EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۰۰۰۹

شمشیربازی ایران در ناگویا؛ یک برنز برای پنهان کردن یک عقبگرد بزرگ

پرونده شمشیربازی ایران در بازی‌های آسیایی ناگویا با یک مدال برنز بسته شد؛ مدالی که علی پاکدامن برای کاروان ایران به ارمغان آورد، اما همزمان یک سؤال جدی را هم دوباره مطرح کرد: شمشیربازی ایران قرار است تا چه زمانی به ستاره‌های نسل گذشته تکیه کند؟

شمشیربازی ایران در ناگویا؛ یک برنز برای پنهان کردن یک عقبگرد بزرگ

پنج نماینده ایران در ناگویا به میدان رفتند، اما سهم این رشته از سکوی آسیایی تنها همان برنز پاکدامن بود. نه در بخش انفرادی زنان اتفاق ویژه‌ای رقم خورد و نه تیم سابر مردان توانست خاطره مدال‌های دوره‌های گذشته را تکرار کند. نتیجه‌ای که اگر در کنار کارنامه سال‌های اخیر قرار بگیرد، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک ناکامی مقطعی دانست.

پاکدامن ماند و یک مدال

در میان پنج شمشیرباز ایرانی حاضر در ناگویا، باز هم این علی پاکدامن بود که توانست پرچم شمشیربازی را روی سکو نگه دارد. او پس از عبور از مراحل ابتدایی، در یک‌چهارم نهایی مقابل محمد فتوحی قرار گرفت و با پیروزی برابر هم‌تیمی خود به جمع چهار نفر پایانی رسید. با این حال، شکست مقابل شن چن‌پنگ از چین در مرحله نیمه‌نهایی، مسیر او را به سمت مدال برنز برد.

photo_5888999483012486077_w

برنز پاکدامن به خودی خود نتیجه قابل احترامی است، اما مسئله اصلی جای دیگری قرار دارد؛ اینکه در یکی از رشته‌های مدال‌آور سنتی ورزش ایران، بار دیگر یک چهره باتجربه باید جور یک تیم را بکشد. وقتی بخش قابل توجهی از امید یک رشته به شمشیربازیگری وابسته می‌شود که سال‌هاست در ترکیب تیم ملی حضور دارد، باید درباره پشتوانه‌سازی آن رشته سؤال‌های جدی‌تری مطرح کرد.

تیمی که از سکو دور ماند

در بخش تیمی، علی پاکدامن، محمد فتوحی، نیما زاهدی و طاها کارگرپور نتوانستند به جمع مدال‌آوران برسند؛ اتفاقی که با توجه به سابقه سابر ایران در بازی‌های آسیایی، نتیجه‌ای قابل تأمل است. ایران در سال‌های گذشته بارها از رقابت تیمی صاحب مدال شده بود و سابر مردان یکی از امیدهای ثابت کاروان در بازی‌های آسیایی محسوب می‌شد. اما در ناگویا این روند متوقف شد تا یک مدال انفرادی، تمام سهم شمشیربازی ایران از این رقابت‌ها باشد.

photo_5882246999854223412_y

بانوان هم خبری از تغییر نبود

در بخش زنان نیز نجمه سازنجیان نتوانست از مرحله یک‌شانزدهم نهایی عبور کند. او پس از صعود از دور گروهی و پیروزی مقابل نماینده قزاقستان، در جمع ۱۶ نفر برتر برابر زینب ازبکستان شکست خورد و از ادامه رقابت‌ها کنار رفت. سازنجیان که سیزدهمین سال حضورش در تیم ملی را پشت سر می‌گذارد، در ۳۰ سالگی همچنان یکی از چهره‌های اصلی سابر زنان ایران است؛ اما نتیجه ناگویا نشان داد که در این بخش نیز فاصله با مدعیان آسیایی همچنان جدی است.

از نقره اینچئون تا برنز ناگویا

برای درک ابعاد افت شمشیربازی ایران، کافی است نتایج چهار دوره اخیر بازی‌های آسیایی را کنار هم بگذاریم. در اینچئون ۲۰۱۴، سابر مردان ایران با مجتبی عابدینی، علی پاکدامن و محمد رهبری به مدال نقره رسید. چهار سال بعد در جاکارتا، ایران هم در بخش انفرادی و هم تیمی روی سکو رفت؛ برنز پاکدامن و نقره تیم سابر حاصل کار شمشیربازان ایرانی بود. در هانگژو ۲۰۲۲ نیز تیم سابر با ترکیب پاکدامن، فرزاد باهر، محمد فتوحی و محمد رهبری مدال برنز گرفت. حالا در ناگویا، پس از سه دوره متوالی حضور روی سکو با مدال‌های نقره و برنز، کار به تنها یک برنز انفرادی رسیده است. این روند به‌روشنی نشان می‌دهد که مسئله فقط یک روز بد یا یک دوره ناموفق نیست؛ شیب عملکرد شمشیربازی ایران در بازی‌های آسیایی نزولی شده است.

آقای پورسلمان، ناگویا خوش گذشت؟

اما وقتی قرار است درباره این سقوط حرف بزنیم، نمی‌شود فقط ورزشکاران و تغییر نسل را زیر ذره‌بین برد. بخش مهمی از سؤال متوجه مدیریت فدراسیون است؛ مدیریتی که امروز باید درباره نتیجه‌ای که به دست آمده، پاسخ داشته باشد.

1405070109301113738302404

علیرضا پورسلمان، رئیس فدراسیون شمشیربازی، در شرایطی در ناگویا دیده شد که نامش در فهرست اعزامی کاروان ایران قرار نداشت. اینجا یک سؤال ساده مطرح می‌شود: اگر قرار نبود رئیس فدراسیون به عنوان عضو کاروان اعزام شود، حضور او در سالن مسابقات چه ضرورتی داشت؟ و اساساً دبیر فدراسیون با چه مأموریتی راهی ناگویا شد؟ این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که حضور مدیران شمشیربازی را در کنار نتایج به دست آمده قرار دهیم. انتظار طبیعی از رئیس و دبیر یک فدراسیون این است که در مهم‌ترین میدان آسیایی، تمام تمرکز خود را روی تیم و ورزشکاران خود بگذارند؛ مسابقات را از نزدیک دنبال کنند، کنار ورزشکاران باشند و پاسخگوی عملکرد رشته‌شان باشند. اما وقتی یک فدراسیون با چنین نتیجه‌ای مواجه می‌شود، طبیعی است که درباره ضرورت این سفر، هزینه‌های آن و اولویت‌های مدیریتی سؤال شود.

به‌خصوص اینکه پس از پایان حضور شمشیربازان، یکی از این دو نفر در رویدادهای وزنه‌برداری و کشتی نیز دیده شد و حدود یک هفته بعد به تهران بازگشت. در نهایت، این سؤال برای افکار عمومی باقی می‌ماند که در این رفت‌وآمدها و حضورهای مختلف، سهم واقعی شمشیربازی چه بود؟ رشته‌ای که در همان ناگویا یکی از ضعیف‌ترین نتایج سال‌های اخیر خود را ثبت کرد. مسئله این نیست که یک مدیر نباید در سایر رشته‌ها حاضر شود؛ مسئله این است که وقتی فدراسیون تحت مدیریت او در مهم‌ترین میدان آسیایی با چنین کارنامه‌ای روبه‌رو شده، اولویت‌ها باید روشن باشد. اگر همه چیز مهم بوده جز خود شمشیربازی، امروز حق ورزشکاران و افکار عمومی است که درباره این اولویت‌بندی توضیح بخواهند.

نسلی که هنوز جای نسل طلایی را نگرفته

بخشی از افت فعلی را می‌توان به تغییر نسل نسبت داد. نسلی که سال‌ها برای ایران مدال گرفت، امروز دیگر در اوج سال‌های ورزشی خود قرار ندارد و طبیعی است که جایگزین کردن نفراتی مانند عابدینی، پاکدامن، باهر، فتوحی و رهبری ساده نباشد.

اما مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که نسل جدید، بعد از چند سال حضور در تیم ملی، هنوز نتوانسته نشانه‌های روشنی از رسیدن به سطح مدال‌آوری نشان دهد. نیما زاهدی و طاها کارگرپور در ناگویا تجربه یک میدان بزرگ آسیایی را به دست آوردند، اما تجربه زمانی ارزشمند است که به رشد فنی و در نهایت رقابت برای مدال منجر شود. اگر قرار باشد هر بار در یک تورنمنت مهم، تمام امیدها به یک چهره باتجربه گره بخورد، تغییر نسل عملاً فقط تغییر نام‌ها خواهد بود، نه ساختن یک تیم جدید.

مسئله فقط شمشیرها نیست

شمشیربازی ایران در سال‌های اخیر علاوه بر نتایج نه‌چندان امیدوارکننده، با حاشیه‌ها و اختلافات مختلف میان ورزشکاران، مربیان و مدیران نیز روبه‌رو بوده است. مجموعه این اتفاقات تصویری از رشته‌ای ارائه می‌کند که بیش از یک تغییر در ترکیب تیم ملی به آرامش و بازنگری نیاز دارد.

شمشیربازی یک رشته المپیکی است و ایران سال‌ها در سطح آسیا و جهان برای خود جایگاه مشخصی داشته است. بنابراین نمی‌توان افت آن را تنها با عبارت «تغییر نسل» توضیح داد و از کنار سایر مشکلات عبور کرد. وقتی نتایج ضعیف در چندین رقابت بین‌المللی تکرار می‌شود، باید ساختار فنی، روند استعدادیابی، پشتوانه‌سازی و تصمیم‌های مدیریتی نیز مورد ارزیابی قرار بگیرد.

یک برنز؛ زنگ هشدار، نه نقطه پایان

مدال برنز علی پاکدامن ارزش خود را دارد و نباید موفقیت یک ورزشکار را کوچک شمرد، اما این مدال نباید تبدیل به پوششی برای مشکلات عمیق‌تر شمشیربازی ایران شود. ناگویا نشان داد که این رشته هنوز می‌تواند با تکیه بر تجربه ستاره‌های قدیمی به مدال برسد، اما همزمان نشان داد فاصله نسل جدید با آن سطح از موفقیت همچنان زیاد است. اگر برای این فاصله چاره‌ای اندیشیده نشود، ممکن است در دوره‌های بعدی حتی همان یک مدال هم به سختی به دست بیاید.

شمشیربازی ایران زمانی یکی از امیدهای ثابت کاروان در بازی‌های آسیایی بود؛ حالا اما باید به جای دلخوش شدن به یک برنز، به این سؤال پاسخ بدهد که چرا از چند سکوی مدال‌آوری به یک مدال رسیده است.

و شاید مهم‌تر از همه، مدیران این رشته باید پاسخ دهند که برای تغییر این مسیر چه برنامه‌ای دارند؛ چون با یک برنز می‌توان یک کارنامه را بست، اما نمی‌توان روی یک بحران مدیریتی و فنی سرپوش گذاشت.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار