EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۴۳۲۸
عضو حزب اعتماد ملی در گفت‌وگو با آوش:

همه دلسوزان کشور بعد از جنگ 12 روزه هشدار دادند این پایان کار نیست/ موانع ساختاری مانع حضور جوانان در عرصه مدیریتی می‌شود

مازیار بالائی، عضو حزب اعتماد ملی، در گفت‌و‌گو با آوش درباره نقش جوانان در سیاست، ضرورت بروزرسانی گفتمان اصلاح‌طلبی، حوادث دی ماه و وقایع جنگ 12 روزه سخن گفت. تاکید می‌شود این مصاحبه پیش از «جنگ رمضان» انجام شده است.

همه دلسوزان کشور بعد از جنگ 12 روزه هشدار دادند این پایان کار نیست/ موانع ساختاری مانع حضور جوانان در عرصه مدیریتی می‌شود

مازیار بالایی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، در گفت‌وگو با آوش درباره نقش جوانان در این حزب گفت: مشخصاً در حزب اعتماد ملی، حد فاصل ۸۸ تا ۹۲ تقریباً به نوعی حزب تعطیل بود یا فعالیتش به خاطر اتفاقاتی که برای دبیرکل افتاد، تعلیق بود. پس از آن ما در مجموعه درگیر یک‌سری داستان‌های داخلی بودیم و افتان‌وخیزان این اختلاف‌نظرها ادامه داشت، تا در نهایت از سال ۹۷ حزب آرایش جدید خود را گرفت و تقریباً کنگره به کنگره، وضعیت میدان‌دادن به جوان‌ها خیلی بهتر شد و در حقیقت، هرکسی که در فعالیت سیاسی خود را به اثبات می‌رساند، فضا را بزرگان حزب برای او فراهم می‌کنند. در آخرین کنگره حزب که شهریورماه ۱۴۰۲ برگزار شد ما به‌عینه این را دیدیم. تقریباً فکر می‌کنم کمی بیش از یک‌سوم اعضای شورای مرکزی مجموعه ما را جوانان دهه ۶۰ و چند نفر از دوستان و عزیزان دهه پنجاه تشکیل می‌دهند. در حقیقت، بخشی ناشی از شایستگی‌های این دوستان است و یک بخش مهم، وسعت نظر بزرگان است که سعی می‌کنند گردش نیرو انجام شود و نیروهای جوان به رأس تصمیم‌گیری مجموعه تزریق شوند.

او با اشاره به میدان دادن به جوانان و اینکه تا چه میزان این شعار به عرصه عمل رسیده است؟ افزود: فارغ از آن چیزی که شخص رئیس‌جمهور یا مجموعه تیم همراهش در ذهن داشتند، ما یک‌سری موانع ساختاری داریم که به نوعی مانع تزریق جوانان شایسته به بدنه می‌شود. حتی اگر تصمیم‌گیران و مسئولین هم بنای این کار را داشته باشند، به هر حال با وضعیتی که در ساختارهای بین این ماجرا وجود دارد، که مشخصاً گزینش یکی از آن‌هاست، به نوعی نقش سرعت‌گیر را در این ماجرا دارد و همه را از آن اهدافی که دارند، بسیار دور می‌کند. فکر می‌کنم تقریباً بخش اعظم خروجی وضعیت دستگاه بروکراسی کشور ناشی از همین است؛ یعنی این سیستم گزینش با سخت‌گیری‌هایی که انجام می‌دهد، باعث می‌شود بخش بزرگی از جوانانی که دل در گرو کشور دارند و منافع ملی برایشان مهم است و نیروهای متخصصی هستند، عملاً کنار گذاشته شوند.

بالائی تصریح کرد: این وضعیت تقریباً مانند یک سد عمل می‌کند و کسی حوصله ندارد چند سال پشت این سد بماند. به همین دلیل هم آمار مهاجرت بسیار بالاست. طبیعتاً بخشی که می‌تواند وارد دستگاه شود، شاید یک درصد بسیار کوچکی از آن‌ها کارآمد باشند و بقیه خروجی وضعیتی می‌شود که امروز در کشور داریم؛ هم از بابت کارآمدی و هم از بابت مسائل دیگر.

همه دلسوزان کشور بعد از جنگ 12 روزه هشدار دادند این پایان کار نیست

بالائی در واکنش به اینکه بعد از جنگ ۱۲ روزه این انتظار وجود داشت که فضای کشور بازتر شود. به نظر شما آن‌طور که انتظار می‌رفت این قضیه پیش رفت و فضای کشور از نظر سیاسی باز شد؟ ادامه داد: مقوله جنگ بعد از جنگ ۱۲روزه تمام نشد؛ تقریباً همه کسانی که کارشناس و دلسوز بودند، هشدار می‌دادند که پایان کار نیست و ما تقریباً روز سیزدهم جنگ را در دی‌ماه دیدیم. همه می‌گفتند که دشمنان چون در حمله نظامی مستقیم به اهداف خود نرسیدند به همان الگوی قبلی یعنی استفاده از نارضایتی‌ها، سوارشدن بر شکاف‌ها و ادامه‌دادن مسیر خود برمی‌گردند که عملاً هم تقریباً این اتفاق افتاد. بعد از جنگ ۱۲روزه، انتظار می‌رفت یک‌سری تغییرات متناسب با ایستادگی و پایداری به‌حق مردم رخ دهد اما این اتفاق نیفتاد. بعد از مدتی قاطبه نظرات به این سمت رفت که همه‌چیز به تنظیمات کارخانه بازگشته است. 

بعد از حوادث دی ماه مخاطبان شبکه‌های معاند احیا شدند

او افزود: پاسخی که باید به این وضعیت داده می‌شد، این بود که پس از جنگ تغییر و تحولاتی حداقل در حوزه رسانه ایجاد می‌شد تا مردم به سراغ رسانه‌های معاند نروند و در داخل، فضایی جذاب‌تر و تا حدی مستقل‌تر شکل بگیرد که بتواند مخاطب را جذب کنند اما این اتفاق نیفتاد. در نتیجه در حوادث دی‌ماه دوباره شاهد احیای مخاطبان آن شبکه‌ها بودیم.

عضو حزب اعتماد ملی تصریح کرد: جنگ هم به این وضعیت اضافه شد و پس از آن نیز این تعلیق ادامه یافت. بسیاری از مردم شب‌ها تا ساعت 2، 3 نیمه شب بیدار می‌مانند تا ببینند مقامات در آمریکا چه اظهارنظری می‌کنند. در واقع جامعه در حالت تعلیق، استرس و نگرانی به سر می‌برد.

بالائی اظهار کرد: اصلاح‌طلبان نسخه خود را برای حل مسائل کشور به‌ویژه در سیاست خارجی در مذاکره می‌دانستند این‌که باید از طریق مذاکره، تحریم‌ها را تا حدی حل یا خنثی کرد.  

حوادث دی ماه با جرقه داخلی آغاز شد

بالائی در واکنش به اینکه در صحبت‌هایی که داشتید به حوادث دی‌ماه اشاره کردید. من از صحبت‌های شما این برداشت را کردم که نقش عوامل خارجی را در این ماجرا پررنگ‌تر می‌دانید؛ آیا این برداشت درست است؟ افزود: فکر می‌کنم با یک ماجرای چندلایه مواجه هستیم. مشکلات اقتصادی و معیشتی ما بسیار زیاد است و این‌که انتظار داشته باشیم همه این فشارها بر دوش مردم باشد و مردم هم واکنشی نشان ندهند، به‌نظر من انتظار به‌جایی نیست. نمی‌توان گفت که مردم با وجود این‌همه سختی در تأمین مایحتاج اولیه، در سبد غذایی، در وضعیت کسب‌وکارها و با تأثیرات نرخ ارز هیچ واکنشی نداشته باشند؛ این انتظار منطقی نیست. در کنار این‌ها نقص‌هایی که در عرصه حکمرانی وجود دارد نیز بر کسی پوشیده نیست. مسائلی مانند فساد همچنان وجود دارد. حتی در ماجرای تک‌نرخی‌کردن ارز، گفت‌وگوی آقای پزشکیان در دی‌ماه منتشر شد که ایشان به‌صراحت اشاره کرد که می‌دانست با اجرای این سیاست برخی مخالفت‌ها و تحرکات ایجاد خواهد شد. این نشان می‌دهد که بخشی از مقاومت‌ها، ناشی از منافعی است که در ساختارهای قبلی وجود داشته و دولت تلاش کرده با آن مقابله کند و طبعاً هزینه آن را نیز پرداخت. این‌ها یک بخش از ماجراست.

دشمن دنبال نابودی ایران است نه رژیم چنج

او تصریح کرد: امروز دشمنان ما همه تلاش خود را برای نابودی ایران گذاشتند و تمرکز زیادی بر تضعیف کشور دارند. من شخصاً قائل به سناریوهایی مانند «رژیم‌چنج» یا الگوی ونزوئلا نیستم. دکترین اسرائیل از قبل از انقلاب یعنی 70 سال قبل مشخص بوده و بازیگر اصلی مقابل ما در منطقه هم همان‌ها هستند که برنامه آنها نابودی ایران است. بهرحال اینها کف خیابان حضور دارند و هم در عرصه رسانه‌ای فعال هستند. در مورد این‌که جرقه اولیه این‌گونه حوادث داخلی است یا خارجی معمولاً در این نوع رخدادها، یک اتفاق در داخل شکل می‌گیرد و سپس عوامل خارجی بر آن سوار می‌شوند. به‌نظر من لایه اول ماجرا نزدیک به وقایع دی ۹۶ است. 

بالائی اظهار کرد: کسانی‌که با ماجرای تک‌نرخی‌شدن ارز منافع‌شان به خطر افتاده است و کسانی‌که تا پیش از این سودهای میلیون‌دلاری می‌بردند، برایش سخت نیست که هزینه‌ای هم در این مسیر انجام دهند. از سوی دیگر رقبای سیاسی دولت که از ابتدای شکل‌گیری آن، تمرکزشان را بر تضعیف و حتی ساقط‌کردن دولت گذاشته بودند که نمونه‌هایش در مصاحبه‌ها و اظهارنظرهایشان موجود است می‌گفتند که نمی‌گذاریم دولت به 4 سال برسد. کنترل شرایط دی ماه 1404 در ادامه از دست رقبای دولت خارج شد، مانند دی ماه سال ۹۶ که آقای دکتر جلالی‌پور (پدر) نکته‌ای را مطرح می‌کرد مبنی بر این‌که این اتفاقات نشان داد که نباید با کف خیابان شوخی کرد اما دوباره عده‌ای همین اشتباه را تکرار کردند و کار از دستشان خارج شد.

او ادامه داد: همه جریان‌های سیاسی و حتی نهادهایی مانند صداوسیما که من آن را عملاً مانند یک حزب تحلیل می‌کنم، باید شرایط خطیر کشور را در این برهه خاص درک کنند. کشوری که سال‌ها تحت تحریم‌های بسیار بسیار سنگین بوده به‌گونه‌ای که حتی واضعان این تحریم‌ها هم از میزان تاب‌آوری آن اظهار تعجب کرده‌اند، یک جنگ ۱۲روزه بسیار سنگین را پشت سر گذاشته و همچنان در سایه تهدید یک درگیری مجدد قرار دارد، طبیعتاً همه باید درک کنند که این وضعیت عادی نیست. این درک در سطوح بالای حاکمیت اعم از دولت، قوه قضائیه، مجلس، نیروهای نظامی و دستگاه دیپلماسی تا حد زیادی شکل گرفته است اما هرچه یک پله پایین‌تر می‌آییم، این درک کمتر می‌شود. برخی همچنان درگیر بازی‌های جناحی خود هستند چه در صداوسیما، چه در میان برخی جریان‌های سیاسی و حتی گاهی در میان اصلاح‌طلبان یا نیروهای معتدل.

بالائی افزود: به‌جای این‌که همه در جهت ایجاد انسجام و آرامش در برابر یک تهدید بزرگ خارجی حرکت کنند، هرکدام مسیر خود را می‌روند. این رفتار در صداوسیما نمود بیشتری دارد، چون رسانه رسمی کشور است، شبکه‌های گسترده و بودجه کلان دارد و طبیعتاً انتظار می‌رود مسئولانه‌تر عمل کند اما چنین نمی‌شود. در سایر جریان‌ها هم متناسب با میزان قدرت و اثرگذاری‌شان، بی‌توجهی‌هایی دیده می‌شود اما کمتر به چشم می‌آید چون بحث بیت‌المال هم مطرح است.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در پاسخ به این سؤال که آیا می‌توان از این شرایطی که تندروها در آن میدان داری می‌کنند، عبور کرد؟ تصریح کرد: بسیار دشوار است اما غیرممکن نیست. راه عبور از این وضعیت تمرکز بر مفاهیم فراگیرتر است. جامعه ایران، جامعه‌ای متکثر است و هیچ جریان سیاسی اعم از اصلاح‌طلب، اصولگرا و حتی برانداز در آن اکثریت مطلق ندارد و هیچ‌یک از این جریان‌ها نمی‌تواند ادعا کند که اکثریت مطلق است؛ نه اصلاح‌طلبان، نه اصول‌گرایان و نه براندازان. هر نحله و گروهی بخشی از این جامعه متکثر را تشکیل می‌دهد. لازمه عبور از این وضعیت، این است که اقلیت‌ها بر سر چند مؤلفه ملی به توافق برسند و یک اکثریت مؤثر شکل دهند. به نظر من، مهم‌ترین این مؤلفه‌ها عبارت‌اند از مسئله ایران، منافع ملی، تمامیت ارضی و فاصله‌گذاری با دشمن متخاصم خارجی. فارغ از هر گرایشی وقتی خطر خارجی جدی وجود دارد، دیگر فرصتی برای درگیری‌های داخلی بر سر اختلافات گذشته نیست و باید حول محور ایران و منافع ملی آن به اجماع رسید.

بالائی اظهار کرد: فکر می‌کنم با شکل‌گیری چنین اجماعی می‌توان از این دوره سخت عبور کرد. این امر مستلزم آن است که از یک‌سو، حاکمیت دست باز بیشتری برای در آغوش کشیدن طیف‌های مختلف داشته باشد و از سوی دیگر، نیروهای سیاسی به‌عنوان واسطه میان حاکمیت و مردم تلاش کنند ارتباط مؤثرتری با جامعه برقرار کنند. هرچند در فضای رادیکال کنونی گفت‌وگو دشوار است اما با گذر زمان می‌توان دوباره زمینه گفت‌وگو را فراهم کرد و حتی آن همبستگی‌ را که در دوره جنگ ۱۲روزه و پس از آن شکل گرفت، احیا کرد.

گفتمان اصلاح‌طلبی نیاز به بروز‌رسانی دارد 

او در واکنش به اینکه با توجه به محدودیت‌های لحاظ شده برای برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب در دوران قبل از جنگ و از طرفی تأکید شما درباره اجماع ملی آیا جریان اصلاحات نیاز به بازتعریف دارد یا خیر، خاطرنشان کرد: قطعاً. همان‌طور که جریان اصول‌گرا متکثر است جریان اصلاح‌طلب نیز دارای طیف‌های مختلفی است. هر جریان سیاسی که بخواهد در سپهر سیاسی کشور نقش‌آفرین باشد، ناگزیر است خود را به‌روز کند اما در عین حال نباید از مؤلفه‌های هویتی اصلی خود فاصله بگیرد. در سطح راهبردها و تاکتیک‌ها بازتعریف و به‌روزرسانی مداوم ضروری است. اگر یک جریان از ریشه‌های خود فاصله بگیرد در سطح عمل نیز دچار سردرگمی خواهد شد و در اتخاذ تاکتیک‌ها با مشکل مواجه می‌شود. به نظر می‌رسد یکی از دلایلی که گفتمان اصلاح‌طلبی در سال‌های اخیر فراتر از بدنه سنتی خود کمتر شنیده شده همین عدم به‌روزرسانی مؤثر آن بوده است. بنابراین بازتعریف گفتمان، در عین پایبندی به اصول، یک ضرورت جدی است.

بالائی در پایان یادآور شد:  شرایط فعلی، شرایط مطلوبی نیست. خانواده‌های زیادی داغدار شده‌اند. فکر نمی‌کنم کسی در کشور بابت ماجراهای پیش آمده خوشحال باشد. شاید لازم باشد پس از عبور از این دوره سوگ، فرصتی برای تأمل جمعی فراهم شود تا درباره مفاهیم مشترکی مانند منافع ملی، آینده کشور و مسیر پیش‌رو، دقیق‌تر و مسئولانه‌تر گفت‌وگو کنیم. در نهایت آنچه باقی می‌ماند این است که ایران، مهم‌ترین دارایی همه ماست و هیچ‌کس بیش از خود ما دغدغه آن را ندارد بنابراین، بازگشت به اجماع حول ایران، منافع ملی و تمامیت ارضی ضرورتی انکارناپذیر است.

ارسال نظر

آخرین اخبار