حال و آینده کشور از پنجره تحلیلی پزشکیان
رئیسجمهور وضعیت کشور را نه یک بحران مقطعی، بلکه حاصل انباشت «ناترازیها» در تمامی حوزههای کلیدی میداند. برق، آب، گاز، بانکها، بیمهها، پول و صندوقهای بازنشستگی همگی در وضعیت «لب پرتگاه» توصیف شدهاند
علی میرزامحمدی در یادداشتی در روزنامه آرمان امروز نوشت:
تحلیل زیر بر اساس متن گفتوگوی تلویزیونی دکتر پزشکیان در مورخ ۶ شهریور ۱۴۰۵ نوشته شده است و دیدگاه ایشان را درباره نیم رخ وضعیت حال و آینده کشور به تصویر می کشد.
پزشکیان وضعیت کشور را در چهار لایه تحلیلی بررسی کرده است:
۱. بحران «ناترازیهای انباشته»: رئیسجمهور وضعیت کشور را نه یک بحران مقطعی، بلکه حاصل انباشت «ناترازیها» در تمامی حوزههای کلیدی میداند. برق، آب، گاز، بانکها، بیمهها، پول و صندوقهای بازنشستگی همگی در وضعیت «لب پرتگاه» توصیف شدهاند. این نشاندهنده یک «بحران سیستمی» است که فراتر از یک دولت خاص، میراث روندهای پیشین است.
۲. فضای «اقتصاد جنگی» و تقلیل رفاه: کشور در وضعیت «جنگ» به سر میبرد. هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی (نیروگاهها) و خطوط ارتباطی (ریل)، کاهش ۲۵ تا ۳۵ درصدی صادرات و واردات و فشارهای معیشتی (مانند نرخ اجارهبها و تورم)، جامعه را در وضعیت انقباضی قرار داده است. مدیریت کشور در این فضا نه بر مبنای توسعه، بلکه بر مبنای «حفظ ثبات و تابآوری» استوار است.
۳. انسداد در «نظام دیوانی و قانونی»: پزشکیان یکی از موانع اصلی پیشرفت را نه در فقدان منابع، بلکه در «نظام قانونی دستوپاگر» و ساختار اداری ناکارآمد میبیند. او تصریح میکند که قوانین موجود، مانع از تغییر رفتار کارمندان و استانداران است. در واقع، او با یک «پارادوکس » مواجه است: دولت میخواهد تغییر ایجاد کند اما ساختار قانونی (و برخی فشارهای نهادی) اجازه تحول در سبک را نمیدهد.
۴. پارادوکس «گنج و فقر»: او تصویر متناقضی از ایران ارائه میدهد: کشوری که «روی گنج خوابیده» (جغرافیا، منابع، نیروی انسانی) اما در فقر و ناترازی بهسر میبرد. این گزاره نشاندهنده شکاف میان «امکانات بالقوه» و «بهرهوری بالفعل» است که پزشکیان آن را ناشی از عدم سپردن کار به «اهلش» (تخصصگرایی) و اختلافات جناحی میداند.
نگاه پزشکیان به آینده: «امید مشروط و واقعگرا»
پزشکیان در این مصاحبه نه با یک «خوشبینی سادهانگارانه» و نه با «بدبینی مأیوسانه»، بلکه با یک «امید واقعگرایانه» صحبت میکند. نگاه او به آینده را میتوان چنین صورتبندی کرد:
۱. آینده نه «محتوم»، بلکه «ساختنی» است: او بهطور مداوم بر عاملیت انسانی تأکید دارد («ما مقصریم و فردا نمیتوانیم پاسخگوی خدا باشیم»). از نظر او، آینده ایران بهطور پیشفرض روشن یا تاریک نیست؛ بلکه تابعی است از میزان «وحدت» و «کارآمدی». او آینده را متوقف بر عبور از «نزاعهای بیهوده» میداند.
۲. گذار به تکنوکراسی (تخصصگرایی): او برای روشنکردن آینده، بر یک چرخش پارادایمی تأکید دارد: گذار از گزینشهای تعهدگرایانه صرف به مدیریت تخصصی («کار را به کاردان بسپاریم»). او بهصراحت میگوید که تخصص و بهرهوری، لزوماً با باورهای مذهبی یا حزبی فرد گره نخورده است. این رویکرد، هسته اصلی «امید» اوست؛ یعنی اگر ساختار مدیریتی بر مدار تخصص بچرخد، منابع (گنجهای کشور) آزاد شده و بحرانها حل میشوند.
۳. پذیرش «واقعیت خراب»: او برخلاف برخی رویههای مرسوم در سیاست ایران، سعی در تطهیر وضعیت ندارد («وضع ما خراب است»). این صداقت، بخش مهمی از استراتژی او برای جلب مشارکت مردم است. او معتقد است اگر مردم «واقعیت» را بدانند و احساس کنند دولت «صادق» است، مشارکت میکنند و این مشارکت (همانطور که در ساخت خانههای بهداشت یا مدارس دیدیم) موتور پیشران آینده خواهد بود.
پزشکیان نسبت به آینده «تردید» ندارد، اما «احتیاط» دارد. تردید او معطوف به «تغییر رفتار سیاسی» است. او میداند که اگر این وفاق و تغییر رویکرد مدیریتی محقق نشود، چرخهای اقتصاد نخواهد چرخید. بنابراین، آینده از دیدگاه او «روشن» است، به شرطی که الگوی حکمرانی از «نزاع و ایدئولوژیزدگی» به «تخصصگرایی و مشارکت مردمی» تغییر یابد. او نه به یک معجزه، بلکه به یک «انضباط ساختاری و مدیریتی» امید بسته است.