EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۹۷۶۲
بررسی پراکندگی جغرافیایی و ترکیب مدارس رتبه‌های برتر کنکور ۱۴۰۵

سکوی برترین‌ها به دور از مدرسه عادی/ سهم مدارس دولتی عادی از رتبه های برتر کنکور ۷٫۹ درصد است

بیش از نیمی از برترین‌ها از تهران آمده‌اند

تحریریه آوش/ در نقشه جغرافیایی، تهران با ۲۱ رتبه از ۴۰ رتبه، سهم ۵۲٫۵ درصدی دارد. این سهم از مجموع سهم تمام شهرهای دیگر بیشتر است و دو رتبه ریاضی، چهار رتبه تجربی، شش رتبه انسانی، هر پنج رتبه هنر و چهار رتبه زبان‌های خارجی به داوطلبان شهر تهران رسیده است.۴۰ رتبه میان ۱۵ شهر توزیع شده که تهران، قائم‌شهر، آمل، بابل، کرمان، یزد، قزوین، همدان، کرج، تبریز، کرمانشاه، شیراز، بجنورد، میبد و لنجان از این جمله هستند. از این تعداد، ۳۲ رتبه، معادل ۸۰ درصد، متعلق به مراکز استان‌هاست

سکوی برترین‌ها به دور از مدرسه عادی/ سهم مدارس دولتی عادی از رتبه های برتر کنکور ۷٫۹ درصد است

پشت نام‌ها و رتبه‌های برتر کنکور ۱۴۰۵، نقشه دیگری از آموزش در ایران دیده می‌شود؛ نقشه‌ای که در آن تهران به‌تنهایی بیش از نیمی از ۴۰ رتبه برتر را در اختیار دارد، و مدارس سمپاد همچنان بیشترین سهم را از برترین‌ها می‌برند و سهم مدارس دولتی عادی، در میان ۳۸ داوطلبی که نوع مدرسه آن ها بررسی شده، تنها سه نفر است.اگرچه تیتر گمراه کننده برخی رسانه ها درباره «سهم ۲۶ درصدی دولتی‌ها» از افزایش حضور این مدارس خبر می‌دهد، اما تفکیک همان آمار نشان می‌دهد بخش عمده این سهم متعلق به نمونه دولتی‌هاست.فهرست امسال، نیز روایت موفقیت دانش‌آموزانی از تهران تا بجنورد و قائم‌شهر است و هم پرسشی درباره فاصله‌ای که میان مدرسه عادی و سکوی برترین‌های کنکور باقی مانده است.اعلام اسامی نفرات برتر کنکور، هر سال با تبریک، مصاحبه و روایت ساعت‌های مطالعه همراه می‌شود.

دانش‌آموزانی که پس از ماه‌ها تلاش، نامشان در صدر فهرست قرار گرفته و خانواده‌ها و معلمانی که در این موفقیت سهیم بوده‌اند اما این فهرست، در کنار داستان‌های فردی، اطلاعاتی درباره ساختار فرصت‌های آموزشی نیز در خود دارد که برترین‌ها در کدام شهرها زندگی کرده‌اند، در چه مدارسی درس خوانده‌اند و سهم دانش‌آموزان مدارس عادی از این رقابت چقدر بوده است؟

کنکور ۱۴۰۵ پس از تأخیرهای ناشی از جنگ و مشکلات مربوط به آماده‌شدن سوابق تحصیلی، به مرحله اعلام نتایج رسید. این آزمون با حضور یک میلیون و ۷۰ هزار و ۲۴۱ متقاضی در روزهای ۲۹ و ۳۰ مرداد، در ۴۱۵ شهرستان برگزار شد.اسامی برترین‌ها نیز در ۱۱ مهر اعلام شد و انتشار نتایج اولیه سایر داوطلبان برای روز بعد در نظر گرفته شده بود و فهرست برگزیدگان شامل ۱۰ نفر در هر یک از گروه‌های ریاضی، تجربی و انسانی و پنج نفر در هر یک از گروه‌های هنر و زبان‌های خارجی است.

اما این ۴۰ نفر، نماینده تمام واقعیت کنکور نیستند؛ نه وضعیت همه پذیرفته‌شدگان دانشگاه‌ها را نشان می‌دهند و نه برای تعیین کیفیت آموزش در یک استان کافی‌اند.بااین‌حال، ترکیب آن ها نقطه شروع مهمی برای بررسی تمرکز موفقیت در بالاترین رتبه‌هاست؛ به‌ویژه وقتی نوع مدرسه و محل زندگی کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.
 

عدد ۲۶ درصد، سهم مدرسه عادی نیست

کما این که بررسی نوع مدرسه ۳۸ نفر از ۴۰ رتبه برتر است. مطابق این بررسی، حدود ۶۳ درصد از برترین‌های دارای اطلاعات مدرسه، دانش‌آموز سمپاد بوده‌اند، حدود ۲۶ درصد در دسته‌ای شامل مدارس دولتی عادی، نمونه دولتی و شاهد قرار گرفته‌اند و حدود ۱۱ درصد نیز از مدارس غیردولتی آمده‌اند.

اما برای فهم وضعیت مدرسه عادی، باید عدد ۲۶ درصد را باز کرد. این گروه شامل ۱۰ دانش‌آموز است که شش نفر از مدارس نمونه دولتی، یک نفر از مدرسه شاهد و فقط سه نفر از مدارس دولتی عادی هستند. بنابراین، سهم مدرسه دولتی عادی از ۳۸ رتبه بررسی‌شده، حدود ۷٫۹ درصد است؛ درحالی‌که نمونه دولتی‌ها به‌تنهایی حدود ۱۵٫۸ درصد و مدرسه شاهد حدود ۲٫۶ درصد سهم دارند.

تفاوت این دو تصویر اساسی است. عبارت «سهم ۲۶ درصدی دولتی‌ها» ممکن است این برداشت را ایجاد کند که حدود یک‌چهارم برترین‌ها از مدارس عادی دولتی آمده‌اند؛ اما داده‌های خود گزارش نشان می‌دهد سهم این مدارس کمتر از یک‌دوازدهم جمعیت بررسی‌شده است و شش نفر از هر ۱۰ نفری که در دسته تجمیعی دولتی‌ها قرار گرفته‌اند، دانش‌آموز نمونه دولتی بوده‌اند.

از سوی دیگر، دو نفر از فهرست ۴۰ نفره در بررسی نوع مدرسه پوشش داده نشده‌اند. در نتیجه، این درصدها باید به همان ۳۸ نفر نسبت داده شود و نمی‌توان بدون روشن‌شدن وضعیت آن دو نفر، ترکیب قطعی مدارس تمام برترین‌ها را اعلام کرد. با وجود این محدودیت، فاصله میان سه نماینده مدرسه عادی و حضور گسترده مدارس سمپاد، مسئله‌ای روشن و قابل بررسی است.

کنکور

سمپاد؛ تمرکز موفقیت و مساله گزینش

سهم حدود ۶۳ درصدی سمپاد، معادل حدود ۲۴ نفر از ۳۸ رتبه بررسی‌شده و در گروه تجربی، این تمرکز شدیدتر می‌شود که ۹ نفر از ۱۰ رتبه برتر این گروه در مدارس سمپاد تحصیل کرده‌اند و به این ترتیب، در صدر یکی از پررقابت‌ترین گروه‌های آزمایشی، تنها یک نفر خارج از این دسته مدارس قرار دارد.

بااین‌حال، تفسیر این برتری به دقت نیاز دارد. مدارس سمپاد دانش‌آموزان خود را از مسیر گزینش علمی جذب می‌کنند. بنابراین، ترکیب دانش‌آموزان آن ها از ابتدا با مدارس عادی یکسان نیست.

سهم بالای این مدارس می‌تواند حاصل مجموعه‌ای از عوامل باشد که توانایی و پشتکار دانش‌آموزان پذیرفته‌شده، فضای رقابتی مدرسه، کیفیت آموزش و حمایت‌های بیرون از مدرسه. از این فهرست به‌تنهایی نمی‌توان سهم هر عامل را تعیین کرد. در مقابل، موفقیت سمپاد پرسشی درباره جایگاه مدرسه عادی ایجاد می‌کند که آیا نظام آموزشی توانسته فرصت رشد کافی را برای دانش‌آموز مستعدی که وارد مدرسه گزینشی نشده، فراهم کند؟ آیا استعداد در مدرسه عادی نیز به همان اندازه امکان شناسایی، حمایت و پرورش دارد؟

کنکور

غیردولتی‌ها؛ سهم محدود در صدر جدول

مدارس غیردولتی یا غیرانتفاعی، اما مطابق درصدهای گزارش، حدود چهار نفر از ۳۸ رتبه بررسی‌شده را در اختیار دارند؛ سهمی نزدیک به ۱۰٫۵ درصد که به‌صورت گرد‌شده ۱۱ درصد اعلام شده است.این میزان از سهم مدارس عادی بیشتر است، اما فاصله زیادی با سمپاد دارد.

این عدد مانع از آن می‌شود که تمام برترین‌های کنکور را محصول مدارس خصوصی معرفی کنیم. بااین‌حال، نوع مدرسه به‌تنهایی میزان هزینه آموزشی خانواده را نشان نمی‌دهد. دانش‌آموز یک مدرسه دولتی یا سمپاد ممکن است از کلاس خصوصی، آزمون آزمایشی و منابع کمک‌آموزشی استفاده کرده باشد؛ همان‌طور که نمی‌توان همه مدارس غیردولتی را از نظر شهریه، کیفیت و امکانات یکسان دانست.
 

تهران؛ بیش از نیمی از سکوی برترین‌ها

از سوی دیگر در نقشه جغرافیایی، تهران با ۲۱ رتبه از ۴۰ رتبه، سهم ۵۲٫۵ درصدی دارد. این سهم از مجموع سهم تمام شهرهای دیگر بیشتر است و دو رتبه ریاضی، چهار رتبه تجربی، شش رتبه انسانی، هر پنج رتبه هنر و چهار رتبه زبان‌های خارجی به داوطلبان شهر تهران رسیده است.
اما تمرکز در پایتخت، در همه رشته‌ها شدت یکسانی ندارد. سهم تهران در ریاضی ۲۰ درصد، در تجربی ۴۰ درصد و در انسانی ۶۰ درصد است.
این عدد در زبان‌های خارجی به ۸۰ درصد و در هنر به ۱۰۰ درصد می‌رسد و بنابراین، عبارت کلی «نیمی از برترین‌ها تهرانی‌اند» تفاوت مهم میان گروه‌ها را پنهان می‌کند؛ در بعضی رشته‌ها امکان حضور شهرهای دیگر بیشتر بوده و در بعضی، صدر جدول تقریباً به پایتخت محدود شده است.

برای تفسیر این وضعیت باید سهم تهران از کل داوطلبان هر گروه مشخص باشد و بدون چنین اطلاعاتی، نمی‌توان اندازه دقیق برتری آماری تهران را نسبت به جمعیت شرکت‌کنندگان محاسبه کرد.

بااین‌حال، تمرکز کامل رتبه‌های نخست هنر و حضور چهار تهرانی در میان پنج رتبه زبان، ضرورت بررسی دسترسی جغرافیایی به آموزش تخصصی را برجسته می‌کند.

چنان که گویا دسترسی به مدرسه، معلم متخصص، آموزشگاه، منابع و محیط آموزشی از جمله عواملی است که باید در این بررسی سنجیده شود. این فهرست علت تمرکز را اثبات نمی‌کند، اما محل طرح پرسش را نشان می‌دهد: چرا در برخی گروه‌ها، سهم شهرهای خارج از تهران تا این اندازه محدود شده است؟
 

مازندران؛ صاحب نیمی از ده رتبه نخست ریاضی

در کنار تمرکز تهران، مازندران الگوی متفاوتی دارد. شمارش فهرست نشان می‌دهد این استان شش رتبه از ۴۰ رتبه، معادل ۱۵ درصد، را به دست آورده است؛ پنج رتبه در ریاضی و یک رتبه در انسانی. عدد چهار رتبه که در یکی از گزارش‌ها آمده، با اسامی درج‌شده در همان متن سازگار نیست.

اشکان کریمی از قائم‌شهر، امیرکیان رئیسی بهان از آمل و امیرحسین جعفری از بابل، سه رتبه نخست ریاضی را کسب کرده‌اند. نیلسا حیدریان از آمل در رتبه پنجم و اوستا نوشیروان‌پور از قائم‌شهر در رتبه دهم قرار گرفته‌اند. محمدحسین تقدیسی لاریجانی از قائم‌شهر نیز رتبه چهارم انسانی را به دست آورده است.

در نتیجه، نیمی از ۱۰ رتبه نخست ریاضی از سه شهر مازندران آمده‌اند. قائم‌شهر در مجموع سه نماینده، آمل دو نماینده و بابل یک نماینده دارد. این حضور نشان می‌دهد تمرکز موفقیت در پایتخت، در همه رشته‌ها به یک شکل تکرار نشده است.

اما موفقیت چند دانش‌آموز، به‌تنهایی برای داوری درباره وضعیت آموزشی همه دانش‌آموزان مازندران کافی نیست. برای شناخت این الگو باید مدارس محل تحصیل، امکانات آموزشی و وضعیت گسترده‌تر نتایج استان بررسی شود؛ تا روشن شود این موفقیت تا چه اندازه فراگیر و تا چه اندازه متمرکز در چند مدرسه بوده است.

کنکور

نقشه برای ۱۲ استان؛ ۱۹ استان بدون نماینده

پس از تهران و مازندران، سه استان همدان، آذربایجان شرقی و یزد، هر کدام دو رتبه و سهم پنج‌درصدی دارند.

دو رتبه همدان در تجربی به دست آمده، دو رتبه آذربایجان شرقی میان تجربی و انسانی توزیع شده و یزد نیز یک رتبه در ریاضی و یک رتبه در انسانی دارد.کرمان، قزوین، البرز، کرمانشاه، فارس، خراسان شمالی و اصفهان هم هر کدام یک نماینده، معادل ۲٫۵ درصد، دارند. جمع این اعداد، ۴۰ رتبه از ۱۲ استان است. بنابراین، برخلاف برخی جمع‌بندی‌های ارسالی، فهرست اسامی از حضور ۱۳ استان حکایت ندارد. قم در این فهرست نماینده‌ای ندارد و لنجانِ اصفهان نیز نباید با زنجان اشتباه گرفته شود.

به این ترتیب، ۱۹ استان در این جمع محدود نماینده ندارند. این غیبت به معنای نبود دانش‌آموز موفق یا پذیرفته‌شده در رشته‌های مطلوب در آن استان‌ها نیست؛ فقط نشان می‌دهد بالاترین رتبه‌های اعلام‌شده، در بخشی از جغرافیای کشور متمرکز شده‌اند.تهران و مازندران روی‌هم ۲۷ رتبه، معادل ۶۷٫۵ درصد فهرست، را در اختیار دارند. یک‌سوم باقی‌مانده میان ۱۰ استان توزیع شده است. این نسبت، تمرکز جغرافیایی صدر جدول را روشن‌تر از صرف شمارش استان‌های دارای نماینده نشان می‌دهد.

کنکور

 

۱۵ شهر؛ برتری مراکز استان‌ها

نقشه شهرها نیز الگوی مشخصی دارد.  ۴۰ رتبه میان ۱۵ شهر توزیع شده که تهران، قائم‌شهر، آمل، بابل، کرمان، یزد، قزوین، همدان، کرج، تبریز، کرمانشاه، شیراز، بجنورد، میبد و لنجان از این جمله هستند. از این تعداد، ۳۲ رتبه، معادل ۸۰ درصد، متعلق به مراکز استان‌هاست.

هشت رتبه دیگر در پنج شهر غیرمرکز استان قرار دارد و از جمله  قائم‌شهر با سه رتبه، آمل با دو رتبه و بابل، میبد و لنجان هر کدام با یک رتبه در این دسته هستند.

تهران با ۲۱ رتبه، فاصله زیادی با تمام شهرهای دیگر دارد و تبریز و همدان هر کدام دو نماینده دارند و کرج، شیراز و کرمانشاه نیز هر کدام یک نماینده؛ بااین‌حال، قائم‌شهر با سه رتبه، از نظر تعداد برترین‌ها بالاتر از هر یک از این شهرها قرار گرفته است.

بنابراین، الگو را نمی‌توان صرفاً به برتری شهرهای بزرگ تقلیل داد؛ تمرکز در چند شهر و احتمالاً چند مجموعه آموزشی، موضوع دقیق‌تری برای بررسی است.اما در انسانی، رتبه نخست از بجنورد آمده و رتبه سوم متعلق به میبد است. این موفقیت‌ها نشان می‌دهد راه رسیدن به صدر جدول خارج از تهران نیز باز است؛ اما وجود چند مسیر موفق، به‌تنهایی برابری فرصت‌ها را ثابت نمی‌کند.
 

دختران و پسران و تفاوت میان رشته‌ها

از سوی دیگر در ترکیب جنسیتی فهرست، ۲۳ رتبه به پسران و ۱۷ رتبه به دختران رسیده است؛ به‌ترتیب ۵۷٫۵ و ۴۲٫۵ درصد سهم دختران و پسران است اما این نسبت کلی، تفاوت رشته‌ها را می‌پوشاند.
در ریاضی و تجربی، در هر گروه ۹ نفر از ۱۰ نفر نخست پسر هستند و در مقابل، هر پنج رتبه هنر به دختران رسیده و در زبان‌های خارجی نیز چهار نفر از پنج نفر نخست دخترند. در انسانی، دختران شش رتبه از ۱۰ رتبه را در اختیار دارند.
برای تحلیل این تفاوت باید ترکیب جنسیتی داوطلبان هر گروه، انتخاب رشته‌های دبیرستانی و شرایط آموزشی بررسی شود. مقایسه تعداد دختران و پسران در جمع ۴۰ نفر با نسبت جنسیتی کل شرکت‌کنندگان، بدون توجه به تفاوت گروه‌ها، برای نتیجه‌گیری درباره عملکرد دو جنس کافی نیست.

کنکور

مدرسه عادی، در حاشیه رقابت

با کنار هم گذاشتن این داده‌ها، مساله اصلی آشکارتر می‌شود که فرصت رسیدن به بالاترین رتبه‌ها، میان انواع مدارس و مناطق جغرافیایی به یک شکل توزیع نشده است. در فهرست دارای اطلاعات مدرسه، سهم دولتی عادی فقط سه نفر است؛ درحالی‌که سمپاد حدود ۲۴ نماینده و نمونه دولتی شش نماینده دارد.

برای سنجش دقیق این فاصله، باید سهم هر نوع مدرسه از دانش‌آموزان پایه دوازدهم و داوطلبان کنکور معلوم باشد. همچنین لازم است نتایج فقط به ۴۰ نفر محدود نماند و ترکیب مدارس در رتبه‌های زیر هزار و پذیرفته‌شدگان رشته‌های پرمتقاضی بررسی شود. اطلاعات مربوط به کمبود معلم، تراکم کلاس، امکانات آموزشی و هزینه آموزش بیرون از مدرسه نیز برای توضیح وضعیت ضروری است.

بااین‌حال، محدودیت داده‌ها پرسش اصلی را از میان نمی‌برد. مدرسه دولتی عادی باید بتواند برای دانش‌آموز خود مسیر رشد و رقابت فراهم کند؛ مسیری که وابستگی آن به خرید آموزش تکمیلی یا ورود به مدارس گزینشی، تا حد امکان کاهش یابد. سنجش عملکرد نظام آموزشی نیز باید نشان دهد این امکان تا چه اندازه در دسترس دانش‌آموزان قرار گرفته است. موفقیت برترین‌های کنکور، حاصل تلاش‌هایی است که سزاوار احترام‌اند اما در کنار تبریک به برندگان، باید درباره کسانی پرسید که با امکانات متفاوت وارد همین رقابت شده‌اند؛ چرا که اساسا آزمون مشترک، به‌خودی‌خود شرایط آموزش پیش از آزمون را مشترک نمی‌کند.

فهرست کنکور ۱۴۰۵ دو تصویر را هم‌زمان پیش چشم می‌گذارد که دانش‌آموزانی از تهران، قائم‌شهر، همدان، بجنورد و شهرهای دیگر به صدر رسیده‌اند؛ و مدرسه دولتی عادی که در میان ۳۸ رتبه با مدرسه مشخص، فقط سه نماینده دارد. این یعنی فاصله‌ای که باید توضیح داده شود، دقیقا همین‌جاست و موضوع فقط این نیست که چه کسی اول شده؛ مساله شاید این است که چند دانش‌آموز، پیش از رسیدن به جلسه آزمون، فرصت کافی برای اول‌شدن داشته‌اند.

ارسال نظر

آخرین اخبار