استقلال بدون هیاهو؛ سهراب چگونه تیمش را از پنجره بسته عبور داد؟
دو بازی، دو برد و یک پیام روشن؛ استقلال سهراب بختیاریزاده فعلاً بیشتر از آنکه حرف بزند، فوتبال بازی میکند.
استقلال فصل را در شرایطی آغاز کرد که بسته بودن پنجره نقلوانتقالات میتوانست از همان هفتههای نخست به بزرگترین بهانه برای ناکامی تبدیل شود. تیمی که امکان ترمیم فوری فهرست خود را نداشت، باید با همان داشتههای موجود وارد مسابقات میشد؛ آن هم در فصلی که انتظار از استقلال، چیزی جز رقابت برای بالای جدول نیست.
اما دو هفته نخست برخلاف نگرانیها پیش رفت: دو مسابقه، دو پیروزی و شش امتیاز.
البته هنوز برای نتیجهگیری درباره آینده این تیم بسیار زود است. استقلال نه قهرمان شده و نه حتی میتوان از یک روند پایدار صحبت کرد. اما همین دو بازی، چند نشانه قابل توجه از تغییرات فنی تیم سهراب بختیاریزاده را آشکار کرده است.
پنجره بسته؛ اما ذهن باز
شاید مهمترین اتفاق در استقلال فعلی، نه در ترکیب بازیکنان، بلکه در ذهنیت تیم رخ داده باشد. بسته بودن پنجره نقلوانتقالات معمولاً در فوتبال ایران خیلی زود به یک سپر دفاعی برای مربیان تبدیل میشود؛ تیم نتیجه نمیگیرد، نبود بازیکن جدید دلیل میشود و هر ضعف تاکتیکی به محدودیتهای نقلوانتقالاتی نسبت داده میشود. استقلال اما فعلاً مسیر دیگری را انتخاب کرده است.
بختیاریزاده به جای آنکه تمام تمرکز تیم را روی کمبودها بگذارد، تلاش کرده از ظرفیت بازیکنانی که در اختیار دارد حداکثر استفاده را ببرد. نتیجه این رویکرد، تیمی بوده که در دو هفته نخست حداقل از نظر نگرش، نشانههایی از اعتمادبهنفس بیشتر نشان داده است. این شاید بزرگترین تفاوت استقلال فعلی با تیمی باشد که فصل گذشته بارها درگیر حاشیه، فشار و نوسان شد.
مس؛ یک برد که نباید ساده از کنار آن گذشت
پیروزی مقابل مس شهر بابک را نمیتوان معیار کاملی برای سنجش استقلال دانست، اما نمیتوان آن را هم بیاهمیت تلقی کرد. استقلال در این مسابقه خیلی زود نشان داد که برای رسیدن به گل، قرار نیست تنها به یک شیوه متکی باشد. سرعت بخشیدن به گردش توپ، استفاده از عرض زمین و حضور چند بازیکن در اطراف محوطه جریمه باعث شد دفاع مس در مقاطعی بیش از حد تحت فشار قرار بگیرد.
چهار گل، البته بهتنهایی نشانه کیفیت یک تیم نیست؛ اما نحوه رسیدن به این گلها مهمتر از عدد نهایی است. استقلال در این بازی نشان داد که میتواند موقعیت بسازد، فشار را ادامه دهد و از اشتباهات حریف استفاده کند.
قائمشهر؛ سه امتیاز با ارزشتر از عدد جدول
اگر پیروزی برابر مس را بتوان شروعی امیدوارکننده دانست، برد مقابل نساجی ارزش دیگری داشت. قائمشهر برای استقلال زمین سادهای نیست. فضای ورزشگاه، فشار هواداران و سابقه مسابقات دو تیم باعث میشود بازی در این شهر معمولاً شرایط متفاوتی داشته باشد.
استقلال در چنین فضایی توانست بازی را مدیریت کند و مهمتر از همه، بعد از رسیدن به برتری از ساختار خود خارج نشود. این نکته برای تیمی که در ابتدای فصل قرار دارد، اهمیت زیادی دارد. تیمهای مدعی معمولاً فقط با کیفیت حمله قهرمان نمیشوند؛ آنها باید بلد باشند وقتی شرایط بازی علیهشان تغییر میکند، چگونه نتیجه را حفظ کنند. استقلال در قائمشهر اولین نشانههای این توانایی را نشان داد.
مدافعانی که دیگر فقط مدافع نیستند
یکی از تغییرات قابل توجه استقلال، نحوه مشارکت خط دفاعی در ساخت بازی است. مدافعان دیگر صرفاً مأمور دور کردن توپ از محوطه جریمه نیستند. استقلال تلاش میکند بازی را از عقب زمین آغاز کند و مدافعان در گردش توپ سهم بیشتری داشته باشند.
این تغییر اگرچه در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما یک ریسک بزرگ هم دارد: هرچه خط دفاع بالاتر بازی کند، فضای بیشتری پشت سر خود ایجاد میکند. بنابراین کیفیت اجرای این ایده، به هماهنگی مدافعان و هافبکهای دفاعی وابسته است. در این میان، عارف آقاسی میتواند یکی از مهرههای مهم استقلال باشد؛ مدافعی که اگر در ساختار تیم از نظر تصمیمگیری با ثبات باشد، میتواند هم در نبردهای دفاعی و هم در شروع حملات به استقلال کمک کند.
جایی که استقلال امیدوارکنندهتر شده؛ مرکز زمین
شاید جذابترین بخش استقلال فعلی را باید در میانه زمین جستوجو کرد. رزاقینیا و قلیزاده در دو بازی ابتدایی نشان دادهاند که قرار نیست فقط وظایف کلاسیک هافبکها را انجام دهند. رزاقینیا در پوشش فضاها و جابهجایی عرضی نقش مهمی دارد و قلیزاده آزادی بیشتری برای حرکت بین خطوط پیدا کرده است. این جابهجاییها باعث میشود استقلال در زمان مالکیت، شکل ثابتی نداشته باشد.
یک لحظه ممکن است چند بازیکن در مرکز زمین تجمع کنند و چند ثانیه بعد با انتقال توپ به کنارهها، زمین را برای حمله باز کنند.
همین انعطافپذیری چیزی است که استقلال در مقاطعی از فصل گذشته کمتر در اختیار داشت.
آسانی؛ بازیکنی برای شکستن نظم دفاعی
در بین بازیکنان هجومی، یاسر آسانی یکی از مهرههایی است که میتواند معادلات استقلال را تغییر دهد. وینگرهایی از جنس آسانی، الزاماً به خاطر تعداد گل و پاس گل ارزشمند نیستند؛ بلکه توانایی آنها برای بههم زدن ساختار دفاعی حریف اهمیت دارد.مدافع اگر بیش از حد به او نزدیک شود، فضای پشت سرش ایجاد میشود و اگر عقب بایستد، آسانی فرصت پیدا میکند توپ را کنترل و حمل کند. در کنار او، حضور کوشکی و اسلامی و حرکتهای عمقی سحرخیزان باعث شده استقلال در حمله صرفاً به یک نقطه متکی نباشد. این تنوع، برای تیمی که هنوز امکان جذب بازیکن جدید ندارد، یک امتیاز مهم است.
استقلال فقط از کنارهها حمله نمیکند
یکی از نکات قابل توجه در دو بازی نخست، تنوع مسیرهای حمله استقلال است. این تیم میتواند از کنارهها استفاده کند، از مرکز وارد شود، با پاسهای عمقی مدافعان را عقب براند و حتی از اضافه شدن بازیکنان خط دوم برای ایجاد موقعیت بهره ببرد.
حردانی نیز با اضافه شدن از عقب میتواند در این ساختار نقش مهمی داشته باشد؛ بهخصوص زمانی که تیم قصد دارد جناحین را به منطقه اصلی حمله تبدیل کند.این مسئله باعث میشود دفاع مقابل استقلال نتواند به راحتی یک منطقه را قفل کند و خیال خود را از سایر مسیرها راحت بداند. ضربات ایستگاهی؛ جزئیات کوچک، امتیازهای بزرگ
یکی دیگر از نشانههای مثبت استقلال، تنوع در اجرای ضربات ایستگاهی است.
ارسال مستقیم، پاس کوتاه، تغییر زاویه و ایجاد فضا برای شوت بازیکنان خط دوم، گزینههایی هستند که میتوانند تیم را از وابستگی به یک الگوی تکراری نجات دهند.
در مسابقات نزدیک، همین جزئیات ممکن است تفاوت میان یک امتیاز و سه امتیاز باشد.
گل پیروزی استقلال مقابل نساجی نیز از همین جنس بود؛ یک موقعیت که نشان داد این تیم برای رسیدن به گل، الزاماً نیازمند خلق موقعیتهای متعدد از جریان بازی نیست.
اما هنوز سؤال اصلی باقی است
دو برد ابتدایی، استقلال را امیدوار کرده؛ اما هنوز هیچ تضمینی برای ادامه این روند وجود ندارد.دلیلش هم روشن است: سطح رقابتها تغییر میکند.
استقلال خیلی زود با مسابقاتی روبهرو خواهد شد که کوچکترین ضعف تاکتیکی را مجازات میکنند. سپاهان، فولاد و سپس پرسپولیس، سه آزمون کاملاً متفاوت هستند؛ سه مسابقه که هر کدام میتوانند تصویر دقیقتری از توان واقعی تیم بختیاریزاده ارائه کنند.
مقابل چنین تیمهایی، استقلال باید نشان دهد که آیا میتواند مالکیت خود را حفظ کند یا خیر.
آیا خط دفاعی بالا میتواند مقابل مهاجمان باکیفیت دوام بیاورد؟
آیا میانه زمین در برابر فشار حریف همچنان کنترل بازی را در اختیار خواهد داشت؟
و مهمتر از همه، آیا تیمی که فعلاً از داشتههایش بهترین استفاده را کرده، در نخستین بحران فصل نیز همین واکنش را نشان میدهد؟
سکوت سهراب، فعلاً جواب داده است
سهراب بختیاریزاده در هفتههای اخیر بیشتر از آنکه وارد جنگ رسانهای شود، روی زمین پاسخ داده است. او هنوز فاصله زیادی با اثبات یک پروژه کامل دارد، اما استقلال فعلی حداقل یک تفاوت مهم با بسیاری از تیمهای پرحاشیه فوتبال ایران دارد: نتایج و عملکردش فعلاً از حرفهایش جلوتر است. پنجره بسته، محدودیتهای نقلوانتقالاتی و فشار هواداران میتوانستند بهانههای آمادهای برای یک شروع ناموفق باشند؛ اما استقلال از این سه عامل، حداقل تا امروز، عبور کرده است.
با این حال، آزمون واقعی تازه شروع میشود.
اگر استقلال بتواند در هفتههای آینده همین نظم، تنوع هجومی و جسارت تاکتیکی را مقابل مدعیان نیز حفظ کند، آن وقت دیگر نمیتوان از «شروع خوب» صحبت کرد. آن زمان باید درباره یک استقلال متفاوت حرف زد؛ تیمی که شاید بدون سروصدای زیاد، آرامآرام خودش را به یکی از معادلات اصلی فصل تبدیل کند. فعلاً اما یک جمله درباره این استقلال بیش از هر چیز دیگری صدق میکند: پنجره بسته است؛ اما راه هنوز باز مانده.