صیادمنش و یک سوال بیپاسخ؛ دعوت نشدن تا کجا ادامه دارد؟
فهرست جدید تیم ملی منتشر شده و مانند همیشه، نام برخی دعوتشدگان و غایبان بیش از خود اردو مورد توجه قرار گرفته است. در میان تمام بازیکنانی که جایی در لیست امیر قلعهنویی ندارند، یک نام بیش از بقیه سوالبرانگیز به نظر میرسد؛ اللهیار صیادمنش.
فهرست جدید تیم ملی منتشر شده و مانند همیشه، نام برخی دعوتشدگان و غایبان بیش از خود اردو مورد توجه قرار گرفته است. در میان تمام بازیکنانی که جایی در لیست امیر قلعهنویی ندارند، یک نام بیش از بقیه سوالبرانگیز به نظر میرسد؛ اللهیار صیادمنش.
مهاجم 25 ساله فوتبال ایران این روزها نه در یک لیگ درجه چندم، بلکه در یکی از معتبرترین لیگهای اروپای شرقی و در ترکیب یکی از تیمهای حاضر در رقابتهای اروپایی بازی میکند. او گل میزند، پاس گل میدهد، فیکس است و در شرایط مسابقه قرار دارد؛ اما همچنان جایی در فهرست تیم ملی ندارد. اتفاقی که اگر برای بازیکنی کمتجربه رخ میداد شاید چندان عجیب نبود، اما درباره صیادمنش ماجرا متفاوت است.
از تانزانیا تا امروز؛ یک سال دوری بدون توضیح
آخرین حضور اللهیار در تیم ملی به دیدار دوستانه مقابل تانزانیا بازمیگردد؛ مسابقهای که نزدیک به یک سال از آن گذشته است. از آن زمان تاکنون نه مصدومیتی طولانی گریبان او را گرفته، نه افت محسوسی در عملکردش دیده شده و نه حاشیهای از او سر زده است. با این حال، در تمام اردوهای بعدی نامش از فهرست خط خورده است.
در واقع، هرچه زمان گذشته شرایط برای بازگشت او منطقیتر شده اما تصمیم کادرفنی تغییری نکرده است. حالا حتی پس از جام جهانی و در شرایطی که انتظار میرفت تیم ملی وارد مرحله بازسازی و جوانگرایی شود، باز هم جایی برای صیادمنش وجود ندارد.
آمار چه میگوید؟
گاهی ممکن است یک بازیکن به دلیل درخشش رقبای مستقیم خود از فهرست کنار بماند، اما درباره صیادمنش حتی این استدلال هم چندان قابل اتکا نیست.
او در نخستین فصل حضورش در لخپوزنان خیلی زود به یکی از مهرههای اصلی تیم تبدیل شده و در هفتههای ابتدایی فصل، نقش مستقیمی در گلهای تیمش داشته است. بازی در سطح رقابتهای اروپایی، حضور مداوم در ترکیب اصلی و ثبت آمار تاثیرگذاری قابل قبول، شرایطی را ایجاد کرده که حداقل روی کاغذ او را به یکی از آمادهترین مهاجمان و وینگرهای ایرانی خارج از کشور تبدیل میکند.
در مقابل، تعدادی از بازیکنان دعوتشده یا هنوز جایگاه ثابتی در تیمهای خود پیدا نکردهاند یا از نظر آماری فاصله محسوسی با صیادمنش دارند. همین مسئله باعث شده پرسشها درباره غیبت او جدیتر از گذشته مطرح شود.
مزیتی که کمتر بازیکنی دارد
یکی از ویژگیهای مهم اللهیار، توانایی بازی در چند پست مختلف است. او میتواند در هر دو جناح خط حمله بازی کند، نقش مهاجم نوک را بر عهده بگیرد و حتی در برخی سیستمها پشت مهاجم نیز به میدان برود.
برای تیمی که در سالهای اخیر بارها با محدودیت گزینههای هجومی مواجه بوده، داشتن بازیکنی با چنین قابلیتهایی یک امتیاز مهم محسوب میشود. به ویژه آنکه صیادمنش در فوتبال اروپا تجربه بازی در سبکها و سیستمهای مختلف را نیز به دست آورده است.
مسئله فقط صیادمنش نیست
موضوع اصلی شاید تنها غیبت یک بازیکن نباشد؛ بلکه نبود شفافیت در معیارهای انتخاب است. وقتی بازیکنی با سابقه حضور در لیگ اروپا، آمار قابل قبول و سن مناسب به اردو دعوت نمیشود، طبیعی است که افکار عمومی به دنبال دلیل بگردد.
اگر مسئله فنی است، توضیح آن میتواند بسیاری از ابهامات را برطرف کند. اگر هم نگاه کادرفنی مبتنی بر برنامهای بلندمدت است، انتظار میرود نشانههای آن در سایر انتخابها نیز دیده شود. اما آنچه امروز دیده میشود، بیشتر به یک تناقض شباهت دارد؛ بازیکنی که در یکی از بهترین مقاطع دوران حرفهای خود قرار دارد، همچنان بیرون از دایره انتخابهای تیم ملی مانده است.
یک سوال بیپاسخ
شاید بتوان برای دعوت نشدن بسیاری از بازیکنان دلایل فنی پیدا کرد، اما درباره اللهیار صیادمنش هنوز پاسخ قانعکنندهای وجود ندارد. او نه بازیکنی پا به سن گذاشته است، نه از شرایط مسابقه دور مانده و نه از نظر فنی افت محسوسی داشته است.
به همین دلیل، غیبت صیادمنش در فهرست جدید تیم ملی بیش از آنکه یک تصمیم معمولی به نظر برسد، به یک علامت سوال بزرگ تبدیل شده است؛ علامت سوالی که تا زمان ارائه توضیحی روشن از سوی کادرفنی، همچنان پابرجا خواهد ماند.