EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۳۴۱۳

ضرورت تأسیس «کمیته پیشگیری از تخلفات و آسیب‌های فوتبال»

یکی از بنیادی‌ترین ضعف‌های نظام مدیریتی و انضباطی فوتبال ایران، غلبه رویکرد واکنشی و معلول‌محور بر رویکرد پیش‌نگر، علت‌محور و پیشگیرانه است.

ضرورت تأسیس «کمیته پیشگیری از تخلفات و آسیب‌های فوتبال»

 در ساختار فعلی، بخش عمده ظرفیت مدیریتی، اجرایی و انضباطی فوتبال پس از وقوع یک رفتار ناهنجار، صرف شناسایی مرتکب، تشکیل پرونده، صدور رأی و اعمال مجازات می‌شود؛ در حالی که زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی، روان‌شناختی و ساختاری شکل‌دهنده و تکرارکننده آن رفتار، کمتر موضوع مطالعه و اصلاح نظام‌مند قرار می‌گیرد.

 

به بیان دیگر، نظام موجود بیش از آنکه درصدد پاسخ به این پرسش باشد که «چرا یک تخلف یا آسیب در فوتبال شکل می‌گیرد و چه عواملی زمینه وقوع و تکرار آن را فراهم می‌کنند؟»، بر این پرسش متمرکز است که «پس از وقوع تخلف، با چه شخص یا نهادی و از چه طریقی برخورد شود؟». این رویکرد اگرچه در جای خود ضروری است، اما به‌تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده سلامت محیط فوتبال و کاهش پایدار تخلفات باشد.

 

واقعیت آن است که فوتبال صرفاً یک رویداد ورزشی یا مجموعه‌ای از مسابقات نیست؛ بلکه پدیده‌ای اجتماعی با ابعاد فرهنگی، هویتی، اقتصادی، رسانه‌ای و امنیتی است. ازاین‌رو، مدیریت آسیب‌های آن نیز نمی‌تواند صرفاً به سازوکارهای قضایی و انضباطی محدود بماند. بر همین اساس، پیشنهاد اصلی، تأسیس ساختاری تخصصی تحت عنوان «کمیته پیشگیری از تخلفات و آسیب‌های فوتبال» در سطح فدراسیون فوتبال، با امکان توسعه و ارتقای آن به ساختاری فرابخشی ذیل وزارت ورزش و جوانان است؛ نهادی که مأموریت آن نه جایگزینی مراجع انضباطی، بلکه شناسایی، تحلیل، کنترل و اصلاح عوامل زمینه‌ساز تخلف و آسیب، پیش از تبدیل شدن آنها به بحران‌های انضباطی، اجتماعی و امنیتی باشد.

 

هنگامی که در ورزشگاه فحاشی، توهین قومی و نژادی، پرتاب اشیا، خشونت یا درگیری رخ می‌دهد، واکنش متعارف نظام موجود معمولاً به جریمه مالی باشگاه، محرومیت تماشاگران یا برگزاری مسابقه بدون تماشاگر محدود می‌شود. بدون تردید، چنین رفتارهایی باید متناسب با مقررات مورد رسیدگی قرار گیرند. مسئله، ضرورت برخورد با متخلفان نیست؛ مسئله آن است که برخورد انضباطی، به‌تدریج جایگزین سیاست پیشگیری و اصلاح ساختاری شده است. صدور رأی علیه باشگاه یا محرومیت تماشاگران، به‌تنهایی پاسخگوی این پرسش‌ها نیست که چه عواملی موجب شکل‌گیری و تکرار رفتارهای ناهنجار شده‌اند؟ آیا زمینه‌های تولید تنش شناسایی شده‌اند؟ آیا باشگاه‌ها و برگزارکنندگان وظایف پیشگیرانه خود را به‌درستی انجام داده‌اند؟ آیا مجازات‌های پیشین واقعاً بازدارنده بوده‌اند یا صرفاً به بخشی از روال تکراری فوتبال تبدیل شده‌اند؟ تا زمانی که این پرسش‌ها به‌صورت علمی، تخصصی و مستمر بررسی نشوند، تکرار رفتارهای مشابه دور از انتظار نخواهد بود؛ حتی اگر برای هر حادثه، پرونده‌ای جدید تشکیل و رأی انضباطی دیگری صادر شود.

 

یکی از خطاهای سیاست‌گذاری در حوزه انضباطی این است که تصور شود افزایش میزان جریمه‌ها و محرومیت‌ها، به‌طور خودکار موجب کاهش تخلفات خواهد شد. بازدارندگی صرفاً تابع شدت مجازات نیست؛ بلکه احتمال شناسایی مرتکب، سرعت و قطعیت رسیدگی، تناسب ضمانت اجرا، ادراک عدالت و وجود سازوکارهای پیشگیرانه نیز در آن نقش تعیین‌کننده دارند. هنگامی که یک باشگاه بارها جریمه می‌شود و تماشاگران بارها از حضور در ورزشگاه محروم می‌شوند، اما رفتارهای مشابه همچنان تکرار می‌شوند، باید در اثربخشی الگوی مداخله تجدیدنظر کرد. تکرار یک نوع مجازات بدون سنجش نتایج آن، نمی‌تواند سیاست پیشگیرانه موفق تلقی شود. هدف از تأسیس کمیته پیشنهادی، حذف یا تضعیف ضمانت‌اجراهای انضباطی نیست؛ بلکه قرار دادن مجازات در جایگاه واقعی خود، یعنی یکی از اجزای یک نظام جامع پیشگیری، مقابله و اصلاح است.

 

از سوی دیگر، برخورد صرفاً سلبی ممکن است آسیب را از بین نبرد، بلکه محل بروز آن را تغییر دهد. محرومیت جمعی تماشاگران ممکن است احتمال وقوع برخی تخلفات را در یک مسابقه کاهش دهد؛ اما اگر عوامل تولیدکننده تنش همچنان پابرجا باشند، همان آسیب می‌تواند در مسابقه‌ای دیگر، در فضای مجازی، خارج از ورزشگاه یا در قالب رفتارهای متفاوت بروز پیدا کند. از سوی دیگر، هنگامی که مسئولیت یک حادثه بدون تفکیک نقش‌ها و میزان تقصیر، یکجا متوجه باشگاه یا تماشاگران می‌شود، مسئولیت سایر عوامل مؤثر، از جمله ضعف برنامه‌ریزی، نقص تدابیر حفاظتی و ناکارآمدی مدیریت مسابقه، ممکن است نادیده گرفته شود. در چنین شرایطی، به‌جای شناسایی شبکه عوامل مؤثر در وقوع حادثه، ساده‌ترین و در دسترس‌ترین طرف مورد برخورد قرار می‌گیرد. این شیوه شاید از منظر اجرایی آسان‌تر باشد، اما از حیث عدالت، مسئولیت‌پذیری نهادی و پیشگیری پایدار، لزوماً کارآمد نیست.

الگوی متعارف در فوتبال ایران چنین است: حادثه رخ می‌دهد، گزارش تهیه می‌شود، پرونده تشکیل می‌شود، رأی صادر می‌شود و مجازات اعمال می‌گردد؛ اما کمتر شاهد آن هستیم که پیش از وقوع حادثه، عوامل خطر شناسایی، درجه‌بندی و برای کنترل آنها برنامه‌ریزی شود. مدیریت حرفه‌ای فوتبال باید پیش از مسابقه نیز فعال باشد. در مسابقاتی که سابقه تنش قومی، منطقه‌ای، هویتی یا هواداری دارند، باید اقداماتی نظیر شناسایی موقعیت‌های پرخطر، بررسی سوابق تنش، گفت‌وگو با نمایندگان هواداران، تدوین برنامه مشترک میان باشگاه‌ها و برگزارکنندگان، آموزش مقابله با تبعیض و خشونت و تعیین دقیق وظایف عوامل اجرایی و حفاظتی در دستور کار قرار گیرد. این اقدامات نباید صرفاً واکنشی موقت به یک حادثه رسانه‌ای یا انضباطی باشند؛ بلکه باید بخشی از وظایف دائمی و الزام‌آور نظام مدیریت فوتبال محسوب شوند.

 

البته علت‌محوری به معنای توجیه تخلف یا نادیده گرفتن مسئولیت مرتکبان نیست. ضرورت توجه به ریشه‌های اجتماعی و ساختاری تخلفات، نباید بهانه‌ای برای توجیه رفتارهای مجرمانه و انضباطی، عادی‌سازی توهین‌های قومی و نژادی یا کاهش مسئولیت مرتکبان باشد. در این زمینه باید میان دو حوزه مسئولیت تفاوت قائل شد: نخست، مسئولیت فردی؛ یعنی مسئولیت شخصی فردی که رفتار ممنوع را مرتکب شده و باید بر اساس ادله و مقررات مورد رسیدگی قرار گیرد. دوم، مسئولیت ساختاری و نهادی؛ یعنی مسئولیت نهادهایی که در پیشگیری، کنترل، مدیریت و اصلاح زمینه‌های وقوع رفتارهای آسیب‌زا نقش دارند و عملکرد آنها نیز باید به‌صورت مستقل ارزیابی شود. یک نظام عادلانه و کارآمد باید هر دو حوزه را بررسی کند. نه می‌توان مسئولیت فرد متخلف را به گردن ساختار انداخت و نه می‌توان با مجازات یک فرد یا باشگاه، از بررسی ضعف‌ها و قصورهای ساختاری چشم پوشید.

 

راهکار اساسی، تأسیس یک نهاد تخصصی و دائمی با عنوان «کمیته پیشگیری از تخلفات و آسیب‌های فوتبال» در ساختار فدراسیون فوتبال است؛ نهادی که مأموریت آن عبور از مدیریت صرفاً واکنشی و استقرار نظامی جامع، علمی و مستمر برای پیشگیری از تخلفات و آسیب‌های فوتبال باشد. این کمیته می‌تواند با مصوبه فدراسیون فوتبال تشکیل شود و در مرحله بعد، با مشارکت وزارت ورزش و جوانان و سایر نهادهای ذی‌ربط، به ساختاری ملی و فرابخشی ارتقا یابد.

 

مهم‌ترین مأموریت‌های این کمیته عبارت‌اند از: مطالعه و شناسایی ریشه‌های اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی تخلفات و آسیب‌های فوتبال؛ شناسایی مسابقات و محیط‌های پرخطر و تدوین نظام ارزیابی ریسک پیش از برگزاری مسابقات؛ طراحی برنامه‌های تخصصی برای مقابله با نژادپرستی، توهین قومی، خشونت و سایر اشکال تبعیض؛ ایجاد سازوکارهای رسمی ارتباط و مشارکت نمایندگان هواداران، کانون‌های هواداری و باشگاه‌ها؛ ارزیابی عملکرد باشگاه‌ها، برگزارکنندگان و عوامل اجرایی و حفاظتی در اجرای الزامات پیشگیرانه؛ تدوین دستورالعمل‌ها و استانداردهای پیشگیرانه برای مدیریت مسابقات و کنترل تنش‌ها؛ پیشنهاد اقدامات آموزشی، فرهنگی و اصلاحی متناسب با نوع تخلف؛ ارزیابی اثربخشی آرای انضباطی و بررسی میزان تأثیر آنها در کاهش تکرار تخلفات؛ ایجاد بانک اطلاعاتی آسیب‌های فوتبال و تحلیل عوامل تکرارکننده آنها؛ و تهیه گزارش‌های دوره‌ای و ارائه پیشنهادهای اصلاحی به فدراسیون، سازمان لیگ، باشگاه‌ها و وزارت ورزش.

 

البته یکی از الزامات اساسی تشکیل این کمیته، تفکیک روشن صلاحیت آن از کمیته انضباطی، کمیته اخلاق و سایر مراجع رسیدگی‌کننده است. کمیته انضباطی باید همچنان مرجع مستقل رسیدگی به تخلفات، احراز مسئولیت و صدور رأی باقی بماند؛ در مقابل، کمیته پیشگیری وظیفه شناسایی خطرات، تحلیل علل، ارائه راهکار اصلاحی و ارزیابی اجرای برنامه‌های پیشگیرانه را بر عهده داشته باشد.

 

از سوی دیگر، ضرورت عبور از نگاه بخشی و ایجاد حکمرانی مشارکتی نیز نباید نادیده گرفته شود. بخش قابل توجهی از آسیب‌های فوتبال، خارج از حدود اختیارات یک باشگاه یا حتی فدراسیون فوتبال شکل می‌گیرند و ریشه در مسائل اجتماعی، فرهنگی، رسانه‌ای و اقتصادی دارند. ازاین‌رو، اگرچه تشکیل کمیته در ساختار فدراسیون فوتبال می‌تواند نقطه آغاز مناسبی باشد، اما در افق بلندمدت، ماهیت این مأموریت اقتضا می‌کند که ساختار پیشگیری از آسیب‌های فوتبال به سطحی فراتر از یک واحد اداری در فدراسیون ارتقا یابد. در این چارچوب، وزارت ورزش و جوانان می‌تواند با مشارکت فدراسیون فوتبال، سازمان لیگ، باشگاه‌ها، متخصصان اجتماعی و سایر دستگاه‌های مرتبط، زمینه تشکیل یک سازوکار ملی و هماهنگ را فراهم کند. هدف، ایجاد یک نهاد موازی یا توسعه غیرضروری ساختارهای اداری نیست؛ بلکه ایجاد مرجعی مشخص برای هماهنگی، سیاست‌گذاری، تحلیل، پیشگیری و پاسخ‌خواهی در حوزه آسیب‌های فوتبال است.

فوتبال را نباید فقط با پرونده‌های انضباطی اداره کرد.مسئله اصلی فوتبال ایران، فقدان مقررات یا نبود ابزارهای مجازات نیست؛ بلکه فقدان یک نظام منسجم و تخصصی برای شناسایی و اصلاح عوامل تولیدکننده تخلف و آسیب است. تا زمانی که تمام توان نظام مدیریتی و انضباطی فوتبال پس از وقوع حادثه و برای برخورد با پیامدهای آن بسیج شود، نمی‌توان انتظار داشت که با وجود تکرار جریمه‌ها و محرومیت‌ها، شاهد کاهش پایدار ناهنجاری‌ها باشیم. ضرورت تأسیس «کمیته پیشگیری از تخلفات و آسیب‌های فوتبال» دقیقاً از همین نقطه ناشی می‌شود: تبدیل پیشگیری از یک اقدام مقطعی و توصیه‌ای به یک وظیفه سازمانی، تخصصی، مستمر و قابل ارزیابی.

 

چنین کمیته‌ای باید به فوتبال کمک کند تا پیش از وقوع بحران، خطر را شناسایی کند؛ پیش از تشکیل پرونده، زمینه تخلف را کاهش دهد؛ پس از وقوع حادثه، علل و عوامل مؤثر را تحلیل کند و پس از اعمال مجازات، از تکرار آن جلوگیری نماید. در حقیقت، باید از نظامی که عمدتاً با تخلفات واقع‌شده مواجه می‌شود، به نظامی حرکت کنیم که اساساً برای جلوگیری از وقوع تخلف طراحی شده است.

 

«موفقیت نظام مدیریت و انضباط فوتبال را نباید صرفاً با تعداد آرای صادرشده و مجازات‌های اعمال‌شده سنجید؛ بلکه باید با میزان آسیب‌ها و تخلفاتی سنجید که به واسطه سیاست‌گذاری صحیح، مدیریت هوشمندانه و اقدامات مؤثر پیشگیرانه، اساساً فرصت وقوع پیدا نمی‌کنند.»

سعید محمدپور مدیر حقوقی باشگاه فرهنگی ورزشی تراکتور

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار
اینستاگرام آوش