EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۲۹۰۴
گزارش میدانی «آوش» درباره بازار داروهای نایاب از خیابان‌های تهران تا کانال‌های تلگرامی

پشت ویترین ناصرخسرو؛ روایتی از تجارت داروهای نایاب/ ناصرخسرو چگونه از کمبودها جان می‌گیرد؟

تحریریه آوش /یکی از داروفروشان با چهره‌ای آفتاب‌سوخته و نگاهی پر از حساب‌وکتاب، وقتی با اصرار برای یافتن این دارو مواجه می‌شود، به صراحت می‌گوید که نمونه خارجی آن به شدت کمیاب شده است. او با اطمینان اما شرطی سفت‌وسخت وارد معامله می‌شود و می‌گوید تنها به شرط خرید قطعی حاضر است با یکی از همکارانش که دارو را در انبار مخفی دارد تماس بگیرد

پشت ویترین ناصرخسرو؛ روایتی از تجارت داروهای نایاب/ ناصرخسرو چگونه از کمبودها جان می‌گیرد؟

آفتاب داغ و بی‌رحم تابستانی بر سنگفرش‌های کهنه و تاریخی خیابان ناصرخسرو می‌تابد و انعکاس نور، داغی پیاده‌روها را دوچندان می‌کند. خیابان، مملو از هیاهوی آدم‌هایی است که میان مغازه‌ها و پیاده‌روها قدم می‌زنند؛ اما برخلاف ظاهر زنده و تجاری این منطقه، همهمه‌ای زیرپوستی و مضطربانه در میان لایه‌های شلوغی جریان دارد.

داروفروشان ناصرخسرو روز کاری خود را خیلی زودتر از گرمای ظهر آغاز کرده‌اند. با نزدیک شدن هر رهگذر، چشمان تیزبین دلالان به دنبال نشانه‌ای از اضطراب، یک برگه کاغذ تاخورده یا نسخه‌ای چروکیده در دست مردم می‌گردد. زمزمه‌های همیشگی و آشنایی که سال‌هاست آوای این خیابان شده، مدام در گوش‌ها زنگ می‌زند: «دارو... دارو... چی می‌خوای؟ خارجی، نایاب، اعصاب، سرطان...»؛
اصطلاحاتی که برای عابران معمولی شاید تنها نویزهای اعصاب‌ خردکن شهری باشند، اما برای خانواده‌های مضطرب و بیماران ناامیدی که تمام داروخانه‌های شهر را زیر پا گذاشته‌اند، آخرین طناب نجات به نظر می‌رسند. این سناریوی تلخ هر روز تکرار می‌شود؛ پیاده‌روهایی که به بزرگ‌ترین و بی‌ضابطه‌ترین داروخانه غیررسمی کشور بدل شده‌اند، جایی که درد انسان‌ها معامله می‌شود و نجات جان یک بیمار، نرخ روزانه ارز و سودهای سرسام‌آور را تعیین می‌کند.

ناصر خسرو

مسابقه قیمت‌ها بر سر داروهای نایاب

بیمارانی که پا به این خیابان می‌گذارند، معمولا مسیر طولانی و پردردی را طی کرده‌اند. آن‌ها پیش از آمدن به ناصرخسرو، درهای ده‌ها داروخانه رسمی، از داروخانه‌های تک‌ نسخه‌ای گرفته تا مراکز بزرگ دارویی کشور را کوبیده‌اند و با جمله‌ سرد و تکراری «نداریم» مواجه شده‌اند. بحران کمبود دارو در شبکه رسمی توزیع، به حدی گسترده شده است که حتی ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین داروهای تخصصی یا نسخه‌های خارجی آن‌ها در داروخانه‌ها پیدا نمی‌شود.

ارگوتامین ۳۰ یکی از همین داروهاست؛ دارویی حیاتی و نجات ‌بخش برای مبتلایان به میگرن‌های شدید و مزمن که این روزها یافتن آن در داروخانه‌ها کاملا شبیه به معجزه شده است. نسخه‌های ایرانی آن گاهی کمیاب و نسخه‌های خارجی آن کاملا نایاب است. حتی در میان دستفروشان و دلالان ناصرخسرو نیز یافتن ارگوتامین ۳۰ به همین آسانی‌ها نیست و جستجوی آن به یک مسیر پیچیده بدل می‌شود.

یکی از داروفروشان با چهره‌ای آفتاب‌سوخته و نگاهی پر از حساب‌وکتاب، وقتی با اصرار برای یافتن این دارو مواجه می‌شود، به صراحت می‌گوید که نمونه خارجی آن به شدت کمیاب شده است. او با اطمینان اما شرطی سفت‌وسخت وارد معامله می‌شود و می‌گوید تنها به شرط خرید قطعی حاضر است با یکی از همکارانش که دارو را در انبار مخفی دارد تماس بگیرد.

برای یک بسته ۳۰ عددی از این دارو، درخواستی سنگین مطرح می‌کند. چهار میلیون تومان! رقمی که برای یک بسته کوچک قرص باورنکردنی به نظر می‌رسد. اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. تنها چند متر آن ‌طرف‌تر، دلال دیگری همان دارو را به قیمت‌های به مراتب عجیب‌تری پیشنهاد می‌دهد؛ قیمتی در حدود ۷ تا ۸ میلیون تومان. وقتی علت این تفاوت قیمت فاحش را جویا می‌شوید، مرد دلال با بی‌تفاوتی شانه بالا می‌اندازد و می‌گوید قیمت‌ها روزانه و به خاطر نوسانات قیمت دلار تغییر می‌کند.

او برای جلب اعتماد تایید می‌دهد که داروها کاملا اصل هستند و مستقیم از ترکیه وارد شده‌اند، چرا که دارای لیبل و تاریخ مصرف معتبر هستند. این پارادوکس تلخ و دردناک، عابر را شوکه می‌کند؛ چطور دارویی که در سیستم رسمی و نظارت‌ شده داروخانه‌ها کاملا نایاب است، به راحتی و به صورت اصل از طریق قاچاقچیان پیاده‌رویی ناصرخسرو در دست مردم قرار می‌گیرد؟
 

وقتی نیاز بیمار، بازار سیاه را زنده نگه می‌دارد

داستان ارگوتامین تنها یک مشت نمونه خروار است. داروی سولفاسالازین نیز یکی دیگر از همان قلم داروهایی است که بیماران برای پیدا کردن نمونه خارجی آن باید تمام شهر را جستجو کنند و در نهایت، دست خالی به ناصرخسرو پناه ببرند.
نمونه خارجی این دارو در داروخانه‌ها پیدا نمی‌شود، اما در بازار سیاه ناصرخسرو با بسته‌بندی‌های مختلف قاچاق به وفور یافت می‌شود. این اتفاق شوم، دامن‌گیر بخش وسیعی از داروهای اعصاب و روان و بیماری‌های خاص نیز شده است. داروهایی که قطع ناگهانی آن‌ها می‌تواند خطرات جانی و روانی جبران‌ ناپذیری برای بیماران داشته باشد، از ویترین رسمی کشور پر کشیده‌اند و بر روی دست دستفروشان خیابانی پهن شده‌اند.

در همین رابطه «مهدی صانعی»، بازپرس دادسرای جرائم پزشکی در گفت‌وگو با «آوش» به این نکته اشاره می‌کند که واقعیت این است که هر سال بخشی از نیاز دارویی کشور تامین نمی‌شود.

وقتی بیمار نتواند داروی مورد نیاز خود را از داروخانه تهیه کند، ناچار است به دنبال راه دیگری بگردد. در چنین شرایطی بازار غیرقانونی شکل می‌گیرد. در واقع هرچند این بازار از نظر قانونی به رسمیت شناخته نمی‌شود، اما عملا بخشی از نیاز جامعه را تامین می‌کند؛ چون بیمار چاره دیگری ندارد. فرض کنید دولت و شبکه رسمی بتوانند ۷۰ درصد نیاز جامعه را تامین کنند اما ۳۰ درصد باقی بماند.

سوال اینجاست که آن ۳۰ درصد از کجا تامین می‌شود؟ پاسخ روشن است؛ از بازار غیرقانونی. به همین دلیل من معتقدم تا زمانی که کمبود دارو وجود دارد، بازار قاچاق هم وجود خواهد داشت. نمی‌شود هر سال کمبود دارو داشت اما انتظار داشت بازار سیاه شکل نگیرد. بیماری که داروی خود را در داروخانه پیدا نمی‌کند، ناچار است به سراغ کانال‌های تلگرامی، واسطه‌ها، دلال‌ها یا بازارهای غیررسمی برود. این دقیقا همان بستری است که بازار قاچاق روی آن شکل می‌گیرد و رشد می‌کند.

 

ناصر خسرو


رونق بورس قاچاق دارو در روزهای رکود اقتصادی

تداوم این چرخه بیمارگونه و ناکارآمدی در تامین پایدار دارو، بازار سیاه را به یک اقتصادی شکست‌ناپذیر و همیشه سودآور بدل کرده است. صانعی در ادامه تحلیل خود از مکانیزم این بازار ناپیدا می‌گوید: این یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های بازار قاچاق دارو است. در بسیاری از بازارها ممکن است رکود به وجود بیاید. بازار مسکن ممکن است چند سال در رکود باشد. بازار خودرو ممکن است سوددهی سابق را نداشته باشد.
حتی طلا و ارز هم دوره‌های رکود یا کاهش سود دارند. اما دارو یک تفاوت اساسی دارد. من حداقل در حوزه‌ای که تخصص دارم، کالایی را نمی‌شناسم که سود آن به اندازه داروی قاچاق تضمین‌شده باشد. علتش هم روشن است؛ بیماری که به یک داروی حیاتی نیاز دارد، نمی‌تواند خرید آن را به تعویق بیندازد. اگر فرزند یک خانواده مبتلا به سرطان باشد و داروی مورد نیازش فقط در بازار قاچاق پیدا شود، خانواده هر کاری می‌کند تا آن دارو را تهیه کند. ممکن است ابتدا پس‌اندازش را خرج کند، بعد طلاهایش را بفروشد، بعد خودروی خود را بفروشد و حتی در مواردی خانه‌اش را بفروشد. ممکن است بسیاری از خانواده‌ها اساسا توان چنین کاری را نداشته باشند و آسیب ببینند، اما واقعیت این است که آن دارو روی دست فروشنده نمی‌ماند.
به همین دلیل در بازار قاچاق دارو تقریبا چیزی به نام رکود معنا ندارد. بیماری وجود دارد، نیاز وجود دارد و در نتیجه تقاضا هم وجود دارد. همین مسئله باعث می‌شود سود در این بازار تقریبا تضمین‌شده باشد؛ سودی که گاهی بسیار کلان و سرسام‌آور است.

ناصر خسرو

داروخانه‌ای بدون مجوز که هرگز تعطیل نمی‌شود

مشاهده وضعیت فعلی خیابان ناصرخسرو نشان می‌دهد که این منطقه عملا به بزرگ‌ترین و مجهزترین داروخانه غیررسمی پایتخت تبدیل شده است؛ داروخانه‌ای بی‌در و پیکر که از قضا هیچ مجوز قانونی ندارد اما بدون تعطیلی و با قدرت به حیات خود ادامه می‌دهد. در شرایطی که داروخانه‌های رسمی به دلیل تعویق در تخصیص ارز، مشکلات تامین مالی و زنجیره توزیع با کمبودهای حاد دست‌وپنجه نرم می‌کنند، دلالان ناصرخسرو شبکه‌ای مویرگی و بی‌نقص برای تامین داروهای قاچاق ایجاد کرده‌اند. از داروهای نادر بیماران پیوندی و پروانه‌ای گرفته تا شیمی ‌درمانی‌های گران ‌قیمت، همه و همه در انبارها این خیابان موجود است.

علاوه بر این، در سال‌های اخیر شکل بازار سیاه نیز پیچیده‌تر شده است. اگر در گذشته همه چیز به خیابان ناصرخسرو ختم می‌شد، امروز کانال‌های تلگرامی و صفحات اینستاگرامی نیز به بال کمکی این بازار تبدیل شده‌اند.

دلالان خیابانی، سفارش‌ها را آنلاین می‌گیرند و دارویی را که در هیچ داروخانه‌ای یافت نمی‌شود، با پیک و با قیمت‌های نجومی به در منازل بیماران می‌فرستند. این فرآیند مظلومیت بیمارانی را به تصویر می‌کشد که میان درد بیماری و عذاب تامین هزینه‌های کمرشکن دارو متلاشی می‌شوند. تا زمانی که ساختار تخصیص و توزیع دارو در شبکه رسمی ترمیم نشود و تا زمانی که خطوط تامین دارویی کشور با فقر ناگهانی مواجه باشند، ناصرخسرو با همان قدرت، در سایه ناچاری مردم، به حیات تجاری و سیاهش ادامه خواهد داد.

ارسال نظر

آخرین اخبار