یکی از ضعفهای ما تاخیر در اطلاع رسانی به مردم است/ اگر کسی تصور کند افراد نفوذی در جریانهای سیاسی نیستند، خطای راهبردی انجام داده است
فعال سیاسی اصولگرا گفت: سخنگوی مذاکرات، متناسب با شرایط و با رعایت ملاحظات امنیتی بهصورت منظم و حتی روزانه، مردم را در جریان روند مذاکرات قرار داده و توضیح دهد که چه اتفاقاتی رخ داده، چه مسائلی در حال پیگیری است و چه چشماندازی پیش روی کشور قرار دارد.
مرتضی طلایی، فعال سیاسی اصولگرا، در گفتوگو با آوش با اشاره به لزوم اجرایی شدن تفاهمنامه میان ایران و آمریکا گفت: متأسفانه شاهد هستیم که امنیت ملی و منافع ملی ما دستخوش منازعات، مجادلات، کشمکشها و اختلافات سیاسی میان جریانهای مختلف و حتی گاهی میان افراد شده است. اگر فردی با فرد دیگری دشمنی یا اختلاف داشته باشد به دلیل نپذیرفتن او، شروع به تخریب و لجنپراکنی علیه آن شخص میکند. این مسئله در سطح جریانهای سیاسی نیز وجود دارد. وقتی صحبت از جریانهای سیاسی میشود، منظور گروههای شناخته شده است. تأکید میکنم تا زمانی که قرار باشد، امنیت ملی و منافع ملی خود را وجهالمصالحه اختلافات، تفاوت دیدگاهها و نگرشهای سیاسی قرار دهیم، نمیتوانیم مسیر کشور را به سمت دستیابی به این دو اصل بسیار مهم هدایت کنیم.
او افزود: اگر دقت کنیم، دشمن دقیقاً از همین فضا بهرهبرداری و به ما آسیب وارد میکند. دشمن متوجه شده که در کشور دیدگاههای متفاوت و اختلافنظرهایی میان جریانهای سیاسی و افراد مختلف وجود دارد و بر همین اساس روی این اختلافات کار میکند و عملیات روانی خود را متوجه افکار عمومی و جریانهای سیاسی کرده است و بعد با استفاده از عوامل نفوذی خود که در همه جریانهای سیاسی حضور دارند، سواستفاده میکند. اگر کسی تصور کند افراد نفوذی در جریانهای سیاسی نیستند، خطای راهبردی انجام داده است.
طلایی تصریح کرد: در طول تاریخ و در کشورهای مختلف میبینیم که جریانهای رقیب و حتی دشمنان در مقاطعی، افرادی را به درون جریانها نفوذ دادهاند تا در زمان مناسب بتوانند جهتگیری آن جریان را در مسیر مورد نظر دشمن تغییر دهند. بنابراین اگر این دو اصل، یعنی امنیت ملی و منافع ملی را بپذیریم، باید بگوییم کشوری که سازمان، ساختار، مسئول، قانون و متولی دارد، نسبت دادن چنین مسائل و اتهاماتی به تیم مذاکرهکننده، بدون ارائه مستندات، فاقد وجاهت و مقبولیت است و نوعی بداخلاقی سیاسی محسوب میشود؛ بداخلاقی که جریانهای مختلف گاهی علیه یکدیگر به کار میبرند.
او ادامه داد: من قائل به این موضوع نیستم که تیم مذاکرهکننده مماشات یا سازشکاری داشته و در برابر طرف مقابل کوتاه آمده است. طبیعی است که میان آرمانها و ایدهآلهای ما با آنچه در عمل انجام شده یا انجام خواهد شد، چه در گذشته، چه در شرایط فعلی و چه در آینده، فاصله وجود داشته باشد. باید بپذیریم آرمانها و اهدافی برای خود تعریف کردهایم. برای مثال، اینکه آمریکا را از منطقه خارج کنیم، یک آرمان و جهتگیری برای ماست. اینکه صهیونیستها را از سرزمین فلسطین و قدس بیرون کنیم و زمینه آزادی فلسطین و قدس را فراهم کنیم، بخشی از آرمانهای ماست. اینکه لبنان و حزبالله را از حملات ناجوانمردانه صهیونیستها دور کنیم نیز در همین چارچوب قرار میگیرد. اما تیم مذاکرهکننده برای چه مذاکره میکند؟ آیا طرف مقابل بهسادگی تمام این اهداف را میپذیرد؟ طبیعتاً چنین نیست. مذاکره یعنی گفتوگو، چانهزنی و در نهایت بدهبستان؛ یعنی شما امتیازی میدهید و در مقابل امتیازی دریافت میکنید.
طلایی اظهار کرد: بنابراین من قائل به این اتهامات و نسبتهایی که علیه تیم مذاکرهکننده مطرح میشود، نیستم. همانطور که حتی در دوره برجام نیز معتقد بودم ما از برخی افراطکاریها و اختلافات آسیب دیدیم و بعدها مشخص شد بابت همین اختلافات، هزینههایی به کشور تحمیل شد. در هر مقطع ممکن است جریان سیاسی یا دولت متفاوتی درگیر این موضوع باشد. در آن مقطع دولت آقای روحانی و تیم مذاکرهکننده آن دولت درگیر مذاکرات بودند و امروز دولت آقای پزشکیان و تیم مذاکرهکننده فعلی مسئولیت این موضوع را برعهده دارند. البته آقای قالیباف را نمیتوان در قالب تیم دولت آقای پزشکیان یا دولت آقای روحانی تعریف کرد. باید ایشان را بهعنوان یک جریان و دیدگاه سیاسی متفاوت و تا حدودی مستقل از سایر گروههای سیاسی، مورد بررسی قرار داد.
این فعال سیاسی اصولگرا افزود: بنده با دیدگاههای سیاسی آقای قالیباف آشنا هستم. ایشان به یک تفکر متعادل و میانهرو معتقد است؛ تفکری که در مقطعی نیز با عنوان اصولگرایان اصلاحطلب مطرح شد و بنیانگذاری کرد. این دیدگاه متأثر از فرمایشات رهبر شهید درباره این بود که راه صحیح، اصولگرایی، اصلاحطلبی است. آقای قالیباف نیز با تکیه بر همین نگاه به دنبال طرح گفتمان سیاسی متفاوت از دو جریان اصلی سیاسی کشور بوده است. باید توجه داشت که حتی در درون دو جریان سیاسی اصولگرا و اصلاحطلب نیز تفاوت دیدگاههای جدی وجود دارد. در هر دو جریان، افراد و گروههای افراطی وجود دارند که رفتارهایی انجام میدهند و این رفتارها به نام کل آن جریان سیاسی تمام میشود. به اعتقاد من در سطح کلان، اصول و مبانی هر دو جریان سیاسی بر پایه عقلانیت، منافع ملی، امنیت ملی و پایبندی به اصول نظام و انقلاب استوار است و این مؤلفهها برای هر دو جریان، جزو خطوط قرمز محسوب میشود.
طلایی تصریح کرد: مسئله این است که بعضی افراد افراطی و تندرو به نام این جریانها اقداماتی انجام میدهند که در نهایت موجب بدنامی همان جریانها شده و باعث میشود بخشی از جامعه آنها را با عناوین و اتهامات مختلف مورد قضاوت قرار دهد. اگر کشور، نظام و انقلاب برای ما اهمیت دارد که قطعاً دارد، باید دست به دست هم دهیم، با یکدیگر گفتوگو کنیم، مسائل و اختلافاتمان را در داخل خودمان حلوفصل کنیم، تابع نظام و قانون باشیم و به ولایت پایبند بمانیم. نباید اجازه دهیم به اختلافات آنقدر دامن زده و گسترده شود که در نهایت به وضعیت موجود منجر شود.
او با اشاره به تفاهمنامه اخیر ایران و آمریکا اظهار کرد: میان آرمانها و ایدهآلهای ما با آنچه در عمل اتفاق افتاده، فاصله قابل توجهی وجود دارد اما در آن شرایط، تفاهمنامه خوبی به امضا طرفین رسید. این تفاهمنامه میتوانست مسیر روشنی را برای ادامه مذاکرات و پیگیری مسائل فراهم کند و موضوعاتی را که در ارتباط با جنگ، آمریکا، اروپا، کشورهای منطقه و سایر طرفها وجود داشت در یک فرآیند طولانیتر مورد گفتوگو و حلوفصل قرار دهد.
طلایی ادامه داد: موافق نیستم که بگوییم در تفاهمنامه وادادگی وجود داشت یا امتیاز یکطرفهای به دشمن داده شد. مخاطبم در اینجا بهطور ویژه هموطنان و مردم عزیز کشورمان هستند؛ مردمی که در همه شرایط پای کشور، نظام، ارزشها و آرمانهای خود ایستادهاند. امروز همه میدانیم دشمنان در کمین و بهدنبال این هستند که ما را تضعیف و حذف کنند. امروز زمان آن نیست که وقت و انرژی و روح و روان خود را صرف حواشی کنیم.
طلایی افزود: آنچه امروز باید بر گفتار، رفتار و عملکرد جامعه ما غالب باشد، توجه به یکپارچگی و وحدت ملی است. ما قطعاً با یکدیگر اختلاف نظر داریم و من هم با بسیاری از افراد اختلاف دیدگاه دارم اما این اختلافات نباید موجب تضعیف انسجام ملی شود. بهعنوان یک ایرانی، انتظار من از تیم مذاکرهکننده، دولتمردان و کارگزاران کشور این است که توجه داشته باشند کشوری که به برکت خون شهدا، نیروهای مسلح مقتدر و توانمند و پیشرفتهایی که به لطف خدا در حوزه دفاعی و نظامی به دست آورده، نباید اجازه دهد در موضع ضعف قرار بگیرد. همه میدانیم قدرت نظامی کشور، پشتوانه قدرت تیم مذاکرهکننده است. توان اقتصادی، ظرفیتهای داخلی، انسجام ملی، امنیت ملی و وحدت ملی نیز از دیگر مؤلفههایی هستند که به تیم مذاکرهکننده این امکان را میدهد که با چه پشتوانه و از چه موضعی وارد مذاکره شود و در برابر طرف مقابل موضعگیری کند. ما این توانمندیها را به لطف خدا به دست آوردهایم و تیم مذاکرهکننده باید به این ظرفیتها توجه داشته باشد.
او خاطرنشان کرد: تیم مذاکرهکننده باید با مردم صحبت کند و به آنها گزارش دهد. نباید اجازه دهیم مردم اخبار مذاکرات و گفتوگوها را ابتدا از رسانههای بیگانه و دیگر منابع دریافت کنند. به نظر میرسد یکی از ضعفهای ما در این مقطع بهویژه از زمان جنگ ۱۲ روزه، همین مسئله بوده است که اطلاعرسانی ما به مردم با تأخیر انجام میشود و جامعه در جریان جزئیات و روند تحولات قرار نمیگیرد. در نتیجه، مردم برای دریافت اخبار به رسانههای بیگانه مراجعه میکنند و آنها نیز طبیعی است که روایت و تحلیل مورد نظر خود را به افکار عمومی منتقل کنند. نتیجه این روند میتواند تأثیر منفی بر افکار عمومی داشته باشد. بهترین کار این است که سخنگوی مذاکرات، متناسب با شرایط و با رعایت ملاحظات امنیتی بهصورت منظم و حتی روزانه، مردم را در جریان روند مذاکرات قرار داده و توضیح دهد که چه اتفاقاتی رخ داده، چه مسائلی در حال پیگیری است و چه چشماندازی پیش روی کشور قرار دارد. هرچه بتوانیم این ارتباط را تقویت کنیم و آگاهی مردم را افزایش دهیم، میتوانیم از تأثیرگذاری فضاسازیهای منفی و برداشتهای نادرست جلوگیری کنیم.
طلایی در پایان یادآور شد: بخشی از فضایی که امروز در داخل کشور شکل گرفته، ناشی از اختلافات، برداشتهای متفاوت و قرائتهای مختلف است. به خودم اجازه نمیدهم که بگویم، کسانیکه تیم مذاکرهکننده را نقد میکنند، منافع ملی و امنیت کشور برای آنها اهمیت ندارد. ممکن است برداشتها و دیدگاهها متفاوت باشد و اختلافنظرهایی وجود داشته باشد. متأسفانه در کنار این اختلاف دیدگاهها، گاهی دعواهای شخصی و اختلافات میان افراد نیز وارد این مسائل میشود و موضوع را پیچیدهتر میکند. معتقدم بسیاری از کسانی که امروز انتقاداتی نسبت به تیم مذاکرهکننده دارند نیز دلسوز هستند و نمیخواهند کشور آسیب ببیند.