نیویورک و روزنهگشایی دیپلماتیک
محمدابراهیم ترقینژاد
مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری اسلامی ایران، امروز تهران را به مقصد نیویورک ترک کرد تا در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد حضور یابد. اهمیت این سفر را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک برنامه معمول دیپلماتیک یا سخنرانی سالانه در سازمان ملل متحد ارزیابی کرد. پزشکیان در شرایطی راهی نیویورک شده که غرب آسیا در یکی از حساسترین ادوار تاریخی خود قرار دارد. تنش میان ایران و آمریکا همچنان بالاست، احتمال جنگ مجدد نسبت به صلح و توافق بیشتر است و فشارهای اقتصادی و محدودیتهای مرتبط با تحریم و محاصره دریایی، چشمانداز آینده را پیچیدهتر کرده است. گزارشهای اخیر نیز از تداوم تهدیدهای واشنگتن علیه تهران و اختلال جدی در مسیرهای انرژی و تجارت منطقه حکایت دارد.
در چنین شرایطی، حضور رئیسجمهور در نیویورک باید فراتر از یک تریبون برای بیان مواضع رسمی دیده شود. مجمع عمومی سازمان ملل، یکی از معدود عرصههایی است که در آن میتوان همزمان با طیف گستردهای از دولتها و افکارعمومی بینالمللی سخن گفت و روایت رسمی ایران از تحولات منطقه را مستقیماً عرضه کرد. پزشکیان نیز پیش از عزیمت، هدف سفر را تبیین مواضع جمهوری اسلامی ایران، تشریح واقعیتهای منطقه و رساندن صدای ملت ایران به افکارعمومی جهان عنوان کرده است.
با این حال، ظرفیت اصلی این سفر شاید نه روی تریبون مجمع عمومی، بلکه در حاشیه آن قرار داشته باشد؛ جایی که دیدارهای دوجانبه و چندجانبه میتواند امکان گفتوگو درباره کاهش تنش، باز کردن مسیرهای دیپلماتیک و جلوگیری از تشدید بحران را فراهم کند. از این منظر، مأموریت اصلی سفر پزشکیان را میتوان تبدیل «بنبست» به «روزنهگشایی» دانست. مسیر گفتوگو، مسیر کاهش تنش، مسیر کاهش فشار اقتصادی و در نهایت مسیر ایجاد ترتیباتی که مانع بازگشت چرخه درگیری شود.
البته دیپلماسی زمانی نتیجه میدهد که از سطح پیام و موضعگیری فراتر رود و به اقدام متقابل و قابل سنجش برسد. نیویورک میتواند نقطه آغاز چنین فرآیندی باشد، نه لزوماً نقطه پایان آن. اگر ایران بتواند از این فرصت برای گفتوگو با طیف گستردهای از کشورها، فعال کردن ظرفیت سازمان ملل و ایجاد اجماع درباره ضرورت کاهش تنش استفاده کند، حتی در صورت نبود توافق فوری با آمریکا، دستاورد دیپلماتیک قابل توجهی حاصل خواهد شد.
در نهایت، اهمیت سفر پزشکیان به نیویورک در این است که در شرایطی که سایه جنگ و فشار بر منطقه سنگین شده، دیپلماسی هنوز یک گزینه زنده است. هنر سیاست خارجی در چنین مقطعی، نه صرفاً دفاع از مواضع، بلکه یافتن راههایی برای کاهش هزینههای بحران، باز کردن پنجرههای گفتوگو و تبدیل تهدیدهای موجود به فرصتهای جدید برای صلح و ثبات است.