیر شود و در نهایت فوتبال ایران را با خطر تعلیق مواجه کند.
دنیامالی اما حالا صراحتاً میگوید این ادبیات برای او قانعکننده نیست.
وزیر ورزش حتی اعلام کرده اگر رئیس فدراسیونی عملکرد مناسبی نداشته باشد، برای برخورد با او مسیر حقوقی را میشناسد و حاضر نیست صرفاً به دلیل نگرانی از واکنش فدراسیونهای جهانی، از مسئولیت نظارتی خود عقبنشینی کند.
این موضع اگرچه درباره همه فدراسیونها مطرح شده، اما در شرایط فعلی بیش از هر مجموعهای متوجه فوتبال است؛ فدراسیونی که هم منابع قابل توجهی در اختیار دارد و هم انتظارات از آن بسیار بالاست.
فوتبال فقط به خاطر نتیجه زیر سؤال نیست
مسئله وزارت ورزش تنها شکست و پیروزی نیست. اگر قرار بود همهچیز با نتیجه مسابقه سنجیده شود، شاید میشد با یک برد یا صعود، بخش زیادی از انتقادها را کنار گذاشت. اما مشکلات فعلی فدراسیون فوتبال مجموعهای از موضوعات مختلف است؛ از عملکرد تیمهای ملی گرفته تا مسائل مدیریتی، حقوقی و نحوه پاسخگویی.
پرونده اخیر مربوط به اتهامات مالی برخی اعضای فدراسیون نیز به حساسیتها اضافه کرده است. مسئولان فدراسیون تأکید دارند این موضوع مربوط به سالهای گذشته است و رسیدگیهای داخلی درباره آن انجام شده، اما ورود دوباره نهادهای قضایی نشان میدهد ماجرا هنوز برای افکار عمومی تمامشده نیست.
در چنین شرایطی، دیگر مسئله فقط این نیست که چه کسی روی نیمکت تیم ملی مینشیند یا چه بازیکنی دعوت میشود؛ بحث به ساختار مدیریتی فوتبال ایران رسیده است.
دنیامالی قبلاً هم اهل عقبنشینی نبوده؟
حالا بخش مهم ماجرا به خود وزیر برمیگردد.دنیامالی در ماههای گذشته نشان داده که علاقهای ندارد در مقابل بعضی از اختلافات مدیریتی صرفاً سکوت کند. او در موارد مختلف تلاش کرده نقش وزارت ورزش را در نظارت بر عملکرد فدراسیونها پررنگتر کند و حالا حتی از این گفته که در صورت لزوم پای تعلیق برخی رشتهها نیز خواهد ایستاد.این جمله سادهای نیست.چون وزیر ورزش به خوبی میداند تهدید به تغییر یا برخورد با یک فدراسیون، زمانی اثرگذار است که پشت آن امکان اجرای تصمیم هم وجود داشته باشد.اگر دنیامالی فقط یک بار دیگر درباره ضرورت پاسخگویی صحبت کند و چند روز بعد فضای خبری آرام شود، فدراسیون فوتبال هم احتمالاً از این مرحله عبور خواهد کرد؛ درست مانند بسیاری از بحرانهای قبلی.اما اگر وزیر واقعاً بخواهد پای حرفش بایستد، داستان متفاوت خواهد بود.
آیا تغییرات مدیریتی واقعاً نزدیک است؟
هنوز نمیتوان با قطعیت از تغییر در مدیریت فدراسیون فوتبال صحبت کرد. وزارت ورزش به لحاظ قانونی هم نمیتواند به سادگی درباره ساختار یک فدراسیون مستقل تصمیم بگیرد و همین مسئله کار را پیچیده میکند.
اما میتوان یک تغییر مهم را احساس کرد؛ سطح تقابل در حال بالا رفتن است. وقتی وزیر ورزش علناً از «فدراسیون جهانیهراسی» انتقاد میکند، یعنی دیگر نمیخواهد تهدید تعلیق را پایان بحث بداند. وقتی همزمان عملکرد تیمهای ملی، منابع مالی و مسائل حقوقی فدراسیون زیر سؤال رفته، فشار روی مدیران فوتبال طبیعتاً بیشتر میشود. حالا توپ در زمین فدراسیون فوتبال است. مدیران فدراسیون باید توضیح بدهند که چرا با وجود این حجم از منابع و امکانات، خروجی برخی تیمهای ملی رضایتبخش نیست؛ درباره پروندههای حقوقی چه پاسخی دارند و مهمتر از همه، برای اصلاح شرایط چه برنامهای روی میز گذاشتهاند.
یک آزمون جدی برای وزیر
در نهایت این ماجرا فقط آزمون فدراسیون فوتبال نیست؛ آزمون احمد دنیامالی هم هست.
وزیر ورزش حالا موضعش را شفاف کرده و برخلاف گذشته، از ادبیات هشدار جدی استفاده کرده است. بنابراین افکار عمومی منتظر است ببیند این حرفها تا کجا ادامه پیدا میکند. اگر قرار باشد فدراسیون فوتبال همچنان با همان ساختار قبلی به کار خود ادامه دهد و بعد از مدتی این موج خبری فروکش کند، پیام روشنی به سایر مدیران فدراسیونها ارسال خواهد شد: میتوان از فشارها عبور کرد و منتظر ماند تا بحران بعدی از راه برسد.اما اگر دنیامالی واقعاً پای حرفش بایستد و برای اصلاح ساختار، پاسخگویی بیشتر و در صورت لزوم تغییرات مدیریتی اقدام کند، آنوقت صحبتهای اخیرش را باید جدیتر از یک موضعگیری رسانهای دانست.
فعلاً شمشیر وزیر از رو بسته شده؛ سؤال اصلی این نیست که دنیامالی ناراضی است یا نه. سؤال این است که آیا حاضر است برای این نارضایتی هزینه بدهد؟ فوتبال ایران حالا منتظر پاسخ همین سؤال است.