EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۰۲۰۸

حذف، عذرخواهی، پاداش؛ این چرخه تا کجا ادامه دارد؟

امیر قلعه‌نویی در گفت‌وگوی مفصل خود تلاش کرد از عملکرد تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ دفاع کند؛ مصاحبه‌ای که بیش از آنکه به پرسش‌های افکار عمومی پاسخ دهد، بار دیگر فضای فوتبال ایران را به دو قطبی «موافق و مخالف» تقسیم کرد.

حذف، عذرخواهی، پاداش؛ این چرخه تا کجا ادامه دارد؟

جام جهانی تمام شد؛ ایران باز هم نتوانست از مرحله گروهی صعود کند و رؤیای حضور در مرحله حذفی یک بار دیگر به تعویق افتاد. انتظار طبیعی این بود که نخستین گفت‌وگوی سرمربی تیم ملی، یک کالبدشکافی فنی از دلایل این ناکامی باشد؛ اینکه چه تصمیماتی اشتباه بود، کدام برنامه‌ها جواب نداد، چرا تیم ملی نتوانست از فرصت تاریخی حضور در جام جهانی ۴۸ تیمی استفاده کند و برای آینده چه برنامه‌ای وجود دارد.

اما آنچه از امیر قلعه‌نویی شنیده شد، بیشتر شبیه یک عقده‌گشایی با منتقدین و منحرف کردن ذهن عموم جامعه بود تا یک گزارش فنی از عملکرد تیم ملی.

بخش قابل توجهی از این گفت‌وگو نه به مسائل تاکتیکی، بلکه به پاسخ دادن به منتقدان، روایت مشکلات سفر، صدور ویزا، کمپ‌ها، پروازها، داوری‌ها، فشارهای روانی و حتی توضیح درباره قرارداد و پاداش‌ها اختصاص داشت؛ موضوعاتی که شاید بخشی از واقعیت باشند، اما هیچ‌کدام نمی‌توانند جای پاسخ به سؤال اصلی را بگیرند؛ چرا تیم ملی ایران باز هم از مرحله گروهی صعود نکرد؟

بهانه پشت بهانه

قلعه‌نویی بارها تأکید کرد که شرایط آماده‌سازی دشوار بوده است؛ از تغییر کمپ گرفته تا پروازهای طولانی، محدودیت‌های آمریکا، مشکلات ویزا، سفرهای فرسایشی و حتی بازرسی‌های امنیتی.

هیچ‌کس منکر این مشکلات نیست. بدون تردید تیم ملی ایران نسبت به بسیاری از تیم‌های بزرگ جهان امکانات کمتری در اختیار داشت، اما سؤال اینجاست که آیا تمام ناکامی‌ها را می‌توان با این دلایل توضیح داد؟

در تاریخ جام‌جهانی کم نبوده‌اند تیم‌هایی که با امکانات محدودتر از ایران، نتایجی بسیار بهتر گرفته‌اند. حتی در همین دوره نیز تیم‌هایی با بودجه کمتر، اردوهای ضعیف‌تر و بازیکنان گمنام‌تر توانستند عملکردی فراتر از انتظار داشته باشند.

مشکل آنجاست که وقتی همه چیز به عوامل بیرونی نسبت داده می‌شود، جایی برای نقد تصمیمات فنی باقی نمی‌ماند. دقیقا عین این فکت را در برنامه رپرتاژی میثاقی به چشم دیدیدم.

پذیرش اشتباه؛ در حرف یا در عمل؟

سرمربی تیم ملی چندین بار گفت: «اشتباهات فنی داشتیم و مسئولیتش را می‌پذیرم.» اما این پذیرش، در ادامه گفت‌وگو عملاً رنگ باخت و تقریباً برای هر انتقاد، توضیحی ارائه شد که مسئولیت را به سمت عوامل دیگر سوق می‌داد؛ یک بار داوری، یک بار مصدومیت، یک بار برنامه پرواز، یک بار شرایط جنگ، یک بار منتقدان، یک بار آمریکا، یک بار فیفا.

اگر قرار باشد هر اشتباه با ده‌ها «اما» همراه شود، دیگر پذیرش مسئولیت چه معنایی دارد؟ پذیرفتن مسئولیت یعنی توضیح دادن اینکه کدام تصمیم اشتباه بود، چرا گرفته شد و اگر زمان به عقب برگردد، چه تغییری ایجاد خواهد شد.

اما جالب آنکه قلعه‌نویی در پایان صراحتاً گفت: «اگر زمان به عقب برگردد، باز هم همین بازیکنان را دعوت می‌کنم.» این جمله، عملاً تمام صحبت‌های قبلی درباره پذیرش اشتباه را زیر سؤال می‌برد.

جوانگرایی یا مقاومت در برابر تغییر؟

یکی از محورهای اصلی صحبت‌های قلعه‌نویی، تفاوت میان «جوانگرایی» و «تغییر نسل» بود؛ نکته‌ای که از نظر تئوری کاملاً درست است. هیچ تیم‌ملی موفقی صرفاً به خاطر پایین آوردن میانگین سنی، بازیکنان جوان را وارد ترکیب نمی‌کند.

اما سؤال اینجاست؛ اگر قرار نبود جوان‌ها بازی کنند، پس تغییر نسل دقیقاً از چه زمانی باید آغاز شود؟ قلعه نویی طوری رفتار کرد که انگار همین مردمی که شب گذشته بیننده شوی رسانه‌ای اش  بودند اظهارات و  او اطرافیانش را بعد از جام ملتهای دوره گذشته فراموش کرده اند!

ایران با یکی از مسن‌ترین فهرست‌های جام جهانی راهی مسابقات شد؛ تیمی که میانگین سنی آن در بین بالاترین‌های تورنمنت قرار داشت. پیش از آن نیز در جام ملت‌های آسیا، همین سیاست دنبال شد و نتیجه خاصی هم حاصل نشد.

اگر تیم ملی با همین بازیکنان به مرحله حذفی می‌رسید، شاید می‌شد از این تصمیم دفاع کرد؛ اما وقتی نه صعودی حاصل می‌شود و نه روندی امیدوارکننده برای آینده دیده می‌شود، طبیعی است که پرسش درباره تغییر نسل جدی‌تر شود.

قلعه نویی عقیده داشت جام جهانی محل بازی بازیکنان باتجربه است؛ واقعیت این است که استفاده از بازیکنان باتجربه زمانی ارزشمند است که خروجی آن نیز متفاوت باشد.

چرا همه منتقدان «ایران‌فروش» هستند؟

یکی از عجیب‌ترین بخش‌های این مصاحبه، استفاده مکرر از عباراتی مانند «بی‌وطن» و «ایران‌فروش» برای توصیف منتقدان بود. این ادبیات، بیش از آنکه به آرام شدن فضای فوتبال کمک کند، جامعه را دوقطبی‌تر می‌کند. نقد عملکرد یک تیم ملی، نه خیانت است و نه دشمنی با کشور. اتفاقاً تیم ملی، متعلق به همه مردم است و طبیعی است که عملکرد آن مورد نقد قرار بگیرد. وقتی هر منتقدی با برچسب‌هایی مانند «ایران‌فروش» یا «بی‌وطن» مواجه شود، عملاً باب گفت‌وگوی فنی بسته می‌شود و هر مخالفتی رنگ و بوی سیاسی یا امنیتی پیدا می‌کند؛ اتفاقی که به سود فوتبال ایران نیست.

سرمربی تیم ملی می‌تواند از خودش دفاع کند، اما نمی‌تواند حق نقد را از دیگران بگیرد.

پاداشی که از خود نتیجه بزرگ‌تر شد

شاید جنجالی‌ترین بخش گفت‌وگو، صحبت درباره مسائل مالی بود. قلعه‌نویی اعلام کرد قراردادش حدود ۳۰ میلیارد تومان بوده و پاداش دریافتی‌اش به حدود ۷۰ میلیارد تومان رسیده است؛ رقمی که خود او نیز تأیید کرد و توضیح داد بخش دلاری آن به ریال تبدیل شده و این مبلغ، بخشی از پاداش او برای جام جهانی خواهد بود.

اما نکته‌ای که واکنش‌های زیادی به همراه داشت، این جمله بود: «پاداش دلاری‌ام را به ریال تبدیل کردم و این را یک فداکاری می‌دانم.»

واقعیت این است که برای افکار عمومی، اصل ماجرا رقم پاداش است، نه واحد پول آن. وقتی تیم ملی از مرحله گروهی صعود نکرده و هدف اصلی محقق نشده، طبیعی است که این پرسش شکل بگیرد؛ پاداش دقیقا برای چه موفقیتی پرداخت شده است؟ این پاداش همانقدر توجیح ندارد که حواله‌های خودرویی برای بازیکنان تیم ملی بعد از جام جهانی 2022 و بعد از باخت مفتضحانه 6 بر 2 به انگلیس توجیح نداشت و موجی از انتقادها را به سوی فدراسیون روانه کرد.

اگر معیار صرفاً حضور در جام جهانی یا کسب چند امتیاز باشد، این معیار باید شفاف برای افکار عمومی توضیح داده شود. در غیر این صورت، تبدیل شدن بحث اصلی از عملکرد فنی به میزان پاداش‌ها، اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

از سوی دیگر، استدلال اینکه «اگر در لیگ برتر بودم قرارداد بیشتری می‌گرفتم» نیز پاسخی به این انتقاد نیست. سرمربی تیم ملی با مربی باشگاهی تفاوت دارد؛ معیار قضاوت او نه بازار نقل‌وانتقالات، بلکه نتیجه‌ای است که برای تیم ملی به دست می‌آورد.

وقتی عذرخواهی به یک جمله تکراری تبدیل می‌شود

قلعه‌نویی بار دیگر از مردم عذرخواهی کرد. این اتفاق مثبتی است؛ کمتر مربی‌ای در فوتبال ایران مسئولیت نتایج را بر عهده می‌گیرد. اما مساله اینجاست که عذرخواهی زمانی ارزشمند است که با تغییر همراه باشد.وقتی پس از هر ناکامی، همان جملات تکرار می‌شود، همان تصمیم‌ها اتخاذ می‌شود و همان مسیر ادامه پیدا می‌کند، عذرخواهی دیگر اثر خود را از دست می‌دهد.

هوادار فوتبال، بیش از شنیدن واژه «ببخشید»، منتظر دیدن اصلاحات است.

نقدی که نباید شخصی شود

بخش دیگری از گفت‌وگو صرف پاسخ دادن به نام‌های مختلف بود؛ از مربیان سابق گرفته تا کارشناسان و مجریان. در حالی که شاید انتظار می‌رفت سرمربی تیم ملی، از این فرصت برای ترسیم آینده فوتبال ملی استفاده کند، بخش مهمی از زمان صرف پاسخ به حواشی شد.

این رویکرد، نه تنها کمکی به کاهش انتقادها نمی‌کند، بلکه باعث می‌شود اصل بحث به حاشیه رانده شود.

سؤالاتی که همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند

با وجود بیش از دو ساعت صحبت، هنوز پاسخ روشنی برای برخی پرسش‌های اساسی وجود ندارد:

  • چرا تیم ملی در مهم‌ترین مسابقات، از نظر تاکتیکی انعطاف لازم را نداشت؟
  • چرا تغییر نسل پیش از جام جهانی آغاز نشد؟
  • چرا پس از دو تورنمنت مهم، همچنان همان ساختار حفظ شد؟
  • برنامه فنی تیم ملی برای چهار سال آینده چیست؟
  • شاخص ارزیابی موفقیت کادر فنی دقیقاً چیست؟

تا زمانی که این سؤال‌ها پاسخ داده نشود، هر مصاحبه‌ای، هرچقدر هم طولانی باشد، نمی‌تواند افکار عمومی را قانع کند.

شاید مهم‌ترین ایراد گفت‌وگوی اخیر امیر قلعه‌نویی، نه دفاع از خودش، بلکه جا به جا شدن اولویت‌ها بود. وقتی نتیجه مطلوب به دست نمی‌آید، افکار عمومی بیش از هر چیز به دنبال شنیدن یک تحلیل فنی، یک برنامه اصلاحی و یک چشم‌انداز روشن است؛ نه روایت سفرها، مشکلات ویزا، مقایسه با دیگران یا پاسخ به منتقدان.

تیم ملی ایران، سرمایه فوتبال کشور است و نقد آن، نه دشمنی با فوتبال است و نه مخالفت با تیم ملی. اگر قرار باشد هر انتقاد با برچسب پاسخ داده شود، فوتبال ایران چیزی برای یاد گرفتن از شکست‌هایش نخواهد داشت.

شاید بزرگ‌ترین پرسشی که پس از این گفت‌وگو باقی مانده، همان سؤال ساده‌ای باشد که هنوز پاسخی شفاف برای آن ارائه نشده است: آیا تیم ملی ایران پس از جام جهانی ۲۰۲۶، از اشتباهاتش درس گرفته  یا فقط برای آنها بهانه تراشیده است؟

ارسال نظر

آخرین اخبار