کورس بیصاحب در لیگ برتر/ وقتی همه مدعیاند و هیچکس قهرمان نیست
لیگ برتر فوتبال ایران در فصل جاری وارد مرحلهای شده که بیش از هر چیز، «بیقطعیتی» را فریاد میزند.
جدولی فشرده، مدعیانی لرزان و عددهایی که با منطق قهرمانی همخوانی ندارند؛ همهچیز دستبهدست هم داده تا کورس قهرمانی به عجیبترین شکل ممکن دنبال شود. نه تیمی فاصله گرفته، نه تیمی ترس ایجاد کرده و نه حتی نشانهای از یک قهرمان کلاسیک دیده میشود. نتایج هفته بیستم، این بیثباتی را عریانتر از همیشه نشان داد؛ برد نفسگیر استقلال در ثانیههای پایانی، شکست غیرمنتظره تراکتور و بازگشت دیرهنگام سپاهان به ریل پیروزی، معادلات را به نقطهای رساند که صدر جدول عملاً صاحب ندارد.
صدر شلوغ با عددی نگرانکننده
بعد از انجام بازیهای مدعیان، سه تیم استقلال، تراکتور و سپاهان با عدد مشترک ۳۵ امتیاز از ۲۰ مسابقه در بالاترین نقطه جدول ایستادهاند. عددی که بیشتر از آنکه بوی قهرمانی بدهد، نشانهای از امتیازسوزی مداوم است. در تعقیب این سه تیم، پرسپولیس و گلگهر با یک بازی کمتر و امتیازهای ۳۴ و ۳۳ کمین کردهاند. اگر این دو تیم دیدارهای معوقه خود را با پیروزی پشت سر بگذارند، ناگهان ورق برمیگردد و جدول از نو چیده میشود. فاصله پنج تیم بالانشین، فقط یک برد است؛ فاصلهای که در فوتبال حرفهای بیشتر به شوخی شباهت دارد تا کورس قهرمانی.
قهرمانی بدون میانگین قهرمانی؟
یک اصل قدیمی در فوتبال میگوید تیم قهرمان باید حداقل میانگین دو امتیاز از هر بازی بگیرد؛ یعنی پس از ۲۰ هفته، رسیدن به عدد ۴۰ امتیاز. اما واقعیت لیگ برتر این فصل چیز دیگری است. هیچکدام از مدعیان حتی به این آستانه نزدیک نشدهاند. حتی اگر پرسپولیس بازی عقبافتادهاش را ببرد و صدرنشین شود، با ۳۷ امتیاز به صدر میرسد؛ عددی که در فصول گذشته برای تیمهای رده سوم یا چهارم هم کافی نبود. این یعنی لیگ بعد از گذشت دو سوم فصل، هنوز تیمی با استاندارد قهرمانی ندارد.
مدعیانی با شکستهای زیاد
شگفتانگیزتر از همه، آمار شکستهاست. استقلال و تراکتور با وجود حضور در صدر جدول، هر کدام ۸ بار شکست خوردهاند؛ آماری که برای تیمهای قهرمان تقریباً غیرقابل تصور است. سپاهان، گلگهر و پرسپولیس هم اگرچه باختهای کمتری دارند، اما روند نوسانیشان نشان میدهد هیچ تضمینی برای ثبات در ادامه مسیر وجود ندارد. با توجه به ۱۰ هفته باقیمانده، این احتمال جدی است که قهرمان نهایی لیگ، تیمی باشد که بیش از ۱۰ شکست را در کارنامه دارد؛ سناریویی که اگر محقق شود، لیگ برتر ایران را وارد قلمرویی کاملاً متفاوت از معیارهای کلاسیک قهرمانی خواهد کرد.
قهرمان تمرکز، نه کیفیت
لیگ حالا وارد فاز فرسایشی شده؛ جایی که نه فوتبال زیبا، نه بردهای پرگل و نه ستارههای پرزرقوبرق تعیینکننده نیستند. تیمی که کمتر بلغزد، بهتر فشار روانی را مدیریت کند و از بازیهای سخت با حداقل هزینه عبور کند، ناگهان از دل این شلوغی بیرون میآید.
در چنین فصلی، شاید قهرمان کسی نباشد که بیشتر ببرد؛ بلکه تیمی باشد که کمتر ببازد. و این شاید دقیقترین توصیف لیگ امسال باشد: لیگ برتر ایران، تا اینجای فصل، قهرمان ندارد؛ فقط مدعیان خسته دارد.