۳ سناریو برای مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام آباد
«دستیابی به توافق نسبی در موضوعات کمتر چالشبرانگیز»، «توقف موقت مذاکرات به دلیل تفاوت دیدگاهها»، و «شکست کامل در صورت اصرار بر مواضع حداکثری از سوی هر یک از طرفین» سه سناریوی محتمل مذاکرات ایران و آمریکا میتوانند باشند.
بابک کاظمی در اعتماد نوشت: مذاکرات ایران و امریکا در اسلامآباد، بار دیگر توجه تحلیلگران بینالمللی را به خود جلب کرده و نشاندهنده تلاشهای دیپلماتیک پشتصحنهای برای کاهش تنشها میان دو کشوری است که روابطشان از انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون همواره با فراز و نشیبهای فراوانی همراه بوده است.
رابطه تهران و واشنگتن پس از قطع رابطه دیپلماتیک در سال ۱۳۵۹، هرگز به صورت مستقیم احیا نشد و دو کشور همواره از طریق واسطههایی همچون عمان، سوییس، عراق و اخیرا پاکستان با یکدیگر در ارتباط بودهاند. انتخاب اسلامآباد به عنوان میزبان این دور از گفتوگوها دلایل متعددی دارد که از جمله مهمترین آنها میتوان به روابط دوستانه نسبی میان ایران و پاکستان اشاره کرد؛ تهران و اسلامآباد بهرغم اختلافاتی در برخی مسائل منطقهای، همکاریهای اقتصادی و امنیتی قابل توجهی دارند و مرز مشترک ۹۵۰ کیلومتری، تجارت مرزی و همکاری در مبارزه با قاچاق مواد مخدر از جمله زمینههای همکاری دو کشور است.
از سوی دیگر، پاکستان به عنوان متحد نزدیک واشنگتن در منطقه میتواند نقش پل ارتباطی مناسبی میان دو طرف ایفا کند بدون آنکه هیچ یک از طرفین، مذاکره مستقیم را به رسمیت بشناسد. همچنین موقعیت ژئوپلیتیکی پاکستان در تقاطع مناطق حساس جهان اسلام، دسترسی نسبتا آسانتری را برای هیاتهای دیپلماتیک فراهم میکند.
این دور از مذاکرات احتمالا حول چند محور کلیدی شکل گرفته است که از جمله مهمترین آنها میتوان به مساله برنامه هستهای ایران اشاره کرد؛ مذاکرات هستهای همچنان در قلب گفتوگوها قرار دارد و ایران بر حق غنیسازی خود تاکید دارد در حالی که امریکا خواستار محدودیتهای قابلراستیآزمایی است. حذف یا کاهش تحریمهای اقتصادی نیز یکی از مهمترین خواستههای ایران در مذاکرات محسوب میشود و ایران همواره نگران تغییر احتمالی رویکرد امریکا در صورت تغییر دولتها بوده و خواستار تضمینهای حقوقی و بینالمللی شده است.
اما شاید مهمترین پرسش این باشد که نقش اسلامآباد در این مذاکرات تا چه حد فعال و تا چه حد منفعل است؛ پاکستان به عنوان کشوری با روابط عمیق با عربستان، امریکا، چین و ایران، موقعیت منحصربهفردی در دیپلماسی منطقهای دارد و منافع ملی اسلامآباد ممکن است لزوما با پیشرفت مذاکرات همراستا نباشد. در این میان موانع و چالشهای جدی نیز وجود دارد از جمله بیاعتمادی ساختاری که دههها تنش و خصومت ایجاد کرده و عبور از آن آسان نیست، فشارهای داخلی در هر دو کشور از سوی جریانهای سیاسی مخالف با دیپلماسی با adversary، تنشهای منطقهای مانند مساله فلسطین، جنگ غزه، حضور نظامی امریکا در منطقه و رقابتهای ژئوپلیتیکی که فضای عمومی مذاکرات را تحت تاثیر قرار میدهد و همچنین پیچیدگیهای حقوقی مرتبط با بازگشت امریکا به برجام و نحوه مدیریت تحریمها.
با این حال فرصتها و امیدهایی نیز وجود دارد از جمله تجربه برجام که طرفین تجربهای از مذاکرات موفق دارند که میتواند به عنوان الگو مورد استفاده قرار گیرد، منافع متقابل اقتصادی که کاهش تنشها میتواند به نفع هر دو اقتصاد باشد بهویژه در شرایط فعلی جهانی و فضای سیاسی جدید ناشی از تغییرات در معادلات قدرت و تلاش برای ثبات منطقهای که فضای مناسبی برای دیپلماسی فراهم کرده است.
با نگاه به آینده، سه سناریوی اصلی قابل تصور است: سناریوی اول دستیابی به توافق نسبی در موضوعات کمتر چالشبرانگیز است که میتواند مسیر را برای گفتوگوهای بیشتر هموار کند، سناریوی دوم توقف موقت مذاکرات به دلیل تفاوت دیدگاهها همانطور که در دورههای قبلی نیز رخ داده و سناریوی سوم شکست کامل در صورت اصرار بر مواضع حداکثری از سوی هر یک از طرفین.
در نهایت باید گفت که مذاکرات ایران و امریکا در اسلامآباد فرصتی است برای کاهش تنشها و آزمودن مسیر دیپلماسی، اما نباید انتظار معجزه داشت، زیرا پیچیدگیهای تاریخی، ساختاری و ژئوپلیتیکی اجازه نمیدهد که این مساله به سادگی حل شود. آنچه مسلم است، ادامه گفتوگو بهتر از سکوت و تقابل است و حتی مذاکرات ناموفق نیز میتواند به عنوان ابزاری برای مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید تنشها عمل کند.
پاکستان نیز در این میان هم فرصتی برای تقویت جایگاه دیپلماتیک خود دارد و هم ریسکهایی را متحمل میشود و موفقیت یا شکست این مذاکرات، تاثیر مستقیمی بر جایگاه منطقهای اسلامآباد خواهد داشت.
منبع: روزنامه اعتماد