EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۸۲۴۴

نقشه دیپلماتیک چین برای پایان جنگ آمریکا علیه ایران

در روزهای اخیر،علاوه بر تلاش‌های میانجی‌گرانه قطر و پاکستان، تحول دیگری نیز می‌تواند به پیشبرد دیپلماسی میان تهران و واشنگتن کمک کند: تحرکات چین.

نقشه دیپلماتیک چین برای پایان جنگ آمریکا علیه ایران
آرمان امروز

آرمان امروز در گزارشی نوشت:

در روزهای اخیر،علاوه بر تلاش‌های میانجی‌گرانه قطر و پاکستان، تحول دیگری نیز می‌تواند به پیشبرد دیپلماسی میان تهران و واشنگتن کمک کند: تحرکات چین.

این موضوع در روزهای اخیر بیش از پیش مورد توجه ناظران قرار گرفته و به نظر می‌رسد می‌تواند معادلات پیچیده‌ای را که بر روابط ایران و آمریکا سایه افکنده، دستخوش تغییر سازد.

یک منبع آگاه که از جزئیات گفت‌وگوهای پشت‌پرده مطلع است، تأکید کرده که در هفته پیش رو، واقعاً باید به آنچه چین می‌گوید و انجام می‌دهد توجه ویژه‌ای داشت. این منبع به درخواست عربستان سعودی از پکن برای کمک در خصوص نیروهای انصارالله و همچنین دیدار پیش‌روی دونالد ترامپ با شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، در آمریکا اشاره کرده و آن را نقطه عطفی بالقوه دانسته است.

بر اساس اطلاعات ارائه‌شده، نیروهای انصارالله تعهد داده‌اند که به آمریکا حمله نمی‌کنند. این تعهد تا حد زیادی امکان درگیری همزمان ایران در دو جبهه دریای سرخ و تنگه هرمز را از میان برده و فضای مانور بیشتری برای دیپلماسی ایجاد کرده است.

در چنین شرایطی، سعودی‌ها از چینی‌ها خواسته‌اند که در برابر ایرانی‌ها میانجیگری کنند و نیروهای انصارالله را از ادامه حملات بازدارند. این نخستین بار است که شاهد دخالت جدی و مستقیم چین در این پرونده حساس هستیم؛ دخالتی که با توجه به روابط نزدیک پکن با تهران و نفوذ اقتصادی و سیاسی چین در منطقه، می‌تواند نتایج ملموسی به همراه داشته باشد.

چین در سال‌های اخیر نقش خود را در خاورمیانه به تدریج گسترش داده و از یک بازیگر صرفاً اقتصادی به بازیگری دیپلماتیک تبدیل شده است.

میانجیگری موفق پکن در احیای روابط ایران و عربستان در سال‌های گذشته، نمونه‌ای بارز از این تغییر رویکرد است. اکنون نیز درخواست ریاض از پکن برای مهار انصارالله، نشان‌دهنده اعتماد روزافزون کشورهای عربی به ظرفیت چین در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای است.

اگر چین بتواند فشار مؤثری بر انصارالله وارد کند و همزمان کانال‌های ارتباطی خود با تهران را برای کاهش تنش‌ها به کار گیرد، این اقدام می‌تواند به کاهش فشارهای نظامی بر ایران کمک کرده و زمینه را برای مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم با واشنگتن فراهم سازد.

از سوی دیگر، دیدار احتمالی ترامپ و شی جین‌پینگ در حاشیه نشست این هفته سازمان ملل در نیویورک، فرصت دیگری برای پیشبرد این روند محسوب می‌شود.

به گفته منبع مذکور، این دو رهبر احتمالاً نه تنها با یکدیگر، بلکه با کشورهای خلیج فارس نیز دیدار خواهند کرد.

در چنین فضایی، از نظر تئوریک می‌توان فشار بیشتری بر ایران برای بازگشت به میز مذاکره وارد کرد. ترامپ که در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود رویکرد سختگیرانه‌ای نسبت به ایران داشت، اکنون ممکن است با توجه به تحولات منطقه‌ای و نقش چین، انعطاف بیشتری از خود نشان دهد.

حضور شی جین‌پینگ در این نشست و گفت‌وگوهای جانبی او با رهبران عرب، می‌تواند پیام روشنی به تهران ارسال کند مبنی بر اینکه جامعه بین‌المللی، از جمله چین، خواهان کاهش تنش‌ها و بازگشت به دیپلماسی است.

نقش چین در این میان از چند جهت حائز اهمیت است. نخست آنکه پکن برخلاف قدرت‌های غربی، فاقد سابقه مداخله نظامی مستقیم در منطقه است و همین امر اعتماد نسبی تهران را به خود جلب کرده است.

دوم آنکه چین بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران محسوب می‌شود و روابط اقتصادی گسترده‌ای با جمهوری اسلامی دارد؛ بنابراین اهرم‌های فشار و تشویق قابل توجهی در اختیار دارد.

سوم آنکه عربستان سعودی به عنوان یکی از متحدان سنتی آمریکا، اکنون به چین روی آورده تا در مدیریت بحران انصارالله کمک کند. این همگرایی منافع میان ریاض، پکن و تا حدی تهران، می‌تواند فضایی ایجاد کند که در آن واشنگتن نیز ناگزیر به بازنگری در سیاست‌های خود شود.

البته موفقیت این تحرکات چین به عوامل متعددی بستگی دارد. از یک سو، میزان جدیت پکن در پیگیری میانجیگری و از سوی دیگر، آمادگی تهران برای پذیرش نقش چین و تعدیل مواضع خود در قبال نیروهای نیابتی.

همچنین موضع ترامپ پس از دیدار با شی جین‌پینگ تعیین‌کننده خواهد بود. اگر این دیدارها منجر به هماهنگی نسبی میان آمریکا و چین در خصوص ایران شود، می‌توان انتظار داشت که فشارهای دیپلماتیک بر تهران کاهش یابد و همزمان مشوق‌هایی برای بازگشت به مذاکرات ارائه شود. در مقابل، اگر چین صرفاً نقش نمادین ایفا کند یا تهران نسبت به این میانجیگری بی‌اعتماد بماند، فرصت پیش‌آمده ممکن است از دست برود.

در مجموع، تحرکات چین در کنار تلاش‌های قطر و پاکستان، می‌تواند به عنوان کاتالیزوری برای احیای دیپلماسی میان تهران و واشنگتن عمل کند.

تعهد انصارالله به عدم حمله به آمریکا، درخواست عربستان از پکن و دیدارهای پیش‌رو در نیویورک، همگی نشانه‌هایی هستند که حکایت از تغییر احتمالی در پویایی‌های منطقه‌ای دارند.

ناظران در هفته‌های آینده به دقت مواضع رسمی و اقدامات عملی چین را رصد خواهند کرد تا مشخص شود آیا این بازیگر شرقی می‌تواند نقشی فراتر از میانجیگری‌های پیشین ایفا کند یا خیر.

آنچه مسلم است، توجه به سخنان و اقدامات چین در این مقطع زمانی، بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر می‌رسد و می‌تواند مسیر آینده روابط ایران و آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار