انسجام،کلید پیروزیاست
نوروز 1405 برای بسیاری از ایرانیان به یک نوروز متفاوت بدل شد. دورهای که در آن تجاوز غیرمنصفانه اسراییل و امریکا علیه کشورمان یک ماه را پشت سر گذاشت و مقاومت ایرانیان در مواجهه با این بحران و پاسخگویی در خور به آن توسط نیروهای مسلح، جهانیان را در بهت و حیرت بیشتر فرو برد
روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:
نوروز 1405 برای بسیاری از ایرانیان به یک نوروز متفاوت بدل شد. دورهای که در آن تجاوز غیرمنصفانه اسراییل و امریکا علیه کشورمان یک ماه را پشت سر گذاشت و مقاومت ایرانیان در مواجهه با این بحران و پاسخگویی در خور به آن توسط نیروهای مسلح، جهانیان را در بهت و حیرت بیشتر فرو برد. در این 36 روز نهتنها امریکا و اسراییل به اهدافشان در مواجهه با ایران دست پیدا نکردند بلکه جهان نظارهگر مقاومت ملی و دینی ایرانیان با قدرتهایی شدند که بدون هیچ قاعده و منطق خاصی تنها به دنبال ضربه زدن به ایران بودند. در این میان، بسیاری از ایرانیان با حضور شبانه در خیابان به کارگزاران و نیروهای مسلح نشان دادند که پای کار هستند. نیروهای مسلح هم با شلیکهای به جا و حفاظت از تمامیت ارضی از غرور ملی ایرانیان حفاظت کردند و در نهایت دولتیها با رتق و فتق مدبرانه امور زمینه هر نوع سوءاستفاده از مشکلات داخلی را سد کردند. مثلثی که در کنار هم تصویری از مقاومت جانانه ایرانیان به جهان مخابره کردند. از سوی دیگر اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، دوران جدیدی را در عرصههای راهبردی و اقتصادی جهان شکل داد و نشان داد ایران از چه ظرفیتهایی برای تحت فشار قرار دادن طرف مقابل بهرهمند است. با پایان یافتن نوروز ایرانیان، فرصت مناسبی است تا تحلیلی از وضعیت موجود و دورنمای آینده برای مخاطبان ارائه شود. برای این منظور «اعتماد» سراغ هادی حق شناس و پیروز حناچی دو تن از تحلیلگران و استادان دانشگاهی رفته که هم دستی بر آتش مدیریت اجرایی و راهبردی دارند و هم با اصول آکادمیک و تئوریها آشنا هستند. در این گفتوگو تلاش شده تا ضمن تحلیل وضعیت جنگی، تصویری از دورنمای آینده نیز ارائه شود. هادی حقشناس از نقش حافظه تاریخی ایرانیان برای مقابله با تجاوز اخیر صحبت میکند و پیروز حناچی با تکیه بر اظهارنظری از سوی لرد کرزن، نبوغ ایرانیها در زمان بحران را عاملی مهم برای مقابله با این وضع ارزیابی میکند.
هادی حقشناس: تجربه تاریخی، عامل انسجام ملی در برابر هر تجاوز خارجی است
هادی حقشناس، استاندار گیلان و تحلیلگر مسائل راهبردی با اشاره به حافظه تاریخی ایرانیان درباره جدا شدن بخشهایی از سرزمین ایران در دو قرن گذشته معتقد است همین تجربه تاریخی باعث شده در مواجهه با هر تجاوز خارجی نوعی همبستگی ملی میان ایرانیان شکل بگیرد. او میگوید: «مقاومت جامعه ایران در جنگ اخیر ـ چه در داخل و چه در میان ایرانیان خارج از کشور ـ یکی از دلایل اصلی ناکامی دشمن در رسیدن به اهدافش بوده است.»
حقشناس در گفتوگو با «اعتماد» در ارزیابی مقاومت ایرانیان در جریان جنگ اخیر میگوید: «یکی از اتفاقات مهمی که در سالهای بعد از انقلاب افتاد و در ذهن جامعه ایرانی نهادینه شد، این پرسش بزرگ بود که چرا در طول تاریخ بخشهایی از ایران جدا شده است. امروز آگاهی مردم درباره رویدادهای تاریخی مثل جنگ چالدران، حمله محمود افغان، حمله اسکندر یا جنگهای ایران و روس بسیار بیشتر از گذشته است و همین آگاهی باعث شده این سوال در ذهن بسیاری از ایرانیان شکل بگیرد که چگونه در گذشته بخشهایی از سرزمین ایران جدا شده است.»
او ادامه میدهد: «برای نمونه، هنوز این پرسش در ذهن جامعه وجود دارد که چگونه بحرین در سال ۱۳۵۲ از ایران جدا شد؟ وقتی این مسائل تاریخی مرور میشود، طبیعی است که یک حساسیت ملی نسبت به تمامیت ارضی کشور شکل بگیرد. واقعیت این است که اگر تاریخ دو قرن پیش از انقلاب را بررسی کنیم، مساحت سرزمینهایی که از ایران جدا شدهاند تقریبا دو برابر مساحت فعلی ایران است. همین مساله برای بسیاری از ایرانیان یک سوال و دغدغه تاریخی ایجاد کرده است. به همین دلیل هرگاه یک قدرت خارجی به ایران حمله کند، این خاطرههای تاریخی دوباره زنده میشود و این نگرانی شکل میگیرد که مبادا دوباره بخشی از سرزمین ایران از آن جدا شود.»
حقشناس یادآور میشود: «تحلیل اشتباهی که رژیم صهیونیستی و امریکا داشتند این بود که تصور میکردند شرایط امروز ایران شبیه همان دورههای تاریخی است و میتوانند یا بخشی از سرزمین ایران را جدا کنند یا باعث فروپاشی نظام سیاسی شوند. اما آنچه در عمل اتفاق افتاد کاملا متفاوت بود. با توجه به همین حافظه تاریخی، ایرانیان در برابر تجاوز خارجی واکنش متفاوتی نشان دادند و نوعی همبستگی ملی شکل گرفت. مدیریتی که از سوی دولت و سایر کارگزاران نظام در کشور انجام شد و مقاومتی که از سوی مردم شکل گرفت نشان داد جامعه ایران در چنین شرایطی واکنش مشترکی دارد.» او ادامه میدهد: «البته شکل این حضور برای همه یکسان نبود، برخی از مردم در میدان و خیابان حضور پیدا کردند، برخی دیگر شاید سکوت کردند، اما واقعیت این است که تقریبا همه ایرانیان نوعی رفتار وطندوستانه از خود نشان دادند.»
حقشناس با اشاره به واکنش ایرانیان خارج از کشور نیز گفت: «حتی بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، ازجمله برخی چهرههای فکری و سیاسی که ممکن است با نظام سیاسی اختلاف نظر داشته باشند، در این مقطع رفتار وطنپرستانهای از خود نشان دادند. نمونههایی از این رفتارها را میتوان در مواضع برخی روشنفکران و شخصیتهای ایرانی مطرح خارج از کشور ازجمله دکتر سروش، آقای مهاجرانی و... دید که در برابر تجاوز خارجی از ایران دفاع کردند. همچنین در هفتههای اخیر در شهرهایی مانند لندن و برخی پایتختهای اروپایی تجمعاتی علیه جنگ و علیه اقدامات اسراییل و امریکا برگزار شد که در آن ایرانیان نیز حضور داشتند.»
حقشناس با جمعبندی ارزیابی خود از وضعیت جامعه ایران گفت: «در مجموع میتوان گفت ایرانیان در این جنگ، چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور، به شکلهای مختلف از وطن دفاع کردند؛ برخی با حضور میدانی، برخی با قلم و برخی با بیان و موضعگیری. همین مقاومت اجتماعی یکی از دلایل اصلی بود که باعث شد دشمن خارجی نتواند به اهدافی که تصور میکرد دست پیدا کند. در کنار مقاومت مردم، تدابیری که نیروهای مسلح اتخاذ کردند نیز بسیار تعیینکننده بود. دشمن تصور نمیکرد نیروهای مسلح ایران بتوانند با صبر و برنامهریزی ضربات موثری به آنها وارد کنند.»
پیروز حناچی: ایران، سرزمین جنگها
و نبوغ تبدیل تهدیدها به فرصتهاست
پیروز حناچی، تحلیلگر مسائل اجتماعی و سیاسی با اشاره به این واقعیت که ایران در طول تاریخ حداقل ۴۴۰ جنگ را تجربه کرده و به طور متوسط هر ۵۰ سال یک بار در معرض تهاجم بوده، میگوید: «همین تاریخ پرفراز و نشیب از ایرانیان ملتی ساخته که در لحظات بحرانی «نبوغی استثنایی» از خود نشان میدهد. او با استناد به روایت لرد کرزن از «نبوغ ایرانیها در بحران» تأکید میکند که مقاومت امروز مردم ایران هم ادامه همان سنت تاریخی است و باید با دیپلماسی هوشمندانه به فرصتی برای توسعه تبدیل شود، نه صرفا تکرار چرخه جنگ.» «جنگ رمضان جنگ شماره 440 ایران در طول تاریخ است و این سرزمین دائم در معرض این نوسانات بوده است. به طور متوسط، ایران هر ۵۰ سال یک بار یک جنگ شدید را تجربه کرده. بخشی از این وضعیت به موقعیت ژئوپلیتیک ایران برمیگردد. جایی که دقیقا محل تلاقی شرق و غرب و شمال و جنوب و محل عبور اقتصاد جهانی بوده و همچنان نیز این گونه است.»
حناچی ادامه میدهد: «همین موقعیت، هم دلیل شکلگیری تمدن در این منطقه بوده و هم دلیل تهاجمات پیاپی. نقطه مقابل این واقعیت تاریخی، حرف افرادی مانند ترامپ است که ادعا میکند ایران رو به عصر حجر بر میگرداند! در حالی که همین ایران، مرکز پیدایش و توسعه تمدن در جهان بوده است.»
این تحلیلگر با اشاره به تجربه حملات بزرگ تاریخی علیه ایران تصریح میکند: «این سرزمین تهدیدهای بزرگی مثل حمله مغول را پشت سر گذاشته. مغولها ادعا داشتند دنیا را باید روی اسب فتح کرد، روی اسب اداره کرد و روی اسب هم از دنیا رفت! اما همین مغولها، در انتهای دوره خودشان، تحت تأثیر فرهنگ و تمدن ایران، بناهایی مثل گنبد سلطانیه و ارگ علیشاه تبریز را ساختند. یعنی حتی مهاجمان هم در نهایت در فرهنگ ایران حل شدند.»
او در ادامه به یک ویژگی خاص ایرانیها از نگاه ناظران خارجی اشاره کرده و میگوید: «لرد کرزن (یکی از فرماندهان و سیاستمداران انگلیسی در هند و مناطق تحت استعمار انگلیس و همچنین در ایران) در کتاب خود به یک نبوغ نادر در میان ایرانیها اشاره میکند که برای درک واکنش امروز ایرانیان هم مهم است. کرزن میگوید، ایرانیها در مواقع بحران، یک نبوغ استثنایی و پیشبینیناپذیر از خود نشان میدهند. این واقعیت در دوران معاصر هم تجربه شده است. در جنگ تحمیلی 8ساله با عراق، در جنگ ۱۲ روزه و البته در جنگ حاضر هم قابل رویت است. محاسبات دشمن چیز دیگری است، اما در میدان عمل، نتیجه متفاوتی رقم میخورد. این موضوع به خصلت ایرانیها در مقابل تهدید خارجی از میگردد، ایرانیانی که حتی اگر در داخل اختلاف نظر داشته باشند، در زمان خطر نوع دیگری عمل میکنند. وقتی پای تهدید خارجی وسط باشد، ایرانیها به گونهای رفتار میکنند که مصلحت کشور و تمدن تاریخی آنها حفظ شود. این اراده برای مقاومت، فراتر از دولت یا نظام مستقر است، ریشهاش در تاریخ و هویت این سرزمین هویداست.»
او در پاسخ به این پرسش «اعتماد» که چگونه میتوان این مقاومت را به نتیجه رساند و در دورنمای آینده به توسعه پیوند زد، میگوید: «باید از تجربیات استفاده و تهدیدها رو به فرصت تبدیل کرد. مرحوم سردار شهید سلیمانی هم میگفت در هر تهدیدی، یک فرصت نهفته است که باید آن را پیدا کرد. فکر میکنم جنگی که امروز ایران درگیر تبعاتش شده، میتواند در شمایل یک فرصت بروز کرده و ما را به سمت جلو پیش ببرد. یعنی باید از داشتههایمان به عنوان اهرم فشار برای گرفتن امتیازات مشروع استفاده کنیم، به شکلی که در آینده، چنین تهدیدهایی تکرار نشوند.اگر جنگ رو صرفا برای جنگ انتخاب کنیم، راه را اشتباه رفتیم. تجربه ایران در دفاع مقدس 8 ساله هم همین را نشان میدهد.»
حناچی نتیجه میگیرد: «این مقاومت و پایداری که ملت از خود نشان داده و اقتداری که نیروهای مسلح نمایان کردهاند باید به زبان دیپلماتیک ترجمه شده و بدل به ارزش افزوده ملی شود. یعنی در کنار قدرت نظامی، باید از این قدرت برای چانهزنی و حفظ منافع بلندمدت کشور استفاده کنیم. قطعا سیاستمداران و نظامیهای ما هم با همین نگاه به ماجرا نگاه میکنند. قرار نیست ما تا ابد شعار جنگ سر بدهیم؛ جنگ، اگر به نتیجه سیاسی و امنیت پایدار منجر نشود، خودش میتواند به یک تهدید تبدیل شود. مهم این است که مقاومت و فداکاری مردم و نیروهای مسلح، تبدیل به دستاورد دیپلماتیک و توسعهای برای ایران شود.»