قلعهنویی در دوراهی بزرگ خط حمله؛ کدام زوج؟
تیم ملی فوتبال ایران در حالی وارد فاز جدید آمادهسازی برای جام جهانی ۲۰۲۶ شده که صعودش از مدتها قبل قطعی شده، اما حواشی و ابهامها همچنان دست از سر این تیم برنمیدارند. مهمترین آنها، شاید تعیین تکلیف خط حمله باشد؛ معمایی که در سالهای گذشته پاسخ مشخصی داشت، اما حالا دیگر به این سادگی نیست.
در سالهای اخیر، ترکیب طارمی و سردار آزمون بهعنوان زوج اصلی خط حمله، کمچالشترین تصمیم کادرفنی بوده است. دو مهاجمی که نهتنها از نظر آماری جزو بهترین گلزنان تاریخ تیم ملی محسوب میشوند، بلکه از نظر هماهنگی هم امتحان خود را پس دادهاند. اما حالا شرایط تغییر کرده؛ عدم حضور سردار آزمون در اردوهای اخیر، این احتمال را مطرح کرده که شاید تیم ملی مجبور به عبور از این زوج کلاسیک شود. اگر او به تیم ملی بازگردد، معادله ساده میشود؛ اما اگر این اتفاق رخ ندهد، قلعهنویی باید از میان گزینههایی که هرکدام نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارند، انتخابی حساس انجام دهد.
حسینزاده؛ آمادهترین گزینه داخلی
در میان گزینههای موجود، امیرحسین حسینزاده بیش از دیگران به ترکیب اصلی نزدیک به نظر میرسد. او در یکی دو فصل اخیر، یکی از درخشانترین بازیکنان لیگ برتر بوده و در این فصل هم با عملکردی موثر و آمار گلزنی قابل توجه، جایگاه خود را تثبیت کرده است. ویژگی مهم حسینزاده، توانایی بازی در چند پست هجومی و مشارکت در روند بازیسازی است؛ خصوصیتی که میتواند در کنار طارمی، بهویژه در سیستمهایی که مهاجم نوک نقش شناور دارد، به کار تیم ملی بیاید.
علیپور؛ برگ برنده آشنایی
علی علیپور، گزینهای است که یک مزیت مهم نسبت به سایر رقبا دارد؛ شناخت قبلی از طارمی. این دو در دوران حضورشان در پرسپولیس، زوج موفقی را تشکیل داده بودند و همین هماهنگی میتواند در سطح ملی هم به کمک تیم بیاید. علیپور در این فصل هم عملکرد قابل قبولی داشته و بهترین گلزن تیمش بوده، اما باید دید این فاکتور برای جلب نظر کادرفنی کافی خواهد بود یا نه.
اکرت؛ گزینه اروپایی با ابهام
دنیس اکرت، یکی از متفاوتترین گزینههای خط حمله است. مهاجمی که در فوتبال اروپا بازی میکند و از این نظر میتواند تجربهای متفاوت به خط حمله تیم ملی اضافه کند. با این حال، دو نکته درباره او وجود دارد؛ نخست اینکه هنوز شرایط کامل حضور در تیم ملی را از نظر اداری پیدا نکرده و دوم اینکه آمار گلزنیاش در باشگاه چندان چشمگیر نیست. همین موضوع باعث شده حضورش در ترکیب اصلی با تردیدهایی همراه باشد.
مغانلو؛ فیزیکی اما محدود
شهریار مغانلو هم یکی دیگر از گزینههای در دسترس است؛ مهاجمی که از نظر آماری وضعیت بدی ندارد، اما سبک بازیاش ممکن است با نیازهای تاکتیکی تیم ملی همخوانی کامل نداشته باشد. قلعهنویی معمولاً تمایل چندانی به استفاده همزمان از دو مهاجم فیزیکی ندارد و همین مسئله شانس مغانلو را کاهش میدهد، بهویژه اگر قرار باشد طارمی نقش محوری در خط حمله داشته باشد.
جوانها؛ بیشتر برای آینده تا حال
در کنار این گزینهها، نامهایی مثل کسری طاهری، احسان محروقی و پوریا شهرآبادی هم مطرح هستند؛ بازیکنانی جوان که حضورشان بیشتر بهعنوان سرمایهگذاری برای آینده تلقی میشود. کمبود تجربه ملی، مهمترین مانع برای آنهاست و بعید به نظر میرسد در چنین مقطع حساسی، به گزینههای اصلی برای حضور در ترکیب تبدیل شوند.
تصمیمی فراتر از یک انتخاب ساده
واقعیت این است که انتخاب شریک طارمی، فقط یک تصمیم فنی ساده نیست؛ این انتخاب میتواند شکل بازی تیم ملی را در جام جهانی تعیین کند. اگر تیم به سمت بازی ترکیبی و شناور برود، گزینهای مثل حسینزاده یا حتی علیپور میتواند مناسبتر باشد. اگر هم نیاز به حضور یک مهاجم کلاسیک باشد، مغانلو یا اکرت در معادله باقی میمانند.
در نهایت، همهچیز به یک سؤال کلیدی برمیگردد: آیا سردار آزمون به تیم ملی بازمیگردد یا نه که البته بعید به نظر می رسد! پاسخ این سؤال، میتواند معمای خط حمله را در همان ابتدا حل کند. در غیر این صورت، قلعهنویی باید یکی از مهمترین تصمیمهای دوران مربیگریاش را بگیرد؛ تصمیمی که شاید سرنوشت خط حمله ایران در جام جهانی را رقم بزند.