یک بام و دو هوای تیم ملی!
فوتبال ایران دوباره وارد همان تونل همیشگی بلاتکلیفی شده؛ جایی که تصمیمها نه روی زمین چمن، بلکه پشت درهای بسته و میان ابهامهای سیاسی و مدیریتی گرفته میشود.
از یک سو، مهدی تاج با اطمینان از برگزاری بازیهای تدارکاتی «قوی» در خردادماه حرف میزند؛ برنامهریزی برای دیدارهایی که قرار است تیم ملی را برای حضور در جام جهانی آماده کند. حتی صحبت از تقابل با تیمهایی مثل اسپانیا و برنامه اردو در ترکیه و آمریکا به میان آمده؛ نشانههایی از یک مسیر حرفهای و هدفمند.
اما در سوی دیگر، احمد دنیامالی از احتمالی حرف میزند که همه این برنامهها را زیر سوال میبرد: «شاید اصلا در جامجهانی شرکت نکنیم.» جملهای که مثل یک ترمز ناگهانی، تمام آنچه را که بهعنوان برنامهریزی مطرح شده، در هالهای از تردید فرو میبرد.
این تناقض، دقیقا همان «یک بام و دو هوا»یی است که سالهاست ورزش ایران، بهویژه فوتبال، با آن دستوپنجه نرم میکند. چطور ممکن است تیمی همزمان برای بازی در آمریکا برنامهریزی کند و در عین حال، احتمال عدم حضورش در همان تورنمنت روی میز باشد؟ این یعنی نه بازیکن میداند برای چه میجنگد، نه کادرفنی میداند تا کجا باید برنامه بچیند.
واقعیت این است که تیم ملی، بیش از هر زمان دیگری، نیاز به ثبات تصمیمگیری دارد. اگر قرار است سیاست تعیینکننده باشد، باید زودتر و شفافتر تکلیف روشن شود. اگر هم قرار است فوتبال مسیر خودش را برود، دیگر نباید هر روز با یک اظهارنظر متناقض، ذهن تیم را بههم ریخت.
در این میان، بیشترین آسیب را بازیکنانی میبینند که باید با تمرکز کامل آماده بزرگترین تورنمنت دنیا شوند، اما حالا میان «رفتن» و «نرفتن» معلق ماندهاند.
تیم ملی برای موفقیت در جام جهانی، قبل از هر چیز به یک تصمیم قطعی نیاز دارد؛ نه برنامههای نصفهنیمه و نه حرفهایی که هر روز مسیر را عوض میکند. این بلاتکلیفی، بزرگترین حریف فعلی فوتبال ایران است؛ حریفی که اگر شکستش ندهیم، حتی قبل از سوت شروع جام جهانی هم بازندهایم.
بارها نوشتیم و گفتیم که تیم ملی تحت هر شرایطی باید به جام جهانی برود و از این فرصت طلایی استفاده کند. جامجهانی جدا از برگزاری مسابقات فوتبال یک میدان بزرگ برای تبلیغ و ارسال پیام فرهنگی کشورها است و این بستر آماده باید مدنظر مسوولان ورزش و تصمیم گیرنده باشد.