کاپیتان تیم ملی در سراشیبی
علیرضا جهانبخش قرار بود فصل منتهی به جام جهانی 2026 را به سکوی بازگشت خودش تبدیل کند؛ فصلی برای اثبات دوباره، برای گرفتن جایگاه ثابت در تیم ملی و حتی برای رسیدن به بازوبند کاپیتانی. اما حالا همهچیز برخلاف انتظار پیش رفته؛ نه فقط در باشگاه، بلکه حتی در مسیر رهبری تیم ملی هم معادلات علیه او تغییر کرده است.
تابستان گذشته، وقتی جهانبخش دوباره بدون تیم ماند، خیلیها تصور میکردند او در نهایت راهی تیمی با ثباتتر در فوتبال هلند یا حتی یکی از لیگهای سطح دوم اما قابل اتکای اروپا خواهد شد. هدف مشخص بود؛ ماندن در اروپا برای حفظ جایگاه ملی. اما انتخاب نهایی، همه را غافلگیر کرد؛ دندر بلژیک، تیمی که از همان ابتدا بیشتر شبیه یک ریسک بود تا یک فرصت.
انتقال به تیمی که در قعر جدول ژوپیترلیگ دستوپا میزد، از همان روز اول با تردید همراه شد. جهانبخش نه به عنوان ستاره اصلی، بلکه در تیمی بحرانزده وارد شد که حتی برای بقا هم تضمینی نداشت. او در 20 بازی به میدان رفت اما فقط در 8 مسابقه از ابتدا بازی کرد؛ آماری که برای بازیکنی با سابقه حضور در لیگ برتر انگلیس و سالها حضور در سطح اول فوتبال اروپا، ناامیدکننده است.
مشکل فقط نیمکتنشینی نبود؛ تاثیرگذاری هم دیر اتفاق افتاد. جهانبخش تا پایان فصل عادی نه گل زد و نه پاس گل داد و تازه در پلیآف سقوط بود که توانست با یک گل پنالتی و یک پاس گل، کمی از فشار انتقادات کم کند. اما این آمار برای بازیکنی که قرار بود رهبر فنی تیم باشد، فاصله زیادی با انتظارها داشت.
بدتر از وضعیت فردی، شرایط تیمی دندر است. قعرنشینی در فصل عادی و ادامه نتایج ضعیف در پلیآف سقوط باعث شده این تیم حالا در آستانه سقوط کامل قرار بگیرد. اگر این اتفاق نهایی شود، جهانبخش نهتنها فصل منتهی به جام جهانی را در تیمی ناموفق پشت سر گذاشته، بلکه احتمال دارد از سطح اول فوتبال بلژیک هم خارج شود؛ اتفاقی که برای جایگاه ملی او خبر خوبی نیست.
با این حال، در تیم ملی هنوز درها کاملاً بسته نشدهاند. امیر قلعهنویی بارها نشان داده که به جهانبخش اعتماد ویژهای دارد؛ حتی زمانی که او بدون باشگاه بود هم دعوتش قطع نشد. تجربه، شخصیت و سابقه بینالمللی جهانبخش همچنان برگ برنده اوست. اما فوتبال فقط روی اعتبار گذشته نمیچرخد.
رقابت در پست وینگر حالا از همیشه سنگینتر شده است. محمد محبی، مهدی قایدی، علی قلیزاده، محمدمهدی محبی، امیرحسین حسینزاده و مهدی هاشمنژاد، همه با فرم بهتر و ریتم مسابقه بالاتر در حال فشار آوردن به ترکیب اصلی هستند. جهانبخش دیگر انتخاب بدون رقیب نیست؛ او حالا باید برای هر دقیقه حضور بجنگد.
شاید تلخترین بخش ماجرا، داستان بازوبند باشد. بعد از کنار رفتن تدریجی احسان حاجصفی، بسیاری تصور میکردند جهانبخش بهطور طبیعی کاپیتان اول تیم ملی در جام جهانی خواهد شد؛ پاداش سالها حضور، تجربه و ثبات در اردوهای ملی. اما بازگشت غیرمنتظره حاجصفی همهچیز را تغییر داد.
حالا نه فقط جایگاه فنی، بلکه جایگاه رهبری هم از دسترس جهانبخش دور شده است. او احتمالاً در جام جهانی حضور خواهد داشت، اما نه به عنوان کاپیتان اول و نه لزوماً به عنوان مهره ثابت. این یعنی فاصلهای جدی میان آنچه تصور میشد و آنچه امروز واقعیت دارد.