EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۰۵۷۳

شکاف ادراکی در بازنمایی واقعیت‌های اجتماعی؛ تحلیلی برای ارتقاء سواد رسانه‌ای

ولی الله سیف - رییس اسبق بانک مرکزی

شکاف ادراکی در بازنمایی واقعیت‌های اجتماعی؛ تحلیلی برای ارتقاء سواد رسانه‌ای

در دنیای امروز که عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات نام گرفته، مخاطبان رسانه‌ها با انبوهی از اخبار، تصاویر و تحلیل‌ها مواجه‌اند که هر یک مدعی ارائه تصویری واقعی از وقایع هستند. اما آنچه در این میان اهمیت حیاتی یافته، توانایی تشخیص و تحلیل این روایت‌ها و درک دلایل تفاوت‌های گاه فاحش میان آنهاست. مقاله پیش رو، فارغ از هرگونه جهت‌گیری سیاسی یا جناحی، صرفاً از منظر یک تحلیل مستقل و با نگاه بی‌طرفانه به دنبال بررسی یک پدیده مهم رسانه‌ای است: شکاف ادراکی در بازنمایی واقعیت‌های اجتماعی ایران. هدف این نوشتار، نه دفاع از یک روایت خاص و نه رد کامل روایتی دیگر، بلکه ارتقاء سواد رسانه‌ای مخاطبان و تجهیز آن‌ها به ابزارهای تحلیلی برای مواجهه آگاهانه با جریان‌های متنوع خبری است.

۱. مفهوم شکاف ادراکی و اهمیت آن

شکاف ادراکی در علوم ارتباطات و روانشناسی اجتماعی، به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن برداشت‌ها، تفاسیر و قضاوت‌های افراد یا گروه‌ها از یک واقعیت مشترک، به‌طور معناداری با یکدیگر تفاوت دارد. این پدیده در فضای رسانه‌ای، ریشه در تفاوت‌های بنیادین در نحوه انتخاب، اولویت‌بندی، برجسته‌سازی و تفسیر اخبار دارد. اهمیت این موضوع زمانی دوچندان می‌شود که بدانیم ادراک عمومی، سنگ‌ بنای شکل‌گیری افکار عمومی، جهت‌گیری‌های اجتماعی و تصمیم‌گیری‌های جمعی در جوامع مدرن است.

در مورد ایران، به‌عنوان کشوری با موقعیت ژئوپلیتیک ویژه و فضای رسانه‌ای پرتنش، نمونه‌های متعددی از این شکاف قابل مشاهده است. یکی از بارزترین این نمونه‌ها، تفاوت در بازنمایی حضورهای مردمی در صحنه‌های مختلف است. از حضور در مراسم ملی و مذهبی گرفته تا واکنش‌های عمومی به رویدادهای تلخی مانند حملات تروریستی به اماکن غیرنظامی یا شهادت شخصیت‌های رسمی. در حالی که بخشی از مخاطبان این حضورها را نشانه‌ای از همبستگی ملی و حمایت از حاکمیت تلقی می‌کنند، برخی رسانه‌های خارجی تصویری کاملاً متفاوت از این رویدادها ارائه می‌دهند. پرسش اینجاست که این تفاوت‌های بنیادین در بازنمایی، چگونه و چرا شکل می‌گیرند؟

۲. نقش چارچوب‌بندی رسانه‌ای

یکی از مهم‌ترین ابزارهای مفهومی برای تحلیل این شکاف، نظریه "چارچوب‌بندی" است. بر اساس این نظریه، رسانه‌ها صرفاً بازتاب‌دهنده منفعل واقعیت نیستند، بلکه با انتخاب زاویه دید خاص، تیترهای جهت‌دار، تصاویر هدفمند و واژگان باردار، به طور فعال به واقعیت معنا می‌بخشند و چارچوبی برای درک آن توسط مخاطب ترسیم می‌کنند.

برای مثال، یک تجمع بزرگ مردمی در محکومیت یک اقدام تروریستی، می‌تواند توسط یک رسانه با چارچوب "حماسه حضور و همبستگی ملی" و توسط رسانه‌ای دیگر با چارچوب "تجمعی تحت نظارت نهادهای امنیتی" بازنمایی شود. هر دو رسانه ممکن است به یک رویداد واحد اشاره کنند، اما چارچوب ‌بندی متفاوت آن‌ها، دو برداشت کاملاً متضاد در ذهن مخاطبان ایجاد می‌کند. این فرآیند که گاه ناخودآگاه و گاه کاملاً هدفمند است، ریشه در سیاست‌های تحریریه ‌ای، خط‌مشی مالکیتی و جهان‌بینی حاکم بر هر رسانه دارد.

۳. انتخاب گزینشی واقعیت

واقعیت‌های اجتماعی، به‌ویژه در جوامع پیچیده‌ای چون ایران، ابعاد متعدد و گاه متناقضی دارند. هیچ رسانه‌ای قادر نیست تمام این ابعاد را به‌طور کامل و هم ‌وزن پوشش دهد. بنابراین، " انتخاب" بخشی از واقعیت برای پوشش، امری اجتناب‌ناپذیر است. اما همین انتخاب گریزناپذیر، می‌تواند منشأ اصلی شکاف ادراکی باشد.

رسانه‌های داخلی و خارجی، هر یک بنا به دلایل و ملاحظات خود، تمایل دارند بخش‌های خاصی از واقعیت را برجسته کنند. یک رسانه داخلی ممکن است بر جلوه ‌های همبستگی، مشارکت اجتماعی و پایداری ملی تمرکز کند، در حالی که یک رسانه خارجی ممکن است نشانه‌های نارضایتی، اعتراض یا شکاف‌ های اجتماعی را جستجو و برجسته ‌سازی کند. نتیجه طبیعی این فرآیند، شکل‌گیری واقعیت‌های رسانه‌ای متفاوتی است که هر مخاطب، بسته به منبع خبری خود، با بخشی از حقیقت مواجه شده و آن را به‌عنوان کلِ حقیقت تعمیم می‌دهد.

۴. تأثیر مخاطب هدف و خط‌مشی رسانه‌ها

رسانه‌ها در خلأ فعالیت نمی‌کنند؛ آن‌ها برای مخاطبان خاصی تولید محتوا می‌کنند و بقای خود را مدیون جذب و حفظ این مخاطبان هستند. این مخاطبان نیز دارای پیش ‌فرض‌ها، باورها، نیازها و انتظارات مشخصی هستند. در یک تعامل دو سویه، رسانه ‌ها معمولاً محتوایی را تولید و ارائه می‌دهند که با این پیش ‌فرض ‌ها همخوانی داشته باشد تا ضمن جلب رضایت مخاطب، اعتبار و نفوذ خود را حفظ کنند.

رسانه‌های فارسی ‌زبان خارج از کشور، به طور طبیعی برای مخاطبانی برنامه ‌سازی می‌کنند که اغلب نگاهی انتقادی به وضعیت داخلی ایران دارند. این رسانه ‌ها با تقویت و بازتاب این نگاه انتقادی، رابطه خود را با مخاطبانشان مستحکم می‌کنند. در سوی دیگر، رسانه‌های رسمی داخلی نیز در چارچوب منافع ملی، امنیت عمومی و سیاست‌های کلان کشور فعالیت می‌کنند و اخبار را با این ملاحظات تنظیم می‌نمایند. این تفاوت ذاتی در مخاطبِ هدف و خط‌مشیِ کلی، تأثیری انکار ناپذیر بر نحوه انتخاب، تولید و ارائه اخبار دارد.

۵. محدودیت‌های دسترسی و منابع خبری

یکی دیگر از عوامل ساختاری مؤثر در ایجاد شکاف ادراکی، محدودیت در دسترسی مستقیم به میدان رویداد ها است. رسانه ‌های خارجی به دلیل محدودیت ‌های سیاسی و امنیتی، اغلب دسترسی مستقیم و گسترده ‌ای به صحنه حوادث در ایران ندارند و ناچار به استفاده از منابع غیرمستقیم، شبکه‌ های اجتماعی، گزارش‌ های واسطه ‌ای یا خبرنگاران محلیِ پنهانی هستند. این زنجیره طولانی و غیرمستقیم کسب خبر، احتمال خطا، تحریف یا سوگیری در روایت‌ها را افزایش می‌دهد.

از سوی دیگر، در فضای رسانه ‌ای داخلی نیز گاهی به دلایل مختلف، همه صدا ها، دیدگاه‌ ها و واقعیت ‌های میدانی به ‌طور یکسان و متوازن بازتاب نمی‌یابند. این عدم توازن در دسترسی و بازنمایی در هر دو سو، به تقویت و تثبیت شکاف ادراکی میان مخاطبان داخلی و خارجی دامن می‌زند.

۶. نقش احساسات در شرایط بحرانی

شرایط بحرانی از جمله جنگ‌ها، تنش‌های بین‌المللی، حملات تروریستی یا بلایای طبیعی فضای روانی خاصی ایجاد می‌کنند که در آن احساسات جمعی تشدید می‌شود. در چنین فضایی، مردم بیش از هر زمان دیگری به دنبال معنا، امنیت روانی، همبستگی و آرامش ‌بخشی هستند. رسانه ‌ها نیز برای پاسخ به این نیازهای عاطفی مخاطبان، ناگزیر به تولید روایت‌ هایی می‌شوند که اغلب ساده‌ سازی‌ شده، قطبی و هیجانی هستند.

این پدیده که رسانه ‌های بحران نام گرفته، اگرچه تا حدی طبیعی و کارکردی است، اما می‌تواند به کاهش دقت تحلیلی، افزایش سیاه ‌و سفیدبینی و عمیق‌تر شدن شکاف میان روایت‌های مختلف بینجامد. در چنین شرایطی، تمایز قائل شدن میان اطلاع‌ رسانی مسئولانه و برانگیختن هیجانات برای مخاطب آگاه، اهمیتی حیاتی پیدا می‌کند.

۷. شبکه‌های اجتماعی و تشدید شکاف

شبکه‌های اجتماعی به مثابه یک ابررسانه جدید، نقشی دوگانه و پیچیده در پدیده شکاف ادراکی ایفا می‌کنند. از یک سو، امکان دسترسی به طیف متنوع ‌تری از منابع خبری و دیدگاه‌ ها را فراهم می‌کنند. از سوی دیگر، الگوریتم ‌های هوشمند این پلتفرم ‌ها که با هدف افزایش جذابیت و زمان حضور کاربر طراحی شده ‌اند، معمولاً محتوایی را به کاربران نمایش می‌دهند که با علایق، رفتارهای گذشته و باورهای قبلی آن‌ها همخوانی دارد. این پدیده که به حباب فیلتر یا اتاق پژواک معروف است، باعث می‌شود افراد به‌ تدریج در یک محیط اطلاعاتی بسته قرار گیرند و کمتر با دیدگاه‌های مخالف یا متفاوت مواجه شوند.

نتیجه این فرآیند، شکل‌گیری گروه‌ های اجتماعی متکثری است که هر یک در واقعیت رسانه‌ ای خاص خود زندگی می‌کنند؛ واقعیتی که برای اعضای آن گروه کاملاً منطقی و بدیهی به نظر می‌رسد، اما با واقعیت درک‌ شده توسط گروه‌های دیگر تفاوت‌ های بنیادین دارد. شبکه‌های اجتماعی بدین ترتیب نه‌تنها شکاف ادراکی را کاهش نمی‌دهند، بلکه در بسیاری موارد آن را تشدید و نهادینه می‌کنند.

۸. پیامد های شکاف ادراکی برای جامعه

شکاف ادراکی عمیق و پایدار می‌تواند پیامد های منفی متعددی برای جامعه به همراه داشته باشد:

- کاهش اعتماد عمومی: زمانی که مخاطبان با روایت‌های کاملاً متضاد از یک واقعیت واحد مواجه می‌شوند، اعتماد خود را به کلیت رسانه‌ها از دست می‌دهند.

- افزایش قطبی‌سازی اجتماعی: شکاف ادراکی به تشدید دو قطبی‌های اجتماعی دامن زده و گفت ‌و گوی سازنده میان گروه ‌های مختلف را دشوار می‌سازد.

- تضعیف همبستگی ملی: وجود واقعیت‌های موازی برای گروه ‌های مختلف، امکان شکل‌گیری فهم مشترک از مسائل ملی را کاهش داده و همبستگی اجتماعی را تضعیف می‌کند.

- افزایش آسیب‌پذیری در برابر جنگ شناختی: در شرایطی که جامعه دچار شکاف ادراکی عمیقی است، دشمنان خارجی می‌توانند با طراحی عملیات ‌های روانی و اطلاعاتی پیچیده، از این شکاف ‌ها سوءاستفاده کرده و امنیت ملی را به خطر بیندازند.

۹. راهکارهایی برای ارتقاء سواد رسانه‌ای

برای کاهش اثرات مخرب شکاف ادراکی و مواجهه آگاهانه با فضای پیچیده رسانه ‌ای، ارتقاء سواد رسانه‌ای در سطح فردی و اجتماعی یک ضرورت انکار ناپذیر است. مهم‌ترین راهکارها عبارتند از:

الف) تنوع‌بخشی به منابع خبری: اتکای صرف به یک یا دو منبع خبری، احتمال دریافت تصویری ناقص و جهت‌دار را افزایش می‌دهد. استفاده آگاهانه از منابع مختلف با گرایش ‌های فکری و سیاسی متفاوت می‌تواند به درک جامع‌ تر و چند بعدی از واقعیت کمک کند.

ب) تفکیک خبر از تحلیل: بسیاری از مخاطبان، تحلیل‌ها، تفسیرها و نظرات شخصی مجریان را با خبر عینی اشتباه می‌گیرند. در حالی که خبر باید تا حد امکان به بیان وقایع عینی بپردازد، تحلیلها ذاتاً حاوی دیدگاه، قضاوت و سوگیری نویسنده هستند.

ج) توجه به زبان و واژگان به‌کاررفته: واژگان و اصطلاحاتی که در یک خبر یا گزارش به کار می‌روند، حامل بار معنایی و ارزشی خاصی هستند. دقت در این انتخاب ‌های زبانی، به درک بهتر جهت‌گیری پنهان رسانه کمک می‌کند.

د) بررسی منبع و اعتبار اطلاعات: پیش از پذیرش یک خبر، بهتر است منبع آن، سابقه و میزان اعتبارش بررسی شود. آیا این منبع در گذشته سابقه انتشار اخبار نادرست داشته؟ آیا وابستگی سیاسی یا مالی مشخصی دارد؟

هـ) آگاهی از سوگیری‌ های شناختی: روانشناسی شناختی نشان داده که انسان‌ها به‌طور طبیعی دچار سوگیری ‌های متعددی هستند. برای مثال، سوگیری تأییدی باعث می‌شود ما تمایل داشته باشیم اطلاعاتی را بپذیریم که با باورهای قبلی‌مان سازگار است و اطلاعات مخالف را نادیده بگیریم. آگاهی از این سوگیری‌ های ناخودآگاه، اولین گام برای مقابله با آن ‌ها است.

۱۰. جمع‌بندی: به سوی درکی چندبعدی از واقعیت

شکاف ادراکی در بازنمایی واقعیت ‌های اجتماعی ایران، پدیده ‌ای تک ‌عاملی و ساده نیست که بتوان آن را صرفاً به دروغ‌ پردازی رسانه ‌های خارجی یا ضعف رسانه‌ های داخلی تقلیل داد. این پدیده، نتیجه تعامل پیچیده و چند لایه‌ای از عوامل ساختاری، محتوایی، فناورانه و روان‌شناختی است که در کنار یکدیگر، فضای رسانه ‌ای متکثر و بعضاً متناقضی را شکل داده ‌اند.

پذیرش این واقعیت که هیچ روایت رسانه ‌ای کامل و بی‌طرف مطلق نیست، نقطه آغازین هوشمندانه ‌ای برای مواجهه آگاهانه با رسانه ‌هاست. مخاطب آگاه و دارای سواد رسانه ‌ای، نه یک مصرف‌کننده منفعل، بلکه تحلیل‌گری فعال است که می‌تواند با مقایسه و نقد روایت ‌های مختلف، تصویری هرچند ناقص اما نزدیک‌تر به واقعیت چند بعدی جامعه خود بسازد.

در نهایت، ارتقاء سواد رسانه ‌ای نه‌تنها یک ضرورت فردی، بلکه یک نیاز حیاتی اجتماعی است. این مهم می‌تواند به تقویت گفت ‌و گوی سازنده میان گروه‌های مختلف، کاهش سوءتفاهم ‌ها و افزایش انسجام و همبستگی در جامعه کمک کند. در دنیایی که جنگ ‌ها بیش از آنکه نظامی باشند، شناختی شده‌اند، مهم‌ترین سلاح، ذهنیت آگاه و نقاد در جامعه است.

پی‌نوشت

نگارنده را با سابقه و علاقه به موضوعاتی چون سیاست‌های پولی و بانکی و به طور کلی اقتصاد کلان می‌شناسید؛ لیکن پیرو گفت‌وگو‌ها و مباحثات درون جامعه و خانواده‌ها و ملاحظه برخی دوقطبی‌ها در این روزها، این‌بار قلم بنده به سمت یادداشت زیر چرخید. باشد که مفید فایده افتد.

منبع: عصر ایران

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار