درباره مستند «گلدونه، مش رحیم، صغرا و دیگران»/ اسماعیل خلج، وقتی جوان بود
مستند «گلدونه، مش رحیم، صغرا و دیگران» ساخته همایون امامی، میکوشد بخشی از تاریخ پرشکوه تئاتر ایران و گوشهای از کارنامه دیدنی اسماعیل خلج را روایت کند.
مستند «گلدونه، مش رحیم، صغرا و دیگران» برای دوستداران تئاتر یک فیلم دوست داشتنی کوچک است، اگر چه کامل و جامع نیست، گاهی الکن مینماید، و در سکانس پایانی به نظر می رسد که مقاومت خلج (سوژه اصلی فیلم) مانع از آن شده که همایون امامی بتواند کاوشی کامل از تئاتر ایران در دهه 40، تاسیس کارگاه نمایش، دلایل رشد و سپس افول آن ارائه دهد. اما هر چه هست، در این سرزمین که گذشته را پاس نمیداریم و سعی در فراموشی رویدادها و چهرهها داریم، «گلدونه....» مستندی قابل توجه است که از پس دغدغه و علاقه ساخته شده و سراغ چهرهای رفته که کمتر درباره اش نقد جدی خوانده ایم و حضورش در نمایش ایران، به درستی پاسداشته نشده است.
اسماعیل خلج در همین مستند، روحیه حساسش را نشان میدهد، فیلمسازی درباره چنین شخصیتی آسان نیست، از گذشته او، کمتر می دانیم و فیلمساز جز به صحبتهای این کارگردان و نمایشنامه نویس درباره کودکی و تحصیلش، به سند و مدرک دیگری رجوع نمیکند. آنچه فیلم را جذاب می کند، تصاویر آرشیوی از تئاترهای خلج در دهه 40 و 50 شمسی، دوران تولدِ کارگاه نمایش و نسلی تازه از تئاتر است که در کنار توجه به تئاتر روز دنیا، نمایشنامه های ایرانی با حال و هوا و شخصیت های ایرانی را روی صحنه بردند و به موفقیت رسیدند.
همایون امامی، روی خلج تمرکز می کند، اما در بررسی کارنامه چند وجهی او کم می آورد. به بازیگرانی که با خلج کار کردند و بعد، به شهرت رسیدن،. یا بازیگرانی که پس از انقلاب و با وجود به حاشیه رفتن خلج، نامدار و پرکار شدند اشاره نمیکند. در ترکیب بازیگران و گروه خلج، رضا ژیان، رضا رویگری، فریبرز سمندرپور و هوشنگ توکلی و حتی هوشنگ توزیع را می بینیم که هر یک می توانند قصه ای باشند، اما فیلمساز از این گروه میگذرد. اگر چه بخشی از موفقیت کارگاه نمایش و حتی وجه کارگردانی خلج، بازیگران آن سالها جوان تئاتر ایرانند. فیلمساز تلویحا، به این موضوع می پردازد که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ستاره خلج در تئاتر افول میکند، اما خلج راه به بررسی این کناره گیری و کم کاری (که سندی تاریخی است) نمیدهد. به همین دلیل نمیتواند به این موضوع مهم بپردازد که پس از پیروزی انقلاب و به حاشیه رفتن ستارههای سینمای پیش از انقلاب، سینما و تلویزیون به بازیگران و کارگردانان تئاتر، روی خوش نشان داد.
«مثل آباد» محصول سنت تئاتری پیش از انقلاب است، «سلطان و شبان» هم از دل آن تجربهها بیرون آمده و بسیاری از بازیگران تئاتری از جمله عزت الله انتظامی، علی نصیریان، رضا رویگری، پرویز پورحسینی، مهدی هاشمی، فخری خوروش، محمدعلی کشاورز و همنسلانشان در آن سینما پرکار و محبوب شدند. خلج در سال 64 مجموعه پربیننده «سایه همسایه» را کارگردانی و یکی از نقشهای آن را بازی کرد. مجموعهای کاملا متاثر از تجربه های تئاتریاش در نمایش ایرانی و توجه به شخصیتها و مناسبات ایرانی، فیلمنامه این سریال را محمود استادمحمد نمایشنامه نویس، کارگردان و بازیگر تئاتر نوشته بود. اما امامی حتی به این وجه از کارنامه خلج هم اشاره نکرد و با تمرکز بر کارگاه نمایش، به ادامه آن جنس تجربه تا یک دهه بعد در تلویزیون نپرداخت.
مستند «گلدونه....» کوششی قابل احترام برای ثبت بخشی از تاریخچه تئاتر ایران است، تماشای این فیلم با همه کمبودهایش جذاب است، هر چند برای مرور کارنامه اسماعیل خلج به عنوان یکی از سه نمایشنامه نویس برتر تاریخ تئاتر ایران، به پژوهشی سترگ و فیلمهایی بیشتر نیاز داریم.
مستند « گلدونه، مش رحیم، صغرا و دیگران» تولید مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، در شبکه نمایش خانگی در دسترس است.