«سرژ آواکیان» ؛ هنرمندی که مخترع بود/ مستندی برای نمایش شخصیت یک هنرمند
فیلم مستند «سرژ آواکیان» ساخته ابوالفضل کریمی اصل، در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درآمد. این مستند ۶۷ دقیقهای در قالب صد و بیستویکمین برنامه «مستنداتِ یکشنبه» اکران شد و غلامرضا آذری» استاد دانشگاه، فیلمپژوه و ارتباطشناس به همراه کارگردان درباره این اثر صحبت کردند.
ابوالفضل کریمی در ابتدای مراسم و در شروع سخنانش گفت: نمایش فیلم را به دوست عزیزم استاد مجید عقیلی تقدیم میکنم، روحشان شاد و همچنین قدردان تک تک عزیزانی هستم که من را در این مسیر همراهی کردند.
غلامرضا آذری، استاد دانشگاه و فیلم پژوه در ابتدا گفت: من حدود سی سال است که آقای کریمی را میشناسم و این کار سه ویژگی دارد که اگر به آن اشاره نکنیم حق مطلب ادا نشده است. کار مستند آن است که تجربه زیسته را به نحو احسنت بدیل کند و در گام اول آقای کریمی حق مطلب را ادا کرد. دومین ویژگی توجه به مسئله میزانسن است، آقای کریمی هیچگاه در سینما تعارف نداشته و از جزییترین امور هم نگذشته است و نکته سوم توجه به روایات است، اصلا روایت زندگی سرژ در این اثر بسیار محکم است و هرکسی به جز آقای کریمی نمیتوانست این کار را اینگونه بسازد.
او ادامه داد: من به خاطر داشتم که در گفتوگویی با آقای سینایی همواره به این فکر بودم که آیا میتوان جامعه گرافیکی را به تصویر کشید؟ کاری که کارگردان انجام داد این بود که این کار را انجام داد. من چند نکته درباره این اثر دارم محیط بیرونی فیلم عاری از هرگونه تعارف است و زیست این آدم به درستی به تصویر کشیده شده است. در گام بعد ما در اثر پراکندگی نمیبینیم. موضوع بعدی سلامت این کار مستند است یعنی مخاطب را پای اثر نگه داشت. ضمن اینکه شناخت و معرفت بصری فراوانی در این کار وجود دارد. علاقهای که آقای کریمی به متن داشتن و علاقهای که در سرژ ایجاد کرده بودند توانست این اثر را درخشان کرد.
یکی از حضار که از عوامل فیلم و شاگرد سرژ آواکیان بود گفت: هدف سازندگان از ساخت این اثر، مقایسه سرژ با گرافیستهای بزرگ نبود، حتی قصد نداشتیم او را با نگاه هنری ببینیم بلکه وجه تمایز او اخلاق و منشش بود و اینکه شاگردانش را درگیر میکرد.
کارگردان این اثر نیز گفت: من پیش از ورود به دانشگاه انسان عبوسی بودم و سرژ جزو همان دسته از آدمهایی بود که تاثیر عمیقی روی شخصیت من گذاشت به قدری با او صمیمی بودیم که به او میگفتیم بابا سرژ، از طرفی هم اصلا قرار نبود ما مستند بسازیم تکه تکه فیلمبرداری کردیم و بعد تصمیم گرفتیم المانهایی به او اضافه کنیم که سرژ فوت کرد. این کار همه ماست و میدانم که نقاط ضعف بسیاری دارد اما این تصاویر برای هفت شال پیش است.
او ادامه داد: من با ساخت این اثر تلاش داشتیم تا سرژ را حفظ کنیم وگرنه او صرفا هنرمند نبود بلکه چند اختراع داشت، کلکسیون گرامافون و سرمهدان داشت و ما نخواستیم از همه ابعاد به ایشان بپردازیم چون قصه فیلم دچار گسست میشد.
ابوالفضل کریمی، کارگردان مستند «سرژ»، در صحبتهای خود از وسواس و دقت بالای خود در ساخت فیلم صحبت کرد و گفت: باور نمیکنید، دیروز که قرار بود این فیلم پخش شود، یک وسواس عجیب پیدا کردم. حتی دو دقیقه از فیلم را کم کردم.
او در ادامه افزود: همیشه احساس میکنم که شاید این کار باید سالها طول بکشد تا به بهترین شکل ممکن ساخته شود. سالهاست که در این حوزه کار میکنم و تجربیات زیادی دارم. در سینما، به خصوص در بخش تولید، سرمایه و پول خیلی مهم است. من این فیلم را با دل و جان ساختم و یک ریال هم از جایی پول نگرفتم.
کریمی اشاره کرد که بسیاری از عناصر فیلم به صورت مستقل و بدون کمک مالی تولید شده است و در اینباره گفت: تصاویر تبریز را از دوستم آقای مجید صبا گرفتم، تصاویر فردوسی و لالهزار از آقای بهروز خواستم و بخشهای افکت فیلم را هم دانشجویانم انجام دادند. برای تصاویر دانشگاه در دهه ۶۰ هم خیلی تلاش کردیم و به سختی آنها را پیدا کردیم. این کار واقعاً دشوار بود.
او توضیح داد: هدفش از ساخت این مستند، ثبت یک تصویر ماندگار از یک انسان بزرگ بوده است. تمام هدفم این بود که بتونم تصویری از یک آدم به یادگار بذارم؛ کسی که دهها و صدها نفر را تربیت کرده است.
کریمی همچنین به لذت خود از تدریس و فیلمسازی اشاره کرد و گفت: من سالهاست که تدریس مستندسازی میکنم و خوشحالم که خیلی از دانشجویانم موفقیتهای بزرگی به دست آوردهاند. یکی از آنها امسال در جشنواره سینما حقیقت جایزه اول را گرفت.
او افزود: دوربین همیشه با من است و این وضعیت برای من مثل یک عادت شده. است من از کاری که انجام میدهم، لذت میبرم و از آنجایی که به آن عشق میورزم، هیچ وقت احساس نمیکنم که کاری نکردم. هر کار هنری که انجام بدهید، حتماً کاستیهایی دارد. حتی اگر از هوش مصنوعی هم کمک بگیرید، هنوز نقصهایی خواهد داشت. اما در نهایت، مهم این است که چیزی را که دوست داریم، انجام دهیم.
کریمی همچنین از چالشهای کار با شخصیتهای سخت و گوشهگیر همچون استاد سرژ گفت و یادآور شد: شخصیت استاد سرژ خیلی گوشهگیر و سخت بود. ما یک جلسه گذاشتیم که فقط سوالات فنی از او بپرسیم.
ابوالفضل کریمی در ادامه سخنانش به خاطراتی از استاد سرژ آواکیان اشاره کرد و گفت: یکبار با ایشان به کافه رفتم، کافیشاپی که همیشه میرفت. بعدها متوجه شدم که ایشان هفت سال بود که به طور مرتب به آنجا میرفت. ارتباط عمیقی بین سرژ و صاحب کافه شکل گرفته بود. حتی لوگوی کافه را خودش طراحی کرده بود. پسر صاحب کافه به من گفت چقدر به این عادت کرده بودم، وقتی شنیدم سرژ فوت کرده است اصلاً نمیتونستم باور کنم. این ارتباط صمیمانهای بود که روز به روز بیشتر میشد. هر روز سر ساعت مشخصی میرفت، قهوه میخورد و بعد از آن، ساعت هفت شب، نون فانتزی میگرفت و به خانه میبرد. این رفتار به یک عادت تبدیل شده بود و حتی پسر میگفت آرزو میکنم روزی برسد که دوباره سرژ با ماشینش بیاید و نون فانتزیاش را بگیرد.
کریمی ادامه داد: یکی دیگر از نکات جالب درباره استاد سرژ این بود که او با ماشین مینیماینر خیلی معروفش همیشه در رفتوآمد بود. من برنامهای داشتم که میخواستم از او با همان ماشین تصویربرداری کنم، اما متاسفانه نتوانستیم آن تصاویر را بگیریم. حتی وقتی به پارکینگ رفتیم، تصاویری که از او ثبت کردیم، خیلی خاص و به یادماندنی بودند.
کریمی بیان کرد: چه ارتباطات عمیق و تأثیرگذاری در زندگی سرژ آواکیان وجود داشته است. این نوع روابط ساده و در عین حال عمیق، جزئی از شخصیت خاص استاد سرژ بود که توانست بر اطرافیانش تأثیر بگذارد.
آذری در ادامه صحبتهای خود به اهمیت سه حوزه اصلی در تولید یک مستند اشاره کرد و گفت: اثر مستند نیاز به سه حوزه اصلی دارد. اولین حوزه تاریخ است. همانطور که استاد سرژ اشاره کردند، ما تا زمانی که تاریخ را خوب نشناسیم و راجع به آن مطالعه نکرده باشیم، نمیتوانیم درباره یک اثر قضاوت کنیم. قضاوت فردی ممکن است، اما قضاوت در زمینه کاری که به تاریخ و فرهنگ مربوط است، کاری بسیار دشوار است. برای مثال، وقتی درباره فلسفه صحبت میکنیم، گروهی که تاریخ را در ایران ترجمه میکنند، افراد هستند که در زمان تاریخی خودشان زندگی کردهاند. آنها تنها بخشی از تجربهها را منتقل میکنند، اما اگر بخواهید فقط در مورد یک اثر مستند تولید کنید، کار بسیار سختی خواهید داشت.
غلامرضا آذری گفت: برای ساخت یک مستند دقیق، نیاز به رویکرد گذشتهنگر دارید؛ یعنی باید بتوانید به فردیت تاریخی فردی که در حال ساخت مستند درباره او هستید نگاه کنید و تجربیاتی که او به شما منتقل کرده است را درک کنید. اگر شما منابع کامل مانند آرشیوها، اسناد و تصاویر مربوطه را نداشته باشید، حتی بهترین مستند هم ممکن است نواقص زیادی داشته باشد.
آذری همچنین به نکته مهمی در زمینه ساخت مستند اشاره کرد: مورد دوم این است که تا چه اندازه به نظری که درباره آن کار کردهایم پرداختهایم و آن را پخته کردهایم. وقتی تصویر میسازیم و اثری را نمایش میدهیم، باید به این باور داشته باشیم که توانایی خود را به طور کامل به کار گرفتهایم. اگر قرار است داوری و حکمی صادر نشود، باید از خود بپرسیم که چه برداشتی از این اثر خواهیم داشت.
او در سخنانش افزود: در نهایت، امیدوارم گامهای بعدی در ساخت مستندهای مشابه، دقیقتر و موجزتر باشد. اگر من بخواهم برای این اثر امتیاز بدهم، بدون هیچ تعارفی به آقای کریمی ۱۹ از ۲۰ میدهم. نه به خاطر تعارف، بلکه به این دلیل که آقای کریمی تمام سعی خود را کرده که در ساخت این مستند سرژ را به بهترین شکل ممکن به تصویر بکشد.
آذری در پایان صحبتها تأکید کرد: ساخت مستند نیاز به دقت و مطالعه گسترده در تاریخ و تجربههای گذشته دارد و اهمیت باور داشتن به کار خود را در تولید آثار هنری بسیار مهم دانست.