دو بازی، ۳۵۰ هزار یورو؛ ماجرای پرهزینه یک دستیار ایتالیایی
یک همکاری کوتاهمدت با کادرفنی تیم ملی حالا به یکی از پرسشهای مالی فوتبال ایران تبدیل شده است؛ آنتونیو گالیاردی، مربی ایتالیایی که تنها در دو مسابقه روی نیمکت تیم ملی حضور داشت، براساس گزارشهای منتشرشده، قراردادی ۳۵۰ هزار یورویی با فدراسیون فوتبال داشته است.
در فوتبال ایران، گاهی رقم یک قرارداد نه به اندازه مدت همکاری، بلکه به اندازه حاشیههای بعد از آن ماندگار میشود. داستان آنتونیو گالیاردی از همین جنس است؛ مربی ایتالیایی که قرار بود بخشی از کادرفنی امیر قلعهنویی باشد، اما حضورش در تیم ملی عملاً به یک فیفادی محدود شد. گالیاردی در تورنمنت چهارجانبه العین در نوامبر ۲۰۲۵ همراه تیم ملی بود و در دو مسابقه برابر کیپورد و ازبکستان حضور داشت. هر دو بازی در وقت قانونی بدون گل تمام شد؛ ایران در ضربات پنالتی کیپورد را شکست داد و برابر ازبکستان نتیجه را واگذار کرد. اما بخش مهمتر ماجرا، بعد از پایان همین همکاری کوتاه رقم خورد.
قراردادی که خیلی زود به پرونده مالی تبدیل شد
گالیاردی پس از اتفاقات دیماه سال گذشته دیگر به ایران بازنگشت و همکاری او با فدراسیون فوتبال عملاً پایان یافت. با این حال، اختلاف مالی میان دو طرف ادامه پیدا کرد و پرونده به مسیر حقوقی کشیده شد. آنچه حالا درباره این پرونده مطرح شده، قرارداد ۳۵۰ هزار یورویی گالیاردی است؛ رقمی که براساس گزارشهای منتشرشده، فدراسیون فوتبال در نهایت با پیگیری حقوقی مربی ایتالیایی ملزم به پرداخت آن شده است.
با نرخهای متفاوت ارز در مقاطع مختلف، ارزش ریالی این رقم فاصله قابلتوجهی پیدا میکند. اگر یورو را در محدوده ۱۷۰ هزار تومان محاسبه کنیم، ارزش قرارداد به حدود ۶۰ میلیارد تومان میرسد و با نرخ ۲۱۶ هزار تومان، این رقم از ۷۵ میلیارد تومان عبور میکند. به همین دلیل، مسئله فقط مدت همکاری گالیاردی نیست؛ پرسش اصلی این است که چنین قراردادی با چه سازوکاری بسته شد و چه تناسبی میان مدت حضور، نقش فنی و تعهد مالی فدراسیون وجود داشت؟
دستیار خارجی؛ چرا و با چه خروجی؟
حضور مربیان خارجی در کادرفنی تیم ملی اتفاق تازهای نیست. آنتونیو مانیکونه و پس از او گالیاردی به جمع دستیاران قلعهنویی اضافه شدند؛ تصمیمی که در مقاطعی با این استدلال همراه بود که حضور مربیان خارجی میتواند به تقویت ساختار فنی و انتقال تجربه کمک کند. اما درباره گالیاردی، فرصت چندانی برای ارزیابی این ادعا ایجاد نشد. او تنها در یک مقطع کوتاه کنار تیم ملی حضور داشت و بعد از آن دیگر به ایران بازنگشت. بنابراین طبیعی است که حالا در کنار رقم قرارداد، این سؤال نیز مطرح شود که فدراسیون دقیقاً چه خروجی فنی از این همکاری انتظار داشته و چه بخشی از آن محقق شده است. مسئله مهمتر اینکه اگر پایان همکاری از سوی مربی یا به دلیل اختلافات قراردادی اتفاق افتاده، چرا ساختار قراردادی به گونهای تنظیم نشده بود که ریسک مالی چنین تصمیمی برای فدراسیون محدودتر باشد؟
یک عدد بزرگ در کنار یک همکاری کوچک
۳۵۰ هزار یورو شاید در فوتبال بینالمللی رقم خارقالعادهای نباشد، اما وقتی پای فوتبال ایران و منابع محدود فدراسیون وسط باشد، ماجرا متفاوت میشود. فدراسیونی که در سالهای اخیر بارها با مسائل مالی، بدهیها و محدودیت منابع مواجه بوده، طبیعتاً باید درباره قراردادهای خارجی خود توضیح دقیقتری ارائه کند؛ بهخصوص زمانی که یک همکاری در مدت کوتاهی متوقف میشود اما تعهد مالی آن باقی میماند. این همان نقطهای است که پرونده گالیاردی را از یک قرارداد معمولی یک مربی خارجی جدا میکند. بحث فقط این نیست که یک مربی ایتالیایی چقدر پول گرفته است؛ سؤال این است که چه کسی قرارداد را بست، بر چه مبنایی رقم آن تعیین شد، چه خروجیای برای تیم ملی تعریف شده بود و در نهایت چرا هزینه پایان یک همکاری کوتاهمدت تا این اندازه بالا رفت؟
چرا این قرارداد تا امروز محل سؤال است؟
یکی از نکات قابل توجه این پرونده، فاصله میان مدت حضور گالیاردی در کنار تیم ملی و رقم قراردادی منتسب به اوست. اگر رقم ۳۵۰ هزار یورو را مبنا قرار دهیم، فدراسیون برای همکاریای که در عمل به یک فیفادی و دو مسابقه محدود شد، تعهد مالی قابلتوجهی ایجاد کرده است. از سوی دیگر، مطرح شدن این رقم در مقطع اخیر باعث شده پروندهای که میتوانست در زمان انعقاد قرارداد با شفافیت بیشتری برای افکار عمومی توضیح داده شود، حالا به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل شود. اینکه رقم دقیق پرداختشده، جزئیات قرارداد، بندهای فسخ و میزان تعهدات طرفین چه بوده، مواردی است که فدراسیون فوتبال میتواند درباره آنها شفافسازی کند.
سؤال اصلی هنوز پابرجاست
فوتبال ایران پیش از این نیز تجربه قراردادهای سنگین و اختلافات حقوقی با مربیان خارجی را داشته است. به همین دلیل، هر قرارداد جدید باید با حساسیت بیشتری از منظر حقوقی و اقتصادی بررسی شود. ماجرای گالیاردی حالا یک سؤال ساده اما مهم پیش روی مدیران فوتبال ایران گذاشته است:
برای دو بازی، دقیقاً چه قراردادی بسته شد که پایان یک همکاری کوتاه، چنین هزینهای روی دست فوتبال ایران گذاشت؟
پاسخ این سؤال میتواند روشن کند که آیا با یک قرارداد معمولی مواجه بودهایم یا نمونه دیگری از ضعف در مدیریت قراردادهای بینالمللی فوتبال ایران.